تحقیق رایگان درباره فرمانبرداری، فضایل اخلاقی، کتاب مقدس، حقوق مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

قلمرو دین و اخلاق رسوخ یابد. این دو حوزه خود به دو نوع سلبی و ایجابی تقسیم میشوند. احکام ایجابی برای آراستن انسان به صفات حسنه و فضایل اخلاقی، و دستورهای سلبی برای پیرایش انسان از رذایل اخلاقی وضع شدهاند. در حوزه ی دین، حیات قدسی نفیاً خواستار دوری از شرک و بتپرستی است و اثباتاً خواهان پذیرش آیینی است که هم شریف و هم تعالی بخش باشد. در حوزه ی اخلاقیات، عدالت جنبه سلبی قداست و تقوای اخلاقی جنبه اثباتی آن است. و بر این اساس قداست اخلاقی عبارت است از: مقاومت در برابر هر گونه خود پرستی و در خدمت اجتماع بودن است (اپستاین، 1388: 19-20). از لوازم حیات قدسی در عهدعتیق، توجه به رفتارهای فردی و اجتماعی است. از جمله: رعایت حق حیات، حق مالکیت، حق کار، حق داشتن مسکن و حقوق فردی، تقوای اخلاقی در قبول تکالیف، اهتمام به امور مستمندان واستفاده نمودن از خیرهای دنیوی (همان: 23-24). در پیوند با قانون اخلاقی عهدعتیق باید به حقوق مدنی و قضایی آن اشاره کرد. در تورات انگیزه ی اساسی حمایت از شخصیت انسان است. قیودی که تورات بر حوزه ی مسئولیت صاحبان قدرت میگذارد نشان میدهد که تا چه حد تأکید بر حقوق فرد اهمیت داشته است (لاویان 19: 13؛ خروج 21: 26-27؛ تثنیه 23: 16-17). سرانجام قداست باید در اخلاق شخصی و طهارت خانوادگی، در خودداری از هر نوع رابطهی نامشروع نظیر زنا با محارم و نیز لواط و بدرفتاری با حیوانات و در کنترل شهوات و لذایذ مادی، و در رعایت عفاف در رفتار، گفتار و اندیشه به نمایش درمیآمد (اپستاین، 1388: 25؛کهن، 1382: 43-45).
تقدس الهی به عنوان الگوی ایده آل برای انسان در جهت تشبه جستن به ذات مقدس الهی است (پيدايش، 1: 26). قداست وپاکدامنی هدف اصلی وعدههای تورات است. درمقدمه مجموعه قوانین اخلاقی تورات آمده است: «مقدس باشید زیرا من خداوند، خدای شما مقدس هستم. » (لاویان 19: 3). صفت قدوسیّت دالّ برآن است که خداوند از هر پستی و پلیدی به دور است و دارای کمال واقعی است که خارج از فهم انسانی است. و مقدس بودن بشر به این معناست که فرد یهودی عالیترین وظیفه خود را این بداند که با احتراز از رفتار ناپسند، قدوسیت خدا را از بیحرمت شدن حفط نماید (کهن، 1382: 47-48). قداست يعني خالي بودن از گناه وداشتن طهارت کامل که اين ازجمله صفات مخصوص خداوند و وسيلهاي براي شناسايي حق تعالي از خدايان بت پرستان است. خداوند قدوس گناه را مکروه ميدارد وگنهکار را معاقبت مينمايد (هاکس، 1383: 690). اهمیت این حیات ازمعنای معادل عبری آن «قدش»به دست میآیدکه بیانگر کیفیتی است که نفیاًدوری جستن ازهمه آن چیزهایست که مخالف اراده الهی است واثباتاًخود راوقف عبادت او کردن است. این تقدس درحوزه اخلاق ودین است، درحوزه دین حیات قدسی نفیاًخواستاربرائت ازشرک وبت پرستی است واثباتاٌ پذیرش آیین یهود است که تعالیبخش بشراست. درحوزه اخلاق، قداست نفیاً مخالفت باخودپرستی است واثباتاًتسلیم دربرابراخلاقی که محورش خدمت به دیگران است (اپستاین، 1388، 19-20). از این رو، در قانون اخلاقی قداست دو اصل مهم وجود دارد، که در بطن همکاری خلاقانه ی انسان با خدا نهفته است: عدالت و تقوای اخلاقی؛ عدالت جنبه ی سلبی قداست است و تقوای اخلاقی جنبه ی اثباتی آن (همان: 24).
3-3-2-1- ایمان
ایمان از جمله مبانی اساسی اخلاق در عهد عتیق به شمار میآید که به دلیل اینکه در قسمت قبل این آموزه بررسی و تحلیل گردید، در این بخش جهت پرهیز از تکرر و اطالهی کلام از بیان مجدد آن خودداری میشود.
تنها به ذکر این مطلب بسنده میشود که: مبارزه ی مستمر و سرسختانه انبیا، میان شرک و یکتاپرستی، نگرش تازهای از شخصیت الهی پدید آورد که کیفیات رفتاری و اخلاقی زیادی را برای بنی اسرائیل به همراه دارد. در شرک هیچ کیفیت رفتاری ای نیست، بت و خدایان بت پرستان مانند خورشید، دریا، رعد و برق، آسمان و صور فلکی از هر کیفیت اخلاقی به دوراند؛ اما یهوه، خدای یگانه ی بنی اسرائیل دارای شخصیت و صفات اخلاقی یگانه ای است که تأکید اسفار بر آنها کمتر از تأکید این کتاب بر یگانی خدا نیست. تأکید کتاب مقدس بر شخصیت شخص وار خدا و ویژگیهای رفتاریاش و نیز دعوت بنیاسرائیل به فرمانبرداری از خدا عملاً نگاهی تازه به اخلاق پدید آورد که با اخلاق بتپرستی فاصله ی بسیاری داشت (اپستاین، 1388: 62).
3-3-2-2- شریعت
از آن جا كه انسان به صورت خداوند، آفريده شده است (پيدايش، 1: 27)، شناخت صفات الهي و سعي در شبيه سازي آنها در ضمير انسان پايهی مهم ترين اصل اخلاقی عهدعتیق، يعنی فرمانبرداری از خدا را تشکیل میدهد. از این رو، هدف نهایی اخلاق را تشبّه به خداوند قرار داده است که از طریق عمل به فرامین الهی و شریعت محقّق می گردد. از اینرو در یهودیت، اخلاق و شریعت با یکدیگر رابطه‌ی عمیق و ناگسستنی دارد (کهن، 1382: 231).
از مهمترین دلایل بعثت حضرت موسی (ع) رساندن دستورات و قوانین الهی از جانب خداوند به مردم بوده است. وی «ده فرمان» را که در الواح سنگی از جانب خداوند دریافت نموده بود به مردم رساند و از آنان عهد و پیمان گرفت که به دستورهای آن عمل کنند و مخالفت نورزند (خروج24: 8).
عهد عتیق بر جايگاه مهم تشريع واحكام الهي در زندگي انسان و نقش عمل به آن در تقرّب به خداوند و ريزش بركات الهي بر انسان تأكيد دارد. در تورات آمده است: «پس قانونهاي مرا و احكام مرا كه اگر كسي به جا آورد موجب حيات اوخواهد بود نگاه داريد. خداوند منم. » (لاویان18: 5)، «اگر موافق قانونهاي من سلوك نماييد و اوامر مرا نگاه داشته آنها را به جا آوريد. پس بارانهاي شما را در موسم آنها خواهم بارانيد و زمين محصولش را زياد خواهد كرد و درختان صحرا ميوه خود را خواهند داد. » (لاویان26: 3-4؛ نيز: ر.ك: تثنيه6: 18 ـ 19؛ 10: 13 ـ 14؛ لاويان28: 1 ـ 15).
این کتاب، همچنین هشدارهایی نسبت به خطير بودن معصيت و گناه و نقش منفي آن در حيات انسان دارد: «و اگر قانونهاي مرا تحقير كرده و جانهاي شما احكام مرا مكره شوند تا تمامي اوامر مرا به جاي نياورده عهد مرا بشكنيد، پس من اين طور را به شما رفتار خواهم نمود كه خوف و سلّ و تب محرقه را بر شما مستولي مي گردانم تا چشمان را بي نور و جان را مغموم نمايند و بذر خود را بي فائده خواهيد كاشت، چون كه دشمنان شما آن را خواهند خورد. » (لاویان26: 15-16)، «به هيچ يك از آنها خويشتن را ملوّث مسازيد؛ زيرا كه طوائفي كه ايشان را از حضور شما اخراج مي نماييم به اين اعمال ملوّث شده اند. پس زمين ملوّث شده است. به آن سبب من انتقام عصيانش را از آن خواهيم كشيد كه زمين ساكنانش را قي خواهد نمود. » (لاویان18: 24-25).
یادگیری احکام الهی و عمل به آنها باعث توکل و اعتماد به خداوند میشود «تا نسلهای بعدی هم این احکام را یاد بگیرند و به نوبه خود به نسلهای آینده بیاموزند. به این ترتیب آنها یاد می‌گیرند که به خداوند توکّل نمایند و آنچه را که او انجام داده است فراموش نخواهند کرد، بلکه پیوسته اوامر او را اطاعت خواهند نمود. » (مزامیر78: 6-7) و همچنین باعث میشود تا آدمی به آن احکام به صورت درست عمل نماید، و عمل به احکام و فرامین الهی و ستایش او باعث امیدواری به خداوند و نجات خداوندی و رحمت بیکران او میشود «خداوندا، امید من به این است که تو مرا نجات دهی، من احکام تو را اطاعت می‌کنم. » (مزامیر119: 166؛ 71: 14؛ امثال23: 17-18).
شبيه بودن انسان به خداوند، تنها از ناحيهي روح است نه جسم، و دارا بودن روح آسماني سبب تفوق وبرتري او نسبت به ساير موجوادت و مخلوقات آفريدگار شده است. به همين جهت انسان بايد روح خود را پاک و پاکيزه نگهدارد (کهن، 1382: 95). تا بتواند به بالاترين درجه از کمال که شبيه شدن انسان به خداوند است دست يابد (کلنر، 1382: 241). انسان وجودي جسماني و روحاني در طبيعت و اعجاز بزرگ آفرينش است. خداوند از انسان مي‏خواهد در تحقق هدف او كه استقرار نهايي خير بر روي زمين است با او شريك باشد. بدين منظور، وظيفه اساسي آدمي تقليد و پيروي از خداوند است. خداوند ذاتاً مقدس است بنابراين انسان نيز بايد مقدس باشد پس وظيفه هر يهودي رعايت اصول تورات است كه از طرف خداوند فرستاده شده است. ارتباط خداوند با انسان در يهوديت، بسيار پرهيزكارانه است. اين ارتباط براساس حس مشاركت و همكاري قرار دارد و هميشه آكنده از عشق و بخشايش است. انسان شريك فعال خداوند در حاكميت يافتن اخلاق بر جهان است. انسان به واسطه خلقت اساساً روحاني خود مي‏تواند با توسل به خداوند به ابديت دست يابد. آدمي مي‏تواند با اعمال نيك و صالح خود به ابديت برسد. از ديدگاه دين يهود، هدف خداوند از آفرينشِ روح انساني آن بوده است كه آفريده‏اش را از خوبي‏هاي خود بهره‏مند سازد، اما اگر روح انساني بدون زندگي جسماني و هيچ تلاش و زحمتي از ابتدا به طور مستقيم در معرض فيض و خوبي‏هاي بي‏پايان پروردگار در جهان آخرت قرار مي‏‏گرفت دچار شرم و خجلت ناشي از عدم بروز شايستگي پاداش مي‏شد و نمي‏توانست به طور كامل از نور و رحمت الهي بهره‏مند شود. لذا مي‏بايست كه آن روح در لباس مادي جسم و تن آدمي به اين جهان وارد شود و مدت زماني را در آزمايش‏هاي گوناگون و گاه سخت و دشوار بگذارند تا با كوشش و تلاش، وفاداري خود را به خداوند و دستورات او نشان دهد و پس از آن با فرا رسيدن مرگ جسماني و در صورت موفقيت از آزمون‏هاي متفاوت زندگي بتواند با افتخار بر سر سفره فيض الهي بنشيند و با لذت كامل و بدون خجلت از آن بهره‏مند شود.
3-3-2-3- ولایت
در عهد عتیق آمده است: خداوند نبی را از میان مردم مبعوث میگرداند و هر آنچه امر فرماید، نبی به مردم خواهد گفت و اگر کسی به سخنان نبی عمل نکند، خدواند او را مجازات خواهد کرد: «او از میان‌ قوم‌ اسرائیل‌ پیامبری‌ مانند من‌ برای‌ شما خواهد فرستاد و شما باید به‌ او گوش‌ دهید و از او اطاعت‌ کنید … فردی‌ که‌ به‌ او گوش‌ ندهد و به‌ پیامش‌ که‌ از جانب‌ من‌ است‌ توجه‌ نکند، او را مجازات‌ خواهم‌ کرد. » (تثنیه18: 15 و 19).
نبی هر حکمی که دریافت کرد مکلّف به ابلاغ است و خداوند او را حفظ مینماید. در مورد ارمیا امده است: «خداوند فرمود: چنین‌ مگو! چون‌ به‌ هر جایی‌ که‌ تو را بفرستم‌، خواهی‌ رفت‌ و هر چه‌ به‌ تو بگویم‌، خواهی‌ گفت‌. از مردم‌ نترس‌، زیرا من‌ با تو هستم‌ و از تو محافظت‌ می‌کنم‌. » (ارمیا1: 7-8). یهوه خطاب به موسی میگوید: «من‌ از میان‌ آنها پیامبری‌ مانند تو برای‌ ایشان‌ خواهم‌ فرستاد. به‌ او خواهم‌ گفت‌ که‌ چه‌ بگوید و او سخنگوی‌ من‌ نزد مردم‌ خواهد بود. » (تثنیه18: 18).
هر زمان که مردم سخنان نبی را نشنوند خداوند بر آنها اخم میگیرد «دلهای خود را مثل سنگ، سخت کردند و نخواستند دستوراتی را که من با روح خود بوسیله انبیاء گذشته به ایشان داده بودم بشنوند. به همین دلیل بود که خشم عظیم خود را از آسمان بر ایشان نازل کردم. » (زکریا7: 12).
خشم خداوند سخت و شدید است و تا آنها را مجازات نکند آتشش خاموش نخواهد شد (ارمیا23: 10 و 19-20). یهود نافرمانی میکند و انبیای خدا را به قتل میرساند، در نتیجه خدواند آنها را در چنگال دشمنان اسیر کرده و آنها را مورد آزار و اذیت آنها قرا میدهد (نحمیا9: 26-27). و هنگامی که نالههایشان به هوا برمیخیزد، خداوند رهبرانی میفرستد و آنها را نجات میدهد، هنگای که دوباره بر فسق و فجور میپردازند، سالها با ایشان مدارا کرده و وقتی به هوش نیامدند، قومهای دیگری بر آنان مسلط میگرداند (همان9: 29-30).
اطاعت انبیا در صورتی است که دعوت به پرستش خدای یگانه کنند؛ در غیر این صورت اطاعتشان الزامی نیست، و اگر ادّعا کنند که پیامشان از جانب خدایان دیگر است و در این راه معجزهای انجام دهند باید او و پرستندگان دیگر خدایان را مجازات کرد (تثنیه13: 1-7). چون در عهد عتیق آمده است که انبیا برای هدایت مردم، آیات و معجزاتی داشتند؛ همان طور که جادوگران و انبیای «بعل» نیز افسونهایی داشتند که آنها را برای خویشتن معجزه میدانستند (خروج7: 11 و 22).
3-3-2-4- اختیار
عهد

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره رسول اکرم (ص)، پیامبر (ص)، فضایل اخلاقی، قرآن کریم Next Entries تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، آموزه معاد، فضایل اخلاقی، تقدیر و سرنوشت