تحقیق رایگان درباره رسول خدا (ص)، عالم برزخ، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

حكم عقل ظنى است.
ثانياً: پيروى از عقل قطعى در مواردى كه عقل در آنجا درك دارد پيروى از هواى نفس به حساب نمى‏يابد.
دليل پنجم‏ :
“ان الرد إلي الأدلة الشرعية يؤدي إلي ائتلاف الخلق و اجتماعهم و انقيادهم لأمر واحد، بالاضافة إلي اتصاف هذا الاجتماع و الإئتلاف بالصدق في حقيقته لموافقته للشرع. اما الرد إلي العقل فيحيل الخلق إلي شي‏ء لا سبيل إلي ثبوته و معرفته و اتفاق الناس عليه لتفاوتهم في العقول و اختلافهم في الآراء …268
همانا بازگرداندن مردم به مراجعه به ادله شرعى منجر به اتفاق و اجتماع و انقياد خلق به يك امر خواهد شد، مضاف به اينكه اين اجتماع و اتفاق در حقيقت به صدق متصف شده‏اند از آن جهت كه با شرع موافقت نموده‏اند، ولى با سوق دادن مردم به عقل، مردم را به چيزى حواله داده‏ايم كه راهى به ثبوت و معرفت و اتفاق مردم بر آن نيست؛ زيرا مردم در عقول تفاوت داشته و در آراء مختلفند “.
پاسخ‏ :
اولًا: برداشت‏ها از ظاهر ادله شرعى مختلف است و لذا احاله‏ مردم به شرع نيز خالى از اختلاف نيست.
ثانياً: از آنجا كه عقل فطرى و قطعى انسان در بسيارى از امور به حقيقت مى‏رسد و همه مردم از اين عقل برخوردارند، لذا ارجاع مردم به حكم چنين عقلى مى‏تواند مردم را به وحدت و اجتماع برساند.
دليل ششم‏ ؛
امين صادق امين مى‏گويد:
“خداوند دينش را به توسط پيامبرش كامل كرده و هرگز پيامبر و امت بعد از او را به عقل يا نقل يا رأيى غير از آنچه پيامبر (ص) آورده محتاج نكرده است. خداوند سبحان و متعال فرمود: (امروز، دين شما را كامل كردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم). و نيز خداوند بر كسى كه به وحى آشكار اكتفا نكرده و به شبهات عقلى و حرف‏هاى بى‏پايه آن پناه برده انكار كرده مى‏گويد: (آيا آنچه را كه بر تو از قرآن فرستاديم و آن را بر تو تلاوت كرديم كفايت نكرد، هر آينه در آن رحمت و تذكر است براى قومى كه ايمان مى‏آورند)، پس آنچه را كه رسول خدا (ص) از امور دين آورده كامل و كافى است و احتياجى به زياد كردن آنچه را كه عقول ناقص و آراى وهمى به آنها رسيده نيست، همان‏گونه كه در آن نقصان و كوتاهى به چشم نمى‏خورد؛ زيرا ممكن نيست كه كتاب خدا و سنت رسولش از مهمات دين‏ خالى باشد، و هر آنچه از كتاب و سنت خالى است از امور مهم دينى به حساب نمى‏آيد بلكه امور زيادى در دين و حرام است “269.
پاسخ‏ :
خداوند متعال براى وجود انسان رسولان و هدايت‏گرانى درونى و برونى قرار داده كه هر كدام مكمل و متمم يكديگرند و در صورتى كه هر كدام را به جاى خود استفاده كنيم مى‏توانند انسان را به سرمنزل مقصود و هدايت كامل برسانند، هدايت‏گر درونى عقل صريح و سليم و فطرت است.
عقل هم چون چراغ راه هدايت است كه با گرفتن نسخه حيات‏بخش الهى به توسط انبيا و بهره‏گيرى از چراغ عقل مى‏توان به سر منزل مقصود رسيد. آرى كمال دين به تمام عنايات الهى در حق انسان است كه از آن جمله عقل و مدركات آن است.
وانگهى قرآن كريم در آيات بسيارى امر به تعقل و به كارگيرى عقل در فهم مطالب كرده است و كسانى را كه از عقل خود استفاده نمى‏كنند، به عنوان بدترين چهارپايان تعبير كرده است و مى‏فرمايد:
“اِن شَر الدوَاب عِنْدَ اللهِ الصم الْبُكْمُ الذِينَ لا يعْقِلُونَ ؛ (انفال: 22)
همانا بدترين چهارپايان نزد خداوند، اشخاص كر و گنگى هستند كه تعقل نمى‏كنند.”
“وَ يجْعَلُ الرجْسَ عَلَى الذِينَ لا يعْقِلُونَ‏؛
خداوند پليدى را براى كسانى قرار مى‏دهد كه تعقل نمى‏كنند . (يونس: 100)”
امام صادق علیه السلام در حديثى مى‏فرمايد:
“… به عقل است كه بندگان، خالق خود را شناخته و مخلوق بودن خود را مى‏شناسند، او مدبر آنان است و همه تحت تدبير اويند، و تنها او باقى و بقيه فانى‏اند ..”.270
دليل هفتم :
ابن تيميه مى‏گويد:
“والصحابة- رض- كيف كانوا يتلقون الوحي من رسول الله (ص)؟ و هل كانوا يعارضونه بعقولهم و آرائهم أم كانوا ينقادون له و يستسلمون لأحكامه و يصدقون بأخباره؟ و هل كانوا يدفعون من النصوص ما رفضته عقولهم؟ و يقدمون العقل عليها؟ فان العقل لا يجب ان يتقدم بين يدي الشرع، فانه من التقدم بين يدي الله و رسوله …271
صحابه- رض- چگونه وحى را از رسول خدا (ص) تلقى مى‏كردند؟ و آيا عقول و آراء خود را معارض با وحى مى‏دانستند يا اينكه نسبت به وحى انقياد داشته و تسليم احكام آن مى‏شده و اخبار آن را تصديق مى‏نمودند؟ آيا با عقل هايشان نصوص را دفع مى‏كرده و عقل را بر آن مقدم مى‏داشتند؟ عقل هرگز نمى‏تواند خود را جلوتر از شرع بداند؛ زيرا اين كار جلو انداختن خود بر خدا و رسول‏ است .”
پاسخ‏ :
اولًا: صحابه هرگز احكام خداوند متعال را در فروع دين و حكم و قضاوت خدا و رسول با عقل خود معارض نمى‏دانستند، و به طور كلى در مقابل اين‏گونه دستورات تسليم محض بودند، ولى قرآن كريم، خودش افراد را دعوت به تعقل و استدلال از راه عقل براى رسيدن به برخى از عقايد اصلى نموده است.
ثانياً: همان‏گونه كه اشاره شد سخن از معارضه سنت با عقل نيست بلكه سخن از معارضه خبر حاكى از سنت با عقل است كه اين تعارض امرى بديهى به نظر مى‏رسد خصوصاً آنكه عواملى در جعل و عدم فهم صحيح حديث مؤثر بوده است.
به نظر مى‏رسد كه بايد بين اصول دين و فروع دين خصوصاً عباديات تفكيك قائل شد؛ آرى آنچه كه عقل بشرى در آن دخالت ندارد و نمى‏توان عقل را در آن ميزان قرار داد فروع دين و عباديات است؛ زيرا رسيدن به مصالح و مفاسد واقعى امرى دشوار به نظر مى‏رسد و لذا بايد در آنها تابع نص بود، بر خلاف اصول دين كه مربوط به عقيده و اعتقاد است و در آنها راهى از عقل سليم و قطعى وجود دارد، خصوصاً آنكه برخى از اصول عقايد همچون اثبات وجود خدا و برخى صفات او همچون صفت صدق تنها از راه عقل اثبات شدنى است نه نقل؛ زيرا استدلال به آن مستلزم دور است.
به همين مطلب ابن قيم جوزيه در مورد عبادات و تشريع اشاره كرده آنجا كه مى‏گويد:
“رسول خدا (ص) براى مردم خير دنيا و آخرت را آورده است و خداوند مردم را به كسى سواى خودش محتاج نكرده است، پس چگونه گمان مى‏رود كه شريعت كامل او كه در عالم شريعتى كامل‏تر از آن نيست، ناقص باشد به حيثى كه احتياج به سياستى خارج از آن داشته باشد تا آن را تكميل كند يا به قياس يا حقيقت يا معقولى خارج از آن شريعت محتاج گردد، و كسى كه چنين گمانى داشته باشد همانند كسى است كه معتقد است مردم احتياج به رسولى ديگر بعد از پيامبر (ص) دارند.” 272
به نظر مى‏رسد كه همه اتفاق نظر داريم بر اينكه در معارف دينى عقل‏به تنهايى كفايت نمى‏كند و به طور حتم احتياج به شرع است، اگر وهابيان اين مطلب را مى‏گويند كه مورد اتفاق است.
ابن تيميه مى‏گويد:
“وما كان العقل وحده كافياً في الهداية و الإرشاد و الا لما ارسل الله الرسل.273
عقل به تنهايى كافى در هدايت و ارشاد نيست، و گرنه خداوند رسولان را نمى‏فرستاد.”
ولى به نظر مى‏رسد كه غالب وهابيان خصوصاً معاصران، منكر دخالت عقل در تمام مسايل اعتقادى و شرعى هستند.
آيت الله جوادى آملى مى‏گويد:
“گرچه عقل مصباح شريعت و كاشف از احكام واقعى دين است؛ اما خود معترف است كه محدوديت‏هاى فراوانى دارد و به عرصه‏هايى از دين بار نمى‏يابد و مناطقى قرقگاه حضور اوست. عقل مى‏داند كه ادراك ذات حق تعالى منطقه ممنوعه است و هيچ مُدركى به آنجا دسترسى ندارد، همان‏گونه كه كنه صفات حق تعالى كه عين ذات اوست نيز منطقه ممنوعه ديگرى براى عقل است …
البته بشر در معارف دينى از مفاهيم مدد مى‏گيرد و از خداوند سخن‏ مى‏گويد، اما بايد توجه داشت كه ادراك مفهومى خدا غير از ادراك ذات و اكتناه صفات ذات است؛ چون همه مفاهيم مخلوق‏اند “…274
بى‏توجهى سلفيان و وهابيان به عقل همانند بى‏اعتنايى مسيحيان است. به رغم آنكه ما اعتقاد داريم شريعت حضرت مسيح (ع) از شرايع آسمانى است، ولى مشاهده مى‏كنيم كه مسيحيان، عقل را در باب عقايد رها كرده و تنها به الهام و اشراق بسنده كرده‏اند و لذا معتقد به تثليث شده در عين اينكه مدعى توحيداند، مسأله‏اى كه عقل انسان حكم به تناقض و بطلان آن دارد.
و اگر از اين جهت به آنها اشكال كنيم مى‏گويند: اين مسأله از جمله عقايدى است كه كنه آن با عقل و برهان درك نمى‏شود و تنها ايمان به آن واجب است، و از اين راه بين عقل و دين و به تعبير ديگر علم و دين فاصله مى‏اندازند، در حالى كه خداوند متعال تأكيد بر تلازم بين آنها نموده آنجا كه مى‏فرمايد:
“وَ قالَ الذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللهِ إِلى يوْمِ الْبَعْثِ؛ (روم: 56)
ولى كسانى كه علم و ايمان به آنان داده شده مى‏گويند: شما به فرمان خدا تا روز قيامت (در عالم برزخ) درنگ كرديد.”
آرى، دعوت به عقل و تفكر به معناى رها كردن ساير راه‏ها به شناخت خداوند از آن جمله الهام و اشراق نيست.
خداوند متعال مى‏فرمايد:
“يا أَيهَا الذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتقُوا اللهَ يجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً ؛ (انفال: 29)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيله‏اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى‏دهد.”
و نيز مى‏فرمايد:
“يا أَيهَا الذِينَ آمَنُوا اتقُوا اللهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ يؤْتِكُمْ كِفْلَينِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ يغْفِرْ لَكُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ؛ (حديد: 28)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش‏ ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن (در ميان مردم و در مسير زندگى خود) راه برويد و گناهان شما را ببخشد؛ و خداوند غفور و رحيم است.”

2-2-8. سلفیه و انحصار استدلال به ادله قرآنى و روايى‏ ؛
يكى از اصول سلفیه عربستان انحصار استدلال در استدلال‏هاى قرآنى و روايى است و رد استدلال به هرگونه دليل عقلى در مسايل اعتقادى است.
ابن قيم جوزيه مى‏گويد:
“ان طريقة القرآن في الاستدلال ملائمة للعقل و الفطرة و الوجدان.275
همانا روش قرآن در استدلال تناسب با عقل و فطرت و وجدان دارد.”
دكتر سَيلى سلفی معروف مى‏نويسد:
“ويري السلف ان في طريقة القرآن الكريم اقحام المعاندين و الزام و ارشاد المترددين، و قد اختاروا منهج‏ القرآن في الاستدلال دون سواه من المناهج و الطرق الأخري …276
ديدگاه سلف آن است كه با روش قرآن كريم مى‏توان معاندان را محكوم كرده و ترديد كنندگان را ملزم و ارشاد نمود. آرى سلف تنها راه قرآن را در پيش گرفته است نه ديگر راه‏ها را”.
ابن تيميه مى‏گويد:
“ان العقل مع خبره (ص) كالعامي المقلد مع الامام المجتهد بل هو دون ذلك بكثير …277
همانا عقل در مقابل خبر پيامبر (ص) همانند شخص عامى مقلد در مقابل امام مجتهد است، بلكه بسيار پايين‏تر از او مى‏باشد.”
او نيز مى‏گويد:
“قد تدبرت عامة ما يذكر المتفلسفة و المتكلمة و الدلائل العقلية، فوجدت دلائل الكتاب و السنة تأتي بخلاصته الصافية عن الكدر و تأتي بأشياء لم يهتدوا لها و تحذف ما وقع منهم من الشبهات و الأباطيل مع كثرتها و اضطرابها.278
من در عموم آنچه را كه فلاسفه و متكلمين ذكر كرده و دلايل عقلى كه ذكر مى‏شود تدبر كردم ولى دلايل قرآن و سنت را مشاهده كردم كه با خلاصه بودنش از كدورات صاف است و معارفى مى‏آورند كه هرگز كسى به آنها دسترسى نيافته است، و نيز شبهات و حرف‏هاى باطل با كثرت و اضطرابش را از بين مى‏برند.”
دكتر مفْرح بن سليمان قوسى مى‏گويد:
“يقوم المنهج السلفي علي قواعد اساسية و يعتمد علي اصول واضحة افترق بها عما سواه من مناهج الفرق و الطوائف و المذاهب الأخري … منها الاستدلال بالآيات القرآنية و الاحاديث النبوية … و هذه من اهم القواعد التي يقوم عليها المنهج السلفي،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره حسن و قبح، وجود خداوند، رسول خدا (ص)، صفات خداوند Next Entries تحقیق رایگان درباره صلى، عقلى، ...، نعوذ