تحقیق رایگان درباره عشق و محبت، امید به آینده، حق آزادی بیان، به رسمیت شناختن

دانلود پایان نامه ارشد

است (اپستاین، 1388، 19-20). از این رو، در قانون اخلاقی قداست دو اصل مهم وجود دارد، که در بطن همکاری خلاقانهی انسان با خدا نهفته است: عدالت و تقوای اخلاقی؛ عدالت جنبهی سلبی قداست است و تقوای اخلاقی جنبهی اثباتی آن (همان: 24). در حیات مشترک، عدالت به معنای به رسمیت شناختن شش حق بنیادی بود. این حقوق عبارت بودند از حق حیات، حق مالکیت، حق کار، حق داشتن مسکن و سرانجام حقوق فردی که شامل حقوق استراحت و حق آزادی بیان و نیز برحذر داشتن از تنفر، انتقام جویی یا کینه توزی بود.
تقوای اخلاقی باید خود را در قبول تکالیف، خصوصاً در اهتمام به امور مستمندان، ضعفا و درماندگان، خواه دوست خواه دشمن، به نمایش می گذاشت. همچنین باید خود را در مفهوم خیرهای این جهانی، که دارا بودن آنها را نه به عنوان نوعی حق طبیعی بلکه به عنوان امانتی الهی باید ملحوظ داشت، نشان می داد. هنگامی که همسایه ای گرفتار بود، باید به او وام داده می شد که هیچ بهره ای به آن تعلق نمی گرفت (خروج 22: 24). اگر او مجبور می شد زمین پدری خود را به علت فقر بفروشد، آن زمین باید در ایام جشن و شادی به او بازگردانده می شد (لاویان 25). از مشکلات همسایه ي انسان نباید به سود افزایش درآمد شخصی استفاده می شد. از این رو حیات اقتصادی در تورات اساساً به معنای خدمت به همنوعان انسان بود. و در بطن این اصل اخلاقی قانون دوست داشتن همنوعان آن گونه که در دستور بنیادین «همسایه ي خود را مثل خویشتن محبت نما» (لاویان 19: 18). بیان گردیده قرار داشت که آشکارا برای این اظهار شده (آیه ي 34) که فرد غریب غیر اسرائیلی را شامل گردد.
3. اعمال نیک: شبيه بودن انسان به خداوند، تنها از ناحيهي روح است نه جسم، و دارا بودن روح آسماني سبب تفوق وبرتري او نسبت به ساير موجوادت و مخلوقات آفريدگار شده است. به همين جهت انسان بايد روح خود را پاک و پاکيزه نگهدارد (کهن، 1382: 95) تا بتواند به بالاترين درجه از کمال که شبيه شدن انسان به خداوند است دست يابد (کلنر، 1382: 241). انسان وجودي جسماني و روحاني در طبيعت و اعجاز بزرگ آفرينش است. خداوند از انسان مي‏خواهد در تحقق هدف او كه استقرار نهايي خير بر روي زمين است با او شريك باشد. بدين منظور، وظيفه اساسي آدمي تقليد و پيروي از خداوند است. خداوند ذاتاً مقدس است بنابراين انسان نيز بايد مقدس باشد پس وظيفه هر يهودي رعايت اصول تورات است كه از طرف خداوند فرستاده شده است. ارتباط خداوند با انسان در يهوديت، بسيار پرهيزكارانه است. اين ارتباط براساس حس مشاركت و همكاري قرار دارد و هميشه آكنده از عشق و بخشايش است. انسان شريك فعال خداوند در حاكميت يافتن اخلاق بر جهان است. انسان به واسطه خلقت اساساً روحاني خود مي‏تواند با توسل به خداوند به ابديت دست يابد. آدمي مي‏تواند با اعمال نيك و صالح خود به ابديت برسد. از ديدگاه دين يهود، هدف خداوند از آفرينشِ روح انساني آن بوده است كه آفريده‏اش را از خوبي‏هاي خود بهره‏مند سازد، اما اگر روح انساني بدون زندگي جسماني و هيچ تلاش و زحمتي از ابتدا به طور مستقيم در معرض فيض و خوبي‏هاي بي‏پايان پروردگار در جهان آخرت قرار مي‏‏گرفت دچار شرم و خجلت ناشي از عدم بروز شايستگي پاداش مي‏شد و نمي‏توانست به طور كامل از نور و رحمت الهي بهره‏مند شود. لذا مي‏بايست كه آن روح در لباس مادي جسم و تن آدمي به اين جهان وارد شود و مدت زماني را در آزمايش‏هاي گوناگون و گاه سخت و دشوار بگذارند تا با كوشش و تلاش، وفاداري خود را به خداوند و دستورات او نشان دهد و پس از آن با فرا رسيدن مرگ جسماني و در صورت موفقيت از آزمون‏هاي متفاوت زندگي بتواند با افتخار بر سر سفره فيض الهي بنشيند و با لذت كامل و بدون خجلت از آن بهره‏مند شود.
4. تقوا: تقوا رابطهای دوسویه بین خداوند و اسرائیل است: تقوای الهی به بشر عبارت است از افاضه کردن رحمت مکرر به بنیاسرائیل در مقابل عهدی که با ایشان بست: «و خداوند پیش‌ روی‌ وی‌ عبور کرده‌، ندا در داد که: یهوه‌، یهوه‌، خدای‌ رحیم‌ و رئوف‌ و دیرخشم‌ و کثیر احسان‌ و وفا» (خروج34: 6؛ 4: 22؛ ارمیا31: 30؛ اشعیاء54: 10). در مقابل تقوای اسرائیل به خداوند عبارت است از اطاعت و محبت: «پس‌ الان‌ ای‌ اسرائیل‌، یهُوَه‌ خدایت‌ از تو چه‌ می‌خواهد، جز اینکه‌ از یهُوَه‌ خدایت‌ بترسی‌ و در همه‌ طریقهایش‌ سلوک‌ نمایی‌، و او را دوست‌ بداری‌ و یهُوَه‌ خدای‌ خود را به‌ تمامی‌ دل‌ و به‌ تمامی‌ جان‌ خود عبادت‌ نمایی‌. و اوامر خداوند و فرایض‌ او را که‌ من‌ امروز تو را برای‌ خیریتت‌ امر می‌فرمایم‌، نگاه‌ داری‌. » (تثنیه10: 12-13). در نتیجه از این محبت به خداوند است که محبت برادری نیز نشأت میگیرد و از اینجاست که میکاه در تعریف تقوای حقیقی، عدالت و محبت و تواضع را هم ضمیمه میکند: «و خداوند از تو چه‌ چیز را می‌طلبد غیر از اینکه‌ انصاف‌ را بجا آوری‌ و رحمت‌ را دوست‌ بداری‌ و در حضور خدای‌ خویش‌ با فروتنی‌ سلوک‌ نمایی‌؟» (میکاه6: 8).
هوشع تقوا را ممارست بر طریق نمیداند بلکه، محبت را مدافع تقوا میداند: زیرا که‌ رحمت‌ را پسند کردم‌ و نه‌ قربانی‌ را، و معرفت‌ خدا را بیشتر از قربانی‌های‌ سوختنی‌ (هوشع6: 6). هنگامی که فقراء تحت ظلم و ستم باشند و عدالت از بین برود، تقوا بیارزش میشود: مرد مُتّقی‌ از جهان‌ نابود شده‌، و راست‌ کردار از میان‌ آدمیان‌ معدوم‌ گردیده‌ است‌. جمیع‌ ایشان‌ برای‌ خون‌ کمین‌ می‌گذارند و یکدیگر را به‌ دام‌ صید می‌نمایند (میکاه7: 2؛ اشعیاء57: 1؛ مزامیر12: 2-6). و از عبادت انسان متقی به تسبیح مقدّسان تعبیر میشود (مزامیر31: 24؛ 149) و به سبب اهمیت تقواست که مسیح ظهور میکند؛ شخصی که بر زمین ملکوت خدا را برپا میدارد: و روح‌ خداوند بر او قرار خواهد گرفت‌، یعنی‌ روح‌ حکمت‌ و فهم‌ و روح‌ مشورت‌ و قوّت‌ و روح‌ معرفت‌ و ترس‌ خداوند (اشعیاء11: 2).
5. توکل: یکی دیگر از راههای کسب محبت الهی در عهد عتیق، توکل معرفی شده است. کسی که به خدا توکل دارد، تحت محبت و حمایت خدواند قرار میگیرد: «امّا خدا، طریق او کامل است و کلام خداوند مُصَفی. او برای همة متوکلان خود سپر است» (مزامیر 18: 30 )، «زیرا که پادشاه بر خداوند توکل می‌دارد، و به رحمت حضرت اعلی جنبش نخواهد خورد. » (مزامیر21: 7 ) و … .
عهد عتیق معتقد است چون ابراهيم (ع) با تكيه و توکل بر الهام خداوند به كنعان رفت و به دستورهاي الهي گوش فرا داد، از اين‌روي، خداوند نيز او را دوست خود برگزيد (اشعیا41: 8)، و محبت خود را به ابراهیم در قالب دوستی بیان میدارد و وی را محرم راز معرفی مینماید: «من چیزی را که می خواهم انجام بدهم از ابراهیم مخفی نمی کنم. » (پیدایش18: 17).
6. توبه: طبق مندرجات عهد عتیق خدواند راضی به مرگ و نابودی شخص شریر و بدکاره نیست، بلکه مایل است که او از اعمال بد خود دست بکشد و راه شرارت را ترک گوید و زنده بماند (حزقیال 33: 11)، در نتیجه او مشتاق آن است که خطاکاران توبه کنند، و به ایشان کمک میکند تا در این امر کامیاب شوند. «خداوند نزدیک شکسته دلان است و آنها را از ناامیدی نجات می دهد. » (مزامیر34: 18)، «خداوند به قوم خود می گوید: «من به اورشلیم خواهم آمد تا از تو حمایت کنم و تمام کسانی را که از گناهان خود توبه می کنند نجات دهم. » (اشعیا59: 20) و … .
4-1-3- محبت در عهد جدید
کامل ترين و والاترين آموزه ي عهد جدید، مساله ي محبت است. بر اساس عهد جدید عيسي مسيح تمامي احکام خدا و گفتار انبياء را خلاصه شده در محبت مي داند و انجام آن را به منزله ي انجام تمام احکام ميشمرد (متي 17: 21؛ مرقس 9: 29). چنانکه حضرت عیسی بزرگترین حکم شریعت خود را دوستی و عشق و محبت به خدا میداند، و زندگی و تعالیم عیسی در کلمه «محبت» خلاصه میشد: اگر خدا شبیه عیسی بود پس «خدا محبت است» (اول یوحنا 4: 8؛ هوردن، 1368: 10).
عشق به خدا در عهد جدید، اصل مورد تاكيدي است كه مؤمنان به مسيح آن را اساس دين خود شمردهاند. در اين رابطه استناد به اركان اخلاقيات مطرح شده توسط عيسي (ع) ميكنند كه از ميان تمام شريعت موسي (ع)، محبت را بالاترين اصل مي داند و در جواب فقيهي كه از روي امتحان از او پرسيد: استاد، كدام حكم شريعت بزرگتر است؟پاسخ داد: اينكه خداوند، خداي خود را با همه دل و تمامي نفس و فكر خود، محبت نمايی (كاكائي، 1381: 133-134). اين پاسخ عيسي (ع) نشان ميدهد كه خداوند شخصيت اخلاقي حاكم بر جهان است. علاوه بر اين فراز، آيات بسياري در عهدجديد به توصيف خصوصيات او مي پردازد، تا نشان دهد كه خدا بيش از هر چيز ديگري، عشق است و در بالاترين سطح عشق و محبت قرار دارد عشقي كه اگر درک شود نتيجهاش عشق به تمام هستي و موجودات و عشق به انسانهاي همسايه خويش است (هيوم، 1373 ص350). به اين ترتيب، سه فضیلت محبت، ایمان و امید از فضایل اصلی و الهیاتی محسوب میشوند؛ «و در حضور پدرمان خدا، اعمال پر مهر، ایمان استوار و امید راسخی را که به بازگشت خداوند ما عیسی مسیح دارید، به یاد میآوریم. » (تسالونیکان، 1: 3؛ رومیان 5: 1-5؛ کولسیان 1: 4-5). و در میان این فضایل محبت بر ایمان و امید تقدم دارد، زیرا امید و ایمان به صورت محبت صورت مییابند و محبت از نتایج عادل شمردگی به وسیله ایمان به مسیح است و به عنوان یک فضیلت از طریق محبت به کمال خود نائل میشوند؛ زیرا محبت ریشهی همه فضایل است: «پس سه چیز همیشه باقی خواهد ماند: ایمان، امید و محبت، اما از همهی اینها بزرگتر، محبت است. » (اول قرنتیان، 13: 13). لاتیغوت میگوید: «ایمان به گذشته مربوط میشود، محبت در زمان حال عمل میکند و امید به آینده نگاه میکند. » (مک دونالد، 2007: 10). كسي كه از موهبت عشق عاري است، از حقيقت روحاني بويي نبرده است، اين مفاهيم به كرات در اناجيل چهارگانه و نامههاي پولس مطرح شده است. عشقي كه متوجه به عيسي (پسر) و خدا (پدر) است و موجب رستگاري انسان و پيوند او به ابديت و حقيقت مطلق روحاني ميشود و چنان وجود انسان را پاك مي نمايد، كه نه تنها كثافت گناه ازلي از او برداشته ميشود كه تمامي وجود او از گناه پاك میشود چه گناهي كه از حادثه عدن و به واسطه آدم (ع (دامنگير او شده است و چه گناهان مجسم و ظاهري كه او در طول زندگيش به واسطه دوري از خدا انجام داده است (دوروژمون، 1374: 1) و اكنون از طريق عيسي مسيح و عشق به او، و تطبيق دادن خود به واقعه مصلوب شدن او، به سوي خدا بازميگردد و تمامي دل و تمامي وجود و نفس خود را از عشق به او پر مي كند و چنان عشق از او جاري ميشود كه نه تنها قلب و جان او را به خدا نزديك و موجبات رستگاري او را فراهم میسازد كه حتي اين جريان و سريان بر تمام هستي او جاري گرديده و موجب ميشود تا او به تمام موجودات و خلايق عالم هستي شفقت داشته باشد، شفقتي كه ثمره عشق مطلق او به مطلق ترين واقعيتها يعني خداوند است (W. R. F. Browning, 2009, P323).
کوستر از تعلیمات عیسی چنین نتیجه میگیرد: خواست اساسی عیسی اجرای یک قانون و دستور خاص نیست، بلکه تعلیم رفتار نمونهای برای انسان است در فضای آزادی که در آن تحقق عشق و محبت ضروری و ممکن است (آشتیانی، 1368: 389). روبینسون مینویسد: در مسیحیت عشق جای همه چیز را میگیرد، همانگونه که آگوستین نیز بیان کرد: عشق بورز و آن کاری را که مایلی انجام ده. به عبارت دیگر هر کاری که با عشق و محبت انجام شود دستور خدا است. مسیحیت به قوانین مافوقالطبیعه و ابژکتیو (حدود و مقررات عینی مانند تورات یهودیان) احتیاج ندارد، زیرا قانون بنیانی آن صفا و صمیمیت است و عشق به همنوع… ما باید آماده باشیم که همه چیز را در بوته گدازنده بیاندازیم، حتی مفاهیم مورد علاقه و اصول اخلاقی دین خویش را، و در صدر این مفاهیم میبایستی در تصور خود نسبت به خدا تجدیدنظر نماییم (همان).
در رساله اول قرنتیان، انجام تمام اعمال نیک را بدون محبّت پوچ و باطل معرفی میکند، و آن را سرمنشأ تمام خوبیها میداند و سپس نشانههایی برای محبت ذکر میکند: «اگر به زبانهای مردم و فرشتگان سخنگویم و محّبت نداشته باشم، مثل نحاس صدادهنده و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره انصاف و عدالت، محبت خداوند، فرمانبرداری Next Entries تحقیق رایگان درباره عشق و محبت