تحقیق رایگان درباره فضایل اخلاقی، کتاب مقدس، بررسی تطبیقی، اخلاق قرآنی

دانلود پایان نامه ارشد

(برزخ) ناميده اند. در آيين كاتوليك، روزي به نام روز ارواح وجود دارد كه با به صدا درآمدن زنگ هاي كليسا، ارواح با دعاي بستگانشا ن از اين پيشخوان آزاد مي شوند (آشتیانی، 1368: 354). با توجه به متن انجيل لوقا و متي، حيات برزخي عموميت دارد و با توجه به متن دوم، حضور در عالم برزخ مختص گناه كاران است، اما در مجموع، مي توان باور به برزخ و حيات واسط ميان دنيا و آخرت را مقبول مسيحيان شمرد (رحیمپور، 1391: 142).
اعتقاد به برزخ در نزد کاتولیکها پذیرفته و اما در نزد ارتدوکسها و پروتستانها پذیرفته شده نیست (زیبایینژاد، 1382: 250). در اعتقاد کاتولیکها، شخص گنهکار در صورتی که بدون توبه از دنیا برود در برزخ عذاب خواهد شد اما پروتستانها براین باورند که ایماندار در مورد گناهان خود دادرسی نخواهد شد زیرا برای گناهان خود در شخص مسیح (ع) و در صلیب او دادرسی شده است (تیسن، بیتا: 337؛ زیبایی نژاد، 1382: 414).
در مسيحيت، اعتقاد به برپا شدن رستاخيز كل و زنده شدن دوباره ي مردگان و حيات مجدد آن ها امري قطعي است و قيامت، كه از آن با نام روز داوري ياد مي شود، صحنه ي رسيدگي به اعمال است . اما نزد مسيحيان، برخلاف يهوديت، آخر الزمان (يعني زمان ظهورمسيحاي موعود) و آخرت بر هم انطباق دارند. مطابق اين آيين، عيسي در آخرالزمان رجعت مي كند و با رجعت او، واقعهي عظيم قيامت شروع مي شود (همان: 143). هنگامي كه جسم آدمي با مرگ نابود مي شود، روح باقي مي ماند و زماني كه عالم به پايان نهايي خود مي رسد، يعني به هنگام رستاخيز كل، ارواح تمام انسان ها با بدن هاي آن ها متحد مي شود و آن ها دوباره با ويژگي هاي خاص خود زنده میشوند (همان). مطابق عهد جديد، پيش از رستاخيز كل، مسيح رجعت خواهد كرد و رجعت او با رستاخيز مردگان و پايان دنيا همراه خواهد بود . براي اين رجعت و رستاخيز، وقت و روز معيني ذكر نشده و هيچ كس حتي خود مسيح، از زمان آن آگاه نيست. اين امر فقط بر خدا معلوم است و به خواست و اراده ي او بستگي دارد (متی 24: 36).
عناصر اصلي و چهارچوب كلي رستاخيز كل در عهد جدید را چنين برشمردهاند: الف) نفح صور و دميدن در شيپور از مقدمات رستاخيز است. مطابق عهد جديد، دوبار در صور دميده مي شود. يكي هنگام رجعت مسيح و ديگري هنگام زنده شدن دوباره ي انسان ها با بدني فناناپذیر. ب) زنده كردن مردگان در برخي مواضع به خداوند نسبت داده شده است و در برخي مواقع به فرزند خدا حضرت عيسي (ع) و گاه روح القدس. ج) داوري در اعمال و حسابرسي اساس رستاخيز را تشكيل مي دهد. د) ثواب و عقاب اخروي جاودانه و ابدي است. ه) در عهد جديد، عيسي مسيح با عنوان شفاعت كننده معرفي شده است. و) رستاخيز و حشر امري عمومي است. ز) بهشت و جهنم ؛ باور غالب در مسيحيت اين است كه پس از رجعت عيسي (ع) و بپا شدن رستاخيز در روي زمين، داوري نهايي انجام مي شود و مردم برحسب اعمالشان به جهنم يا بهشت، خواهند رفت (رحیمپور، 1391: 144-147).

– نتایج:
تحلیل رابطه اصولی اعتقادی (ایمان- شریعت- ولایت- اختیار- معاد) و مبانی اخلاقی در قرآن و عهدین دربردارندهی نقاط قوت و ضعف ذیل است:
– ایمان مهمترین مبنای اخلاقی در کتاب مقدس و قرآن است که تمامی رابطهی انسان با خداوند سرانجام بر روی آن استوار میشود. هر سه كتاب آسماني بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه، اخلاق بدون ايمان اساس و پايه درستي ندارد. زيربناي همه اصول اخلاقي و منطق همه آنها بلكه سر سلسله همه معنويات، ايمان مذهبي يعني ايمان و اعتقاد به خداست.
– عهد عتیق و قرآن همسويي هاي زيادي كه در زمینهی انجام اعمال شریعت دارند، ولی با این حال، يك سلسله تفاوتهايي نيز ميان تشريعات آن دو به چشم مي خورد كه رويكرد كلي هر يك از اين دو كتاب را در زمينه تشريع و احكام نشان مي دهد. مثلاً: تشريعات قرآن معمولاً كلي و عام است، اما تشريعات تورات، جزئي و موردي است. نمونه زير بيانگر اين واقعيت است «گاو را با حمار هم جفت كرده شياره مكن. پارچه مختلط از پشم و كتان بافته مپوش. از براي خود بر چهارگوشه جامه اي كه خود را به آن مي پوشي بندها بدوز. » (تثنیه22: 10-12). اين ويژگي كه در بيشتر تشريعات دوكتاب وجود دارد، باعث مي شود كه تشريعات قرآني قابليت انعطاف و سازگاري با تحولات و تغييرات زمان را بيشتر از تشريعات تورات داشته باشد. تفاوت دیگر اینکه خطاب تشريعي در قرآن نسبت به همه انسانهاست، اما در تورات خطاب مخصوص بني اسرائيل است: «پس تمامي اوامري كه امروز شما را امر مي فرمايم نگاه داريد كه قوي بوده به زميني كه جهت ارثيتش به آن عبور مي نماييد داخل شده به تصرف آوريد…» (تثنیه8: 1). بخش عبادات در تورات همراه با تشريفات زياد است همين تشريفات زياد باعث شده است كه تشريعات تورات جنبه ظاهرگرايي پيدا كند و از روح عبادت فاصله گيرد. در اين زمينه كافي است به توصيه هاي مربوط به قرباني كردن و يا خدمت كردن در مقام مقدس و لباسهاي خدمت گزاران و… مراجعه شود. در حالي كه در قرآن عبادت به ساده ترين شكل تشريع شده است نماز، روزه، حج و… هر كدام به چند دستور كوتاه خلاصه مي شود. بر اساس تورات گناه مطلقاً موجب كفاره است و از اين رو بحث كفّارات و قربانيها در تورات بسيار گسترده و مبسوط مطرح شده است؛ در حالي كه در فرهنگ قرآن برخي از تخلفات موجب كفاره است و برخي ديگر با توبه و بدون كفاره جبران پذير مي باشد.
– به نظر قرآن، كسي كه عبوديت و بندگي خدا را برگزيند، در تمام مراحل زندگي و حتّي در جزئيات اعمال و رفتار نيز بر طبق رضاي خدا و خواست او عمل ميكند؛يعني اعمالي را كه موجب خشنودي خدا مي شود به جا ميآورد و از اعمالي كه موجب ناخشنودي اوست پرهيز ميكند. اما در عهدجديد دربارهي نقش عمل صالح و فضايل اخلاقي در وصول انسان به نجات دو نگرش متفاوت«ايمان گرايي»و«شريعت محوري»وجود دارد. در نگرش ايمانگرايان، انسان نقش چنداني در نجات خود ندارد و نقش اصلي را مسيح برعهده دارد نه استعداد و شايستگي بشري. در اين ديدگاه كه پايهگذار مباني آن، پولس رسول بود از طرفي گناه را ذاتي انسان ميدانند و از طرف ديگر مصلوب شدن مسيح را كفاره گناه انسان قلمداد ميكنند، و بالتبع آن شخص به محض اينكه به حضرت عيسي مسيح(ع)ايمان آورد رستگار ميشود هرچند به شريعت عمل نكند. در اين نگرش نقش اختيار و رعايت قوانين اخلاقي كمرنگ شده و فقط فديه مسيح است كه تمام نقش را براي خود گرفته است، كه اين عقيده قابل پذيرش براي همه آنان از جمله پلاگيوس نبوده است. ولي در نگرش شريعت محورها در عهدجديد، ايمان به همراه انجام شريعت و اعمال نيك، شرط نجات انسان به شمار ميآيد، و شايستگي دروني بشر نقش مهمي در وصول انسان به كمال نهايياش دارد و اين نگرش، محدوده بيشتري براي اعمال اخلاقي در نجات بشر قائل است، اما باوجود آموزه گناه ذاتي ونقش فديه مسيح در رستگاري، قادر نبوده است كه به اين سوال بشر پاسخ كاملي بدهد: چگونه انسان ميتواند بر گناه غلبه يابد و با تلاش خود به مدارج عالي اخلاقي برسد؟ برخي از عبارات كتاب مقدس در زمينه ايمان و عمل با عقايد شريعتمحوري، مطابقت بيشتري داشته و حاكي از قائل بودن اختيار براي انسان در دوري از گناه، انتخاب ايمان و انجام اعمال شريعت و اخلاقيات براي نجات ميباشد. و علاوه بر قوانين و مقررات خاص، و تعيين مجازات براي متخلفين آن، مباحث اخلاقي ارزشمندي مانند نكوهش و يا ممنوعيت قتل نفس، دزدي، خيانت و توصيه به مهرباني و گذشت در برابر همنوعان وجود دارد. اين مطالب گوياي ردّ نظريه ايمانگرايان است.
– ولایت و اطاعت از پیامبران یکی دیگر از مبانی اخلاق در کتاب مقدس و قرآن به شمار میآید. عهد عتیق بیان میکند که اگر کسی به سخنان نبی عمل نکند خداوند او را مجازات خواهد کرد (تثنیه18: 15 و 19) و بر آنها اخم میگیرد (زکریا7: 12) و آنها را در چنگال دشمنان اسیر کرده و مورد آزار و اذیت آنها قرار میدهد (نحمیا9: 26-27). نگاه قرآن به پيامبر(ص)و ائمه(ع)به عنوان يك الگو براي كمالات اخلاقي، نگاه به يك انسان كامل است و قبول ولایت آنها، یعنی تمسک به آنها در تمام امور اخلاقی و اجرای کامل دستورات شریعت. اما عهدجديد، عيسي را خدايي ميداند كه تجسد يافته است، گرچه بعد انساني هم براي او قائل ميشود. و با قبول ولایت او، شخص دیگر نیازی به انجام اعمال نیکو و اخلاقی ندارد، زیرا صرف ایمان به مسیح او را به نجات و رهایی میرساند.
– آزادی اراده و اختیار انسان، شالودهی علم اخلاق عهد عتیق است. ماهیت زندگی بشر به وسیلهی امیالش شکل میپذیرد. او میتواند در صورتی که مایل باشد از فرصتهای زندگی سوء استفاده کند. اما به هیچ وجه موافقت نشده است که چنین خطایی را مرتکب گردد. انگیزه بدی پیوسته وی را وسوسه میکند و به سوی فساد میکشاند. لکن اگر گمراه شود و سقوط کند، مسئولیت آن تنها با خود اوست.
– سهم انجام اعمال اخلاقي بشر با اختيار خود در حوزه رستگاري از نظر قرآن، در تمامي مراحل به درستي تبيين شده است. از ديدگاه قرآن، خداوند در بين مخلوقات خود انسان را انتخاب كرد و به او استعدادي عطا فرمود كه توسط آن و به راهنمايي قرآن و اولياي الهي بتواند قيد و بندهاي شيطاني و نفساني را از خود بزدايد و آزادانه به عبادت خداوند و زندگاني شرافتمندانه ادامه دهد. اختيار به نظر مفسران قرآن، لطفي عظيم از جانب پروردگار به انسان است كه درك حقيقت آن ميتواند هدف از خلقت انسان به عنوان اشرف مخلوقات و مسخرنمودن عالم براي او را به وضوح نمايان سازد. در نتيجه اين نوع نگرش، انسان با انگيزه و ايمان قوي و عشق به پروردگار به كسب فضايل اخلاقي و اجتناب از رذايل اخلاقي ميپردازد و با پيروي از پيامبران و معصومين(ع)و با تشبّه و اقتدا به آنان، متخلق به اخلاق الاهي شده و به مقام خليفهاللهي نائل ميگردد.
– معاد یکی دیگر از مبانی اخلاقی در عهد جدید و قرآن است. اما در عهد عتیق سخنی صریح از رستاخیز و روز جزا، و بهشت به عنوان پاداش برای انجام فضایل اخلاقی و جهنم به عنوان عقاب برای ارتکاب رذایل اخلاقی وجود ندارد. و به نظر میرسد اگرثواب و عقابی نیز وجود داشته باشد معمولاًدرچارچوب زمان تحقق مییابد. از اینرو، عدم وجود این آموزه در اسفار خمسه که از جمله الواح اولیهای بوده که بر موسی(ع) نازل شده است، مبانی اخلاقی عهدعتیق را دچار اعوجاج میکند و مسیر را برای کج اندیشان باز میکند و محیط تحلیلهای نادرست را برای بیماردلان مهیّا میسازد. هر چند اگر در کتب بعدی یهودیان نیز اشاراتی به معاد باشد، باز مشکل سر جای خود باقی میماند که چرا خداوند به پیامبر اولوالعزمش چنین اصل مهم و بنیادی را تذکر نداده است؟! در صورتی که آموزه معاد، مورد اهتمام همه انبیای الهی بوده است و دعوت به دین، در صورتی معنا دارد که زندگی پس از مرگ جزء اصول اساسی آن باشد. شاید میل باطنی قوم یهود به زندگی دنیوی آنان را واداشته تا آیات معاد را از تورات حذف کنند.

فصل چهارم
بررسی تطبیقی فضایل اخلاقی ایمانی در قرآن و عهدین

در زبان اخلاقی قرآن، برخی از فضایل اخلاقی به صورت صفت و ملکهای نفسانی بوده و اختصاصی به حوزۀ خاصی از حوزههای زندگی انسانی ندارد، بلکه بر همۀ حوزهها تأثیرگذار است. این قبیل صفات اخلاقی در دو گروه جای میگیرند؛ برخی از آنها نقش هدایت گری را در سیر معنوی و اخلاق انسان بازی میکنند، که در ساختار اخلاق قرآنی، ایمان به عنوان عالیترین صفت نفسانی هدایتگر مورد تأکید فراوان واقع شده و مفتاح همۀ صفات پسندیدۀ نفسانی و نیکیهای رفتاری به شمار میآید و گروهی دیگر صفت نفسانی عمل کنندهاند که در سایۀ صفت هدایتگر تحقق مییابند (دیلمی و آذربایجانی، 1387: 64). در این راستا، در این فصل سعی بر آن است که: مقایسهای تطبیقی بین قرآن و عهدین، درباره بخشی از این صفات

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره تجدید حیات، کتاب مقدس، رحمت الهی، حسن و قبح Next Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، محبت خداوند، ظاهر و باطن