تحقیق رایگان درباره سازمان ملل متحد، شاخص توسعه، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

نمي‌توان بسياري از مشکلات جاري و موجود در فراروي جوامع انساني را شناسايي، تحليل و يا حل کرد. از اينرو، روز به روز بر دامنه مدل هاي کاربردي در ميان رشته هاي علوم انساني افزوده مي شود. دانش جغرافيا نيز اگرچه در آغاز دانشي غالباً توصيفي بوده (جغرافياي توصيفي) بوده، اما از دهه1960 ميلادي و همزمان با نظريه “جغرافيا به منزله علم فضايي” از سوي فرد کورت شيفر36، در زمره علومي به حساب مي آيد که در عرصه عمل داراي روشها و مدلهاي خاص خود بوده و با کمک روشهاي کمي و کيفي به حل چالش‌هاي پيش روي در عرصه فضاي جغرافيايي مي پردازد (شکويي،33:1379). موضوع “قانونمندي در جغرافيا” نمود بارز اين تفکر است که در آن محقق به دنبال کشف قانونمنديهاي حاکم بر روابط بين ساختارهاي مختلف است. اين رويکرد که ريشه در تفکرات آگوست کنت و نظريه “فيزيک اجتماعي” او دارد، علوم انساني و جغرافيا را در زمره “علوم اثبات گرا” قرار داده است (همان، 47). توسعه شاخه هاي مختلف در اين رشته و برخورداري از سبک هاي ويژه براي تحليل مشکلات و چالش هاي فراروي جوامع دليلي بر اثبات اين مدعاست.
از سوي ديگر، موضوع توسعه پايدار و پايداري نيز که همواره با چالش هايي در عرصه عمل مواجه بوده، از جمله موضوعات و قلمروهائيست که دامنه نياز آن به روشهاي کاربردي در حال افزايش است. قدرمسلم آنکه امروزه ثابت شده است که بويژه در حوزه محيط زيست و اقتصاد، بدون ياري گرفتن از روشها و مدلهاي آماري و ترکيبي، موفقيت در شناخت و تحليل و برنامه ريزي در اين حوزه دور از ذهن خواهد بود. با توجه به اينکه در اين حوزه، موضوع کميت و کيفيت تمام انواع منابع طبيعي و غيرطبيعي از مولفه هاي اصلي و اثرگذار محسوب مي گردد و روشها و مدلهاي رياضي از جمله معدود روشهاي موجود براي کسب معرفت در اين زمينه است، لذا، استفاده و روي آوري به مدلها امري محتوم و گريزناپذير است.
موضوع سنجش به معناي “اندازه گيري” و ارزيابي به معناي “تحليل روابط در ابعاد مختلف عرصه پايداري و توسعه پايدار” نيز جداي از اين مباحث نبوده و در پيوند با روشها و مدلهاي کاربردي قرار دارد و با توجه به اينکه در اين حوزه ديدگاهها بسيار متفاوت و متنوع است، لذا طبيعي خواهد بود اگر دامنه و گستردگي روشهاي سنجش و ارزيابي نيز چشمگير و قابل توجه باشد.
حاکميت ديدگاههايي همچون اقتصاد نئوکلاسيک، اقتصاد اکولوژيک و يا رويکردهايي چون پايداري ضعيف و يا قوي و مانند آن با توجه به تفاوت ماهوي و اساسي در موضوعات و نگرش‌ها باعث خلق و ابداع دامنه متنوعي از مدلهاي آماري نيز شده است که از آن جمله مي توان به روشهاي مبتني بر مدل هاي هزينه- منفعت، روش هاي تجميع مالي، و يا روش هاي سود خالص ملي و مانند آن اشاره کرد. در مجموع و به طور خلاصه بايد گفت که به سبب وجود ديدگاهها و نگرشهاي متفاوت دامنه گسترده‌اي از روشهاي سنجش و ارزيابي در حوزه پايداري وجود دارد که کاربرد آنها به مؤلفه‌هاي زماني، مکاني، موضوعي و ماهيتي بستگي تام دارد.
در همين زمينه و به طور نمونه پِري (1996) اظهار مي‌دارد، دو روش شناسي مشخص و قابل بکارگيري براي ارزيابي پايداري وجود دارد. بخش عمده اقتصاددانان از روش تجميع مالي37(MAM) استفاده مي کنند، در حاليکه پژوهشگران در ساير عرصه ها (غير اقتصاددانان) ترجيح مي‌دهند تا از شاخص‌هاي فيزيکي استفاده نمايند که خود نشان از تنوع ديدگاهها و نگرشهاي حاکم بر پايداريست. رويکردهاي اقتصادي همچون مدل ساده‌سازي توليد ناخالص داخلي (GDP)، برآورد منابع بر پايه عملکرد آنها، مدلسازي رشد پايدار38 و تعريف رشد پايدار ضعيف و قوي بخشي از رويکردهاي اقتصادي ارزيابي مي باشند.
در مدلهاي نئوکلاسيک، محيط زيست طبيعي به دليل کارکردهاي خود ارزشمند است و رفاه اقتصادي به صورت “سطوح مصرف” اندازه‌گيري مي شود، بنابراين، در اين رويکرد، “مدلهاي رشد پايدار” بدنبال آن هستند تا يک شيوه مصرف سرانه پايدار و غيرقابل کاهش را در يک افق زماني نامحدود از طريق مصرف بهينه منابع و تکنولوژي- که شامل منافع حساب نشده عملکردهاي زيست محيطي و منابع طبيعي تجديدناپذير است- ارائه نمايند. در اين تئوري، جايگزيني انواع مختلف سرمايه امکانپذير فرض شده است.
الزامات مدل ارزيابي هيکس ـ ليندال39 براي دستيابي به درآمد پايدار، ارزش غيرقابل کاهش مجموع سرانه سرمايه ها (سرانه سرمايه توليد شده و سرانه سرمايه طبيعي) در طول زمان است.
در رهيافت پايداري ضعيف نيز، پايداري مطلوب را در شرايط تعادل بين سرمايه‌هاي توليد شده و سرمايه طبيعي فرض کرده است و رهيافت پايداري قوي نيز هيچ جايگزيني را نمي پذيرد. “فرض بهبود در بهره وري” مي تواند پايداري را در مدلهاي رشد نئوکلاسيک فراهم سازد. در مدل ارزيابي سولو/هارتويک40 نيز، مسير دستيابي به رشد پايدار از مسير دستيابي به رشد بهينه که پايداري را در هزينه کارايي قابل دسترسي مي داند، متفاوت است.
برخي از مدلهاي اخير موجود در پارادايم نئوکلاسيک، بطور مستقيم ارتباط بين پيشرفت تکنولوژيکي و پايداري را کشف کرده اند. مدلهاي ارزيابي رشد بومي41، ماهيت پيشرفت‌هاي تکنولوژيکي را آشکار مي سازند.
مدلهاي ارزيابي42 از دلايل استقرايي به جاي تلاش براي يافتن شرايط ثابت استفاده مي کنند. موضوع مدلهاي اقتصاد زيست محيطي43 نيز ارزيابي همزمان اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي است که خود ريشه در رويکرد تئوري اقتصاد اکولوژيک دارد. از سوي ديگر، مدلهاي نئوريکاردي44 ثبات دائمي و پيوستگي دائمي ساختارهاي اکولوژيکي و اقتصادي را شرط پايداري مي دانند (Perrey,1996).
متأثر از همين رويکرد، براي احتساب منابع طبيعي، برخي از اقتصاددانان از تئوري سرمايه متنوع استفاده مي‌کنند که امکان تبديل سرمايه طبيعي را به ساير اشکال سرمايه طبيعي مي دانند. برخي از پژوهشگران ارزشهاي مالي سود سرمايه طبيعي را از ارزش‌هاي کالاهاي بازاري و تجاري توليد شده به وسيله سود منابع کسر کرده و اين را براي تخمين روند تخليه منابع مورد استفاده قرار مي دهند (UNCSD,1999).
3-13- سنجش پايداري
عرصه سنجش پايداري، عرصه ايست که کارهاي پژوهشي و اجرايي بسياري در آن به انجام رسيده است. ابزارها و روش هاي مختلفي براي اندازه گيري پيشرفت به سمت توسعه پايدار طراحي شده اند، ليکن با وجود ديدگاههاي متفاوت در مورد پايداري، عدم وجود يک روش پذيرفته شده همگاني و قابل کاربرد در تمام مناطق و بخش ها، جاي تعجب نيست (بِل و مورس، 1386، 30). اگر پايداري را به عنوان شرايط رفاه متداوم جامعه در نظر بگيريم، مي توان گفت که در عصر مدرن؛ فرايند اندازه گيري از اواخر دهه 1940 شروع شد. آنجا که مدلهاي GDP و GNP (توليد ناخالص داخلي و توليد ناخالص ملي) به عنوان شاخص کلي رفاه يک ملت مبنا قرار گرفت (IISD,1999) و البته اعتراضات گسترده اي نسبت به آن شکل گرفته و تا به امروز نيز ادامه دارد که طرفداران اقتصاد اکولوژيک و رويکرد پايداري قوي در رأس آنها قرار دارند.
اسپانگنبرگ45 (2005) معتقد است که از نقطه نظر علمي مواردي مثل ابزار اندازه گيري جامع يا شاخص پايداري نمي‌تواند وجود داشته باشد( (Rajesh Kumar Singh, H.R. Murty, S.K. Gupta, A.K, Dikshit.,2009. وارهويت46 (2002) اندازه گيري توسعه پايدار را به عنوان يک رويکرد دو مرحله اي47 در نظر مي گيرد که در قدم اول پيشرفت هاي صورت گرفته را در زمينه هاي مشخص انتخاب نموده و توسط شاخص‌هاي توسعه پايدار اندازه گيري مي‌شوند و در قدم دوم، پيشرفت هاي محقق شده در زمينه توسعه پايدار را از طريق ترکيب آنها و بررسي ارتباط متقابل بين آنها مورد ارزيابي قرار مي دهد (Ibid,15).
شايد مقبول ترين رهيافت براي اندازه گيري پايداري و توسعه پايدار، بکارگيري معرف ها و شاخص ها است(Bell& Morse,2003,16). اما مطابق با گفته هاي لانکروبيج کمپ48 در سال 2000، شاخص‌هاي موجود بطور کامل به تنهايي توان بازگويي همه چيز را در مورد پايداري ندارند، مگر آنکه يک ارزش مرجع همچون آستانه ها و اندازه هاي مشخصي براي هر شاخص وجود داشته باشد.
بطور کلي هدف اندازه‌گيري و يا سنجش پايداري، ارائه يک نماي کلي از وضعيت پايداري در سطح فضاست که مي تواند به صورت يک طيف از پايداري کامل تا ناپايداري کامل امتداد يافته و در نهايت زمينه هاي شناسايي عوامل موثر بر پايداري را فراهم سازد.(ياري، 1390: 68)
3-14- روش ها و ابزارهاي سنجش پايداري
عموماً روش‌ها و ابزارهاي سنجش پايداري با در نظر داشتن مفاهيم پيش گفته، تلاش دارند تا رشد اقتصادي جوامع را در کنار وضعيت خدمات اجتماعي، فرهنگي و ارزش هاي زيست- محيطي جامعه بررسي کنند. در اين روش پايداري توسعه با ملاحظه پاسخ‌گويي آن به نيازهاي حال و آينده نسل ها، حفاظت و توسع? سرمايه هاي طبيعي و سرمايه هاي انساني و اجتماعي بررسي مي شود(براپور،1378: 4). در اين راستا، نس و همکاران49 (2007) يک چارچوب جامع براي ابزارهاي سنجش پايداري را توسعه داده اند که از سه چتر يا طبقه کلان تشکيل شده که عبارتند از: (1) شاخص ها/معيارها، که بيش تر به صورت غير يکپارچه و يا يکپارچه تقسيم مي شوند، (2) ارزيابي مبتني بر محصول با تمرکز بر روي مواد و يا جريان انرژي از محصول يا خدمات از ديدگاه چرخه حيات، و در نهايت (3) ارزيابي يکپارچه، که مجموعه اي از ابزارهاست که معمولا بر روي تغيير راهبرد و سياست يا اجراي يک پروژه متمرکز مي شوند(singh R.at all,2009: 196). در اين ميان، لازم به ذکر است که شاخص ها/معيارهاي پايداري در فرايند اندازه گيري پايداري داراي نقش کليدي هستند. چراکه امروزه به طور معمول اين موضوع پذيرفته شده که براي پيوند بين موضوعات اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي و نشان دادن روابط متقابل قدرت “شاخص هاي پايداري” ابزار بسيار سودمندي به حساب مي آيند(رضواني، 1388: 147). چراکه، شاخص ها ابزارهاي هستند که عموماً حالتي خاص از توسعه اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي را در يک منطقه به صورت کمي و کيفي ارائه مي‌دهند و مي توانند براي تجزيه و تحليل عملکرد و پيش بيني عملکرد چيزي در آينده استفاده شوند. شاخص مي تواند به توصيف داده‌ها به شکلي ساده کمک کند و به اين ترتيب مي توان براي کمک به تصميم گيري‌ها از آن ها استفاده کرد(Rorarius J.2007: 13). برابر مطالعات، عموميت يافته‌ترين و کاربردي‌ترين روش براي ارزيابي و سنجش پايداري، شاخص ها/معيارهاي ها هستند که مهم ترين آن ها عبارتند از شاخص هاي فشار زيست محيطي50، جاپاي بوم شناختي51، توليد ناخالص ملي52، شاخص هاي اجتماعي53، شاخص توسعه انساني54، شاخص هاي پايداري زيست- محيطي55 و شاخص هاي توسعه پايدار56.
در بين مجموعه شاخص هاي مذکور، شاخص هاي توسعه پايدار(SDI)57 “به دنبال ارائه تصويري کامل از سيستم اجتماعي، اقتصادي و محيطي با يک روش يکپارچه، براي منعکس کردن ماهيت پايداري به شکلي جامع از توسعه پايداري است”(Curry, & Maguire,2007: 2). از شاخص هاي توسعه پايدار در سطح بين المللي(به عنوان مثال سازمان ملل متحد، اتحاديه اروپا)، منطقه اي(به عنوان مثال کشورهاي شمال اروپا)، ملي(به عنوان مثال ايرلند) و سطوح محلي استفاده مي شود. هدف ايده بر اين مبنا است که جمع‌آوري و ترکيب شاخص‌هاي مختلف به شکل ترکيبي مي تواند ابعاد مختلف اقتصادي، زيست محيطي و اجتماعي پايداري را اندازه گيري نمايد. که با تجزيه و تحليل چند بعدي از توسعه پايدار، کمک هاي کارآمدي براي گسترش، تعدي و يا تفسير سياست‌ها و تصميم‌گيري ها ارائه مي کند(Curry,& Maguire, 2007:27). نشان دادن اين شاخص ها به عنوان ابزار مديريتي از طريق مدل هاي اندازه گيري پايداري امکان پذير است.
3-15- مدل هاي اندازه گيري پايداري بر مبناي شاخص ها
اين مدل ها از هنگام طرح نظريه توسعه پايدار و به ويژه شاخص‌هاي آن، زمينه بروز و ظهور يافته اند. برخي از مدل ها به گونه اي سازمان يافته است که صرفاً به عنوان مدل اندازه گيري تلقي نمي شود، بلکه بسته اي واحد با شاخص هاي تعريف شده است که فرايند طراحي و اندازه گيري شاخص هاي پايداري را به طور همزمان و توأمان در بر داشته و به عبارتي امکان دخل و تصرف و جايگزيني در آن ها وجود

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره حمل و نقل، سازمان ملل Next Entries تحقیق رایگان درباره سلسله مراتب، آزمون و خطا، مفهوم وجود