تحقیق رایگان درباره حقوق بشر، سازمان ملل، منشور ملل متحد

دانلود پایان نامه ارشد

معناي توانايي يا اختياري است که نظام يا نظم حقوقي هر کشور به اشخاص مي دهد تا از مالي به طور مستقيم استفاده کنند يا اينکه انتقال مال يا انجام دادن کاري را از ديگران بخواهند62″. دوم: حقوق به معناي مجموعه قواعد حقوقي است.”در اين معنا حقوق مجموعه قواعد الزام آور و کلي است که به منظور ايجاد نظم و استقرار عدالت، بر زندگي اجتماعي انسان حکومت مي کند و اجراي آن از طرف دولت تضمين مي شود63″. همچنين معناي ديگري که مي توان براي حقوق برشمرد، نظام حقوقي يا نظام حقوقي يک کشور است. “اين مفهومي از حقوق است که بيشتر جامعه شناسان با آن سروکار دارند. در اين برداشت، حقوق يک نظام اجتماعي است که در داخل آن مجموعه اي از روابط اجتماعي – حقوقي، قواعد حاکم بر اين روابط، نهادهايي که اجراي اين قواعد را تضمين مي کنند و سازمان هاي حقوقي که آن نهادهاي حقوقي در چارچوب آنها به اجرا در مي آيند وجود دارد64”.
پيدايش حقوق بشر در غرب را مي توان محصول ضرورت‌هاي اجتماعي و محصول انقلاب‌ها و جنبش‌هاي مردمي عليه نظام هاي استبدادي دانست. به عبارت ديگر مي توان گفت: حقوق جهاني بشر ناشي از ضرورت‌هاي پس از جنگ جهاني اول و دوم است. اين اصطلاح پس از جنگ جهاني دوم و تأسيس سازمان ملل متحد در سال 1945 وارد محاورات روزمره شده است. توسعه مفهوم حقوق بشر با طرح و مقبول شدن ايده هاي فلسفي و اخلاقي مختلف تاکيد شده است و سرانجام، دست کم در منظر حقوقي، به استقرار قوانين و موسسات سياسي و حقوقي بسيار پيچيده اي انجاميده است که مقصود از آنها صيانت و ارتقاء حقوق بنيادين همه انسان ها در همه مکان هاست. کارشناسان دو تعريف از حقوق بشر ارائه مي دهند: نخست: تعريف عامي است كه بيان مي‌‌كند حقوق بشر حقوقي است كه انسان بماهو انسان دارد. اين تعريف از زماني كه فلسفه به وجود آمد، يعني پنج قرن پيش از ميلاد در تفكرات سياسي متفكران يونان مطرح بوده است، از زمان سقراط، افلاطون، ارسطو تا زمان متفكران قرون وسطا مثل آگوستين و آكوئيناس تا دوران مدرن، و متفكراني كه در دوران جديد نقاد مدرنيسم بوده‌اند: يعني دو گروه پست مدرن‌ها و جامعه‌گرايان. دوم تعريف خاص از اين حقوق است که منظور همان حقوق بشري است كه به شكل مدون در مجمع عمومي سازمان ملل مورد پذيرش قرار گرفت. و عبارتست از مجموعه اعلاميه حقوق بشر در سال 1948 و ميثاقين 1966. حقوق بشر با تصويب و لازم الاجرا شدن منشور ملل متحد، تصويب اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق بين‌المللي حقوق مدني و سياسي، ميثاق بين‌المللي حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و معاهدات گوناگون، که در سطح جهاني و منطقه‏اي بسته شده، مورد پذيرش دولت‌ها قرار گرفته است. اعلاميه جهاني حقوق بشر در 10 دسامبر 1948ميلادي طي قطعنامه 217، از سوي مجمع عمومي سازمان ملل‏متحد تصويب شد. از پنجاه و شش دولت عضو سازمان ملل متحد، اعلاميه حقوق بشر با 48 راي مثبت، 8 راي ممتنع و بدون راي منفي، به تصويب دولت‌هاي عضو رسيد. دولتهاي عربستان سعودي، روسيه سفيد، لهستان، چکسلواکي، آفريقاي جنوبي، اتحاد جماهير شوروي، اوکراين و يوگسلاوي به اين اعلاميه راي ممتنع دادند. در سال 1968ميلادي نيز در کنفرانس جهاني حقوق بشر، نمايندگان 84 دولت در تهران حضور يافته و اعلاميه تهران را پذيرفتند که تاييد مي‏کرد اعلاميه جهاني حقوق بشر، همه اعضا را به آن متعهد کرده است. مجمع عمومي، اين اعلاميه را به عنوان معيار موفقيت مشترکي براي همه اقوام و ملت‌ها معرفي کرد و از همه کشورهاي عضو سازمان و کليه ملل درخواست کرد تا شناخت و رعايت مؤثر حقوق و آزادي‌هاي مندرج در آن را ترويج و تامين کنند.
حقوق بشر به زبان فرانسه Droits de l’homme ، به انگليسي Human Rights و به عربي حقوق الانسان ناميده شده است.
از ديدگاه اسلام، حقوق بشر، حقوق بنيادين و پايه‌اي است كه هر انسان از آن جهت كه انسان است، فارغ از رنگ، نژاد، زبان، مليت، جغرافيا و اوضاع و احوال متغير اجتماعي يا ميزان قابليت و صلاحيت ممتاز و فردي و هر عنوان ديگري بر او، از خداوند دريافت كرده است. بنابراين، حقوق بشر، حقوقي جهاني است. زيرا اين حقوق، حق طبيعي و مسلم هر عضو خانواده بشري است و هر فرد بشر، در هر كجا با هر نژاد، زبان، جنس يا دين كه باشد، از اين حقوق بهره‌‌مند است و لازم نيست انسان اين حقوق را كسب كند. و نکته قابل توجه اين است که حقوق بشر هديه الهي است و هيچ مقام بشري از قبيل پادشاه، حكومت يا مقامات مذهبي اين حقوق را اعطا نمي‌كنند. حقوق ناشي از قانون اساسي بر اثر رابطه شهروندي يا اقامت افراد در كشور خاصي به آن‌ها داده مي‌شود، ولي حقوق بشر به معنايي كه بيان شد، ذاتي است. نکته ديگري که مي توان به آن اشاره کرد اين است که حقوق بشر بخشي از حقوق است كه هر انسان از آن جهت‌ كه انسان است، آن‌ها را دارا مي‌شود. در برابر بسياري از حقوق كه بر مبناي حكمت الهي به انسان‌ها نه از آن جهت ‌كه انسان هستند، بلكه به جهت حكيمانه ديگري اعطا مي‌شود. بنابراين برداشت‌ها از حقوق بشر همواره برخاسته از نگرش‌ها در نظام حقوقي بوده و نمي‌تواند جدا از آن باشد. پس در اسلام حقوق بشر جزء نظام حقوقي و در راستاي اهداف آن قابل تبيين است.
دکتر شريفي طراز کوهي، حقوق بشر را نوع خاصي از حق ها مي داند که در بنيادي ترين و انساني ترين مفهوم عبارت است از حقوق اخلاقي مهم و برجسته65. به بيان ديگر “حقوق بشر هنجارهايي اخلاقي و قانوني براي حمايت از همه انسان ها به لحاظ عضويت آنها در خانواده بشري است. که اين حقوق از کرامت ذاتي انسان نشئت مي گيرند و در سطح بين المللي در اخلاقيات و قانون وجود دارند66”.
دکتر سيد محمد هاشمي هم در کتاب حقوق بشر و آزاديهاي اساسي تعريفي حقوقي از حقوق بشر ارائه مي دهند و بيان مي کنند: حقوق بشر عبارت از مجموعه امتيازات متعلق به افراد يک جامعه و مقرر در قواعد موضوعه است. که افراد، به اعتبار انسان بودن و در روابط خود با ديگر افراد جامعه و با قدرت حاکم، با تضمينات و حمايت هاي لازم، از آن برخوردار مي باشند. اين تعريف از دو بخش تشکيل مي شود: يکي حقوق و امتيازات انساني که در نظام حقوقي، با اعتراف به استعدادهاي طبيعي و قابليت افراد انساني و با اتخاذ تدابير لازم براي برخوردار ساختن اين افراد از امکانات ضروري براي زندگي شايسته، شناسايي و وضع قواعد مربوط حقوق و امتيازات انسان و سامان دهي آن بيان مي شود که به ترتيب عبارت است: 1- حق حاکميت انسان بر امور خويش، 2- حق برخوردي انسان از امکانات زندگي و 3- ساختار حقوقي حقوق و امتيازات انسان. و ديگري تضمين حقوقي حقوق بشر است که قواعد حقوقي همزمان در مقام تبيين کننده و تضمين حقوق بشر خواهد بود67.
حقوق بشر در جهان، هر روز اهميت فزونتري مي يابد. “نشانه هاي اين اهميت در تمامي عرصه هاي حقوقي ظاهر شده و پرفروغ تر مي شود. بي گمان ديوان اروپايي حقوق بشر در اين گستره، نقش منحصر به فردي را ايفا مي کند. تفسيرهاي پويا و تکامل اين ديوان از معاهده اروپايي حقوق بشر روحي تازه در کالبد اين سند دميده است. اکنون رويه اين ديوان به منزله قواعدي معتبر در تمامي مباحث مربوط به حقوق بشر مورد استناد قرار مي گيرد. در وضعيت کنوني، ديوان تعهد دولتها را به عدم مداخله در امور بين شهروندان يا به عبارتي بهتر، عدم دست اندازي به حقوق و آزاديهاي مندرج در معاهده را کافي نمي داند. اين نهاد با به کارگيري “نظريه تعهدات مثبت68″، دولتها را در قبال برخي از حقوق مطرح شده در معاهده، ملزم به مداخله و حمايت از آنها مي داند. در عين حال اين دستاورد يکباره به دست نيامده، بلکه محصول سالها کار ديوان و فراهم کردن بستري مناسب براي اين تعهّدات است. لازم به ذکر است که اين تعهدات در هر يک از حقوق مندرج در معاهده و با به کارگيري اصول و قواعد خاص و از همه مهم تر به کمک تفسير پويا و تکاملي به صورت ويژه اي مورد استناد قرار گرفته است69”.
طبق نظريه مكاتب آزادي خواه هم حقوق بشر حقوقي است كه لازمه طبيعت انسان است و پيش از پيدايي دولت وجود داشته و مافوق آن است و بدين جهت دولت ها بايد آن را محترم بشمارند. به تعبير روشن تر در مكاتب آرمان گرا نظر بر اين است كه پاره اي حقوق از لحاظ كرامت و شرافت انساني، بنيادي و براي اينكه انسان بتواند رسالت خود را انجام دهد ضروري هستند. اين حقوق كه حقوق بشر ناميده شده اند خارج از حوزه اقتدار قانونگذار بشري مي باشند و قانونگذار نمي تواند احدي را از آن محروم كند. وجود چنين حقوق و امتيازاتي مورد انكار مكاتب مادي واقع شده است. مكاتب مادي بر آنند كه حقوق بشر همواره دستخوش تحول و تكامل است و بالنتيجه قابل تعريف نيست.
اين نکته قابل ذکر است که بسياري از نويسندگان به وجود سه نسل از حقوق بشر اشاره مي کنند: در واقع، تقسيم بندي حقوق بشر به سه نسل، الهام گرفته ازسه اصل بنيادي حاکم بر انقلاب کبير فرانسه تحت عناوين آزادي، برابري و برادري است. اما نکته اي که اهميت دارد اين است که تفکيک اين نسلها از يکديگر هرگز به منزله اولويت يکي بر ديگري نبوده، بلکه روند تاريخي، در هر دوره اي نسبت به برخي از حقوق بشر، توجه بيشتري از خود نشان داده و تاکيد بيشتري را در خصوص برخي حقوق با خود به همراه داشته است. به طوري كه آن را وارد عرصه هاي جديدي از حقوق و تكاليف نمودند. تقسيم بندي نسلهاي سهگانه حقوق بشر، بر مبناي سير تحول تاريخي حقوق بشر بين المللي است. اين سه نسل عبارتند از: نسل اول، حقوق مدني و سياسي را شامل مي شود. که عمدتا شامل امنيت، مالکيت و مشارکت سياسي مي باشد. ملاحظات اين نسل از حقوق بشر به آشکار ترين شکل آن در انقلاب فرانسه و بيانيه استقلال آمريکا متبلور شده اند. از ويژگي مهم اين نسل در سلبي بودن اين حقوق است که کشورها را از يک سري اقدامات که حقوق افراد را رعايت نمي کنند باز ميدارد. در عين حال، دولت ها را موظف ميکند تا براي اطمينان از عدم نقض اين حقوق به ايجاد راهکارهاي قانوني توسط دستگاههاي دولتي بپردازند. نسل دوم، حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را شامل مي شود از جمله مي توان به، حقوق رفاه، آموزش، آسايش و تامين اجتماعي اشاره کرد. اين حقوق در اعلاميه جهاني حقوق بشر تبلور يافته است. در اين نسل حقوق بشر، وظايف ايجابي کشورها مرد تاکيد است و کشورها را موظف ميکند تا به تامين نيازهاي شهروندان بپردازند. نسل سوم هم شامل حقوق همبستگي مي شود. به طور کلي به چهار شاخه تقسيم مي‌شود که عبارتند از: حق بر صلح، حق بر توسعه، حق بر محيط زيست و حق بر ميراث مشترک بشريت. مواردي مانند حق تعيين سرنوشت ملي، محيط پاک، و حقوق اقليت هاي بومي را شامل مي شود. از اهداف نسل سوم حقوق بشر که به نام حقوق جمعي شهرت يافتهاند، تامين شرايط مناسب است که در آن امکان تحقق نسل اول و دوم حقوق بشر امکانپذير ميگردد. بنابراين نوعي مكمل حقوق مورد توجه دو نسل قبل است. مسئوليت اين نسل بيشتر به عهده جامعه جهاني ميباشد و افراد و جوامع و حتي دولت ها در مقام مدعي قرار ميگيرند. نسل بندي حقوق بشر ميتواند تا حدودي نظارت و کنترل را در رسيدن به اهدافي چون برقراري تعادل ميان حقوق بشر با تغييراتي که در قالبهاي اجتماعي شکل ميگيرد را شامل شود. مثلا مانع از غلبه منافع فردي دولتها بر منافع جمعي شود و به حراست از شان و منزلت انساني و حمايت از بقاي محيط زيست ميپردازد.

نکته قابل ذکر ديگري که بايد ياد آور شويم، اين است که كشورهاي اسلامي اعلاميه حقوق بشر اسلامي را در قاهره تصويب كردند تا ديدگاه‌ هاي اسلام را در اين زمينه مطرح كنند و انديشمندان مسلمان در سراسر دنياي اسلام اعم از شيعه و سني نيز هر يك به وسع خويش در برابر مفاهيم مندرج در اين اعلاميه موضع گيري كرده و به انتقاد از آن پرداخته‌اند70. اين اعلاميه توسط سازمان کنفرانس اسلامي در ?? مرداد ????، در شهر قاهره تصويب شد. اين اعلاميه، خلاصه‌اي از نگاه اسلامي به حقوق بشر فراهم مي‌کند و به عنوان واکنش اسلامي به اعلاميه جهاني حقوق بشر پس از جنگ جهاني دوم در سال ????، تلقي مي‌شود. اعلاميه قاهره مشتمل بر يک مقدمه و 25 ماده است. گرچه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره حقوق بشر، مشارکت مردم، آداب و رسوم Next Entries منابع پایان نامه درمورد تجارت الکترونیک، شرکتهای کوچک و متوسط، شرکتهای کوچک