تحقیق رایگان درباره حقوق بشر، کرامت انسان، اسناد حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

اعلاميه حقوق بشر اسلامي علي الاصول بر اسلوب و روش اعلاميه جهاني حقوق بشر، بر شرافت و کرامت ذاتي انسان تکيه کرده و تعدادي از حقوق و آزادي‌ها را به طور مشابه با همان تعابير و گاهي با تعبير و بياني ديگر برشمرده اما با اين حال اعلاميه حقوق بشر اسلامي مشتمل بر حقوقي است که در اعلاميه جهاني حقوق بشر نيامده و بعدها در ساير اسناد حقوق بشري نظير ميثاقين و کنوانسيون حقوق کودک و اعلاميه حق توسعه ذکر شده‌اند. علاوه بر اين برخي از حقوق نظير ممنوعيت استعمار و حق مبارزه با آن و رهايي از آن، حق مقابله با تجاوز به حيات انسان، حق زندگي در محيط پاک و دور از مفاسد اخلاقي و داشتن امنيت ديني و لزوم حفظ حرمت انسان حتي پس از حيات و محترم شمردن جنازه انسان از جمله حقوقي‌‌‌‌اند که منحصرا و به طور خاص در اعلاميه حقوق بشر اسلامي به رسميت شناخته شده‌‌‌‌اند.

گفتار دوم: اصول بنيادين حقوق بشر

حقوق بشر و شکوفايي آن بر اصول پايه گذاري متکي است که بر اساس آن بشريت مي تواند از زندگي شايسته در جلوه هاي متفات برخوردار شود. براي شناخت اين اصول پايه گذار، مي توان از ماده يک اعلاميه جهاني حقوق بشر الهام گرفت که اعلام مي دارد: تمامي افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند. دکتر هاشمي با توجه به اين ماده اصول پايه گذار حقوق بشر را، اصل حيثيت و منزلت انساني، آزادي، برابري و برادري عنوان مي کنند71. پس چهار اصل اساسي را مي توان به عنوان اصول پايه اي حقوق بشر نام برد که در تفکر اسلامي هم داراي منابع و مستندات روشني است. پس در ذيل اين اصول را که عبارتند از: اصل کرامت ذاتي انسان، اصل آزادي، اصل برابري و اصل برادري و عدالت به اجمال توضيح خواهيم داد.

بند نخست: اصل کرامت انساني72

کرامت73 به معناي ارزش، حيثيت، انسانيت، پاک بودن از آلودگي ها، جوان مردي و سخاوت است. کرامت ذاتي، حرمت، شرافت و حيثيتي است که تمام انسان ها به جهت استقلال ذاتي، توانايي تعقل و تفکر و وجهه الهي که دارند، به طور فطري و يکسان از آن برخوردارند. پس کرامت انساني پايه و اساس بسياري از حقوق و تکاليف انساني است.
در مقدمه اعلاميه حقوق بشر، به اين اصل چنين اشاره شده است: از آن جا که شناسايي حيثيت ذاتي کليه اعضاي خانواده بشري و حقوق يکسان و انتقال ناپذير آنان، اساس آزادي، عدالت و صلح را در جهان تشکيل مي دهد. و در ماده يک چنين آمده است: تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و از لحاظ حيثيت و حقوق با هم برابرند. همه داراي عقل و وجدان مي باشند و بايد نسبت به يکديگر با روح برادري رفتار کنند. به نظر مي رسد ظاهرا مقصود از ذاتي بودن کرامت در مفاد اعلاميه آن است که اين صفت هيچگاه و در هيچ حالتي از انسان جدا شدني نيست. به نظر کارشناسان، اسلام دو گونه کرامت براي انسان قائل است يکي کرامت ذاتي و اوليه که همه انسانها در آن مساوي هستند و ديگري، کرامت اکتسابي که در پرتو آن، انسانها به نسبت کرامتي که کسب کرده اند از ارزش متفاوتي برخوردار مي گردند. کرامتي که در سايه تقوا حاصل مي شود. از ديدگاه اسلام کرامت براي انسان نه تنها حق است، که تکليف نيز هست. يعني نه تنها ديگران حق ندارند به کرامت او آسيب رسانند بلکه خودش نيز حق گذشتن از کرامت خويش را ندارد و نمي تواند به ذلت و خواري تن در دهد.
“مهم ترين شرط تضمين کرامت انساني، ايجاد يک نظام حقوق بشري بر محور حاکميت قانون است که براي دست يابي به آن شرايط زير بايد محقق شود: نخست: شناسايي حق تعيين آزادانه سرنوشت شهروندان، دوم: دولت قانون مدار مبتني بر اصل حاکميت قانون باشد.(وجود يک نظام حقوقي)، سوم: شناسايي حقوق بشر و وجود جايگاه مناسب براي آن در نظام حقوقي(اصل برتري حقوق بشر)، چهارم: ضمانت اجراي لازم براي تحقق حقوق بشر74”. حالا به توضيحات اجمالي درباره هر کدام مي پردازيم. مورد اول بحث حق تعيين سرنوشت است که يکي از مهم ترين حقوق اساسي و بنيادين بشري است. و بر اساس احترام به حق کرامت ذاتي انسان مورد بررسي قرار مي گيرد. “اولين حق مسلم انسان ها و مبناي شناسايي يک نظام سياسي به عنوان نظام دموکراسي است. در حکومت هاي دموکراسي کليه شهروندان، خواه مستقيم و يا غير مستقيم، نه تنها حق، بلکه وظيفه مشارکت در نظام سياسي که از آزادي و حقوق آنان دفاع مي کند را دارند. تا از طريق نمايندگان منتخب خود از قدرت استفاده و وظايف مدني و شهروندي خود را اجرا کنند. بر اين اساس انسان ها به اقتضاي کرامت ذاتي مي توانند نوع حکومت، کارگزاران آن، زمان تصدي آنان، کيفيت حاکميت و نحوه جايگزين کردن افراد ديگر يا تعويض آنان را انتخاب کردند. بر اين اساس، انسان حق دارد نوع و چگونگي اداره کشور خود را تعيين کند. حق تعيين سرنوشت، در جنبه داخلي، حقي است که بر اساس آن تمامي ملت ها حق دستيابي به توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را بدون مداخله خارجي دارند. در اين ارتباط هر شهروندي حق مشارکت در امور عمومي، در تمامي سطوح را دارا است و دولت بايد نماينده تمامي مردم بدون تبعيض بر اساس رنگ، نژاد، اصل و طبقه اجتماعي و غيره باشد. در جنبه خارجي، تمامي ملت ها حق دارند به طور آزاد سرنوشت سياسي و جايگاه خود در جامعه بين المللي را بر مبناي اصل حقوق برابر و احترام به آزادي ملت ها از استعمار و سلطه خارجي تعيين کنند75”.
عنوان دوم وجود نظام حقوقي است که شرط اوليه دولت قانون مدار و لازمه داشتن آن، رعايت اصل حاکميت قانون است. انسان حق دارد که تحت حاکميت دولتي قرار گيرد که تابع قانون است. امام خميني(ره) مي فرمايند: حکومت هايي که حکومت اسلامي هستند، آنها تابع قانون اند، حکومت قانون است76. ايشان در جايي ديگر مي فرمايند: کوشش کنيد که که عادت بدهيد خودتان را بر اين که با اهالي کشور خودتان حکم فرمايي برخلاف حق نکنيد؛ اگر يک کسي هم خلاف کرد، شما به طور خشونت با او عمل نکنيد. به قانون بايد عمل بشود77.
مورد ديگر ضمانت اجراي لازم براي تحقق حقوق بشر است. به اين معني که هيچ قاعده حقوقي بدون وجود ضمانت اجرا موثر نيست. از نظر امام خميني(ره)، اسلام، همه حقوق و امور بشر را تضمين کرده است. الان از فشار حکومت در ايران، آزادي نه براي مرد است و نه براي زن، آزادي در اسلام براي همه است78.

بند دوم: آزادي

آزادي، آرمان بلند بشر است که همزاد و همپاي زندگي انسان، جايگاهي شايسته، در انديشه و آرزوي انسان دارد. آزادي و مفاهيم مربوط به آن از جمله مو لفه هاي مهم و قابل توجه در همه مکاتب، مذاهب، آثار حکما و پيمان هاي انسان در طول تاريخ بوده است. در ماده يک اعلاميه حقوق بشر، به اصل آزادي ذاتي انسان چنين اشاره شده است: تمام افراد بشر آزاد به دنيا مي آيند و سپس در ماده دوم از بهره مندي همه افراد جامعه بشري از نعمت آزادي سخن گفته و در ماده سوم آن را به عنوان حق شخصي افراد معرفي کرده است. در ماده پنجم هم به نفي بردگي پرداخته و در ماده شانزده آزادي در امر ازدواج را مورد تصريح قرار داده و در ماده ??، ??و ?? از آزادي فکر، مذهب، عقيده و بيان و آزادي تشکيل مجامع سياسي و غيره سخن گفته است. و بالاخره در ماده بيست و نهم، محدوديتها و استثناهاي وارد بر آن را بيان کرده است. اين ماده در مقام بيان محدوديت هاي وارده بر حقوق و آزادي هاي مندرج در اعلاميه چنين مقرر مي دارد: هر کس در اجراي حقوق و استفاده از آزادي هاي خود، فقط تابع محدوديتهايي است که به وسيله قانون، منحصرا به منظور تأمين شناسايي و مراعات حقوق و آزاديهاي ديگران و براي مقتضيات صحيح اخلاقي و نظم عمومي و رفاه همگاني، در شرايط يک جامعه دموکراتيک وضع گرديده است. در وجه غالب و کلاسيک دموکراسي، معمولا تنها يک اصل را براي بيان قلمرو و محدوديت حقوق و آزاديهاي افراد، اعلام مي کنند و آن اين که به حقوق و آزاديهاي ديگران صدمه وارد نشود.
امام خميني(ره) در ميان علمايي که براي آزادي مبارزه کردهاند به ويژه عالمان بزرگ بعد از جريان مشروطيت جايگاه ويژه اي دارد. در زمينه آزادي ايشان مي فرمايند: سر لوحه اعلاميه آزادي حقوق بشر، آزادي افراد است. هر فردي از افراد بشر، آزاد است. همه بايد در مقابل قانون علي السواء باشند. همه بايد آزاد باشند در محلشان، در سکني آزاد باشند، در شغلشان آزاد باشند، در مشي شان بايد آزاد باشند. اين اعلاميه حقوق بشر است که سرلوحه اش اين مطلب است. ايشان ضمن تأييد اجمالي مفاد اعلاميه حقوق بشر دولت هاي امضاکننده آن را مورد انتقاد قرار داده و مي فرمايند: اعلاميه حقوق بشر را اين هايي امضا کرده اند که سلب آزادي بشر را در هم? دوره هايي که کفيل مردم بودند، کرده اند. اعلاميه آزادي حقوق بشر، سرلوحه اش آزادي افراد است، هر فردي از افراد بشر آزاد است، بايد آزاد باشد، همه بايد در مقابل قانون علي السواء باشند، همه بايد آزاد باشند، در محلشان در سکني آزاد باشند، در شغلشان آزاد باشند، در مشي شان بايد آزاد باشند اين اعلاميه حقوق بشر است که سرلوحه اش اين مطلب است. همين امريکايي که اعلاميه حقوق بشر را به اصطلاح امضا کرده است، چه جناياتي بر اين بشر واقع کرده است. سي ماده مي نويسند که همه اش موادي است که خوب و به نفع بشر است، و يکي اش را عمل نمي کنند79.
از نظر امام خميني(ره) آزادي از حقوق خدادادي انسان است. ايشان در اعتراض به رژيم پهلوي که ادعاي اعطاي آزادي به ملت کرده بود مي فرمايند: مگر آزادي اعطا شدني است، آزادي مال مردم است قانون آزادي داده، خدا آزادي داده به مردم، اسلام آزادي داده. آزادي را ما و ملت ما با قيمت گران به دست آورد و ليکن ارزشش بيش تر از اين معاني بود80. ايشان در جاي ديگر در همين راستا مي فرمايند: اين آزادي که ما پيدا کرديم يک هديه آسماني است، يک هديه الهي است به ما رسيده، و ما مکلفيم اين را حفظش کنيم، اگر ما اين را حفظش نکنيم، قدرداني از نعمت خدا نکرده ايم، کفران کرده ايم نعمت خدا را. ايشان آزادي را نعمت، موهبت و امانت الهي و فطري بشر دانسته اند.
دکتر هاشمي در کتاب حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، تحقق عملي و حفظ اصل آزادي را موکول به التزام عملي دولت و اعتقاد عمومي مي داند. در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، براي ارتقاء رشد فکري مردم، تمهيداتي به کار برده شده است. بالا بردن سطح آگاهي هاي عمومي در همه زمينه ها با استفاده صحيح از مطبوعات و رسانه هاي گروهي و وسايل ديگر81يکي از الزامات دولت است که در صورت اجراء، مي توان به رشد فکري و تقويت حس آزاديخواهي دست يافت82.

بند سوم: برابري

بعد از مفهوم آزادي اين مفهوم، مهم ترين مفهوم در تبيين حقوق بشر است. از اصول و ارکان حقوق بشر به حساب مي آيد. “در يک فرآيند تاريخي حدودا دو هزار و پانصد ساله از زمان افلاطون و سوفسطائيان تا امروز در ذهن انسان امروز تثبيت شده است. يکي از دو رکن دموکراسي است و رکن ديگر آن البته آزادي است83”. برخي برابري را به اين معنا مي دانند که قدرت به نحو مساوي بين افراد جامعه تقسيم شود و هيچ کس بيش تر از ديگري قدرتي نداشته باشد. حق برابري شهروندان در محورهاي ذيل مي تواند متبلور يابد: “نخست، برابري سياسي است که همه شهروندان درحق راي برابرند، يعني هر فرد داراي يک راي است و افراد در انتخاب شدن هم برابر هستند. مورد بعد، برابري حقوقي است که همه در قبال قانون برابرند و از حقي يکسان برخوردارند.مورد ديگري که مي توان به آن اشاره کرد، برابري اجتماعي است بدين معني که همه طبقات و گروه ها درفعاليت سياسي برابرند. اين نکته قابل ذکر است که زيربناي برابري، حقوق ملت است. برابري اصلي است که درسايه آن شهروندان حقوق خود را استيفا مي کنند84”.
بنابراين اصل برابري عبارت از اين است که تمام افراد داراي حقوق و تکاليف يکسان باشند. تا وقتي بين افراد مساوات کامل از هر لحاظ برقرار نشود محال است که در جامعه اي عدالت اجتماعي محقق شود. اختلافات اجتماعي به هر شکلي که باشد راه را براي ظلم و تجاوز

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه درمورد تجارت الکترونیک، شرکتهای کوچک و متوسط، شرکتهای کوچک Next Entries منابع پایان نامه درمورد تجارت الکترونیک، شرکتهای کوچک و متوسط، شرکتهای کوچک