تحقیق رایگان درباره رسول اکرم (ص)، پیامبر (ص)، فضایل اخلاقی، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

دین اسلام ارتباط همۀ اجزای آن با یکدیگر است؛ ارتباطی که منجر به وحدت و یکپارچگی کامل میان آنها میگردد، به این معنا که در اخلاق کریمه، که این دین همه را به سوى آن فرا مى‏خواند، روح توحید جارى و منتشر است و روح اخلاق نیز در همه اعمالى که افراد جامعه مکلّف بدان مى‏باشند منتشر مى‏باشد. پس همه اجزاى دین اسلام با تحلیل به توحید بازگشت مى‏کنند و توحید ترکیبى است از اخلاق و اعمال‏ (همان).
سومین مبنای اخلاقی مشترکی که در این بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت، پذیرش ولایت نبی است. پيامبران خود بهترین الگو در رسیدن به فضایل اخلاقی هستند و رفتارها و گفتارهایشان گویای اخلاقیات است و انسانها براي نيل به اين مقصود بايد به ايشان اقتدا کرده و آنها را الگوي خويش قرار دهند: «وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيمٍ» (قلم، 68/ 4)، « قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَه‏» (ممتحنه،60/4) و «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة» (احزاب،33/21). بنابراین، تبعیت از حضرت رسول(ص) (آلعمران، 2/ 31) و ائمه(ع) و دیگر دیندارانی که عامل به اخلاقیاتاند به عنوان مربیانی که هم در زمینه معرفتی، رفتارها و گفتارهایشان گویای اخلاقیات است و هم ارتباط با آنها باعث کمال نفس میشود، بسیار مهم است.
اختیار، چهارمین مبانی اخلاقی است که در این بخش مورد بررسی و مقایسه واقع شده، بدین علّت که خودسازی و تزکیه و تهذیب اخلاق زمانی برای انسان میسر است که به توانایی خود در به دست آوردن کمالات و ارزشهای اخلاقی، اعتقاد داشته باشد و اگر گمان کند که اعمال و اخلاق حسنهاش در تکامل او بیتأثیر است، جایی برای تزکیه و تهذیب وی باقی نخواهد ماند (مصباح یزدی، اخلاق، ص3). علامه (ره) نیز به این موضوع اذعان داشتهاند: هر گونه سیراخلاقی انسان، منوط به پذیرش اختیار در وجود انسانست؛ او میتواند با اختیار خود، کسب کمالات و افنای تعینات طبیعی کند و وجود خود را ارتقا داده به هستی بیزوال برساند و جامع جمیع کمالات گردد(طباطبایی، 1417، ج2: 498).
معاد، پنجمین مبنای اخلاقی است که در این بخش مورد مقایسه قرار گرفته است. بدین دلیل که، به منظور عمل به اصول اخلاقی و اجتناب از مفاسد اخلاقی، به یک ضمانت اجرایی نیاز است. اعتقاد به معاد و ثواب و عقاب، نوعی کنترل درونی ایجاد می‌کند؛ چراکه در قیامت، اعمال حسابرسی خواهند شد. تعداد کمی از مردم به این درجه از درک و شناخت رسیدهاند که به خوبی به خاطر حسنش پایبند باشند و از بدی به خاطر قبحش دوری گزینند. در این میان نیاز به نیروی محرکّی هست تا با بالا بردن انگیزه و اراده در شخص، زمینه‌ی تربیت اخلاقی را در وی فراهم سازد.
ازاينرو، در این قسمت رساله سعي بر آن است كه: پنج مبانی اخلاقی فوق (ايمان، شریعت، ولايت، اختيار و معاد) را، بر اساس آيات قرآن و سياق آنها و نظرات مفسران و بر پایۀ آيات عهدین و تفاسير معتبر آن مورد بررسي قرار دهد تا نقاط مشترك و اختلاف اين دو دين را در اين زمينه ترسيم نمايد تا زمينهاي براي نزديكي هر چه بيشتر اديان به يكديگر فراهم آيد.
3-3-1- رابطه اصول اعتقادی و مبانی اخلاقی در قرآن کریم
3-3-1-1- ايمان
همانند کتاب مقدس، ایمان از جمله مبانی اساسی اخلاق در قرآن به شمار میآید که به دلیل اینکه در قسمت قبل این آموزه بررسی و تحلیل گردید، در این بخش جهت پرهیز از تکرر و اطالهی کلام از بیان مجدد آن خودداری میشود.
از ديدگاه اخلاق قرآني، ايمان پشتوانه اخلاق است، يعني اخلاق كه خود يك سرمايه بزرگ زندگي است بدون ايمان اساس درستي ندارد. زيربناي همه اصول اخلاقي بلكه سر سلسله همه معنويات، ايمان مذهبي يعني ايمان و اعتقاد به خداست. بنابراين، عملي ارزشمند است كه از سر ايمان به خدا باشد نه عملي كه از سر نفع شخصي و يا عادت و ريا به انجام رسد. از اين رو در قرآن، بي‏ثمربودن اعمال كافران به سراب (نور، 24/ 39) و گاه به خاكستري تشبيه شده است كه بادي تند در روزي طوفاني بر آن بوزد و چيزي از آن باقي نگذارد (ابراهيم، 14/ 18).
3-3-1-2- شریعت
از ديدگاه قرآن، متخلق شدن به اخلاق حسنه و پرهيز از اخلاق رذيله، يكي از عوامل نجات انسان محسوب ميشود ولی این موضوع در صورتی باعث نجات انسان میشود که اولاً از عقاید و نیتهای صحیح نشأت بگیرد و ثانیاً با عمل به قوانین شرع همراه باشد. علامه طباطبایی(ره) در این باره میفرمایند: قانون و شریعت هیچگاه به نیک بختی نمیرسد جز آنکه با ایمانی همراه باشد که نگهبان آن اخلاق حسنه باشد و اخلاق حسنه نیز کامل نمیگردد، مگر با یکتاپرستی و توحید (طباطبایی، 1417، ج12: 51). از اين روست كه در آيات فراواني، ايمان و عمل صالح با هم ذكر شدهاند: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً» (كهف، 18/ 107)، «وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ» (بقره، 2/ 82)، (مائده، 5/ 9)، (نساء، 4/ 124) و … . خداوند در آيهي: «كلُ‏ُّ نَفْسِ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَة» (مدثر، 74/ 38)، تأكيد مي‏كند كه انسان در گرو انجام وظائف و تكاليف خویش است؛ كسي كه عمل صالح انجام مي‏دهد خود را صالح، و كسي كه عمل فاسد انجام مي‏دهد خود را فاسد مي‏كند. درآيهاي ديگر نيز آمده است كه: «ان ليس للانسان الاّ ما سعي و أنّ سعيه سوف يري ثمّ يجزيه الجزاء الاوفي» (نجم، 53/ 39-41).
علامه دراينباره مي‏گويد: «بعضي حوادث عالم به دنبال برخي اعمال واقع مي‏شود. وقتي انسان خدا را اطاعت كند و در پي رضايت او باشد، خير و بركت نازل مي‏شود. و وقتي انسان از مسير عبوديت خارج شود و به تباهي و گمراهي بيفتد و نيت پليد داشته باشد، موجب ظهور فساد مي‏شود و گسترده‏شدن ظلم باعث هلاكت امت‏ها، از بين رفتن امنيت و بروز جنگ‏ها، مصيبت‏ها و حوادث ناگهاني مي‏شود» (طباطبايي، 1417، ج2: 181). البته ناگفته نماند كه مصيبت‏ها و بلاها گاه بر انسان صالح وارد مي‏شود كه امتحان الاهي خواهد بود تا خداوند، طيب را از خبيث متمايز سازد، مثل طلايي كه با محك، عيار آن سنجيده مي‏شود (عنكبوت، 29/ 4).
بنابراين كسي كه عبوديت و بندگي خدا را برگزيند، در تمام مراحل زندگي و حتّي در جزئيات اعمال و رفتار نيز بر طبق رضاي خدا و خواست او عمل ميكند؛ يعني اعمالي را كه موجب خشنودي خدا مي شود به جا ميآورد (واجبات ديني و اخلاقي) و از اعمالي كه موجب ناخشنودي اوست پرهيز ميكند (محرّمات شرعي و اخلاقي).
3-3-1-3- ولايت
از منظر قرآن، ولايت حقيقي بر موجودات تنها از آن خداوند است و برگزيدگان الاهي نظير پيامبران (و امامان)، اين حقيقت را به تمام معنا درك كرده و با تمام وجود اعتراف كردهاند كه جز خدا ولي ديگري ندارند (انعام، 6/ 14) و صاحب اختيار مطلق خويش را الله دانستهاند، با زبان به آن اقرار كرده و در دل به آن ايمان داشته و اعمال خود را نيز بر طبق اين ايمان اصلاح كرده و مظهر ولايت الاهي شده اند (همان) و از این رو، پذیرفتن ولایت پیامبر (ص) و ائمه (ع) از جمله عوامل نجات انسان به حساب میآید.
محبت به خداوند هنگامي‌ صادق مي‌آيد كه بنده صراط توحيد را طي كند و متدين به دين توحيد و اسلام شود؛ همان اسلامي‌كه انبياء و سفراي الهي به آن دعوت كرده‌اند و در آخرين دين آسماني به نحو اتم و اكمل بيان شده است (طباطبايي، 1417، ج3: 290). بنابراین پیروی از پیامبر اكرم (ص) در تمام افعال و حركات که آورنده دستورات این دین است برای دستیابی به محبت خدا ضروری است؛ زيرا عشق به خدا مستلزم عشق به آثار آن است و پيامبر (ص) هم از آثار و آيات خداوند است.
آیهی شریفهی ذیل در تأیید مطلب فوق است: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» (آل عمران، 3/ 31). اين آيه از جانب خداوند و از زبان پيامبر خطاب به کافران اعم از اهل کتاب و بتپرستان و مشرکان و همهي انسانهائي که ادعاي دوستي با خدا را دارند چنين ميفرمايد که: اگر واقعا الله را دوست ميداريد از من-پیامبر (ص) – تبعيت کنيد تا خداوند، شما را دوست بدارد (اندلسی، 1420، ج3: 103-104؛ حجازی، 1413، ج1: 224). هر بندهاي که ادعاي دوستي با خدا را دارد بايد طبق همين آيه بايد تابع رسول اکرم (ص) باشد. تبعيت پشت سر کسي بودن و در عقب کسي راه رفتن است در جهت مادي يا معنوي. و در تعريفي ديگر حر کت يک قوه به سمت فعليت خويش را تبعيت گويند (مصطفوی، 1380، ج4: 58-59) و در اين آيه اکثريت قريب به اتفاق مفسرين آن را اطاعت و پيروي از دستورات رسول و ائمه در اعمال، اقوال و تقريرات، معنا کردهاند (طباطبائی، 1417، ج1: 10). هر کس واقعا تابع رسول اکرم شود باطن و قلبش همرنگ باطن و قلب رسول اکرم ميشود زيرا به دنبال او رفته است. از آنجا که رسول خدا مظهر محبت خداميباشد، محبت به خدا از باطن رسول گرامي اسلام بر باطن شخص تابع سرايت ميکند و او نيز همانند پيامبر خدا را دوست ميدارد (امین، 1361، ج3: 96). لازم است تا تبعيت از رسول به همراه محبت به او باشد چرا که پيامبر حبيب محبوب عالميان خداي بيهمتا است و دوستدار معشوق به طبع بايد مورد توجه و علاقهي عاشق باشد (همان). در اين آيه فقط از تبعيت رسول اکرم سخن به ميان آمده است وليکن از فرمايشات مکرر نبي مکرم اسلام (ص)، پيروي ازدستورات ائمه معصومین (ع) ميباشد که مهمترين گواه آن حديث ثقلين ميباشد به همين دليل مفسران به همراه رسول اکرم (ص)، ائمه (ع) را نيز ذکر کردهاند. خداوند پيروي از رسول را با توجه به منطوق آيه و شان نزول آن و پيروي از ائمه را با نظر به عام بودن خطاب آيه و تعلّق آن به همهي انسانها در زمانهاي مختلف از جمله مسلمانان بعد از عهد رسول گرامي که بايد امام زمان خويش را تبعيت کنند را، طريق هدايت به سمت جلب محبت خويشتن معرفي کرده است (بلاغی، 1420، ج1: 375؛ حجازی، 1413، ج1: 234).
از اين روست كه در برخي روايات شرط صحّت و قبولي تمامي اعمال از جمله فضايل اخلاقي را التزام به ولايت ائمه (ع) مي‏داند و عمل نيك و اخلاق حسنه را بدون ولايت بي‏فايده مي‏شمارد (كليني، 1388، ج 2: 18). بر اساس حديث: «من عرفكم فقد عرف الله و من احبكم فقد احب الله و من اطاعكم فقد اطاع الله» (شيخصدوق، 1404، ج‏2: 617). خداوند متعال طريق معرفت خودش را، معرفت معصومين قرار داده و طريق معرفت نبياكرم (ص) و اهل بيت (ع) طريق معرفت خداست؛ طريق اخلاق حميده هم از طريق نبي اكرم و اهل بيت است. و از اين روست كه در قرآن از پيامبر (ص) با صفت «دارندهي سجاياي عظيم اخلاقي» ياد شده است: وَ إِنَّكَ لَعَلی‏ خُلُقٍ عَظيمٍ (قلم، 68/ 4)، و تأسي به پيامبر (ص) در همهي زمينهها براي مؤمنان ضروري ميباشد: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة» (احزاب، 33/ 21). مؤيد اين آيه حديث مشهور : «بعثت لأتمم مكارم الاخلاق» (مجلسي، بیتا، ج68: 373) ميباشد. در اين حديث پيغمبر اسلام هدف نبوت خود را، برانگيخته شدن براي اخلاق نيك معرفي ميكند. پس پيامبر واجد همه اخلاقهاست و هر خلقي را بايد از ايشان آموخت. بايد تجلي از نور ولايت ايشان در وجود افراد بيايد. پس همه اخلاق كريمه بسط وجودي امام و انتشار نور امام در قلب مومن است. در زيارت جامعه كبيره آمده است كه ائمه «عناصر الاخيار» يا «عناصر الابرار، نور الاخيار» هستند.
بنابراين، نگاه قرآن به پيامبر (ص) و ائمه (ع) به عنوان يك الگو براي كمالات اخلاقي، نگاه به يك انسان كامل است و قبول ولایت آنها، یعنی تمسک به آنها در تمام امور اخلاقی و اجرای کامل دستورات شریعت. اما عهدجديد، عيسي را خدايي ميداند كه تجسد يافته است، گرچه بعد انساني هم براي او قائل ميشود. و با قبول ولایت او، شخص دیگر نیازی به انجام اعمال نیکو و اخلاقی ندارد، زیرا صرف ایمان به مسیح او را به نجات و رهایی میرساند.
3-3-1-4- اختيار
آنچه عموم متفكران برآن اتفاق نظر دارند، اين است كه هرگونه سيراخلاقي و عرفاني

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، آسایش و راحتی، فضایل اخلاقی، مرگ و زندگی Next Entries تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، فرمانبرداری، تربیت اخلاقی، نظام اخلاقی