تحقیق رایگان درباره دولت مدرن، حقوق بشر، امر به معروف

دانلود پایان نامه ارشد

اقشار همچون كارگران و برخي اقليت‌هاي ديني و ملي انجاميد. اما در دوره سوم اين حمايت‌ها تأكيد بر جامعيت اسناد بين‌المللي در حمايت از حقوق بشر و شهروندي است كه در آن اعلاميه‌ها، اسناد و معاهداتي امضا شد و ملل و دول آن را تصويب كردند. ظهور واژه شهروند را مي توان مصادف با ظهور دولت ـ ملت هاي مدرن دانست. نقطه عطف، توجه به شهروندي انقلاب کبير فرانسه 1789 و به وجود آمدن حکومت هاي مشروطه بوده است که مردم تبديل به شهروند شدند و حق اظهار نظر و مشارکت در حکومت را داشتند. دراين نوع شهروندي بيش از پيش بر حقوق ملت در مقابل دولت تاکيد مي شد، عناصر اصلي اين شهروندي توجه به خواست عمومي، مجموعه وظايف و حقوق برابر در قبال دولت و کشور بود. در قرن بيستم با ايجاد نظام آموزشي و تامين اجتماعي، حق دسترسي به مجموعه وسيعي از مزاياي عمومي که توسط دولت در حوزه بهداشت، آموزش و غيره ارائه شد بنام شهروندي اجتماعي به منصه ظهور رسيد.
با توجه به مطالبي که گفته شد به نظر مي رسد شکل و کارکرد شهروندي يوناني ها بسيار متفاوت از شکل و کارکرد شهروندي دوره مدرن است. از برخي از تفاوتهاي ميان شهروندي در دولت مدرن و دولت شهرهاي يونان مي توان به موارد زير اشاره کرد:”1- نوع جامعه در دولت شهرهاي يونان کوچک و ارگانيک ولي در دولت مدرن، به صورت حقوقي تمايز يافته و بزرگ وجود دارد. 2- گستره شهروندي در دولت شهرهاي يونان انحصاري ولي در دولت مدرن به طور روز افزون فراگير و به لحاظ نظري مساوات گرايانه است.3- محتواي شهروندي در دولت شهرهاي يونان تعهداتي گسترده دارد. ولي محتواي شهروندي در دولت مدرن از حقوقي گسترده و، وظايفي محدود برخوردار است. 4- عمق شهروندي در دولت شهرهاي يونان عميق ولي در دولت مدرن سطحي است. 5- در بستر شهروندي در دولت شهرهاي يونان جامعه از نوع جامعه برده داري و توليدات کشاورزي بوده، اما در دولت هاي مدرن نظام دولت ها مردم سالار، نژادي، سرمايه دارانه و توليد آن صنعتي بوده است42″.

گفتار دوم: حقوق شهروندي در اسلام

اسلام به عنوان آخرين و کامل ترين دين الهي در درون خود تمام قواعد و سنت هاي بشري را دارد؛ که مي تواند پاسخگوي تمامي نيازهاي اساسي انسان و جامعه بشري باشد. از ديدگاه اسلام، خداوند انسان را موجودي شريف و نمونه قرار داده و مزايايي به او بخشيده است که ساير موجودات از آن محروم هستند. بر روي حق الناس تأکيد ويژه اي وجود دارد به طوري که برحق الله مقدم شمرده شده است. در روايات اسلامي آمده است که خداوند از حق خود مي گذرد اما از حق الناس هرگز. حتي درمورد غير مسلمانان نيز اگر قصد فساد و عناد با اسلام نداشته باشند، اسلام اجازه تجاوز به حقوق آنان را نمي دهد. بنابراين اسلام بزرگترين حامي و واضع حقوق بشر است. آنچه که براي اسلام مهم است احياي حقوق بشر در پرتو حق است نه چيز ديگر. اولين مدعي حقوق بشر، خداوند بزرگ است. پس اصل هر حقي از جانب خداست و اوست که بر اساس مصالح و حکمتها، حقوقي را براي همه قرار داده است.
“پيشينه حقوق شهروندي در اسلام به زمان هجرت نبي اکرم(ص) به مدينه النبي باز مي گردد. و اولين جرقه هاي تشکيل حکومت اسلامي از آن زمان به وجود آمد. زيرا حقوق شهروندي زماني موضوعيت پيدا مي کند که حکومت و مردم هر دو شکل گرفته باشند. به عبارت ديگر دليل حقوق شهروندي، تشکيل حکومت است. ايشان با الهام از آموزه هاي وحياني، شاخصه هاي حقوق شهروندي را در ميان شهروندان جامعه اسلامي به بهترين نحو ممکن به اجرا در آورد43”.
در رابطه با حقوق شهروندي در اسلام دو اصل مهم وجود دارد که به آنها اشاره خواهيم کرد: نخست: کرامت انساني است که يکي از پايه‌هاي اعتقادي در نظام اسلامي است، اين اصل انسان را موجودي با ظرفيت‌هاي بالايي از تکامل متصور مي‌سازد که با توانايي نامحدود خود و استعدادي که خداي متعال در وجود وي نهاده است، مي‌تواند تا بالا‌ترين درجات کمال الهي رشد کرده و ارتقا يابد. در گفتار دوم از مبحث سوم توضيحات بيشتري درباره اين اصل خواهيم داد.
دوم: نظارت همگاني است. “اسلام مسئله نظارت را نه تنها وظيفه دستگاه حکومت يا شخص حاکم نمي داند، بلکه به کليه مردم به منزله وظيفه قانوني، شرعي و تکليف الهي آموزش مي دهد که نسبت به سرنوشت يکديگر علاقه نشان دهند چنانچه قرآن کريم مي فرمايد: در جامعه اسلامي هر فرد مسلماني موظف است به اصلاح امور ديگران قيام کند و با تبليغ و تشويق، خوبي ها را گسترش دهد و از بدي ها جلوگيري به عمل آورد44”.
کامل‌ترين نظام سياسي، نظامي است که در درون خود عوامل تضمين بقا را داشته باشد و بتواند با عواملي که جزء عناصر آن نظام است، زمينه رشد عوامل منفي را در درون خويش منتفي سازد و از مصونيت ذاتي در برابر چنين خطرات عظيمي برخوردار شود و دين مبين اسلام به وضوح داراي اين خصيصه پرفايده است. نظارت عمومي و همه مسئول هم بودن، به نظام اسلامي اين توانايي را مي دهد، که به صورت مداوم سطح آگاهي‌هاي مردم و قدرت داخلي را تا آن حد بالا ببرد که هرگز قدرتش به فساد کشيده نشود. امروزه بحث نظارت براي جلوگيري از كج‌روي‌ها از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. يكي از اشكال نظارت، نظارت شهروندان بر دولت و بر ساير امور است كه در قانون اساسي نيز در قالب امر به معروف و نهي از منكر به رسميت شناخته شده است. آنجا كه سخن از تعيين سرنوشت،‌ تاثيرگذاري، نقش داشتن و موثر بودن است؛ يعني وضعيتي كه هر شهروند به تنهايي و شهروندان در مجموع براي تحقق و حفظ آنچه براي حيات جمعي مطلوبشان ضروري است، تلاش مي‌كنند، مقوله نظارت همگاني مطرح مي‌شود. نظارت، از عناصر و ابعاد حقوق و به تعبيري وجه بارزي از مشاركت شهروندي است. به وي‍ژه آنجا كه بحث تعيين سرنوشت، تاثير گذاري، نقش داشتن و موثر بودن مطرح است. هر فردي به صرف متولد شدن در يك سرزمين موقعيت و شآن شهروندي را كسب مي‌كند. ولي مهم اين است كه هر يك از شهروندان در مراحل رشد و بلوغ خود امكان آن را داشته باشند كه با آنچه به آنها به عنوان شهروند تعلق دارد،‌ آشنا شوند تا بتوانند هم در انتخاب‌هايشان و هم در شيوه عمل‌شان به اصول و مباني زندگي جمعي، سياسي و اجتماعي خود، به عنوان شهروند، نزديك‌تر و هماهنگ‌تر باشند.
در اينجا نگارنده برخي از حقوق شهروندان که در قرآن کريم به آنها اشاره شده را بيان مي کند: اول: حکومت و خلافت از آن مردم است: با توجه به مفهوم اين دو آيه “وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِاسْجُدُوْا لآِدَمَ” 45و آيه “ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلاَئِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَكَيْفَ تَعْمَلُونَ46”. در مي يابيم که خداوند انسان را به قوه شناخت و معرفت آراست تا از ديگر موجودات متمايز شود و همين امتياز او را اشرف مخلوقات اين جهان کرده است. انسان با استفاده از اين نيرو توانسته است همه نيروهاي رها شده طبيعت را در اختيار خود بگيرد و همين گوهر عقل ومعرفت است که او را موجودي تمدن ساز و فرهنگ ساز کرده است.
دوم: حق کرامت، برابري و مساوات: کرامت، حيثيت والاي انساني است که از مراعات حقوق خويشتن و ديگران و انجام تکاليف و وظايف، با استناد به احساس عميق وجدان انساني که خداوند متعال بعنوان بزرگترين عامل ترقي و تعامل در نهاد انسانها به وديعه نهاده است سرچشمه مي گيرد. با در نظر گرفتن مفهوم اين دو آيه “وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِنَ الطَّيِّبَاتِ47” و آيه “يَاأَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى‏ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُواإِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ 48”. در مي يابيم که تمام افراد بشر از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند و تنها ملاک برتري تقواست.
سوم: حق حيات: حيات موهبت الهي است و هيچ کس مجاز نيست که اين حق را از ديگران سلب کند. اگر کسي اين حق را از ديگران سلب کند علاوه بر استحقاق عقاب اخروي، در دنيا نيز محکوم به اعدام است و به خاطر ارج نهادن به حيات انسان ها، حيات عمومي جامعه را در پرتو اجراي قانون قصاص، ثابت و پابرجا مي داند، چون در دين اسلام مرگ و حيات حتي يک فرد به قدري ارزشمند و مقدس است که با حيات و مرگ تمام افراد جامعه برابري مي کند. هيچ فرد يا مجموعه اي نمي تواند اين حق را از فرد سلب کند و يا به جسم و روح انسان آسيب برساند. چرا که خداوند متعال مي فرمايد: “لاَ تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً49”. بنابراين حق حيات و هر حق طبيعي و مدني ديگري ويژه موافقان و مدافعان يک نظام نبوده و نيست، بلکه مربوط به همه شهروندان بوده و هست و اصحاب قدرت موظفند تا حقوق شهرونداني که داراي انديشة متفاوت با انديشه حاکم بر جامعه هستند و حتي بدانديش و بد کردار را نيز تامين و تضمين نمايند و چنان است که امام علي نسبت به ابن ملجم، به رغم آنکه به لحاظ شخصيت، پليد و پست هم بود، سفارش نموده و از امام حسن(ع) مي خواهد مادام که زمان قصاص فرا نرسيده، حق حيات او را حرمت نهاده و رعايت نموده و شرط زندگي وي به جاي آورند50.
چهارم: آزادي مذهب و عقيده: با توجه به معناي اين آيه “لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ51”. در انديشه هاي اسلامي باورهاي ديني و اعتقادات مذهبي امر قلبي است که اجبار واکراه در آن معنايي ندارد. زيرا که اسلام براي پاسداري از ايمان و باورهاي قلبي تقويت معرفت ديني را پيشنهاد مي کند، نه سلب آزادي و عقيده و مذهب را با جبر و اکراه. در اسلام انسان موظف است که حيات خود خصوصا زندگي ديني خود را بر اساس تفکر و انديشه بنا نهد و براي اعمالش دليل و حجت بدست آورد و اعتقاد به اسلام و حقانيت آن نيز اگر از راه تفکر نباشد ارزشي ندارد. اين همه تأکيد براي آن است که اسلام در پرتو بهتر انديشيدن، بهتر درخشيده و آزادي انديشه نه تنها به زيان اسلام نيست بلکه با انديشه و تفکر، حقيقت اسلام روشنتر مي شود.
پنجم: حق رفاه و آسايش و امنيت: از مفهوم آيه هاي “وَ لَقَدْ مَكَّنّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلاً مَاتَشْكُرُونَ52 “.و آيه “هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاًَ امْشُوا فِي مَنَاكِبَها وَكُلُوا مِن رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ53”. مشخص مي شود که شهروندان حق دارند در يک محيط امن و با آرامش از مواهب هستي بهرمند گردند و به طريق دلخواه خود به کسب و کار بپردازند. دين اسلام به مالکيت خصوصي و حق همگاني در بهره برداري از منابع طبيعي تأکيدفراوان دارد. از ديگر حقوق شهروندان تأمين امنيت ايشان در زمينه هاي مختلف مالي، جاني، کاري، حقوقي و شخصيتي مي باشد. در آيات قرآن کريم ظلم و تعدي به هر صورتي که باشد نهي شده است. خداوند در اين باره مي فرمايد: “أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى‏تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلَى‏ أَهْلِهَا ذلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ54”. از دقت در همه اين آيات متوجه مي شويم که نگاه دين اسلام به حقوق، زواياي دقيق و حکيمانه اي را در بر مي گيرد. و در همه بحث ها انسان را به رعايت حقوق ديگران در پرتو حق الله تشويق و در نتيجه جامعه انساني را به سوي کمال و کرامت مطلوب خود هدايت مي کرد.
به نظر مي رسد در مقام مقايسه جايگاه حقوق شهروندي در ميان اديان و مکاتب بشري، اسلا‌م در عالي‌ترين مرتبه قرار دارد. چون به انسان در مقام خليفه`‌اللهي، حقوق و آزادي‌هاي اجتماعي را داده و در عين حال او را مسئول و مکلف به شناختن خير خود و ديگران دانسته است. در اصل، در نظام حقوقي اسلا‌م به ‌طور کلي حق و تکليف با هم وجود دارد. شهروندي به معناي برخورداري عموم اعضاي جامعه از حقوق و تکاليف برابر است، به‌گونه‌اي که هيچ تبعيضي از لحاظ سياسي، اجتماعي و حقوق مدني ميان افراد جامعه وجود نداشته باشد. مشخص است که توحيد اسلام، توحيد آزادي و آزادگي است؛ و تنها شکلي از خداپرستي است که

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره حقوق بشر، حقوق انسان، اعمال مجرمانه Next Entries تحقیق رایگان درباره حقوق بشر، مشارکت مردم، آداب و رسوم