تحقیق رایگان درباره صلى، عقلى، …، نعوذ

دانلود پایان نامه ارشد

فالدارس لهذا المنهج و المتتبع له قديماً و حديثاً يجد ان علماء السلف يجمعون علي الاستدلال بالكتاب و السنة في كافة امورهم و في جميع مسائل و قضايا الاعتقاد و التشريع و السلوك و قضايا المعرفة عموماً …279
روش سلف قائم بر قواعد اساسى و تكيه بر اصول واضحى دارد كه از راه‏هاى فرق و طوايف و مذاهب ديگر جداست … كه از آن جمله استدلال به آيات قرآن و احاديث نبوى است … و اين از مهم‏ترين قواعدى است كه روش سلف بر آن استوار مى‏باشد. كسى كه اين روش را فهميده و از قديم و جديد آن را پيگيرى كرده مى‏يابد كه علماى سلف بر استدلال به كتاب و سنت در تمام امور و مسائل و قضاياى اعتقاد و تشريع و رفتار و قضاياى معرفتى به طور عموم اجماع دارند ..”.
دكتر قوسى نيز مى‏گويد:
“فمن اهم قواعد منهج السلف اهل السنة و الجماعة استخدامهم الأدلة المنطقية و الأقيسة العقلية المستنبطة من النصوص الشرعية في الكتاب و السنة، انطلاقاً من قناعتهم:
1. بانه ما من مسألة من المسائل الكلامية و الفلسفية التي خاض فيها الخائضون الا و كانت قد أوضحت في‏
القرآن …
2. و بأن الرسول الكريم (ص) جاء مؤيداً من ربه بالحجج و البراهين العقلية، كما قال تعالي: وَ لا يأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلا جِئْناكَ بِالْحَق وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً.280
3. و بان هذه الأدلة و الحجج و البراهين العقلية المستنبطة من النصوص الشرعية فيها الغناء لطالب العقيدة الاسلامية، و بأنها براهين قطعية ملزمة … قال تعالي: وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلناسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُل مَثَلٍ.281
4. و استخدامهم دلالات الأنفس و الآفاق و المعجزات في الاستدلال علي‏الله عزوجل و معرفته …282
از مهم‏ترين قواعد روش سلف از اهل سنت و جماعت استخدام ادله منطقى و قياس‏هاى عقلى است كه از نصوص شرعى در كتاب و سنت استنباط شده است و اين به جهت قانع شدن آنان در امورى است؛
1. هيچ مسأله‏اى از مسائل كلامى و فلسفى نيست كه علما در آن وارد شده باشند جز آنكه در قرآن به طور وضوح بيان شده است …
2. رسول كريم (ص) با تأييدات الهى از حجت‏ها و براهين عقلى بر مردم فرستاده شد همان‏گونه كه خداوند متعال فرمود: (آنان بر تو مثال نخواهند زد جز آنكه ما براى تو حق و بهترين تفسير را خواهيم آورد).
3. اين ادله و حجت‏ها و براهين عقلى كه از نصوص شرعى استنباط شده در آنها بى‏نيازى براى طالب عقيده اسلامى است؛ زيرا اينها براهين عقلى الزام‏آور است … و لذا خداوند متعال فرمود: (ما براى مردم در اين قرآن از هر مثالى آورده‏ايم).
4. سلف در استدلال بر خداى عزوجل و شناخت او به ادله انفسى و آفاقى و معجزات تمسك كرده است .”
پاسخ‏ :
اولًا: گرچه ما معتقديم كه قرآن كريم در برگيرنده تمام راه‏ها براى اثبات عقايد و معارف دينى است، ولى از آنجا كه مكاتب و فلسفه‏هاى گوناگون عقلى بعد از عصر ظهور اسلام پديد آمد كه برخى از آنها درصدد انكار خداوند متعال يا ديگر معارف دينى است. لذا چاره‏اى جز آن نيست كه از مبانى عقلى و فلسفى نيز براى اثبات اين معارف استفاده نمود.
ثانياً: هدف ما از فراگيرى علوم عقلى از قبيل منطق، كلام و فلسفه طريقتى است تا به واسطه آنها بتوانيم بهتر از استدلال‏هاى قرآن و سنت استفاده كنيم.
ثالثاً: قرآن و سنت در مواردى خاص از شبهات مخالفان پاسخ داده‏است در حالى كه هر از گاهى آنان با شبهات جديد به ميدان آمده و درصدد تهاجم بر مبانى و اصول اسلامى برمى‏آيند، لذا جا دارد كه اصول و مبانى عقلى را ترسيم نموده و فراگيريم تا بتوانيم از عهده پاسخ به شبهات جديد آنان برآييم.

2-2-9. دیدگاه سلفیه در تلقی وحی ؛
يكى از بحث‏هاى كلامى، عصمت پيامبر صلى الله عليه و آله از سهو و نسيان است؛ آيا پيامبر صلى الله عليه و آله سهو مى‏كند يا خير؟.
متكلمان مراتب عصمت پيامبر را بر چهار بخش تقسيم كرده‏اند:
1- عصمت در گرفتن وحى؛
2- عصمت در ابلاغ وحى؛
3- عصمت از گناه؛
4- عصمت از سهو ونسيان و خطا در تطبيق شريعت قولًا وفعلًا، و امور عادى.
اين‏جا به همين قسم خواهيم پرداخت.
متكلمان شيعه و برخى از علماى اهل سنت، امثال: ابواسحاق اسفراينى، معتقد به سهو نداشتن پيامبرند.
البته اين علماى سنى و نیز تمام سلفیه تنها در گفتار پيامبر قايل به عدم سهواند، ولى در افعال، برخى با توجه سطحى به برخى از روايات والتزام به ظواهر آنها، بدون هيچ‏گونه تأويلى هنگام معارضه با حكم عقل، قائل به جواز سهو در آن شده‏اند.
اينان كه به تعبير شيخ مفيد مقلد ناميده شده‏اند گروهى ملتزم به تقليد در اصول دين‏اند و از آنجا كه ظاهر برخى از روايات ناظر به سهو پيامبر صلى الله عليه و آله در مقام عمل است، به آن معتقد شده‏اند در اين بخش درصدد بحث از اين موضوع مهم هستيم چرا كه نفى و اثبات آن در فقه و اعتقادات، اثر فراوانى دارد: در فقه، در مقام فتوا اثر گذاشته، و در اعتقادات نيز ديدگاه انسان نسبت به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را تغيير مى‏دهد.
براى اثبات اين بخش از عصمت مى‏توان به ادله‏اى از عقل تمسك كرد از آن جمله:
الف : تأمين هدف بعثت با عصمت از سهو وخطا ؛
متكلمان براى عصمت پيامبر صلى الله عليه و آله در مورد تلقى وتبليغ وحى، به دليل‏هايى تمسك كرده‏اند كه تماماً در مورد عصمت از سهو وخطا نيز جارى است. آنان مى‏گويند: هدف از بعثت انبيا هدايت مردم به سعادت است، كه اين بدون كسب اعتماد كامل به آنها حاصل نمى‏شود، پس بايد انبيا معصوم باشند. همين دليل در مورد سهو و خطا نيز جارى است، زيرا اگر انسان احتمال سهو و خطا در افعال و گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله بدهد،- ولو در امور عادى، البته به شرط احتمال سرايت به امور شرعى- ديگر به او اطمينان پيدا نمى‏كند و در نتيجه غرض و هدف از بعثت كه رسيدن به كمال از طريق عمل به دستورهاى شريعت است، حاصل نمى‏گردد.
ب : نقض غرض‏ ؛
اگر پيامبر صلى الله عليه و آله معصوم از سهو و خطا نباشد، نقض غرض بعثت است كه از مولاى حكيم محال است.
توضيح: هدف از بعثت انبيا وفرستادن پيامبران، ارشاد و هدايت مردم به مصالح ومفاسد واقعى است تا با عمل به دستورهاى شرع، تزكيه وتربيت شده، به كمال شايسته انسانى برسند.
اين هدف بدون عصمت پيامبر صلى الله عليه و آله از سهو و خطا حاصل نمى‏گردد، زيرا در غير اين صورت، ارشاد به مصالح و مفاسد واقعى نخواهد بود، و تصديق سهو كننده و خطاكار، نقض غرض از ارسال پيامبران است و اين، خلاف حكمت است وخلاف حكمت از خداوند صادر نمى‏شود.
ج : اصلح‏بودن عصمت از سهو و خطا ؛
شكى نيست كه وجود عصمت از خطا و سهو در پيامبر صلى الله عليه و آله اصلح و ارجح در تحقق‏هدف از خلقت است. و چون مانع عقلى از وجود آن در پيامبر صلى الله عليه و آله نيست، حكمت اقتضا مى‏كند كه اين نوع عصمت در پيامبر صلى الله عليه و آله موجود باشد، زيرا با نبود آن ترجيح مرجوح با نبود مانع از راجح لازم مى‏آيد.
د : لزوم يكى از دو محذور ؛
در صورت جواز وقوع خطا و سهو از پيامبر صلى الله عليه و آله، دو احتمال لازم مى‏آيد:
يا پيروى از پيامبر صلى الله عليه و آله واجب است يا واجب نيست. در صورت اول لازم مى‏آيد كه با اجازه خداوند، وقوع معصيت جايز بوده بلكه واجب باشد. كه اين قطعا باطل است. و اگر پيروى واجب نباشد، با نبوت و هدف بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله سازگار نيست.
ه : لزوم دور و تسلسل‏ ؛
علت نياز مردم به پيامبر و امام اين است كه مردم در معرض خطا هستند، حال اگر احتمال وقوع خطا و سهو در پيامبر و امام هم باشد، او نيز احتياج به رهبرى الهى اعم از پيامبر يا امام دارد، تا ترجيح بلا مرجح نباشد، لذا احتمال عدم عصمت پيامبر صلى الله عليه و آله از خطا و سهو، مستلزم دور يا تسلسل است.
در جای خود ثابت شد سلفیه با توجه به احادیث نافی عصمت به آنها تمسک جسته و به هیچ وجه ادله عقلی را در این زمینه نمی پذیرند .
پیامبر اینان با تمام پیامبران دیگر متفاوت است . در کتب حدیثی ایشان 498 حدیث در تنقیص شأن وی بیان شده است . احادیثی که اگر در مورد یک شخص عادی بیان می شد هیچگاه آن شخص را یک فرد عادی قلمداد نمی کردیم چه رسد به نبی بودن 283:
1 – بیست و نه حدیث در رابطه با اینکه پیامبر نعوذ بالله در ملأ عام ایستاده بول می کرد .284
2 – پانزده روایت در چهار کتاب معتبر که پیامبر نعوذ بالله نمازهای بدون وضو خوانده است .285
3 – دوازده حدیث در هشت کتاب معتبر ایشان مبنی بر اینکه پیامبر نعوذ بالله علناً قضای حاجت می کرده است.286
4 – سی و دو حدیث در شانزده کتاب معتبر مبنی بر اینکه پیامبر نعوذ بالله شخصی هوس باز بوده است .287
5 – یازده روایت در شش کتاب معتبر این فاسقان مبنی بر اینکه پیامبر نعوذ بالله شرب نبیذ می نموده است .288
6 – هشت روایت در سه کتاب معتبر مبنی بر وضو گرفتن پیامبر با نبیذ .289
7 – دوازده روایت در هشت کتاب معتبر این بی دینان مبنی بر کم حیایی رسول الله ! نعوذ بالله من الجهال و الحمقاء . 290
8 – هجده حدیث در هفت کتاب معتبر اهل سنت مبنی بر حضور نبی در مجالس لهو و لعب .291
9 – بیست و یک حدیث در نه کتاب معتبر مبنی بر بی حجابی زنان پیامبر و عدم تقید وی نسبت به این مساله. 292
10- هجده حدیث در پنج کتاب معتبر این حمقاء مبنی بر سهو و نسیان نبی در نماز.293
و احادیثی از این دست که هیچ حرمتی برای رییس این مکتب باقی نمی گذارد .

2-2-10. نفي ارتباط تکويني اموات یا نفی حیات برزخی ؛
سلفیه منکر حیات برزخی به معنای آنچه در روایات شیعه و بسیاری روایات صحیحه در میان اهل سنت هستند .
بن باز در این رابطه می نویسد :
“مرده تنها صدای پای تشییع کنندگان را می شنود و غیر از این چیزی وجود ندارد “.294
هیئت کبار در این راستا می نویسد :
“اصل در مردگان این است که آنان نمی توانند صدای مردمی را که آنها را خطاب می کنند بشنوند”.295
سلفیه در این مسئله شبهاتى مطرح كرده اند كه اينك به بررسى شبه هايى كه مربوط به حيات برزخى اموات خصوصاً اولياى الهى است، مي پردازيم.
شبهه اول: دلالت آيات بر موت پيامبر (ص) ؛
1. آياتى دلالت بر اين دارد كه پيامبر (ص) نيز خواهد مُرد.
خداوند متعال مى‏فرمايد:
“وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِت فَهُمُ الْخالِدُونَ ؛ (انبياء: 34)
پيش از تو (نيز) براى هيچ انسانى جاودانگى قرار نداديم؛ (وانگهى آنها كه انتظار مرگ تو را مى‏كشند،) آيا اگر تو بميرى، آنان جاويد خواهند بود؟!”
ونيز مى‏فرمايد:
“إِنكَ مَيتٌ وَ إِنهُمْ مَيتُونَ‏؛
تو مى‏ميرى و آنها نيز خواهند مرد! (زمر: 30)”
از اين رو پيامبرى به دلالت صريح قرآن مى‏ميرد، پس چگونه در برزخ است و مى‏بيند و مى‏شنود؟
پاسخ‏ :
اولًا: اين دو آيه اشاره به اين مطلب دارد كه مرگ امرى حتمى و استثنا ناپذير است و حتى پيامبر ما كه محبوب‏ترين افراد نزد خداوند است نيز از اين دنيا رحلت مى‏كند و خلود در دنيا براى هيچ كس نيست. و اين معنا ربطى به حيات برزخى ندارد.
محمد بن علوى مالكى در پاسخ اين شبهه مى‏گويد:
” هذا الذي يورد هذه الآيات فاته- إما قصداً أو جهلا- ان ينبه الناس إلي ان هذا الآيات جاءت لتبين ان محمداً (ص) يجري عليه ما يجري علي البشر من الموت وان الله هو الباقي الحي الذي لا يموت …
كسى كه اين آيات را به عنوان ايراد ذكر كرده، عمداً يا جهلًا نمى‏خواهد مردم را آگاه سازد كه اين‏گونه آيات بدين جهت آمده تا روشن كند كه محمد (ص) همانند ساير مردم از دنيا رحلت مى‏كند وتنها كسى كه باقى مى‏ماند خداى حى است كه در او مرگ راه ندارد “.
ثانياً: محمد بن علوى مالكى در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره رسول خدا (ص)، عالم برزخ، امام صادق Next Entries تحقیق رایگان درباره عالم برزخ، رسول خدا (ص)