تحقیق رایگان درباره فیض کاشانی

دانلود پایان نامه ارشد

بدانيم، اما نگاهي به آيات بعد ميرساند که مقصود از ولايت در اين آيه ولايت حبي است زيرا حضور محبت دراين نزديکي است که باعث ميشود اهل کتاب پشتيبان يکديگر شوند: «بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ» و اين محبت است که مسلمان را که به سمت آنها گرايش پيدا کردهاند را همرنگ ايشان ميکند: «وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ». دليل دوم بر اينکه مقصود از ولايت، ولايت حبي است اينکه در آيهي 54، نخستين ويژگي قومي را که خداوند آنها را تحت شرايطي جايگزين خواهد کرد را _ گروهي که در مقابل مرتدين قرار دارند _ محبت دو طرفه بين آنها و خدا آورده است (طباطبائی، 1417، ج 5: 668-671؛ حقی بروسوی، بیتا، ج2: 403). حضور اين نوع از ولايت بين مسلمانان با اهل کتاب منجر به قرار گرفتن مومنين در جرگهي ظالمين و عدم تعلق هدايت الهي به ايشان خواهد شد، همانان که اعمالشان پذيرفته نيست و جزء گروه خسران زده هستند (طباطبائی، 1417، ج 5: 374؛ مظهری، 1412، ج 4: 325؛ گنابادی، 1408، ج 2: 90؛ طيب، 1378، ج4: 393).
محبت ايشان به خدا آثاري دارد که در ادامه برشمرده شده است. اين افراد در برخورد با مومنين خاشع و مهربان هستند و نسبت به عزت کاذب کافرين بياعتنا، در راه خدا با جانها، روحها، قلبها و تمام وجودشان جهاد ميکنند و در اين مسير از سرزنش هيچ ملامتگري هراس ندارند (قشیری، بیتا، ج1: 431؛ مصطفوی، 1380، ج7: 122). و خداي بيهمتا همهي اين ويژگيها را که نتيجهي محبت اين بندگان نسبت به خداوند است را فضل و کرمي از جانب خويشتن بر اين افراد ميداند (راغب، 1412، ج1: 639، مصطفوی، 1380ج 9: 106). اين موضوع مبين اين افراد است که حتي صفات اخلاقي که محبين به دست آوردهاند در نتيجهي نگاه الهي آن هم با فضل او به دست آمده است. آنها قدم جلو گذاشتهاند و خدا با فضل خويش به آنان کمک کرده است.
در اين آيه، مشخص است که محبت از جانب عبد، تحقق پيدا کرده است به اين دليل که محبت عبد به الله بعد از محبت خدا به بنده آمده است و محبت خدا به بنده نيز بعد از تبعيت از نبي تحقق ميپذيرد. خداوند در همه جا و به طور کلي در هستي، آغازگر توجه و عنايت است و انسان پس از معرفت به خدا و پيمودن راه تزکيه مشمول محبت ويژهي پروردگار ميشود و در مرحلهي بعد محبت عبد به خدا حاصل ميشود که داراي آثاري است که درقلبها و اعمال و جوارح ايشان ظاهر ميشود از قبيل اينکه با تمام وجود در راه خدا جهاد ميکنند و در اين راه از هيچ چيزي هراس ندارند.
محبت و تمايل واقعي بدون اثر و تاثير پذيري نميتواند باشد زيرا در اين صورت تنها ادعا است و هرگز تحقق نيافته است همانطور که آيهي 31 آل عمران به ادعاي محبت از طرف کساني پرداخته که هيچ گونه آثاري از آن در عمل، از ايشان ديده نميشده. هرگاه کسي خداوند را دوست داشته باشد و خواهان او باشد بايد در راه رضاي او و در مرحلهي بعد در راه هم شکلي با او به دنبال کسب خوبيها باشد. او در برابر مومنين فروتن است زيرا ميداند آنها نيز مانند خودش راه را درست پيموده و هم مسير با اوست، در برابر کافرين با عزت و پر جذبه است. با تمام وجود در مسير الهي و براي رسدن به کمال خويش تلاش ميکند و در اين راه از هيچ چيزي هراسي به دل ندارد زيرا ولايت الهي را پذيرفته است.
آیهی ذیل نیز، نمایانگر محبت انسان به خداوند است: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَ لَوْ يَرَی الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذاب» (بقره، 2/ 165).
اين آيه سخن از مردماني است که نه تنها معبوداني غير از خدا گرفتهاند از قبيل اصنام، ملائکه، اربابان جور و يا به سخن عارفان و به طور کلي، هر چيزي که قلب انسان را از غير خدا باز دارد، بلکه محبت خويش را نثار آنها ميکنند و طاعت و عصيان خويش را به پيشگاه آنان ميبرند (طبری، 1412، ج2: 141؛ طباطبائی، 1417، ج 2: 45).
در عبارت «يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ»، فاعل حب محذوف است و بنابراين اين سوال در ذهن مخاطبان شکل ميگيرد که: مانند حب چه کساني به خدا ؟ در رابطه با اين محذوف سه احتمال وجود دارد: الف: مانند حب خود ايشان که براي خدا شريک قرار ميدهند، آنان شريکان خدا را همتاي خدا دوست ميدارند، ب: مانند حب مومنين نسبت به خدا، ج: مانند محبت لازم به خدا، شريکان خود را دوست دارند. در هر سه صورت اين گروه بين دو گونهي محبت الله و محبت به شريکان او، تساوي برقرار کردهاند (اندلسی، 1420، ج 1: 84؛ فیض کاشانی، 1415، ج 1: 209؛ رازی، 1420، ج 4: 175).
بعد از سخن از مشرکين و قرار دادن شريک به خدا گريزي به چگونگي محبت اهل ايمان نسبت به الله ميزند و آن را با عبرت «اشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» توصيف ميکند. «اشَدّ»، افعل التفضيل است و در جائي آورده ميشود که برتري چيزي بر چيز ديگر در ميان باشد. شدت حب در اين آيه ميتواند نسبت به دو چيز باشد. الف: محبت کفار نسبت به خدا. ب: محبت کفار نسبت به خدا در کنار دوستي با بتها و شريکاني که در کنار او آنها را نيز ميپرستيدند (امین، 1361، ج2: 162-163). اين قسمت از آيه علاوه بر اينکه حجتي است بر کساني که در مسالهي محبت به خدا راه خويش را به اشتباه رفتهاند، توصيفي است از احوال مومن که براي خدا شريک قرار نميدهد و محبتش را تنها به خدا اختصاص ميدهد. محبت مومن همراه با وصف اشتداد آورده شده و اين اشتداد در نگاه مفسران عبارت است از انحصار تبعيت از الله، اخلاص در حب، عبادت خدا در همهحال حتي در سختترين شرايط و در يک کلمه اختصاص دادن خود به خدا و شريک قرار ندادن براي او ميباشد (طباطبائی، 1417، ج 1: 406؛ طوسی، بیتا، ج2: 163).
دقت در معنا و مفهوم آيات بیانگر دو گروه با وضعيتي کاملا متفاوت میباشد: يکي سير صعودي دارد و ديگري سير نزولي: انسانهائي که به دليل عدم انديشه در آيات الهي موفق به درک توحيد نشدند و در نتيجه براي خداي بيهمتا، همتا قرار دادند و از اخلاص در حب به الله منحرف شدند و گروه دومي که با تعقل بر روي آيات توحيد، به يگانه بودن خدا پي بردند و در نتيجه همهي محبتهاي خويشتن را به سمت خدا سوق دادند. مشرکين نتوانستند در پرتو نور محبت الهي که ميتوانست بعد از گذشت از اين مرحله شامل حالشان شود، مسير صراط مستقيم را طي کنند و در نتيجه از رحمت رحيميه بينصيب ماندند و در روند رشد به سمت پائين نزول کردند. و نتيجهي محبت خالصانه همانطور که آيات 54 مائده و 31 آل عمران به آن اشاره دارند، جلب محبت پروردگاري است که در پرتو آن به هدايت خواهند رسيد و از رحمت رحيمي حق بهره خواهند برد.
ب‌) محبت به همنوع
خداوند در بسیاری از آیات قرآن به مؤمنان دستور داده که به همنوعان خود محبت کنند و از خطاهای ایشان در گذرند: «وَ لا يَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْكُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ يُؤْتُوا أُولِي الْقُرْبی‏ وَ الْمَساكِينَ وَ الْمُهاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيم» (نور، 24/22)
اين آيه در شان تعدادي از صحابه نازل شده است که قسم خوردند تا به کساني که در ماجراي افک و پخش شدن اين شايعه، نقش داشتند، صدقه ندهند و با ايشان خوشرفتاري نکنند. خداوند با نزول اين آيه ايشان را به ادامهي کمک کردن به آنها و همينطور درگذشتن از گناه آنها ترغيب کرد (فیض کاشانی، 1415، ج3: 427).
سیاق آيات ماجراي تهمت زدن به يکي از زنان پيامبر است که به قضييهي افک معروف است. قرآن در اين آيات تهمت نادرست زنا به زن پيامبر (ص) را ساختهي جماعتي از خود مردم ميداند و به بيان اين مطلب ميپردازد که براي کساني که در ساختن اين تهمت نقش اصلي را داشتهاند، عذابي دردناک در نظر گرفته شده و به توبیخ کسانی پرداخته که در شایعه پراکنی این ماجرا دست داشتند. با این وجود از مومنان متمکن جامعه خواسته تا کمکهاي مالي خود را به نيازمنداني که در جريان شايعه نقش داشتند متوقف نکنند و همينطور از ايشان خواسته شده تا از گناه گناهکاران اين ماجرا درگذرند. اين گذشت از عقوبت کردن گناه و ناديده انگاشتن آن منجر به قرار گرفتن مومنين تحت شمول مغفرت الهي خواهد شد (طباطبائی، 1417، ج15: 87).
«لا يَأْتَلِ» معاني قسم خوردن، ترک کردن و کوتاهي کردن را دارا ميباشد. در هر سه صورت خداوند در صدد بيان اين مطلب است که مومنيني که داراي ثروت، اموال و دارائي هستند کمک هاي مالي خود را به نيازمندان از کساني که دچار خطاي غفلت شدهند، قطع نکنند (راغب، 1412، ج1: 83؛ طباطبائی، 1417، ج15: 94؛ طيب، 1378، ج9: 511).
خداوند بعد از اين درخواست، از ايشان ميخواهد تا از گناه افراد غافل درگذرند و هر كه ميخواهد خدا از گناهانش در گذرد، باید اشتباهات دیگران را ببخشد. اين گذشت از گناه در دو مرحلهي عفو و صفح مطرح است. عفو در لغت به معناي محو کردن است و در ارتباط با گناه به معناي گذشتن از مجازات کردن گناه است. صفح در لغت، اعراض و رويگرداني چهره است و رابطهي ان با گناه در چشم پوشي و ناديده گرفتن آن است. با اين توضيحات روشن ميشود که معناي صفح عميقتر و لطيفتر از معناي عفو است زيرا در عفو شخص گناه را ميبيند ولي عقوبت آن را ميبخشد ولي در صفح اصلا گناه را نميبيند تا بخششي در کار باشد (راغب، 1412: 574 و 486؛ میبدی، 1371، ج6: 508 )
خداوند براي تشويق به انجام اين دستور مغفرت خود را يادآوری میکند «أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ»، به اين دليل که مسلماً انسانها خواستار اين هستند که خداوند از گناهشان درگذرد و يا اگر گناهي ندارند خداوند حجابها را از مقابلشان بردارد بنابراين انسان بايد همانطور که از خداوند انتظار بخشش دارد، خود نيز در حق ديگران بخشش روا دارد (طباطبائی، 1417، ج15: 94؛ مکارم شیرازی، 1421، ج11: 59 ) . عبارت مذکور، علاوه بر تشويق به انجام اين عمل پسنديده، به بيان نتيجهي عمل مومنين نيز ميپردازد که همان مغفرت الهي است (طيب، 1378، ج9: 511؛ فیض کاشانی، 1415، ج3: 427 )
در پايان آيه، دو اسم غفور و رحيم خداوند ياد آور شده است؛ خداوند ابتدا عذاب و عقوبت گناهکاران را ميبخشد و در مرحلهي بعد الطاف و نعمتهايش را شامل حال ايشان ميکند (طباطبائی، 1417، ج3: 106) . خداوند اين دو صفت خود را در پايان آيه براي مايهداران خاطر نشان کرده که خداوند از لغزشهاي بندگان درميگذرد و به آنها خير و خوبي عطا ميکند و مسير هدايتشان را هموار ميکند شما نيز همانند خدا باشيد از گناه مجرمين درگذريد، به آنها کمک مالي کنيد و بگذاريد آنها در آرامش بمانند. با آوردن اين دو اسم در انتهاي آيه انسانها را به همشکلي و همرنگي با خود در اين دو صفت دعوت کرده است.
آيات فوق در حقيقت ترسيمی از تعادل جاذبه و دافعه اسلامی است:آيات افك و مجازات شديد تهمت‏زنندگان به نواميس مردم نيروی عظيم دافعه را تشكيل می‏دهد، و آيه بعهد كه سخن از عفو و گذشت و غفور و رحيم بودن خدا می‏گويد بيانگر جاذبه است (مکارم، 1421، ج11: 59).
محبّت در قرآن، به دوصورت پسنديده و ناپسند بیان گردیده است. محبت پسندیده، مربوط به اموری است که در جهت رضای الهی است و انسان را به یاد خداوند می اندازد. و محبّت مذموم، مربوط به اموریست که رضای الهی در آن لحاظ نمی گردد.
– محبتهای پسندیده
1. محبّت محبوبان خدا
قرآن مجید درباره‌ی نه گروه تصریح فرموده است که مورد محبت خدایند و خداوند آنان را دوست دارد. دوست داشتن خدا، خود بهترین شاهد است بر این که دوست داشتن آنان پسندیده است. این گروه‌ها عبارتند از: صابران (آلعمران، 3/ 146)، پرهیزکاران (آلعمران، 3/ 76)، توکل کنندگان به خدا (آلعمران، 3/ 159)، توبه کنندگان و پاکان (بقره، 2/ 222)، نیکوکاران (بقره، 2/ 195)، مجاهدان (صف، 61/ 4)، مجریان قسط و عدالت (مائده، 5/ 42) و پیروان رسول خدا (آلعمران، 3/ 31).
2. محبت به والدین و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، محبت خداوند، ظاهر و باطن Next Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، محبت خداوند، رسول اکرم (ص)، جوادی آملی