تحقیق رایگان درباره فناوري، كشورهاي، فني

دانلود پایان نامه ارشد

فناوري در برخي كشورهاي درحال توسعه همانند ايران است.كشورهايي مانند هند و پاكستان به واسطه كمك غير مستقيم غرب در دهه هاي قبلي به اين جهش فناوري دست پيدا كرده اند.به نظر مي رسد در دوران جنگ سرد برخي كشورهاي ديگر مانند ايران ،تركيه و مصر با توجه به پتانسيل نيروي انساني خود در صدد اند به قافله جهش فناوري بپيوندند.در صورت وقوع اين امر كه البته بدون چالش نخواهد بود ، رابطه غرب با اين كشورها از منظر فناوري دچار تحول بنياديني خواهد شد. برخورد قدرت هاي بزرگ دارنده فناوري پيشرفته هسته اي با پرونده هسته اي ايران را مي توان تا حدي در پرتو اين دو نگراني كه به آنها اشاره شد درك كرد.حداقل تا زمان علني شدن فعاليت هاي هسته اي ايران در نطنز ، باور غالب در غرب اين بود كه ايران نمي تواند به تنهايي و بدون كمك گرفتن از غرب به فناوري حساس هسته اي دست پيدا كند. لذا در مرحله نخست رويارويي ايران با قدرت هاي بزرگ در مسئله هسته اي ،غرب نگران اين بود كه مبادا ايران به فناوري حساس هسته اي دست پيدا كرده باشد ، اما علني شدن ابعاد فني فعاليت هاي هسته اي ايران و اعلام اين نكته از سوي آژانس كه فعاليت هاي هسته اي ايران از نظر فني به مراتب پيشرفته تر از آن چيزي بود كه آژانس تصور مي كرد ، اين نگراني اوليه غرب را به سوي اين واقعيت رهنمون كرد كه تركيب توانايي و هوش ايراني ها با حلقه هاي انتقال فناوري در ميان كشورهاي در حال توسعه باعث شده است ايران به فناوري بومي هسته اي دست پيدا كند. چيزي كه نمي تواند با فشارهاي سياسي آن را از بين برد و يا متوقف كرد. (قهرمانپور :1387: 25) اعمال تحريم هاي نفتي عليه جمهوري اسلامي ايران در دو قطعنامه شماره1737 و 1747 تا حد زيادي به اين خاطر بود كه روند پيشرفت فناوري هسته اي در ايران تا حد امكان كندتر شود.البته در تحليل نحوه برخورد قدرت هاي بزرگ با ايران از منظر فناوري هسته اي نبايد يك نكته مهم را از ياد برد:روسيه و تا حد كمتر چين به درآمدهاي مالي ناشي از فروش فناوري هسته اي به ايران نياز دارند.هرچند روس ها در برخي موارد ادعا مي كنندمنافع مالي ناشي از همكاري هسته اي روسيه با ايران به مراتب كمتر از هزينه هاي سياسي آن براي روابط روسيه با غرب مي باشد.اما واقعيت امر آن است كه در بلند مدت روسيه از بابت همكاري هسته اي صلح آميز با ايران و نيز فناوري هاي وابسته آن منافع مالي قابل توجهي عايد خود كرده است و به صورت طبيعي تمايل ندارد اين بازار پرسود رو به گسترش را از دست بدهد.به خصوص اينكه فرانسه اخيراً در صدد بازاريابي هاي وسيع براي فناوري هسته اي خود برآمده و قراردادهايي را با الجزاير،ليبي ،چين وامارات متحده عربي(2008)براي همكاري هسته اي و احداث نيروگاه هاي هسته اي امضا كرده است. (قهرمانپور :1387، 25) انرژي هسته اي و تلاش در اين راستا، كه از آن به عنوان رنسانس هسته اي ياد مي شود، بازار فناوري هسته اي در آينده مي تواند براي كشورهاي داراي فناوري هسته اي پيشرفته به مراتب سودمندتر از گذشته باشد. هرچند انتقال فناوري نيروگاه هاي هسته اي الزاماً منجر به انتقال فناوري حساس هسته اي نظيرغني سازي ، بازآفريني و مديريت پسماندها نمي شود، اما براساس نظريه جبرفناوري مي توان پذيرفت چنين تحولي زمينه ساز گسترش فناوري هسته اي در جهان خواهد شد. فرض ديگر اين است كه كشورهاي غربي مي خواهند با فروش فناوري نيروگاه هسته اي انگيزه كشورها را براي داشتن چرخه سوخت ملي براي توليد سوخت مورد نياز نيروگاه ها كاهش دهند.پيشنهاد اعطاي رآكتور آب سبك به ايران در ازاي كنار گذاشتن غني سازي از سوي قدرت هاي بزرگ درگير در پرونده هسته اي ايران را هم مي توان در اين راستا تحليل كرد. كشورهاي غربي پذيرفته اند كه گريزي از گسترش فناوري هسته اي نيست و لذا تلاش مي كنند با يك حركت رو به جلو ،روند گسترش اين فناوري را تا حد ممكن براساس منافع خود هدايت يا كنترل كنند. به عبارت ديگر تعريف فناوري هسته اي صلح آميز حداقل از نظر غربي ها شامل داشتن چرخه سوخت و فناوري غني سازي نمي باشد.با اين حال رويكرد جبر فناوري معتقد است حتي انتقال فناوري نيروگاه هسته اي خود زمينه ساز انتقال ساير فناوري هاي هسته اي مي باشد ، به خصوص اگر يك كشور داراي نيروي انساني كارآمد و فراواني باشد كه بتواند زمينه هاي پيشرفت فني را فراهم كنند. بنابراين در مقياس كلان تر نگراني غرب اين است كه با توجه به قدرت ناسيوناليسم و تمدن ايراني ،دستيابي به فناوري هسته اي در بلند مدت زمينه ساز جهش فناوري در ساير حوزه ها و به دنبال آن افزايش قابل توجه قدرت ايران شود. وجود زير ساخت هاي علمي و نيز تعداد فراوان فارغ التحصيلان توانمند علمي در ايران نيز اين نگراني را تشديد مي كند . فناوري هسته اي و بومي كردن آن مي تواند الگويي براي ساير حوزه هاي فناوري هاي حساس نظير نانو فناوري باشد. از آنجا كه مخالفت با پيشرفت فني ايران چيزي نيست كه از نظر تبليغاتي قابل بهره برداري عليه ج.ا.ا باشد، لذا كشورهاي غربي تلاش مي كنند اين موضوع را در بحث هاي سياسي وارد نكنند. حال آنكه سياست ج.ا.ا ، بزرگ نمايي ابعاد فني و فناورانه فعاليت هاي هسته اي مي باشد. از اين رو غربي ها همواره تكرار مي كنند مخالف پيشرفت فني ايران نيستند. درنقد اين رويكرد و نگرش بايد به چند نكته توجه كرد.نخست اينكه جبر فناورانه هرچند در مواردي صادق است، ولي در اغلب موارد صادق نيست. به عنوان مثال فعلاً هيچ كشوري در جهان در حال توسعه به فناوري فضانوردي و اكتشافات فضايي دست پيدا نكرده است. در مورد بسياري از فناوري ها هم اين ادعا صادق است. لذا خواست و اراده دولت ها در ارتباط با اين مسئله با اهميت است. دوم،فناوري را مي توان جداي از بستر اجتماعي-سياسي و اقتصادي آن در نظر گرفت. فناوري در نهايت يك پديده اجتماعي است و با اين نگاه است كه مي توان توضيح داد چرا پاكستان بمب اتمي دارد ولي در بسياري از فناوري هاي ديگر عقب مانده است. بنابراين نمي توان پذيرفت فناوري به صورت طبيعي خود را برجامعه تحميل مي كند. با فرض فناوري هسته اي به عنوان يك پديده اجتماعي-سياسي مي توان گفت چرا در برخي كشورها ميل به داشتن فناوري هسته اي بيشتر از داشتن ساير فناوري است.سوم، پيشرفت در حوزه فناوري هسته اي الزاماً به معناي پيشرفته بودن در ساير حوزه هاي فناوري نيست، هرچند مي توان اين گونه باشد. نگاه صرفاً فني به فناوري هسته اي در بخش هايي از نظام تصميم گيري طبيعي است ،اما غلبه چنين نگرشي باعث مي شود ساير ابعاد مسئله فناوري هسته اي به خصوص در نظام بين المللي كم اهميت تلقي شود كه براي منافع ملي زيان بار است.آن چيزي كه باعث مي شود فناوري هسته اي در مقايسه با فناوري هاي ديگر از نظر سياسي اهميت پيدا كند ، كاربرد آن است. لذا نمي توان نسبت به فناوري هسته اي و سياست ، نگاهي يكسان داشت و سياست گذاري هاي مشابعي در مورد آنها انجام داد. (قهرمانپور :1387، 28)
نظريه رئاليسم كلاسيك و فناوري هسته اي
رئاليسم كلاسيك عمده ترين دليل دولت ها براي انجام فعاليت هاي هسته اي و دستيابي به سلاح هسته اي را نگراني هاي امنيتي آنها مي داند. محيط بين المللي يك محيط نا امن است و لذا دولت ها براي تأمين بقاي خود بايد يه يك ابزار مطمئن مجهز شوند و آن ابزار سلاح هسته اي مي باشد. پيامد هاي ناشي از بكارگيري سلاح هاي هسته اي آن اندازه زياد است كه دولت هاي ديگر را وادار مي كند به دولت دارنده سلاح هسته اي حمله نكنند. از طرف ديگر با وجود سلاح هسته اي در دست يك دولت ، انتقام گيري متعارف از آن دولت ديگر كارآمدي لازم را نخواهد داشت. دستيابي به سلاح هسته اي ، وسيله مطمئني براي بقاءدر دنيايي است كه در آن امنيت يك كالاي كمياب بوده و دولت ها همواره در معرض تهديدات ناشي از افزايش قدرت دولت هاي ديگر و نيات توسعه طلبانه آنها قرار دارند. چنين نگرشي به جهان ريشه در بدبيني فلسفه رئاليستي نسبت به ماهيت آدمي دارد.از نظر پيروان اين رويكرد انسان ذاتاً موجودي است شرور و اين شرارت وي در دولت نيز متجلي است.از آنجا كه در نظام بين المللي برخلاف جامعه داخلي،يك دولت يا حاكميت قدرتمند وجود ندارد،لذا وضعيت آن،وضعيت جنگ همه عليه همه است كه هابز انديشمند انگليسي قرن هفدهم توصيف مي كند.چنين وضعيتي در ادبيات رئاليستي روابط بين المللي آنارشي ناميده مي شود.اين وضعيت دولت ها را به داشتن سلاح هسته اي تشويق مي كند.بنابراين در هسته اي شدن دولت ها ، عوامل خارجي و در رأس آنها نا امني ناشي از رقابت دولت ها در نظام بين المللي مهم تر از عوامل داخلي مي باشد. ممكن است در داخل يك كشور گروهي مخالف دستيابي به سلاح هسته اي باشند ،اما احساس نا امني دولت مقدم بر خواست اين گروه ها مي باشد.از دهه 1950رويكرد رئاليستي تفكر رايج در تحليل چرايي تلاش دولت ها براي دستيابي به فناوري و بمب هسته اي بوده است. نخستين متفكراني كه در صدد شناخت پيامد ها و علل هسته اي شدن دولت ها برآمدند،عمدتاً از منظر مفروضات رئاليستي به موضوع مي نگريستند و اين امر باعث شد چنين نگرشي به حوزه تصميم گيري و سياست گذاري نيز راه پيدا كند.دليل آن اين بود كه اولاً رئاليسم،تبييني قانع كننده از دلايل دولت ها براي دستيابي به سلاح هسته اي ارائه مي داد وثانياً به دليل نبود اطلاعات معتبر در مورد شيوه هاي تصميم گيري و سياست گذاري دولت ها، تبيين رئاليستي مي توانست كمك كننده سياست گذاران باشد. هنوزهم بيشتر رهبران غرب ازاين زاويه به موضوع فعاليت هاي هسته اي كشورها مي نگرند.اغلب آنها معتقدند به دليل احساس ناامني دردولت ها نوعي تمايل طبيعي به سلاح هسته اي به دليل قدرت بازدارندگي اين سلاح وجود دارد وهرچه اين حس ناامني بيشتر شود انگيزه دولت ها براي دستيابي آنها بيشتر خواهد شد.لذا دادن تضمين هاي امنيتي به دولت هايي كه احساس ناامني مي كنند مي تواند انگيزه آنها را براي هسته اي شدن كاهش دهد.درچهارچوب اين نگرش پيامد هاي دستيابي دولت هاي متعدد به سلاح هسته اي بسيار مهم است. سلاح هاي هسته اي با قدرتمند تر كردن دولت هاي ضعيف تر باعث شكل دهي مجدد به معادلات بين المللي مي شوند.(قهرمانپور :1387، 25) به گفته جان وينر،يكي از نخستين استراتژيست هاي هسته اي، فتح كشورهاي كوچك داراي سلاح هسته اي بدون هزينه نيست و اگر دولت هاي كوچك نظام بين الملل به اندازه كافي بمب توليد كنند ديگر در سياست قدرت(بين الملل)پياده نظام و صفر نخواهد بود.ازمنظر رئاليست ها سلاح هسته اي قدرت نسبي دولت ها را در نظام بين الملل به يكباره افزايش مي دهد و تغيير معاملات قدرت به تغيير معاملات ميان قدرت هاي بزرگ با يكديگر و با قدرت هاي كوچك ترمي انجامد.در نتيجه تداوم چنين امري مي تواند توزيع قدرت را درنظام بين الملل نيز متحول كند.به دلايل آثار وپيامدهاي تخريبي گسترده سلاح هاي هسته اي، بسياري ازاستراتژيست ها وبه خصوص استراتژيست هاي رئاليست،اين سلاح ها راابزاري موثر براي بازدارندگي ونه استفاده كردن مي دانند.به تعبير ديگر تنها كاربرد سلاح هاي هسته اي در نظام بين الملل به كار نگرفتن آنها در عمل و استفاده از آنها براي جلوگيري از حمله دشمن مي باشد. (قهرمانپور :1387، 31)
برودي و همفكران او در كتاب سلاح هاي مطلق: قدرت اتمي و نظم جهاني كه يك سال و نيم پس از انفجار اولين بمب اتمي منتشر شد،اين ديدگاه را بسط و گسترش دادند كه قدرت بي نظير و فوق العاده سلاح هاي اتمي اين امكان را به آنها مي دهد كه ابزار مؤثري براي بازدارندگي باشند. به گفته آنها در آن زمان نقش برابري در قدرت بازدارندگي (ميان امريكا و شوروي) مهم تر از معاهدات كنترل تسليحاتي در جلوگيري از وقوع جنگ بود . برودي معتقد است چون در جنگ هسته اي چشم اندازي براي پيروزي كامل هيچ يك از طرفين وجود ندارد، لذا بمب اتمي بيشتر از آنكه بي ثبات كننده باشد با ثبات كننده است و احتمال جنگ و به خصوص جنگ هسته اي را كاهش مي دهد. Booth:1991,22))بايد خاطر نشان كرد در تحليل نظريه رئاليستي ، ويژگي ثبات ساز سلاح هاي هسته اي عمدتاً با نظريه بازدارندگي قابل

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره فناوري، بينالملل، كشورهاي Next Entries تحقیق رایگان درباره المللي، امنيت، افزايش