تحقیق رایگان درباره حقوق بشر، حقوق انسان، اعمال مجرمانه

دانلود پایان نامه ارشد

نشست‌ها و اجتماعات شهري، مشارکت در پروژه‌هاي اجتماعي براي پيشرفت جامعه و همچنين يافتن مشکلات و راه‌حل آن‌ها بسيار سودمند خواهد بود. صاحب نظران براين عقيده‌اند که اجتماعات محلي، و نهادهاي مردم محور مي‌توانند با ارائه رفتارهاي جديد و نهادينه ساختن آنها در جوامع، نقش موثري در ايجاد و باز توليد مفهوم شهروندي ايفا نمايند. و در مسئوليت هاي فردي مثل راي دادن، حق راي در عين حالي که از نظر بسياري، از جمله مسئوليت‌هاي شهروندي محسوب مي‌گردد اما در واقع يک امتياز نيز مي‌باشد. کساني که راي نمي‌دهند در واقع صدايشان در دولت شنيده نمي‌شود. قبل از هر راي‌گيري، اطلاعات مربوط به موضوع يا نامزدها بايد بصورت شفاف به اطلاع شهروندان برسد. يا در رابطه با حقوق ديگران واحترام به قانون، هر شهروندي مي‌بايست از قوانين اجتماع، ايالت و کشوري که در آنجا زندگي مي‌کند، پيروي کند. هر شهروندي مي‌بايست به حقوق ديگران احترام بگذارد37″.
“امام خميني(ره) در رابطه با اين موضوع که مسئوليت، مسئوليت شخصي نيست مي فرمايند: لکن چنانچه ما امروز يک کاري بکنيم که گفته بشود که آن وقت رژيم سلطنتي بود و اين کارها را مي کرد، حالا هم که جمهوري اسلامي است، دم از قرآن مي زنند و دم از اسلام مي زنند و دم از ايمان مي زنند، حالا هم همان است. منتها لفظش فرق کرده است. معنا همان معناست. الفاظ تغيير کرده است، به جاي رژيم سلطنتي رژيم جمهوري گفته شده است، لکن عمل همان عمل است و برنامه همان برنامه. اين يک مسئوليت بزرگي است که گردن من آقا و شماها هم هست، و گردن همه ملت. يعني هرکس در پوشش جمهوري اسلامي هست اين مسئوليت را دارد. مسئوليت، مسئوليت شخص نيست. اگر مسئوليت شخص بود چيزي نبود. اگر مسئوليت آقا بود چيزي نبود38”.

مبحث دوم: نگاهي به تاريخچه حقوق شهروندي

در اين مبحث تحولات حقوق شهروندي را به سه دوره حقوق شهروندي در غرب، اسلام و ايران طبقه بندي و به اجمال به تبيين و توضيح آنها خواهيم پرداخت.
“به دنبال تحولات اجتماعي و انقلابهاي سياسي در دوران گذشته و فرو پاشي بنيان حکومتهاي خود کامه و پيدايش مفاهيم جديد در ادبيات فارسي و حقوقي، دوره جديدي در تجربه تاريخي بشر رقم خورد. پيدايش مجالس قانونگذاري، تفکيک قواي حکومتي، تحديد قدرت سياسي و ظهور قوانين اساسي به عنوان ميثاقي عمومي ميان حاکميت سياسي و شهروندان افق نويني را در تنظيم و شفافيت روابط متقابل دولت و شهروندان گشود. حقوق و امتيازات شهروندان در قوانين اساسي دولتهاي جديد جايگاهي ممتاز يافت39”.

گفتار نخست: حقوق شهروندي در غرب

در اين گفتار نگارنده به بررسي حقوق شهروندي که در يونان باستان ظهور يافته و منشا انديشه حقوق شهروندي در غرب است و تا دوره حاضر در حال تحول است؛ پرداخته و سپس نگرشي اجمالي به دوران قرون وسطي و پس از رنسانس خواهيم داشت.

بند اول: يونان و رم باستان

ريشه حقوق شهروندي به دوره باستان برمي‌گردد، به ‌طوري که براي اولين‌بار ارسطو در کتاب سياست از شهروند سخن به ميان آورد. اثر ارسطو نخستين تلاش نظام مند براي طرح يک نظريه در مورد شهروندي است. اولين شهرهاي مستقل متکي به شهروندي در بين النهرين و بطور دقيق در تمدن سومر شکل گرفته و پا به عرصه حيات گذارده است. با نابودي اين تمدن مفهوم شهروندي نيز از بين رفته و بعدها در تمدن آتن احيا شد. با ظهور دموکراسي در دولت شهرهاي يونان، شهروندي به معناي برخورداري از حقوق و وظايف و مشارکت سياسي فعال مطرح شد. پس”نخستين تجربه نهاد شهروندي در دولت-شهرهاي يونان باستان به ويژه در آتن از قرن چهارم تا قرن پنجم قبل از ميلاد يافت شده، اما شکل و کارکرد آن با شهروندي مدرن و پسامدرن بسيار متفاوت بوده است. در پارادايم شهروندي آتني، تضاد و تعارضاتي که سياست مدرن را شکل مي دهند، نظير تقسيم بندي ميان دولت و جامعه، حوزه عمومي و خصوصي يا ميان قانون و اخلاق به سادگي در آتن کاربرد نداشت. در عوض بستر شهروندي يونان مربوط به جامعه کوچک و ارگانيک دولت – شهر بود. شهروندان خود امورشان را اداره و نيز به عنوان قانونگذار و مجري عمل مي کردند. و از طريق حس بسيار توسعه يافته تعهد اخلاقي از خودشان دفاع مي کردند40″.
در يونان باستان، اصل شهروند بودن با اين معني تجلي يافت که مردم با ايجاد حاکميت قانون و به منظور دفاع از خود در داخل و خارج، در قالب نظام شهروندي شناخته مي شوند. آن ها بر اين باور بودند که قوانيني که نظام حکومت و دولت وضع کرده، چيزي است که بايد ديگران نيز آن را الگو و سرمشق خود قرار داده و قوانين آنان، چه نوشته و چه نانوشته، بايد مورد اطاعت قرار گيرد. شهروندان، مخاطب اين قوانين و مورد حمايت آن بودند. اما در مقابل، خارجياني که براي تجارت به شهرهاي يونان مي آمدند، زنان و کودکان و افرادي که به صورت اسير يا برده گرفته مي شدند، شهروند محسوب نمي شدند و به همين علت از حمايت قوانين تصويب شده محروم بودند.
شهروندي در رم باستان به طور کامل معناي جديدي پيدا کرد. از اين رو، شهروندي ديگر به عضويت در يک دولت شهر خاص محدود نشده و بلکه بر پايه تعلق به يک اجتماع مبتني بر خويشاوندي بود. با توسعه روم از دولت شهر به امپراتوري وسيع، شکلي از شهروندي نيز به تبع آن توسعه يافت که قادر به ادغام مردماني با ريشه هاي فرهنگي کاملا متفاوت بود. در زمينه هاي اجتماعي نيز شهروندي گسترش داده شد، چنانکه به بردگان آزاد شده نيز که اغلب در خانواده ارباب خود باقي مي ماندند، شهروندي اعطا شد. در مواردي نيز هزاران اسير جنگي که به صورت برده در آمده بودند، آزاد و به شهروند تبديل شدند و به طور کلي، به افراد و گروه ها از ريشه هاي مختلف، شهروندي اعطا شد. شهروند رومي به معناي شهروندي فعال که به اعمال قدرت سياسي بپردازد، نبود، بلکه به معناي شهروندي منفعل با حقوق و تکاليف مشخص در قالب يک دولت قانونمند بود. از اين رو، در مقايسه با دولت شهرهاي يونان، شايد بتوان گفت که شهروند رومي در زمينه شمول و فراگيري، قدمي به جلو برداشت.
اصول حقوق بشر و شهروندي تا قرن هجدهم ميلادي به صورت مكتوب، مدون و جامع نبوده است. حقوق باستان، به شدت فلسفي بوده است. از همين رو ارسطو بنيان‌گذار و نظريه‌پرداز حقوق مردمان سرزمين يونان است. در يونان و رم باستان، شهروندان در مقابل بيگانگان و بردگان قرار مي ‌گرفته اند. شهروندان افراد آزاد آن سرزمين بوده‌اند كه از حقوق كامل برخوردار بوده‌اند.”ارسطو براي توجيه برده‌داري به طبيعت و نتيجه‌ طبيعي اعمال و رفتارها اشاره مي ‌كند و آن را نتيجه‌ طبيعي اسارت در جنگ مي ‌داند. وي مي گويد: همان‌گونه كه ارث بدون وصيت به واسطه‌ نسب به وارث مي ‌رسد، بردگي نيز از والدين به فرزند انتقال خواهد يافت. امر ديگري كه در انديشه‌ حاكم بر يونان از افكار ارسطو اجرا مي شده است، تناسب كيفر و مجازات است. از نظر ارسطو، يک فرد زماني شهروند قلمداد مي شد، که مي توانست به طور چرخشي و نوبتي در حکم راندن و اطاعت کردن سهيم باشد41″. اما از سوي ديگر افكار يوناني ها يا بهتر است بگوئيم آتني‌ها با مفهوم آزادي در برابر قانون بيگانه بود. افكار آنها به شدت اشرافي زده و طبقاتي بود و برابري در آن معنايي نداشت.

بند دوم: قرون وسطي

اين دوره از سال 395 ميلادي سال تجزيه روم باستان آغاز و در سال 1453 ميلادي با سقوط قسطنطنيه توسط سلطان محمد فاتح به پايان مي رسد. در اين دوران عملكرد كليسا زمينه نفرت عمومي مردم را از كليسا و دين مسيحيت فراهم كرده بود. و با همراهي روحانيون مسيحي با حكام ظالم و فئودال‌ها، بدترين حق‌كشي ها رخ داد. دادگاه‌هاي انگيزاسيون و نظام قضائي اتهامي، شكنجه و انواع حق‌كشي‌هاي غيرانساني، كرامت انساني را لگدمال مي‌ كردند. در اين نظام قضايي، اصل كرامت انساني فراموش شده بود و كسي نمي ‌توانست با تمسک به تفسير مضيق از اعمال مجرمانه، تبرئه خود را از گناه اثبات كند. همچنين مجازات‌ها، غير انساني و شكنجه‌هاي ترذيلي در نظام قضايي اتهامي انگيزاسيون به وفور ديده مي ‌شد و به عنوان يك امر معمول تلقي شده بود. در اين قرون، شهروندي دستخوش فراموشي طولاني مدتي گرديد و کليسا همچون محوري براي هدايت اخلاقي و وفاداري، جايگزين اجتماع سياسي شد. فقط در چند شهر ايتاليا چون فلورانس و ونيز مسئوليت پذيري و مشارکت در امور عمومي رواج داشت ظهور شهرهاي مستقل در پايان قرون وسطي بسيار مهم هستند، زيرا نقش امکان ناپذيري در پيدايش و تکامل نظام سرمايه داري داشتند. به گونه اي که ماکس وبر اعتقاد داشت شهروندي فقط در مغرب زمين يافت مي شود. زيرا فقط در غرب شهرهايي با اين ويژگي ها به وجود آمده و تمدن هاي شرقي چون چين، هند و خاورميانه فاقد چنين مفهومي هستند.
در قرن شانزدهم و هفدهم، بنيان هاي شهروندي مدرن پي ريزي شد، نظريات فلاسفه سياسي چون هابز، لاک و روسو در شکل گيري انديشه هاي ليبرال وانقلاب فرانسه بسيار موثر افتاد. در انديشه هابز توجه به حقوق برابر فرد، تمرکز قدرت و ابزار خشونت در دست حاکم و در نظريات لاک، آزادي و حقوق زندگي و حق مالکيت شهروندان و در ديدگاهاي روسو، شايستگي شهروندان در مشارکت در تصميم گيري ها به چشم مي خورد.

بند سوم: پس از رنسانس

نقطه‌ عطف در تحول مفهوم حقوق شهروندي و تبويب آن را بايد در تحولات اروپا پس از قرون وسطي جستجو كرد. عدم رعايت حقوق بشر و اصول اوليه‌ انساني در آن دوران باعث شد تا اروپائيان به فكر نگارش و اعلام آن بيافتند. اعلاميه‌ حقوق بشر و شهروندي فرانسه در سال 1789 از اولين اسنادي است كه در آن اين موضوع مورد توجه قرار گرفته است. اين اعلاميه داراي يک مقدمه و سي ماده است که مقدمه آن متضمن سلسله مفاهيم و انديشه هاي بنيادي است که در آن وحدت افراد بشر، کرامت انساني، و شناسايي حقوق ناشي از آن را اساس آزادي، عدالت و صلح در جهان مي دانند و ظهور جهاني را که درآن افراد بشردر بيان عقيده آزاد و از ترس و فقر رها باشند، بالاترين آمال بشري اعلام مي نمايند. حقوق بشر يعني آنکه جان و مال آدمي آزاد باشد، يعني آنکه نتوان کسي را بدون حضور يک هيأت منصفه متشکل از افراد مستقل به مجازات محکوم کرد، يعني آنکه محکوميت کيفري بر حسب مقررات قانون صورت مي پذيرد، يعني آنکه انسان بتواند با آرامش خاطر به هر ديني که خود برمي گزيند متدين شود. حقوق بشر در مراحل نخستين خود به تبيين جنبه هايي از زندگي فردي پرداخته بود که مي بايستي از مداخله دولتها در امان بماند اما در مرحله دوم کم کم اين انديشه مطرح شد که التزام دولت به عدم مداخله کافي نيست بلکه در مواردي دولت بايد اقداماتي براي تحکيم حقوق و آزادي هاي فردي انجام دهد. به همين دليل نظام بين المللي حقوق بشر با تعيين حدود آزادي هاي فردي، دولت ها را به رعايت حريم آن آزادي ها موظف کرده است. برخي بر اين اعتقاد دارند که اعلاميه جهاني حقوق بشر، جامع‌ترين و کامل‌ترين سندي است که در زمينه حقوق انسان تدوين شده، اما حقيقت اين است که اين ديدگاه حالت افراط به خود گرفته و تعاليم مذهبي در زمينه حقوق انساني، چه در نوع حقوق و چه در تفسير آن‌ها متعالي‌تر از اين اعلاميه حرکت مي‌کند و اين اعلاميه به سبب ماهيت غربي، تأمين‌کننده منافع آن‌ها و ابزاري براي سلطه آن‌ها در شکل جديد استعمار است. پس از آن، كشورهاي ديگر نيز قوانيني را براي حفظ حقوق شهروندان آن سرزمين‌ها وضع كردند. در اين دوره با تغييرات در جوامع و گسترش حدود طبقات متوسط جامعه كه خواهان حقوقي متناسب بودند، زمينه‌ تدوين حقوق متضمن منافع اكثريت جامعه فراهم شد. انقلاب فرانسه، صنعتي شدن و نيز استقلال آمريكا اين روند تدوين را سرعت بخشيد و به جوامع ديگر نيز بسط داد. پذيرش حقوق ذاتي انسان و آزادي همه‌ انسان‌ها از بدو تولد، از آثار اين دوره است. دوره دوم اين حمايت‌ها، روند جهاني شدن حقوق بشر است. اين دوره، با حمايت از اقليت‌ها و گروه‌هاي خاص و نيز حمايت‌هاي كاپيتولاسيوني در كشورهاي ناقض حقوق بشر شروع شد و كم‌كم به تدوين برخي اسناد بين‌المللي درباره برخي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره قوانين، هايي، وظايف Next Entries تحقیق رایگان درباره دولت مدرن، حقوق بشر، امر به معروف