تحقیق رایگان درباره خودپنداره، سلسله مراتب، دوران کودکی، توانایی ها

دانلود پایان نامه ارشد

ر اوست. پندار یا تصویری که فرد از خود دارد، مسلمأ برای او اهمیت حیاطی داشته و سعی دارد که این تصویر را حفظ کند. «خود» بر اساس واقعیت عمل می کند. اعمال شناختی از قبیل ادراک، حافطه، توجه، یادگیری، کنترل فعالیت حرکتی، کسب تصویر ذهنی از خویشتن(خودپنداره) و تشخیص و تمیز ما بین واقیت و خیال را در بر می گیرد. جیمزف خود را به دو بخش تقسیم کرد؛ «خود مفعولی» و «خود فاعلی»، خود مفعولی مجموعه آن جیز هایی است که شخص می تواند آن را مال خود بنامد و شامل توانایی ها، خصوصیات اجتماعی و شخصیتی و متعلقات مادی است. خود فاعلی، دائمأ تجارب حاصل از ارتباط با مردم، اشیا و وقایع را به نحوی کاملأ ذهنی دائمأ سازمان داده، تفسیر می کند. به عبارت دیگر خود فاعلی در خود تأمل می کند و از طبیعت خود باخبر است( 6).
نخستین گام در رشد خود، درک این موضوع است که انسان موجودی مجزا و منحصر به فرد است که کاملأ با افراد دیگر متفاوت است. درک و فهم «خود» در هنگام تولد وجود ندارد ولی بتدریج که نیرو های ادراکی توسعه می یابند، شروع به توسعه می کند. «خود» در هنگامی که ما خودمان را جدا احساس می کنیم و مجزا از دیگران می دانیم توسعه می یابد، اما اولین تفاوت ها ضعیف و نا مشخص است. همان طور که شناخت صورت افراد آشنا شکل می گیرد، مفاهیم مهم خود همزمان رشد کرده و توسعه می یابند(2).
از زمانی که کودک سه ماهه است، افتراق بین خود و غیر خود آغاز می شود، البته باید اشاره کرد که جدایی کودک از مادر با به دنیا او انجام می گیرد. همان طور که مادر به عنوان یک فرد جدا، شروع به شکل گیری می کند، کودک تصورات مبهم از خودش را به عنوان یک فرد جدا، شکل می دهد. کودک از سال دوم زندگی به خودآگاهی دست می یابد. در دوران کودکی این شناخت برای کودکان ایجاد می شود که چه کسی هستند و در کجای جامعه جای دارند. شناخت اولیه ای که کودک از خود دارد، زمانی که به اواخر مدرسه ابتدایی می رسد، به صورت شبکه ای از احساسات و استنباطات او از خودش در می آید که ثابت و نسبتأ پیچیده است. در طبقه بندی که کودکان به هنگام توصیف خود به کار می برند، تغییرات رشدی منظمی دیده می شود. کودکان تا سن 7 سالگی خود را بر حسب خصوصیات جسمانی توصیف می کنند. آنها خصوصیات عینی و قابل مشاهده خود، مانند رنگ مو، قد، وزن دا فعالیت های مورد علاقه شان را نام می برند. در اواسط دوران کودکی، توصیف از «خود» بتدریج انتزاغی تر می شود و از صورت جسمانی به شکل روانشناختی در می آید. در این موقع کودک بین ذهن و بدن، بین آنچه در درونش می گذرد و وقایع خارجی و بین خصوصیات روانی و انگیزشی و اعضای بدن تمیز قائل می شود. بدین ترتیب، کودکان شروع به اندیشیدن در باره خود کرده، تشخیص می دهند که می توانند افکارشان را کنترل کنند و دیگران را تحت تأثیر افکار خود قرار دهند (6).
«خود» به ما احساس هویت و تداوم احساس «من» بودن می دهد. «خود» مسئول اداره کارهای ماست. روانشناسی انسانگرا، بر منحصر به فرد بودن وجود انسان تأکید داشته و روی ارزش های انسانی و تجربه ذهن تمرکز می کند. به نظر راجرز، هر انسانی در دنیای متغیر و متحولی از تجربیات گوناگون زندگی می کند که فقط خودش در مرکز جهان هستی قرار دارد. از کل زمینه ادراکی، بتدریج بخشی به نام «خود» متمایز و متجلی می شود. مفهوم «خود» ابعادی دارد و هر بعد دارای ارزش هایی است. بنابراین، مفهوم «خود» ممکن است بر ضعف و قدرت، دوست داشتن یا تنفر، خوشبختی یا بدبختی مبتنی باشد، که هر حالتی روی رفتار اثر خاصی می گذارد. باید گفت «خود» آگاهی از بودن یا عمل کردن است که بر اثر تعامل فرد با محیط بویژه در سایه ارزشیابی فرد از تعامل خود با دیگران، سازمان آن شکل می گیرد (14).

2-2-3 خودپنداره
خودپنداره يكي از جنبه‌هاي مهم رشد اجتماعي است كه در بدو تولد شكل نگرفته، بلكه از طريق تجارب اجتماعي و از طريق ارتباط با افراد ديگر اجتماع به دست مي‌آيد. شكل‌گيري آن در دوران طفوليت و كودكي ادامه داشته و تقريباً در دوران نوجواني به ثبات مي‌رسد. چنين نگرشي به خودپنداره حاكي از آن است كه مي‌توان با درگيري موفقيت‌آميز در فعاليتهاي شناختي، اجتماعي و حركتي موجب رشد و پرورش خودپنداره مثبت گرديد. از طرفي تكامل خودارزيابي مثبت ازطريق رفتارهاي خودكارآمد و تجارب موفقيت‌آميز نيز موجب برخورداري از احساس مثبت نسبت به خويشتن خواهد گرديد(15).
خودپنداره، آگاهي و درك هوشيارانه از خويشتن مي‌باشد كه شامل جنبه‌هاي عقلاني، اجتماعي، احساسي و بدني مي‌باشد. جنبه عقلاني شامل عملكردها و كاركردهاي تحصيلي در حوزه‌هاي علوم مختلف و توانايي حل مسئله مي‌باشد. جنبه اجتماعي شامل وضعيت اجتماعي، عضويت در گروههاي شغلي و اجتماعي يا القاب (نظير رهبر و…) مي‌باشد. جنبه احساسي و شخصيتي خودپنداره شامل صفات، سليقه‌ها و تمايلات افراد مي‌باشد(49).
2-2-3-1 مدل‌هاي نظري خودپنداره
«مارش وهاتي» براساس مدلهاي هوش، به بسياري از مدلهاي نظري خودپنداره اشاره كرده‌اند. آنها به ارتباط موضوعاتي چون وجود و اهميت نسبي عامل توانايي عمومي، نظريه‌هاي چندبعدي هوش و مدلهاي سلسله مراتبي كه از الحاق ديدگاه‌هاي عمومي و چندبعدي به‌دست آمده‌اند، اشاره داشتند. مدل يك بعدي9 كه يادگار مدل دو عاملي هوش اسپيرمن مي‌باشد. مبتني بر اين اصل است كه فقط يك عامل عمومي از خودپنداره وجود دارد و يا اينكه يك عامل عمومي، ساير عوامل اختصاصي‌تر را تحت تأثير قرار مي‌دهد (شكل 2-1- الف).
البته تحقيقات بعدي كاملاً مدل چندبعدي را تأييد كرده و حمايت كافي از ديدگاه يك بعدي به‌دست نيامده است، به اين معني كه درك كامل خودپنداره بدون توجه به ماهيت چند بعدي آن ناقص خواهد بود.
2-2-3-2 مدلهاي عامل مستقل يا بهم پيوسته10
مدل و ساختار خودپنداره را چند بعدي دانسته و تفاوت بين آنها در ميزان همبستگي بين ابعاد چندگانه است. در مدل عامل مستقل فرض بر اين است كه عوامل درگير مطلقاً ازهم جدا هستند (شكل 2-1- ب). درحاليكه در مدل عامل بهم پيوسته بر ارتباط بين عوامل اشاره شده است (شكل 2-1- ج ). در تحقيقات مختلف از مدل بهم پيوسته بيش از مستقل حمايت به عمل آمده است.
مدل ساختار هوش گيلفورد11، الهام گرفته از مدل طبقه‌بندي خودپنداره سوارس12 بود. ويژگي منحصر به فرد مدل گيلفورد اين است كه بخشهاي هوش آن از دو بعد يا بيشتر تشكيل شده است كه هركدام داراي دو سطح بوده‌اند. دو نمونه از اين مدل در شكل 3ـ2ـ هـ آمده‌اند. مدل سلسله مراتب چند بعدي (شكل 2-1- و). تلفيقي از مدلهايي است كه به آنها اشاره شده است. بعنوان يك مدل يك بعدي بر اين پيش فرض استوار است كه جزء عمومي آن در رأس اين سلسله مرتبه قرار گرفته است. بنابراين جنبه سلسله مراتب بسيار قوي است. به‌عنوان يك مدل چند بعدي عامل مستقل، اين سلسله مراتب بسيار ضعيف هستند. براساس مدل چند بعدي به‌هم پيوسته نيز روابط بين عوامل در اين مدل نزديك به صفر مي‌باشند، بنابراين اين مدل از قابليت تغيير بسيار خوبي برخوردار است.
تعدادي از محققان مثل (شاولسون، هوبنر و استانتون) هفت ويژگي مهم را در تعريف خود از ساختار خودپنداره شناسايي كردند:
1) خودپنداره سازمان يافته و از ساختار برخوردار است.
2) چندبعدي است.
3) سلسله مراتبي است، به اين ترتيب كه قاعده آن را ادراكات رفتار فردي، ميانه آن را استنباط راجع به خويشتن در حوزه‌هاي مختلف (اجتماعي، بدني، تحصيلي و علمي) و رأس آن را خودپنداره عمومي تشكيل مي‌دهند.
4) خودپنداره واقع در رأس ثابت است ولي نتايج تا حد زيادي به موقعيت ويژگي داشته و با رسيدن به مراتب پايين‌تر از ثبات كاسته مي‌شود.
5) خودپنداره با افزايش سن، بيشتر ساختار چندبعدي پيدا مي‌كند.
6) خودپنداره هم توصيفي و هم ارزشيابي است.
7) مي‌توان آن را از ساير ساختارها متمايز نمود.
خودپنداره عمومي كه در رأس قرار گرفته در سطح بعدي به دو سطح تحصيلي و غيرتحصيلي تقسيم مي‌شود. خودپنداره تحصيلي يا علمي13 به خودپنداره در حوزه‌هاي موضوعي، اختصاصي تقسيم مي‌شود و خودپنداره غيرتحصيلي به صور احساسي، اجتماعي و بدني تقسيم مي‌شود. همچنين در مورد سطوح پايين‌تر اين مدل پيشنهاد شده كه از تعميم‌پذيري كمتري برخوردار بوده، كاملاً اختصاصي بوده و بيشتر با رفتار واقعي مرتبط هستند(44).

شكل 2-1 مدل‌هاي ساختاري خودپنداره كه از مدل‌هاي توانايي و هوش اقتباس شده است.
2-3 تعاريف و مدل‌هاي خودپنداره بدني يا تصوير بدني
همانگونه كه پيشتر شرح داده شد، طبق مدلهاي نظري ارائه شده درمورد خودپنداره، آن را شامل چند بعد دانستند كه يكي از ابعاد آن كه مربوط به خودپنداره غيرعلمي يا تحصيلي مي‌ِشود، خودپنداره بدني14 است كه در متون مختلف واژه‌هايي چون خودپنداره بدني، تصوير بدني، ادارك بدني15 و مفهوم بدني16 مترادف با هم به كار برده شد، و تعاريف ارائه شد. از اين مفهوم كمابيش مشابه هستند، در ذيل به تعدادي از اين تعاريف اشاره مي‌شود:
اسميت17: «هر شخص يك تصوير ذهني از بدن خودش دارد كه اصلي‌ترين عنصر سازنده شخصيت اوست. ممكن است فكر كنيد توانايي بدني خوب يا بدي دارد و يا اينكه فردي لاغر، چاق، كوتاه، بلند يا چيزي بين آنهاست.»
خواجه نوري: «رفتار و احساس انسان دقيقاً مطابق با تصويري است كه درنتيجه آنچه كه مي‌شنود، مي‌بيند و حس مي‌كند، در ذهنش بوجود مي‌آيد، تصوير بدني عبارت است از كليه برداشت‌هايي كه شخص از خودش داشته و تصوراني كه ديگران نسبت به او دارند.»
گورمن18: «تصوير بدني، تفكري ذهني است كه يك شخص در هر لحظه از بدن خود دارد.»
نوليس19: «تصوير بدني، دربرگيرنده احساس، رفتار، ارزش‌هاي فرد نسبت به خود بوده و چگونگي به حساب آوردن قيافه و كليه احساسات داخلي هر كسي، تصوير بدني او را تشكيل مي‌دهد.»
در مجموع تصوير بدني، مجموعه‌اي از تصوير وضعيت بدن، شماي تقش بسته و درك شده آن در مغز و ديگر ادراكها به گرايشها و احساسات و واكنشهاي شخصي كه هر فرد در مورد بدن خود دارد. فرد در هر لحظه به وسيلة ارتباط با بدن خود، از طريق تصوير بدني درحال تعادل است. تغيير يا اختلال از اين تصوير ذهني، موجب آشفتگي و عدم تعادل رواني در شخص مي‌شود. تصوير بدني مفهوم وسيعي دارد و براي درك نحوه ارتباط هر فرد با بدن خود مفهومهاي متعددي ارائه شده‌اند (44).
عصب‌شناسان بيشتر به ادراك بدني20 توجه داشته‌اند. اين مفهوم مشتمل بر تجربيات حسي از بدن و بوجود آوردن شمايي از آن در مغز و همچنين درك وضعيت بدني در فضا مي‌شود. تجسم اندامهاي خيالي پس از قطع اندامها در ارتباط با اين ادراك است. خودپنداره بدني كه شامل افكار، احساسات، گرايشها و خاطرات خود در ارتباط با بدن خود است، موجب مي‌شود تا فرد مفهوم كلي از بدن خود را در ذهن داشته باشد. بخشي از «من»21 كه ادراك‌كننده يا نظاره‌گر تصوير ذهني فرد از بدن خود مي‌باشد، «من بدني» ناميده مي‌شود. علاوه بر اين هر فرد «تصوير آرماني از بدن»22 خود را در ذهن دارد كه همواره بدن خود را با آن مقايسه مي‌كند و كوشش يا آرزو دارد تا بدن خود را به آن شكل درآورد. يا در ذهن خود مجسم كند(2).
برخي از افراد نگرش عميق‌تري نسبت به بدن خود دارند. به عقيده «ميلر، مورفي و باس»23 آگاهي از بدن و قابليتهاي آن از سه جنبه مطرح مي‌شود. اولين سطح، آگاهي كلي از بدن مي‌باشد كه شامل احساس ذهني هر فرد، از ظاهر خود است. مانند: چين و چروك پوست، ريزش مو، برامدگي شكم و تناسب لباس با بدن. دومين سطح آن آگاهي دروني از بدن و اعمال آن است. يعني آگاهي از احساسات اندامهاي داخلي كه قابل مشاهده نيستند. مانند احساس نسبت به علائم بيماري قلبي عروقي ـ معده و فشار خون. سومين سطح آگاهي مربوط به قابليتهاي بدني است كه شامل ارزشيابي ذهني از توانايي بدني جهت رسيدن به اهداف بدني است كه فرد براي خود در نظر گرفته است. اين سطح با واژه خودكارآمدي24 درارتباط است(49).
مدل ارائه شده توسط شاولسون، هوبنر و استانتون درمورد خودپنداره يكي از مدلهاي قابل استفاده درمورد خودپنداره

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره خودپنداره، پسران نوجوان، تمرین هوازی، فعالیت بدنی Next Entries تحقیق رایگان درباره خودپنداره، عزت نفس، فعالیت بدنی، ترکیب بدنی