تحقیق رایگان درباره سلفيه، السنة، را،، برخي

دانلود پایان نامه ارشد

شيخ محمد بن عبدالله بن فيروز حنبلى را، جزاى خير دهد، كه چگونه در خاموش كردن بدعت اين خبيث، به جهت خشنودى خداوند قيام نموده و كوشيد. و هر زمان، كه شخصيتى از اهل مذاهب اربعه را مى‏ديد، در صورتى كه مخالف با آراء محمد بن عبدالوهاب‏ بدعت‏گزار بود، او را دنبال مى‏نمود.” 84

1-4. معرفي رجال علمي سلفيه عربستان و آثار:
در سطرهای گذشته به نام برخي رجال سلفيه اشاره شد. براي آشنائي کامل از رجال علمي آنها، مي توان به کتاب مشاهير علماء نجد وغيرهم، تاليف عبد الرحمن بن عبد اللطيف بن عبد الله آل الشيخ، مراجعه نمود.85
در این میان افرادی چون بن باز ، عثیمین ، بن جبرین ، ابراهیم الدویش ، عبد الرحمان السدیس ، عبد الرحمان المحمود ، محمد مختار الشنقیطی ، محمد الحسن الددو الشنقیطی ، عبد الله الجلالی ، محمد الدبيسي ، الشيخ محمد الغزالي ، سعيد بن مسفر بن مفرح القحطاني ، عائض بن عبد الله القرني، نبيل بن علي العوضي ، عبد العزيز آل الشيخ ، بو إسحاق الحويني ، بو إسحاق الحويني ، خالد بن عبد الله المصلح ، سعود بن إبراهيم بن محمد آل شريم ، صالح بن عبد الله بن حميد ، سفر بن عبد الرحمن الحوالي ، عطية بن محمد سالم و … ؛در عصر حاضر نمایندگان تفکرات سلفی در عربستان به شمار می روند .

1-5. سلفيه در لغت و اصطلاح:
سلفيه اسم منسوب کلمه (سلف) بر وزن عَلَف است. تانيثِ آن، به خاطر عمل کردنِ اسم منسوب، درضميرِ مستتر – نائب فاعل – است. مرجع اين ضمير، موصوف مذکور يا محذوف در کلام است. موصوف مقدر در اين مورد خاص، طبق عقيده سلفيه کلمه (دعوت) بوده و نه واژه فرقه.86
سلف در لغت به معناي گذشته، در مقابل واژه خلف قرار دارد. جمع اين کلمه أسلاف، به معناي گذشتگان است.87 براي کشف مفهوم اصطلاحي واژه سلف، توجه به دو عنصر بسيار مهم و كليدي است:
1- زمان؛
2- عقيده و روش خاص؛
اما در مورد زمان، سلف بر دو قسم است: سلف صالح و سلف متبع و به کساني سلف صالح گفته مي شود، که بهترين نسل ها، يعني سه نسل ابتدائي اسلام را درک کرده باشند؛ چنانچه حديث منقول از نبي مکرم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم:
“خَيْرُ الناسِ قَرْنِي، ثُم الذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُم الذِينَ يَلُونَهُمْ…”؛88
بهترين مردم، نسل زمان من، سپس کساني که بعد آنها مي آيند و سپس کساني که بعد از آنها مي آيند…
به اين مورد اشاره دارد.
نکته حائز اهمیت، اینکه محدودیت زمانی به تنهائی برای معرفی سلف صالح کافی نیست بلکه باید عنصر عقیده، یعنی موافقت اندیشه آنها با کتاب و سنت آشکار باشد؛ لذا کسی که عقیده ای بر خلاف کتاب و سنت دارد، از سلف نیست، هر چند از صحابه، تابعین و تابعی التابعین باشد.89
نکته دیگر، اینکه مراد از قرن در حديث مذکور، زماني خاص نيست بلکه مراد افرادِ موجود در آن زمان است. نسلی که در يک زمانِ نزديک به هم زندگي کرده و در يک سري أمور مقصوده با هم اشتراک دارند. مثلا اين امور مقصوده مي تواند یکی از امور زیر باشد:
1- اجتماع آنها بر أمري مهم در زمان پيامبر اسلام (ص)؛
2- گرد آمدن آنها به عنوان يک ملت واحد، تحت لواي يک رهبری واحد؛
3- اجتماع مردم در يک مذهب و يا يک عمل خاص.
البته گاهي کلمه قرن بر مدتي از زمان هم اطلاق مي گردد، که مقدار آن مورد اختلاف است. مثلا جوهري مدت آن را، ميان سي و هشتاد تخمين زده است و ابن أعرابي مدت را، از ده تا هفتاد بيان کرده و مي گويد: “اين مدت قدر متوسط از عمرهاي اهل هر زمان است”.90
ابن حجر مي نويسد:
“خدا عالم است! مدت قرن بسته به اختلاف عمر أهل هر زمان، مختلف است. چرا که قرن، تابعي تابعين اگر از صد سال حساب شود، تقريبا پنجاه سال است؛ در صورتي که قرن، تابعين هفتاد يا هشتاد سال و قرن نبي را، اگر از بعثت ايشان تا زمان آخرين صحابه، يعني ابي طفيل حساب کنيم، صد و بيست سال کم و زياد بسته به تاريخ وفات صحابي مذکور دارد ولي اگر از بعد وفات پيامبر حساب کنيم، تقريبا صد سال يا نود يا نود و هفت سال مي شود”.91
ظاهرا مقدار زمان مذکور در حديث، با توجه به مطلب فوق، حدودا دويست و بيست سال است و انتهاي آن را مي توان، عدول از راه سلف به مذهب اعتزال قرار داد. ابن حجر در اين باره مي نويسد:
“در اين وقت، بدعت ها کاملا نمايان شد و معتزله زبان گسيخته سخن گفتند و فلاسفه سر از آستين بر آوردند و قضيه خلق قرآن، امتحاني سخت براي اهل علم گشت و حالات به شدت متغير شد و اين تغير، تا به زمان ما نيز ادامه دارد. در اين زمان، حديث پيامبر واضح گشت که: «ثم يفشو الكذب ظهورا بينا حتى يشمل الأقوال والأفعال والمعتقدات، والله المستعان».92
عصر سلف صالح، به عصر طلائي و عصر قدوه شهرت گرفت و چنانه گذشت، از زمان نبوت شروع و انتهاي آن زمان محنت، يعني رياست مأمون عباسي از معتزليان بود.93 بعد از عصر مذکور را، عصر خلف مي نامند، که به تفصيل از آن بحث خواهيم کرد.
اما پيرامون عنصر عقيده يا روش خاص بايد گفت:
“سلف صالح يا همان القدوه و به تعبير ديگر ائمه السلف، به برخي دانشمندان سه نسل ابتدائي اسلام اطلاق مي شود. آنها راه و روشي خاصي در اعتقادات و احکام داشتند. پيروان آنها در اعتقادات، کيفيت استدلال، تقرير، علم و ايمان در هر عصري، سلفيه ناميده مي شوند”.94
در عصر حاضر، کتابها و مقالات مستقلي در راستاي معرفي اسامي شرعي و غير شرعي نگاشته شده است. با کمي دقت، اين نکته آشکار مي شود، که در اکثر کتاب ها با موضوع عقائد، سلفيه باب جداگانه اي به نام هاي مرضي و غير مرضي اختصاص داده اند.95
سلفية عربستان در ميان پژوهشگران، با دو طيف نام اعم از اسم، لقب و وصف خاص شناخته مي شوند:
1- نام هاي مورد پسند تابعين محمد بن عبد الوهاب، که خود به شرعي بودن آنها تصريح دارند: اهل السنة و الجماعة، السلفية يا السلفيون، الفرقة الناجية، الطائفة المنصورة، اهل السنة و الحديث، اهل السنة و الاثر، اهل الاتباع، اهل الاثر، اهل الحق، اهل التوحيد، الحنابله، النجديون، دعوة الشيخ، الدعوة، الدعوة الاصلاحية، دعوة التوحيد، اهل السنة الحقيقي، الموحدين، الغرباء.
2 – نام هايي که بار منفي داشته و سلفيه از ناميده شدن به اين نام ها برحذرند:
آنها عبارتند از: الوهابية، الحشوية، المشبهة، المجسمة، المجبرة، المخالفة، النقصانية، الناصبة (النواصب)، النابتة (النوابت)، الجهلة، الجمهور، الغثاء (الغثراء)، الشکاک.
برخي مواضع پيرامون نام هاي مذموم، از سوي سلفيه حائز اهميت است. به عنوان مثال: لجنه فتواي عربستان در رابطه با سوال: ما هي الوهابية؟ نوشته است:
“وهابيه لفظي است، که دشمنان محمد بن عبد الوهاب بر دعوت او، که مبتني بر جدائي توحيد از شرک و جمع نمودن تمام حواشي از دين محمد بن عبد الله صلى الله عليه وسلم بود، اطلاق نموده اند و هدف اين دشمنان، ايجاد نفرت در دل دوستان او و سد راه در مسير وصول به اوست”.96.
و همچنين دکترحسن هراس، در کتاب الحرکة الوهابيه، پيرامون اين واژه مي نويسد:
“خدا محو کند آن کساني را، که بر اين دعوت، نام وهابيه اطلاق کرد”.97
ابن قيم در مورد لفظ حشويه مي گويد:
“و من العجائب قولهم لمن اقتدى بالوحي من أثر و من قرآن‏
حشوية يعنون حشوا في الوجود و فضلة في أمة الإنسان”‏
از عجائب روزگار، نسبت دادن لقب حشويه است، از جانب برخي دشمنان، به کساني است که از وحي، حديث و قرآن تبعيت مي کنند.98
از معاصرين نيز، شاهد مواضع تندي در مورد اين نام هستيم. مثلا عبد الرحمن الخميس در مورد اين لقب مي نويسد:
“اهل بدعت بر اصحاب حديث، عناويني چون: اهل الظاهر، حشويه و غيره اطلاق نموده اند، تا مردم را از راه اهل حديث، متنفر سازند، در حالي که در اين نسبت، راه دروغگويان را پيش گرفته اند”.99
صالح المحمود در اين باره از کتاب الغنية نقل مي کند:
“از علامات زنديقان، اينکه اهل اثر را حشويه مي نامند، در حالي که اراده إبطال آثار آنها را دارند”.100
عواجي در مورد لفظ مشبهه مي نويسد:
“يکي از اوصاف ظالمانه، که اينها بر تابعينِ عقيدة سلفيه مي گذارند، لفظ مشبهه است”.101
ابن قيم نيز در مذمت اين اسم، اشعاري سروده است.102
أبو رملة نيز مي نويسد:
“نسبت نارواي تجسيم چند بيتي، منسوب به أخزم است.103 اين لقب، دروغي است قديمي، که فقط به ابن تيميه نسبت نداده اند بلکه طبق نقل حافظ ذهبي، به ابو اسماعيل هروي انصاري هم نسبت داده شده است”.104
ناصر بن عبدالكريم العقل نيز، در مورد اين لقب مي گويد:
“از نسبتهاي سخت دشمنان سلف و برخي جهال، که به قدر و منزلت سلف واقف نيسند، متهم کردن آنها به تجيسم و تشبيه در صفات خداي تعالي است”.105
نوابت جمع مکسر النابته در لغت، بمعناي گياهان کوتاه است.106 برخي اين نسبت را، از سوي خوارج107 و برخي نيز معتزله را، اولين نسبت دهندگان مي دانند.108
حسن هراس پيرامون وجه تسميه مي نويسد:
“نوابت لقبي است، که متکلمين بر اهل السنة و الأثر، به قصد جلوه دادن سلفيه به عنوان متعلماني نا آزموده و غير مسلط به علم کلام اطلاق کرده اند. آنها را به مانند گياهان کوچک شري نشان دادند، که در اسلام روئيده و عقائدي بدعت گونه دارند”.109
آنچه در اين بحث اهميت دارد، مبناي سلفيه پيرامون نام هاست. از منظر ايشان، نامها بايد و لابد منتسب به شرع باشد. به عبارت ديگر، توقيفي بودن اسامي از اهميت بالائي برخوردار است110 لذا؛ با صراحت کامل از نامهاي: الوهابيه، الحشوية، المشبهة، المجسمة، المجبرة، المخالفة، النقصانية، الناصبة (النواصب)، النابتة (النوابت)، الجهلة، الجمهور، الغثاء (الغثراء)، الشکاک، که بار منفي داشته، تعبير به نامهاي بدعية مي نمايند و از آن ها برائت مي جويند.
از طرف ديگر، نام هاي: اهل السنة و الجماعة، السلفيه يا السلفيون، الفرقة الناجية، الطائفة المنصورة، اهل السنة و الحديث، اهل السنة و الاثر، اهل الاتباع، اهل الاثر، اهل الحق، اهل التوحيد، الحنابله، النجديون، دعوة الشيخ، الدعوة، الدعوة الاصلاحية، دعوة التوحيد، اهل السنة الحقيقي، الموحدين، الغرباء، مورد پسند اين فرقه بوده و براي آن وجه شرعي، از کتاب يا سنت تراشيده اند.
و در ميان نام هاي مورد پسند، اسامي اهل السنة و الجماعة و السلفيه، از ديگر نامها مشهورتر است لذا؛ بسيار نيکوست، که در مقام مناظره و تاليف، از نامهائي که به صراحت يا کنايتا بار منفي داشته، خوداري شده و نامهاي مشهور به کار برده شود.

1-5 – معرفي کشور عربستان:
عربستان كشورى آسيايى است و در منطقه استراتژيك خاورميانه قرار دارد و بزرگترين كشور اين منطقه مى‏باشد. مساحت اين كشور بخش بزرگى از شبه جزيره عربستان، يعنى حدود 85 درصد اين شبه جزيره را تشكيل مى‏دهد.
از غرب و شرق به درياى سرخ و خليج‏فارس مرتبط است و همين دسترسى به آب‏هاى آزاد، اين امكان را براى اين كشور به وجود آورده، تا از دو سوى آن، براى حمل‏ و نقل‏هاى دريايى و واردات و صادرات استفاده شود. مرز دريايى اين كشور را، حدود 2640 كيلومتر برآورد كرده‏اند، كه بيشترين مرز آبى كشورهاى منطقه است.
عربستان‏سعودى 2 ميليون و 240 هزار كيلومترمربع، برابر با 864 هزارو 869 مايل مربع وسعت دارد. اين وسعت تقريباً 5/ 1 برابر ايران، سه برابر فرانسه و چهار برابر عراق است ليكن حدود 75 درصد از اين وسعت را، بيابانهاى خشك و بى آب و علف پوشانده‏اند.
سه صحراى بزرگ «نفود»، «دهنا» و «ربع‏الخالى» مهمترين كويرهاى عربستان هستند. عربستان از نظر هندسى، بيشتر به شكل يك مستطيل طولانى است، به گونه‏اى كه طولانى‏ترين قطر طولى اين كشور، كه از خليج عقبه شروع و تا بندر جده امتداد مى‏يابد، 2260 كيلومتر است و قطر ديگر آن، كه عرضى است، از بندر ظهران در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره حاکمیت سیاسی، آیات و روایات، گروه های اجتماعی، آیات الاحکام Next Entries تحقیق رایگان درباره واجب الوجود، اثبات واجب، هستی شناسی، وجوب وجود