تحقیق رایگان درباره حقوق انسان، حقوق بشر، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

انگليسي روزانه به طور متوسط سيصد بار در محوطه تحت پوشش دوربين‌هاي مدار بسته قرار مي‌گيرد و حريم خصوصي او نقض مي‌شود. در كشورهاي غربي، ايميل‌هاي افراد و ديگر حوزه‌ هايي كه به عنوان حريم خصوصي افراد ناشناخته مي‌شود و جزو ابتدايي ترين حقوق شهروندي است از سوي جامعه مدني و دولت كنترل مي‌شود. در اين جوامع، حقوق شهروندي از طريق دولت و حتي ملت (اكثريت قومي، ديني، جنسي و غيره) نقض مي‌شود. در فرانسه در حالي كه حجاب و نمادهاي اسلامي براي شهرونداني منع قانوني يافته و به يك معنا حقوق ابتدايي انتخاب مذهب و دين و آزادي‌هاي فردي نقض شده است. در همان حال اكثريت مي‌تواند از نمادهاي مسيحي استفاده كند و صليب بر گردن آويزد. آزار و خشونت نژادي و ديني در همه كشورهاي عضو اتحاديه اروپايي از خشونت پليسي تا تبعيض در اشتغال و كار و ارائه خدمات عمومي و بهداشتي و رفاهي نسبت به شهروندان اقليت وجود دارد. اينان هر چند كه داراي عنوان شهروندي رسمي هستند ولي از كمترين حقوق شهروندي برخوردار مي‌باشند. اين شواهد نشان مي‌دهد كه شهروندي در ليبرال دمكراسي غربي تنها يك شعار فريبنده همانند حقوق بشر، دموكراسي، آزادي و برابري و مساوات است.
در رابطه با حقوق شهروندي از ديدگاه رهبر معظم انقلاب هم بايد گفت: از نظر ايشان انقلاب اسلامي مقوله شهروندي را در ايران احيا كرد. ما قبل از انقلاب اسلامي چيزي به نام حقوق شهروندي نداشتيم. آن چيزي كه در ايران مطرح بود بحث ارباب، رعيت، عبد و مولا بود نه بحث شهروندي. لذا انقلاب اسلامي را باني مقوله شهروندي معرفي مي كنند و شهروندي كه ايشان مطرح مي كنند شهروند كريمانه و متعالي است كه هم توجهي به حقوق انساني آن مطرح مي شود و هم تكاليف ديني كه براي او كرامت ايجاد كرده اند. اين مقوله دوگانه در هيچ فلسفه سياسي در دنياي معاصر وجود ندارد. معمولا حقوق شهروندي در فلسفه سياسي غرب حقوقي است كه انسانها به صورت قراردادي و قرارداد اجتماعي و وضعيت طبيعي در جامعه پيدا مي كنند و هيچ حق ماورائي و حق الهي كه انسانها را متعالي كند، آن جا ديده نشده است. مقام معظم رهبري حقوق شهروندي را در مقوله هايي همچون حق زندگي، حق دادخواهي، حقوق انساني، حقوق سياسي و غيره مي داند. ايشان در اين زمينه معتقدند: البته كسي كه دشمن نظام است، اين طور نيست كه نمي تواند در اين نظام زندگي كند؛ نه. مخالفان اسلام مي توانند در اين نظام زندگي كنند؛ كساني هم كه اسلام را اصلا قبول ندارند، مي توانند در اين نظام زندگي كنند. اسلام نگفته كه هر كس در پناه و سايه نظام اسلامي زندگي مي كند، بايد معتقد به اسلام و مباني اسلام باشد؛ نه. زندگي كنند و از حقوق شهروندي و امنيت هم برخوردار باشند. اگر دزدي در خانه يك غير مسلمان را بشكند و برود دزدي كند، آن دزد را هم مجازات مي كنند. در مجموع، بين كساني كه به نظام معتقدند و كساني كه مخالف نظامند، در حقوق شهروندي تفاوتي نيست. مي توانند زندگي كنند13.
“در واقع شهروندي طرح‌ريزي سيستمي است اجتماعي براي تحرير دولت و مديريت اجتماعي که بيش‌تر جنبه‌ اجتماعي دارد، در اين سيستم که رکن اساسي آن عضويت است، در کنار حقوق به مسئوليت‌هاي اجتماعي مانند دفاع از کشور، دادن ماليات و تبعيت از قانون نيز توجه خواهد شد. مسئوليت اجتماعي شهروند فقط منحصر به دولت نيست بلکه در مقابل شهروندان ديگر هم مسئوليت دارد. ارزش‌هاي اين سيستم الزاما هنجاري نيستند، بلکه سرشتي تاريخي، اجتماعي و فرهنگي دارند يا به طوري که، شهروندي را به تاريخ و تحولات اجتماعي پيوند مي‌زند14”.
پايبندي به مفهوم شهروند و حقوق شهروندي مستلزم رعايت مواردي است که بايد در قوانين کشور جاري شود: نخست اينکه کليه افرادي که در ايران زندگي مي کنند و تابعيت اين کشور را دارند، شهروند محسوب مي شوند و در برابر قانون، برابرند. دوم اينکه کليه شهروندان ايراني از حقوقي برابر در همه زمينه هاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي برخوردارند. سوم، زمينه مشارکت در حيات اقتصادي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي کشور بايستي براي کليه شهروندان ايران زمين فراهم باشد. در واقع، کليه شهروندان بايد از حق آزادي بيان، رسانه و توسعه نهادهاي مدني و گردش اطلاعات برخوردار باشند. چهارم، کليه شهروندان ايراني بايستي براي ايجاد و تقويت امنيت، ثبات، توسعه و اعتلاي کشور احساس مسئوليت اجتماعي داشته باشند .پنجم، اين مسئوليت اجتماعي شامل، حق انتقاد از دولت و کليه کساني است که منتخب شهروندان به حساب مي آيند.
اصولا حق و تکليف در برابر هم قرار دارند و حق، تکليف را به دنبال دارد. بنابراين مي توان گفت: مفهوم شهروندي و حقوق شهروندي در برگيرنده مجموعه‌اي از تکاليف و مسئوليت هاي شهروندان در قبال يکديگر و در قبال شهر و دولتي است که در آن زندگي مي کنند.
با توجه به تعاريف بالا از شهروند و حقوق شهروندي چند نکته مهم بدست مي آيد: نخست اينکه حقوق شهروندي شامل امتيازاتي است که فرد انساني يا طبعا داراي آن است و يا قوانين کشورها به آنها اعطاء کرده است. دوم، حقوق شهروندي بر خلاف حقوق بشر که در آن تابعيت موثر نيست درمورد اتباع يک کشور به رسميت شناخته شده است. سوم اينکه حقوق شهروندي امتيازاتي است که به وسيله قوانين اساسي کشورها مورد حمايت قرار گرفته ورعايت آن ضمانت شده است. و در پايان حقوق شهروندي از جمله حقوقي است که براي بشر به جهت رعايت کرامت و شان او شناخته شده است.

گفتار دوم: انواع شهروند

نوع شهروندي به ميزان مشاركت شهروندان در عرصه شهروندي اشاره دارد، كه ممكن است شهروندان مشاركتي فعال يا منفعلانه داشته باشند. نوع شهروندي مي تواند ميزان فعاليت يا انفعال شهروندان را در نظام سياسي مشخص كند. امروزه صاحب نظران و کارشناسان، شهروندي را با معيارها و سبک هاي متفاوتي تقسيم بندي مي کنند و از انواع مختلف شهروندي سخن مي گويند. آنها با توجه به معيار قلمرو و دامنه و معيار جهت گيري شهروندي، انواعي از شهروندي را ارائه مي دهند.
بر اساس معيار قلمرو و دامنه شهروندي مي توان به چهار نوع شهروندي اشاره کرد: نخست شهروند ملي است که برخاسته از نظام دولت-ملت است و موجب نوعي تمايز مليتي بين يک ملت و مليت هاي ديگر مي شود؛ مثلا ايراني را از غير ايراني مشخص مي کند. نوع دوم شهروند منطقه اي است که همزمان با به وجود آمدن اتحاديه اروپا با پول واحد و همکاري هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي که بين کشورهاي اروپايي ايجاد شد.سومين نوع آن شهروندي جهاني است که مرز جغرافيايي ندارد.و متکي بر عواملي چون نژاد، جنسيت، طبقه اجتماعي و غيره است. به عنوان مثال سياه پوستي که در امريکا زندگي مي کند، ممکن است تعلقات شهروندي او متعلق به افريقا باشد.”آخرين مرحله تکامل حقوق شهروندي، نيل به شهروند جهاني است. شهروند جهاني مفهومي است حاصل باز انديشي در عناصر شاکله شهروندي مدرن که هويت، حقوق، وظايف و گستره عمل و بسترهاي اجتماعي جهاني براي خويش قائل است15″. چهارم از شهروندي متحرک مي توان ياد کرد که ميان جمعيت توريست ديده مي شود. اين نوع شهروندي مي تواند براي فرد و جامعه و حتي نظام سياسي منشا مشکلات جدي باشد زيرا منجر به نوعي شهروندي بي مکان مي شود.
بر اساس معيار دوم که جهت گيري شهروندي است مي توان به چهار نوع شهروندي اشاره کرد: “1- شهروندي محيط زيستي که به کل کره زمين متعلق است. و از حقوق و مسئوليت شهروندان کره زمين بحث مي کند. 2- شهروندي فرهنگي: به مشارکت فرهنگي افراد جامعه مربوط مي شود. اين نوع شهروندي را”برايون ترنر” مطرح کرده است. 3- شهروندي اقليت ها: اين نوع شهروندي مربوط به اقليت هايي هستند که وارد يک جامعه جديد مي شوند و در آن جامعه اقامت مي کنند. 4- شهروندي ديني: پيروان اديان مختلف، تعلق اجتماعي و فرهنگي عميقي به سرزمين هاي مقدس ديني خود دارند. مثلا براي مسلمانان مکه، مدينه، کربلا و نجف نوعي وابستگي و تعلق فرهنگي ويژه اي را به وجود آورده است16″.
برخي از کارشناسان انواع شهروند را به موارد ذيل تقسيم بندي ميکنند: 1- شهروند افتخاري: ممکن است فردي تابعيت يک کشور را نداشته باشد اما شهروند آن کشور محسوب شود. اين نوع شهروندي عنواني افتخاري است. شهرداري اصفهان به پاس سالها خدمت پروفسور مجيد سميعي و تلاش هاي بي وقفه ايشان در مسير گسترش علم و دانش، ضمن تقدير از ايشان، نشان شهروند افتخاري اصفهان را به ايشان اعطا کرد. 2- شهروند درجه دوم: علاوه بر خارجيان، ممکن است که افرادي که درون مرزهاي دولت هستند يا ساکنان قانوني، کارگران مهمان يا مهاجران بوسيله نظام سياسي به عنوان بيگانه يا شهروند درجه دوم تلقي شوند. 3- شهروند چند فرهنگي: شهروند چندفرهنگي به حقوق اقليت هاي مذهبي، قومي و زباني اشاره دارد و بيان مي دارد که گروهها نيز مانند افراد مي بايست موضوع حقوق شهروندي قرار گيرند. در ايران هم اقليت هاي زباني، مذهبي و قومي به عنوان يک واقعيت وجود دارد. اين اقليت ها با کم و بيش اختلافي حقوقي در اصول 13، 26 و 67 قانون اساسي مجتمعا و منفردا شهروند محسوب مي شوند لذا در اداره امور شهري مشارکت دارند و صاحب رأي و نظر مي باشند. 4- شهروند زيست محيطي: بعد زيست محيطي شهروندي در بردارنده گسترش اخلاق و مراقبت است. در واقع اين بعد رويکرد مسئله حقوق و مسئوليت را تشويق مي نمايد. در واقع افراد تلاش مي کنند الگوي مصرف و نحوه برخورد با محيط زيست را به طرز عميق تر و با کيفيت تري بررسي نمايند نظير کيفيت هوايي که تنفس مي کنند، زيبايي طبيعي و بهره مندي از غذاي تازه. در ازاي حقوق شهروندان بر محيط زيست سالم، شهروند داراي مسئوليت هايي است که نه تنها شامل افرادي که فعلا با هم در يک جامعه زندگي مي کنند مي شود بلکه شامل گونه هاي ديگر، محيط زيست و نسل هاي آينده شهروندان نيز مي گردد. 5- شهروند جهاني: در بالا توضيح مختصري در رابطه با اين نوع شهروندي بيان کرديم. در اينجا مطالبي را براي تکميل آن بيان مي کنيم. شهروند جهاني شهروندي است که به مجموعه انساني صرف نظر از مرزهاي ملي تعلق دارد . جهان و مردمان آن به نوعي به يکديگر پيوند خورده و کليت و وحدت يافته‌اند که افراد نه تنها دارنده هويت فردي، محلي، شهري و کشور هستند بلکه داراي هويت جهاني مي باشند و به گفته سقراط من نه يک شهروند آتن يا يونان بلکه شهروند جهان هستم. دکترحسين شريفي طرازکوهي درکتاب زمينه ها، ابعاد و آثار حقوق شهروندي، توسل به شهروندي جهاني را، الهام بخش درخواست رعايت و احترام به تعهدات و تکاليف ناظر بر حقوق انسانيت نسبت به مردم و جمعيت در هر جا مي داند17.
وستهايمر و کاهن18، انديشمنداني که به سه نوع شهروندي اشاره مي کنند: نخست شهروند شخصا مسئول را بيان مي کنند که منظور از آن شهروندي است که در جامعه به طور فردي فعاليت مي کند. از برخي از نمونه هاي رفتاري چنين افرادي مي توان به جمع کردن زباله ها و تلاش براي تميزي محيط زندگي، فداکاري و ايثار گري، و غيره مي توان اشاره کرد. “شهروندان شخصا مسئول افرادي هستند که داوطلبانه به ديگران کمک مي کنند و رفتارهاي خيرخواهانه دارند. مثلا در شرايط بحراني مانند سيل و زلزله به افرادي که گرفتار شده اند، کمک مي نمايند. همچنين کار مي کنند و ماليات خود را مي پردازند، و از قوانين پيروي مي کنند19”.
نوع ديگري از شهروندي که آنها بدان اشاره کرده اند، شهروند مشارکتي است. در اين نوع از شهروندي، “شهروند فعال فردي است مشارکت جو که سرنوشت محيطي که در آن زندگي مي کند براي او در سلسله مراتب ارزشي جايگاه والايي داشته و او تلاش مي کند تا با مشارکت فعال و داوطلبانه خود چنين سرنوشتي را بيشتر به سعادت و خوشبختي نزديک کند20”. اين نوع از شهروندان کساني هستند که فعالانه در امور مدني و زندگي اجتماعي در سطح محلي و ملي مشارکت مي کنند. البته بسياري از افراد هم به علت بيکاري، فقر، تبعيض نژادي و جنسي از مشارکت کامل در جامعه محروم هستند. طرفدارن شهروندي مشارکت جو، استدلال مي کنند که مشارکت مدني فراتر از مشکلات با فرصت خاص در جامعه مي باشد. شهروند مشارکت جو، همچني

پایان نامه
Previous Entries تحلیل عامل، تحلیل عاملی، ضریب همبستگی Next Entries تحقیق رایگان درباره قوانين، هايي، وظايف