تحقیق رایگان درباره عشق و محبت، محبت خداوند، واجب الوجود، ابراهیم (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

مهم است این است که انسانی محبوب خدا بشود (همان: 254). بنابراین، اگر چنین شد که انسان حبیب الله شد، آن وقت کار او کار خداست، حرف او حرف خداست و … و آثار خدایی در او ظهور پیدا می کند.
11. تقوا؛ قرآن کریم پرهیزکاران را از دوستان خدا شمرده است: «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يحَْزَنُونَ* الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ كَانُواْ يَتَّقُون‏» (یونس، 10/ 62-63) و در موارد دیگری میفرماید: خداوند پرهیزکاران را دوست دارد. نظیر: «بَلی‏ مَنْ أَوْفی‏ بِعَهْدِهِ وَ اتَّقَی‏ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِين» (آلعمران، 3/ 76)، «فَأَتِمُّواْ إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلی‏ مُدَّتهِِمْ إِنَّ اللَّهَ يحُِبُّ الْمُتَّقِينَ» (توبه، 9/ 4)، «فَمَا اسْتَقَمُواْ لَكُمْ فَاسْتَقِيمُواْ لهَُمْ إِنَّ اللَّهَ يحُِبُّ الْمُتَّقِينَ» (توبه، 9/ 7) و … .
4-1-2- محبت در عهد عتیق
در قاموس کتاب مقدس محبت چنین معنا شده است: محبت صفتي ذاتي است و اگر موافق آن عمل نمائيم تكاليف خود را درباره خدا و انسان به نيكوترين وضعي انجام دادهايم از جمله لوازم محبت پاكي و نيت خالص مي باشد كه از عظيمترين صفات حضرت واجب الوجود است و اين صفات در مسيح ظاهر بود، محبت دليل عمده و عظيم براي داشتن ايمان و اطاعت از دستورات الهي به شمار آمده است (هاكس، 1383: 785). عشق و محبت را به تعبيري ميتوان «تكامل اخلاقي»معني كرد و در زندگي اخلاقي نيز نياز به ياري عشق امري محسوس است كه البته توان و ثمردهي آن هميشه بارز نيست و چه بسا اكثرا مخفي باقي ميماند (Strahahn, 1908, P167). در تعريفی ديگر از عشق مجدداً آن را يك صفت الهي معرفي نموده است كه به واسطه آن انسان خدايش را برتر از همه چيز و همه كس مييابد و او را ستايش ميکند و متقابلاً به علت وجود همين صفت خدا بندهاش را از نظر دور نميدارد (Sollier, 1917, P397).
واژه «محبت»یا «دوست داشتن»در زبان عبری: احب (ahab) و در زبان یونانی (agapan) است. مترجمین «ترجمه سبعبنه»از میان لغات بسیاری که در یونانی برای مفهوم محبت وجود دارد، این فعل (یعنی آگاپان) را انتخاب کردهاند (لیون دوفر الیسوعی، 1986: 453؛ هاروی، 1390: 6).
«اِرُس» (Eros)، اصطلاح یونانی دیگری برای نشان دادن اشتیاق و میل است. اما با کلمهی آگاپه مغایر است؛ اِرُس از احساس نقصان، یعنی اشتیاق موجود سافل به موجود عالی سرچشمه میگیرد. اما آگاپه پیوند موجود کامل به موجود ناقص، یعنی ترحم موجود عالی نسبت به موجود سافل است (هاروی، 1390: 6).
از دیدگاه عهدعتیق، محبت میان خدا و انسان، اساس دیانت است (صموئیل و دیگران، 1900، ذیل واژه محبت). در عهد عتیق، خداوند از روی محبّت جهان خلقت را آفریده و به خاطر محبّت قوم اسرائیل را به رهبری موسی (ع) از ظلم وستم فرعونیان نجات داد. مقولهی محبت طیف وسیعی از محبت انسانها به یکدیگر، محبت دو طرفه خدا و انسان را دربرمیگیرد. عشق الهی در عهدعتیق به گونه‌ای به تصویر کشیده شده است که حاضر است برای معشوق خود رنج بکشد (هوشع ۱-۳). و عمیق‌تر از حتی محبت مادر به فرزند خویش است (اشعیا ۴۹: ‏۱۵). عشق الهی ریشه در شخصیت خدا دارد و مانعی را در برابر خویش نمی‌شناسد. از این‌رو نااطاعتی انسان نمی‌تواند خدا را از عشق خویش باز دارد (هوشع ۱۱: ‏۱-۴ و آیات ۷-۹ و ارمیا ۳۱: ‏۳). بنابراین نقطه ی آغاز محبت و عطوفت الهی خود خداست (تثنیه ۴: ‏۳۷ و ۱۰: ‏۱۵ و اشعیا ۴۳: ‏۴). محبت خدا امری خودجوش است و نیروی محرکه ی آن نه جاذبه و ارزش ذاتی معشوق بلکه خلاقیت بی‌پایان خود خداست که به معشوق ارزش می‌بخشد (تثنیه ۷: ‏۷). نتیجه اخلاقی این اصل مهم این است که «همنوعت را مانند خود دوست بدار» (لاویان18: 19) زیرا که دیگران هم  به مانند خود انسان در صورت خدا آفریده شده و شایسته ی احترام اند (پيدايش، 1: 27).
4-1-2-1- انواع محبت در عهد عتیق
محبت در عهد عتیق در دو بُعد «محبت میان خدا و انسان»، و «محبت به همنوع» جاری است.
الف) محبت میان خدا و انسان
خدا در عهد عتیق به وجود آورنده همه موجودات (پیدایش 1) به صورت نیکو و بدون گناه است (پیدایش1: 31). کتاب حکمت سلیمان، محبت الهی را علت اصلی خلقت می‏داند (11: 24ـ 26) (حبيب سعيد، بیتا: 194). خدا انسان را آفریده است تا وی با استفاده از استعدادها و تلاشهایش بتواند بر تمام مخلوقات تسلط یافته و از نعمتهای این جهان به طور مشروع استفاده نماید. از این روست که خداوند در آغاز خلقت آنها چنین میفرماید: «و خدا آنها را برکت‌ داده‌، گفت‌: بارور و کثیر شوید و آبهای‌ دریا را پر سازید، و پرندگان‌ در زمین‌ کثیر بشوند. » (پیدایش1: 22).
عدالت و لطف يا رحمت دو اصل بنيادين شيوه ي رفتار خداوند با افراد است. اين دو صفت بر اساس تفسير علماي يهود به ترتيب با دو نام الهي «الوهيم» و «يهوه» نشان داده ميشوند. در عهد عتیق خداي عدالت و خداي لطف ورحمت يکسان هستند. عدل الهي دال بر تاکيد واثبات خداوند به عنوان داور نهايي است که با احکام و داوري هاي خود با نوع انسان مواجه ميشود. در تلمود اين اعتقاد تزلزل ناپذير اعلام ميشود که جهان بدون وجود کسي که درباب آنچه درآن اتفاق ميافتد داوري کند، به حال خود رها نشده است. روا داشته نميشود که هيچ گونه عمل انساني نافرجام بماند. هيچ لحظهاي در تاريخ بشري وجود ندارد که خداوند در باب آن به داروي ننشيند. و رحمت الهي جلوهاي از صفت نجاتبخشي خداوند است (مزامير، 130: 17). داوريهاي او دربارهي ملتها و افراد، در مقام نجات دهنده، ماهيتي انتقام جويانه ندارد (اپستاين، 1388: 162). محبت خداوند به مردمش و علاقه او به اصلاح و رستگاري آنان از اين حقيقت روشن مي‏شود كه او راه نجات يعني تورات را به بني‏اسرائيل تعليم داده است. اگر چه خداوند بردبار و بخشنده است اما در نهايت به بندگان خود پاداش و جزا مي‏دهد. او همزمان خداي محبت و خداي جزادهنده است. رحمت و عدالت هر دو به او نسبت داده مي‏شود و از اين رو، در يهوديت در يك زمان او هم پدر و هم پادشاه (نشانه‏هاي محبت و قدرت) خوانده مي‏شود.
حضرت ابراهیم (ع)، نمونهای والا از محبّت خدا به انسانهاست؛ بنا بر نقل عهدعتیق، طارح (پدر حضرت ابراهیم) بت‌پرست بود (یوشع24: 2-3)، اما ابراهيم (ع) به خداي واحد و محافظ كل معتقد بود و او را اِلْ شَدَه يا «ال شداي» يعني خداي قادر متعال ناميد. او با «ال شداي» آشنا شد و با او عهد بست و وعدة كنعان را براي ذرية خود از او گرفت (Kung, 1996, p6 ؛ اپستاین، 1388: 5).
سفر پيدايشِ تورات مي‏گويد: ابراهيم (ع) تا 75 سالگي در حرّان ماند. او در حرّان خدای یگانه را به همه معرفي كرد و خدايان قديم و ارواح معبودهاي اجدادي را رها كرد و به مبارزه با شرك و بت‏پرستي پرداخت. تمايلات يكتاپرستانه، قبل از ابراهيم نيز وجود داشت، اما يكتاپرستي ابراهيم برتر و متمايز از آنان بود. خداي ابراهيم آفرينندة زمين و آسمان بود و محدود در منطقه‌اي خاص نبود. خداي ابراهيم، خداي اخلاقي بود كه به پرهيزكاري دعوت مي‌كرد (اپستاين، 1388: 5). گرچه اغلب مؤمنان اديان ابراهيمي معتقدند ابرهيم خود را پيامبر خدا مي‌دانست، برخي بدون توجه به نبوت حضرت ابراهيم (ع) مي‌گويند: «اينكه چگونه ابراهيم اين خدا را يافت، در تاريخ مشخص نيست. شايد از راه عقل نظري و شايد هم از راه اشراق دروني و تجربة عرفاني به آن رسيده باشد» (اپستاين، 1388: 6).
وی در 75 سالگي به امر خداوند از حرّان به كنعان رفت (پیدایش12) و همسرش ساره و برادرزاده‏اش لوط و برخي از مردم حرّان را نيز با خود برد و در آنجا در شرق بيت‏ئيل خيمه زدند و سرانجام در حبرون (الخليل) ساكن شدند. در آنجا ابراهيم مكاشفه‌اي را تجربه كرد كه آنچه را از همان آغاز پيش‌گويي كرده بود مبني بر اينكه رهايي او از اور، ناشي از ارادة خدا و در راستاي هدف مشخصي بود، تأييد مي‌كرد (پیدایش15: 7؛ اپستاين، 1388: 7).
عهد عتیق معتقد است چون ابراهيم (ع) با تكيه بر الهام خداوند به كنعان رفت و به دستورهاي الهي گوش فرا داد، از اين‌روي، خداوند نيز او را دوست خود برگزيد (اشعیا41: 8)، و محبت خود را به ابراهیم در قالب دوستی بیان میدارد و وی را محرم راز معرفی مینماید: «من چیزی را که می خواهم انجام بدهم از ابراهیم مخفی نمی کنم. » (پیدایش18: 17). همچنين تورات مي‏گويد: «خداوند متعال در كنعان با حضرت ابراهيم (ع) عهد بست كه از نيل تا فرات را به فرزندان او كه از نسل اسحاق پديد مي‏آيند، عطا كند و نماد اين پيمان نيز ختنة پسران در هفتة اول تولد بود (Robert Goldenberg, 2007, p10). و به سبب همين عهد بود كه او از ابرام به ابراهيم تغيير نام يافت» (پيدايش 15: 19 و 17: 19ـ 21). اين وعده بعدها در غالب امت برگزيدة خدا و يك ميثاق قومي ـ جهاني از طريق سنت ختنه در بني اسرائيل به منصة ظهور رسيد (اپستاين، 1388: 7). بدین ترتیب وی وارد حریم الهی میگردد، اله و خدایی که محبت است.
موسی (ع)، شخصیت محوری دیگری در تورات است که محبت عظیم خدا بر وی آشکار شده است. پس از ظلم فراوانِ فرعون به بني‏اسرائيل و به بردگي گرفته‌شدن آنان توسط فراعنه، آنان از خداوند تقاضاي رهبري براي نجات از دست فرعون كردند و خداوند نيز دعاي آنان را اجابت كرد و حضرت موسي را براي آنان برانگيخت. براساس گزارش كتاب مقدس، در ابتدا شخصيتِ محوري تمام وقايع قوم عبراني حضرت موسي بود و هيچ شكي وجود ندارد كه موسي شخصيتي تاريخي بود (Josef Kastein, 1936, P9). افزون بر اين، او منجي بني‌اسرائيل نيز بود. بسياري او را مؤسس دين يهود مي‌دانند و او را با شخصيت‌هاي مهم تاريخي مانند عيسي و محمد كه بنيان‌گذار دين‌هاي خاصي بودند، مقايسه مي‌كنند (Kung, 1996, p48). در رابطه صمیمانه موسی با خدا، از هنگام دعوت (خروج3: 4). تا هنگام مرگ، هیچگاه خللی ایجاد نمیشود و همواره با او ارتباطی دوستانه دارد (خروج33: 11).
کامل ترین انکشاف صفات اخلاقی خدا در تجلی خاص او بر موسی آشکار گردید که در آن خدا خود را به عنوان وجودی رحیم، بخشنده، عفو کننده ي گناهان، سرچشمه ي عشق و محبت و حقیقت، ارزانی دارنده ي عشق و محبت خود به نسل های متوالی، بخشاینده ي بدی، تعدی و گناه، معرفی می کند، لیکن در عین حال خدایی است که به هیچ وجه از کیفر گناهکاری که توبه نکند درنمی گذرد (خروج34: 6-7). این ویژگی ها، که معمولاً به صفات سیزده گانه معروف اند، تقدس الهی را تشکیل می دهند و مربوط به صفات فعل اوست که به رفتار او با بشر ارتباط دارد. این صفات به دو گروه اصلی، عدالت و تقوای اخلاقی تقسیم می شوند. در نظام بندی این صفات، عدالت خود را در چشم نپوشیدن خدا از شرارت و کیفر گناه به نمایش می گذارد. از این رو، تورات نوعی نظام کیفر گناهان به دست می دهد که براساس سنگینی گناه و قصد و نیت ارتکاب آن با یکدیگر متفاوت اند. عدالت الهی در صفت رحمت به کمال نهایی دست می یابد که از جمله شامل «منبع عشق و محبت بودن»، پاداش بخشیدن به انسان نیکوکار حتی بیش از آنچه سزاوار اوست، می گردد و در داوری درباره ي شخص گنهکار که عدالت را با رحمت توأم می سازد و به علاوه در به تأخیر انداختن مجازات به امید توبه ي او به نمایش درمی آید (اپستاین، 1388: 27).
ب) محبت میان خدا و قوم بنیاسرائیل
عهد عتيق حاوی آياتی است كه از قوم يهود و بنی‏اسرائيل به عنوان قوم مقدس (تثنيه، 7: 6)، قوم خاص (خروج 19: 5؛ تثنيه، 14: 2) و قوم برگزيده (تثنيه، 14: 2) ياد می‏كند. برخی از یهودیان با استناد به این آیات، معتقدند که قوم اسرائيل رابطه ويژه و منحصر به فردی با خدای جهان دارد که عنوان عام قومِ برگزيده بيانگر اين انديشه است. کلمهی عبری bhr (برگزیدن) بر برگزیدن اشخاص برای ایفای نقش خاص مثلاً به عنوان کاهن یا پادشاه و نیز برای انتخاب مکانهای مقدس دلالت دارد (گندمی، 1384: 64). هنری اتلن، خاستگاه اصلی اندیشهی قوم برگزیده را آیهای از سفر خروج میداند: «اکنون اگر آواز مرا (خدای اسرائیل) فیالحقیقه بشنوید و عهد مرا نگاه دارید همانا خزانهی خاص من از

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، محبت خداوند، رسول اکرم (ص)، جوادی آملی Next Entries تحقیق رایگان درباره انصاف و عدالت، محبت خداوند، فرمانبرداری