تحقیق رایگان درباره زيارت، (عليهم، مى‏فرمايد:، سلفیه

دانلود پایان نامه ارشد

پيرامون آن را بركت داديم.”
و درباره سرزمين لوط علیه السلام367 و سرزمين سليمان علیه السلام368 نيز چنين تعبيرى دارد. و درباره ابراهيم علیه السلام و فرزندش اسحاق مى‏فرمايد:
“وَ بارَكْنا عَلَيْهِ وَ عَلى إِسْحاقَ؛369
و بركت نهاديم بر او و بر اسحاق. و از زبان عيسى علیه السلام مى‏فرمايد:
وَ جَعَلَنِى مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ؛370
خداوند مرا هر جا كه باشم مبارك قرار داده است.”
روشن است كه تبرك به اين بركات آسمانى و بهره‏مندى از آثار معنوى اين اماكن متبرك و اولياى خداوند كارى روا و بسيار شايسته است.
در منابع روايى اهل سنت اخبار فراوانى وارد شده است كه از تبرك جستن و استشفاى صحابه به آب وضو،371 كاسه‏372 و دست‏هاى پيامبر صلی الله علیه و آله 373 حكايت دارد.
به عنوان نمونه، روايت شده است كه وقتى رسول خدا صلی الله علیه و آله وضو مى‏گرفت مردم آب وضوى آن حضرت را مى‏گرفتند و به صورت و بدن خود مى‏ماليدند؛ آن حضرت فرمود: چرا اين كار را مى‏كنيد؟ عرض كردند: تبرك مى‏جوييم، رسول خدا صلی الله علیه و آله بى‏آن‏كه از اين كار نهى كند فرمود:
“هر كس دوست دارد كه خدا و پيامبرش او را دوست بدارند بايد به راستى سخن گويد و امانت‏دار باشد و همسايه خود را آزار نكند.374 “
ابن حبان در صحيح خود بابى را با عنوان ذكر ما يستحب للمرء التبرك بالصالحين و أشباههم‏375 و بابى را با عنوان ذكر إباحة التبرك بوضوء الصالحين من أهل العلم‏376 گشوده و احاديثى را در اين باره گرد آورده است.
گويا با نظر به اين آيات و روايات است كه بسيارى سلفیه ناگزير به تفكيك شده‏اند و تبرك جستن و استشفاى به آثار پيامبر صلی الله علیه و آله در زمان آن حضرت را روا مى‏شمارند اما پس از آن حضرت و در زمان ما را روا نمى‏دانند! در حالى كه چنين تفكيكى به هيچ روى منطقى و قابل قبول به نظر نمى‏رسد؛ زيرا بدون ترديد آثار منتسب به پيامبر صلی الله علیه و آله پس از وفات آن حضرت انتساب خود را از دست نمى‏دهند و به خاطر همين انتساب بر بركات معنوى خويش باقى هستند.
از اين گذشته، از نظر تاريخى ترديدى نيست كه صحابه پيامبر صلی الله علیه و آله پس از وفات آن حضرت به آثار بر جا مانده و قبر مطهر آن حضرت تبرك مى‏جستند و استشفا مى‏نمودند. تا جايى كه بخارى در صحيح خود بابى را به ذكر اين موضوع اختصاص داده و به تبرك جستن صحابه و ديگران به آثار بازمانده از پيامبر صلی الله علیه و آله پس از وفات آن حضرت تصريح كرده است.377
به عنوان نمونه، كاسه‏اى كه پيامبر صلی الله علیه و آله از آن آب نوشيده بود پس از آن حضرت مورد تبرك و استشفا قرار مى‏گرفت،378 و كفش‏ها و جامه آن حضرت به اين منظور نگاه داشته مى‏شد.379
همچنين، روايت شده است كه روزى مروان بن حكم مردى را يافت كه روى خود بر قبر شريف پيامبر صلی الله علیه و آله نهاده است، پس به او گفت: هيچ مى‏دانى چه مى‏كنى؟! آن مرد سر از قبر برداشت و معلوم شد كه ابو ايوب انصارى از صحابه برجسته رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
ابو ايوب پاسخ داد: آرى مى‏دانم! به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده‏ام نه به نزد سنگ! شنيدم رسول خدا صلی الله علیه و آله مى‏فرمايد:
بر دين هنگامى كه اهلش عهده‏دار آن شده‏اند گريه نكنيد، هنگامى بر دين بگرييد كه غير اهلش كار آن را بر عهده گرفته‏اند!380
از اين روايت به دست مى‏آيد كه ديدگاه مروان بن‏ حكم اموى مانند ديدگاه سلفیه بوده، يا به تعبير دقيق‏تر، ديدگاه سلفیه مانند ديدگاه مروان بن حكم اموى و هم‏فكران منافق اوست كه مى‏خواستند نام و ياد پيامبر صلی الله علیه و آله باقى نماند، و آثار و نشانه‏هاى آن حضرت به كلى فراموش شود
3-1-3. روا ندانستن زيارت قبور پيامبر صلی الله علیه و آله و اهل بيت (عليهم السلام) ؛
يكى ديگر از ديدگاه‏هاى عجيب سلفیه روا ندانستن زيارت حرم پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و مشاهد ائمه اطهار (عليهم السلام) است. ظاهراً بنيان‏گذار اين ديدگاه ابن تيميه (د. 728 ق) بوده است كه زيارت قبر مطهر پيامبر صلی الله علیه و آله را عبادت آن مى‏انگاشت و بر آن بود كه اين كار مانند كار مشركان است! پندار عجيبى كه سخت مورد مخالفت علماى اسلام قرار گرفت.
سلفیه در این مسأله به پيروى از ابن تيميه و مخالفت با اجماع علماى اسلام زيارت روضه نبوى را بدعتى نامشروع و بسترى براى شرك و غلو مى‏شمارند.
گاهى جهالت اينان چنان به جسارت آميخته مى‏شود كه زائران بارگاه ملكوتى رسول خدا صلی الله علیه و آله را زائران سنگ و آهن مى‏پندارند و زائران شيفته اهل بيت (عليهم السلام) را بندگان قبور لقب مى‏دهند! در حالى كه بى هيچ ترديدى زيارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه طاهرين (عليهم السلام) بنا بر آيات قرآن كريم و احاديث نبوى و ديدگاه قطعى اهل بيت (عليهم السلام) و فتواى همه علماى مذاهب اسلامى مشروع بلكه مستحب مؤكد است. قرآن كريم آمدن به نزد پيامبر صلی الله علیه و آله را منشأ بركات معنوى فراوان مى‏داند و مى‏فرمايد:
“وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللهِ وَ لَوْ أَنهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَواباً رَحِيماً؛381
هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر براى آن‏كه به اذن خدا اطاعت شود، و اگر آن‏ها هنگامى كه به خود ستم مى‏كنند نزد تو بيايند و از خداوند طلب آمرزش نمايند و پيامبر برايشان طلب آمرزش نمايد همانا خداوند را توبه‏پذير و مهربان خواهند يافت.”
روشن است كه ارتباط معنوى پيامبر صلی الله علیه و آله با امت‏اش پس از مرگ منقطع نمى‏شود و حضور معنوى آن حضرت در همه زمان‏ها امرى قطعى و قابل احساس است.
قرآن كريم پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله را شهيد و گواه اين امت لقب مى‏دهد و مى‏فرمايد:
“فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُل أُمةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً؛382
چگونه خواهد بود هنگامى كه از هر امتى گواهى بياوريم و از اين امت تو را به عنوان گواه بر آنان بياوريم.”
ترديدى نيست كه لازمه گواه بودن پيامبر صلی الله علیه و آله بر امت آگاهى آن حضرت از احوال و اعمال امت است، زيرا بدون اين آگاهى گواه بودن آن حضرت معقول نخواهد بود.
آيات ديگرى نيز وجود دارد كه براى اثبات حضور معنوى پيامبر صلی الله علیه و آله و آگاهى آن حضرت در زندگى و مرگ قابل استناد است.
افزون بر اين آيات، روايات فراوانى در منابع روايى شيعه و اهل سنت به چشم مى‏خورد كه بر اهميت و استحباب زيارت قبر پيامبر صلی الله علیه و آله تأكيد مى‏كند.
به عنوان نمونه، در منابع روايى شيعه از آن حضرت روايت شده است كه فرمود:
“مَنْ زارَني حَياً وَ مَيتَاً كِنْتُ لَهُ شَفيعَاً يَوْمَ القيامَةِ؛383
هر كس مرا در زندگى و پس از مرگ زيارت كند در روز قيامت شفيع او خواهم بود.”
همچنين، در منابع روايى شيعه، از آن حضرت روايت شده است كه فرمود:
“مَنْ زارَني أَوْ زارَ أَحَدَاً مِنْ ذُريتي زُرْتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأنقَذتُهُ مَنْ أَهوالها؛384
هر كس من يا يكى از فرزندان مرا زيارت كند در روز قيامت او را زيارت خواهم كرد و از ترس‏هاى آن رهايى خواهم داد.”
در منابع روايى اهل سنت نيز از رسول خدا صلی الله علیه و آله روايت شده است كه فرمود:
“ما بَينَ قَبري وَ مِنْبَري رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الْجَنة؛385
ما بين قبر من و منبرم بوستانى از بوستان‏هاى بهشت است.”
همچنين، در منابع روايى اهل سنت، از آن حضرت روايت شده است كه فرمود:
“مَنْ زارَ قَبري بَعْدَ مَوْتي كانَ كَمَنْ زارَني في حَياتي؛386
هر كس قبر مرا پس از مرگم زيارت كند مانند كسى است كه مرا در حال حياتم زيارت كرده باشد.”
همچنين، در رواياتى از طريق اهل سنت تأكيد شده است كه صحابه پيامبر صلی الله علیه و آله قبر مطهر آن حضرت را زيارت مى‏كرده‏اند.387
استاد جعفر سبحانى در كتابى با عنوان الزيارة فى الكتاب و السنة به روايات فراوان اهل سنت در اين باره اشاره كرده، و درباره سند و دلالت آن‏ها به تفصيل سخن گفته است.388
از ديگر دلايل روا بودن زيارت قبر پيامبر صلی الله علیه و آله اجماع مسلمين است. بنا بر تعبير برخى علماى اهل سنت، بسيارى از علما و فقهاى برجسته مسلمان به‏ اتفاق نظر مسلمين بر روا بودن زيارت روضه نبوى تصريح، و تأكيد كرده‏اند كه اختلاف نظر آنان تنها در وجوب يا استحباب آن است.
به اين معنا كه آيا زيارت قبر شريف پيامبر صلی الله علیه و آله واجب است يا مستحب؟! بنابراين كسى كه در اصل روا بودن آن اختلاف نمايد بر خلاف اجماع مسلمين سخن گفته است.389
سلفیه در برابر اين دلايل روشن چنين استدلال مى‏كنند كه حتى اگر زيارت قبر پيامبر صلی الله علیه و آله عيناً شرك نباشد، ممكن است به ويژه در برخى عوام به شرك و غلو در جايگاه پيامبر صلی الله علیه و آله منتهى شود. لذا از باب سد ذريعه گناه و پيش‏گيرى از چنين عواقبى بايد از زيارت قبر آن حضرت منع نمود! اما ناگفته پيداست كه چنين منطق و استدلالى بسيار سست و غير قابل قبول است، زيرا :
اولًا، عواقب منفى مورد ادعا مسلم نيست و نمى‏توان ميان زيارت قبر مطهر پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و غلو در آن حضرت ملازمه‏اى بر قرار نمود. بلكه چه بسا بتوان از زاويه ديگرى نگريست و گفت كه زيارت قبر آن حضرت ممكن است به زنده ماندن تعاليم و يادآورى سنت آن حضرت كمك، و ارتباط معنوى امت با تاريخ اسلامى خود را تحكيم نمايد. لذا از باب فتح ذريعه صواب (فراهم ساختن زمينه خير) و رعايت مصلحت امت بايد زيارت قبر پيامبر صلی الله علیه و آله را روا، بلكه بسيار نيكو دانست.
ثانياً، به فرض پذيرش احتمال زياده‏روى و انحراف بايد گفت كه احتمال كذايى به زيارت قبر پيامبر صلی الله علیه و آله منحصر نيست و همواره در رابطه با بسيارى از اعمال دينى و شعائر مذهبى مى‏تواند مطرح باشد.
روشن است كه اگر چنين احتمالاتى مبناى حكم شرعى قرار گيرد بسيارى از اعمال دينى و شعائر مذهبى تعطيل خواهد شد!
3-1-3. روا ندانستن شفاعت‏خواهى، توسل و استغاثه به پيامبر صلی الله علیه و آله و اهل بيت (عليهم السلام)؛
يكى ديگر از ديدگاه‏هاى نادرست سلفیه كه انتقاد علماى شيعه و اهل سنت را برانگيخته است، روا ندانستن شفاعت‏خواهى، توسل و استغاثه از پيامبر صلی الله علیه و آله و اهل بيت (عليهم السلام) است.
شفاعت‏خواهى، توسل و استغاثه در اصطلاح معانى نزديكى دارند. شفاعت‏خواهى از پيامبر صلی الله علیه و آله به معناى طلب وساطت و دعاى آن حضرت جهت آمرزش گناهان، و توسل به اولياى خدا به معناى وسيله قرار دادن آنان براى تقرب به درگاه خداوند، و استغاثه از آنان به معناى مدد گرفتن از ارواح طيبه آنان است كه بنا بر آيات قرآنى و احاديث نبوى و روايات فراوان اهل بيت (عليهم السلام) مشروعيت دارد. قرآن كريم در ضمن آيه‏اى مى‏فرمايد:
“وَ لَوْ أَنهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَواباً رَحِيماً؛
و اگر آن‏ها هنگامى كه به خود ستم مى‏كنند نزد تو بيايند و از خداوند طلب آمرزش نمايند و پيامبر برايشان طلب آمرزش نمايد همانا خداوند را توبه‏پذير و مهربان خواهند يافت.”
روشن است كه طبق اين آيه آمدن به نزد پيامبر صلی الله علیه و آله و طلب وساطت و استغفار آن حضرت، و وسيله قرار دادن وى و يارى گرفتن از آن بزرگوار براى آمرزش گناهان روا شمرده شده است. و چرا چنين نباشد؟! در حالى كه قرآن كريم فرستادن آن حضرت را رحمتى براى جهانيان مى‏داند:
“وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ،390 “
و وجود آن بزرگوار را منشأ بركات فراوان و ايمنى از عذاب الهى ياد مى‏كند و مى‏فرمايد:
“وَ ما كانَ اللهُ لِيُعَذبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللهُ

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره عبادى، ربوبيت، الوهيت، كتابهاى Next Entries تحقیق رایگان درباره امام صادق