تحقیق رایگان درباره حسن و قبح، وجود خداوند، رسول خدا (ص)، صفات خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

از افعال را تشخيص دهد، ولى درك و شناخت جهات حسن و قبح همه افعال از توان عقل بيرون است و لذا بشر به وحى و نبوت نياز مبرم دارد.
توضيح مفاد نخست:
به افعال انسان دوگونه عناوين مترتب مى‏گردد:
الف) عناوين اوليه‏ ؛
عناوينى‏اند كه افعال را از جنبه تكوينى از يكديگر جدا مى‏سازند مانند عناوين اكل، شرب، قيام، قعود و … كه افعال از نظر اين عناوين به حسن و قبح متصف نمى‏شوند و فقط حسن تكوينى دارند.
ب) عناوين ثانويه‏ ؛
عناوينى‏اند كه بر عناوين نخست مترتب مى‏شوند و به اعتبار آنها افعال به حسن يا قبح متصف مى‏شوند مانند عناوين عدل، ظلم، صدق، كذب، عمل به عهد، نقض عهد، وفاى به وعده، خلف وعده و … اين عناوين را به اعتبار اينكه منشأ اتصاف افعال به حسن و قبح برمى‏گردد عناوين محسن و مقبح نيز مى‏گويند و حسن و قبح ذاتى مربوط به همين عناوين است نه عناوين اوليه.

ح : ادله قائلين به حسن و قبح عقلى‏ ؛
1. بداهت عقل؛ يعنى حكم مزبور از احكام بديهى عقل عملى است؛ زيرا هر انسانى در نفس خود حسن عدل و قبح ظلم را مى‏يابد.
2. اگر حسن و قبح شرعى باشد منجر به انتفاء آن دو به صورت مطلق است، يعنى نه شرعاً ثابت مى‏شود و نه عقلًا:
تقرير دليل‏ :
اگر علم به حسن برخى از افعال و قبح برخى ديگر نداشته باشيم عقلًا نمى‏توانيم حكم به قبح كذب نماييم؛ زيرا وقوعش از خداوند جايز مى‏شود، و در نتيجه در صورتى كه قرآن خبر از حسن يا قبح‏ چيزى دهد به آن جزم پيدا نمى‏كنيم.
با اين فرض، حكم شرع نيز ثابت نمى‏شود.
نتيجه: ثبوت حسن و قبح عقلى.
3. انكار حسن و قبح شرعى ملازم با امتناع اثبات شرايع آسمانى است؛ زيرا لازمه آن اين است كه از خداوند متعال قبيح نباشد كه معجزه را به دست دروغ گويان جارى سازد، كه در نتيجه باب معرفت نبوت سد خواهد شد.
ت : ميزان استفاده از عقل نزد سلفى‏ها ؛
سلفیه در مورد عقل و دخالت آن در تشريع و عقايد ديدگاه‏هايى دارند كه به آنها اشاره مى‏شود:
ی : عدم استقلال عقل در فهم حقايق‏ ؛
سلفى‏ها استقلال عقل در فهم حقايق و مستقلات عقليه را قبول ندارند و وارد كردن مدركات عقلى قطعى بر آيات قرآن و روايات را نمى‏پذيرند.
دكتر قوسى مى‏گويد:
“انهم- (رحمهم الله)- يحترمون العقل و يقدرونه قدره و يعرفون له قيمته و فضله؛ لاعتقادهم بان فهم نصوص الكتاب و السنة يحتاج إلي قلب يتدبر و عقل يفكر يغوص صاحبه في معانيها فيستنبط منها الحكم الشرعي الصحيح، الا انهم‏ يرفضون الغلو في تقدير العقل و تمجيده …261
همانا آنان عقل را محترم شمرده و قدرش را مى‏دانند و براى آن فضيلت و ارزش قائل‏اند؛ زيرا معتقدند كه فهم نصوص كتاب و سنت محتاج به قلب متدبر و عقل متفكرى است كه صاحبش را در معانى آن دو وارد كرده و حكم شرعى صحيح را استنباط كند، ولى آنان غلو در تقدير از عقل و تمجيد آن را نمى‏پذيرند .”
نقد :
اولًا: اين ادعا را ما در مقام عمل نمى‏بينيم؛ زيرا مشاهده مى‏كنيم كه سلفى‏ها در طول تاريخ به ظاهر آيات و روايات حكم كرده و هرگز در فهم نصوص و ظواهر، از عقل كمك نمى‏گيرند بلكه بر ظاهر هر روايتى عمل كرده و بر آن حمل مى‏نمايند. و اين معنايى را كه براى تعقل ذكر كرده‏اند به معناى فكر كردن است نه استفاده از مبانى و قواعد عقلى.
ثانياً: استفاده از قواعد عقلى قطعى در فهم نصوص و ظواهر، هرگز غلو در تقدير عقل نيست؛ بلكه حمل ظواهر هر دليل بر خداوند بدون تدبر در اينكه چه تالى فاسدى دارد غلو در تعبد به نصوص است.
ک : تقديم روايت صحيح بر عقل‏ ؛
اهل حديث و وهابيان به مجرد اينكه حديثى را در باب عقايد صحيح‏السند يافتند به مضمون آن اعتقاد پيدا مى‏كنند گرچه با عقل قطعى مخالفت داشته باشد؛ زيرا آنان مى‏گويند: عقل را بايد تابع شرع نمود و عقل نمى‏تواند در مقابل شرع بايستد.
ولى ما مى‏گوييم: شارع رئيس عقلا بلکه خالق آنهاست و هرگز سخنى مخالف با عقل قطعى نمى‏گويد. و از آنجا كه عوامل گوناگونى در جعل حديث حتى با سندهاى صحيح وجود داشته و از راه‏هاى گوناگون، فرهنگ و برخى از عقايد يهود و نصارا وارد ميراث فرهنگى اسلامى شده است، لذا جا دارد كه ميزانى براى تشخيص روايات صحيح از غير صحيح قرار دهيم كه يكى از آنها مرجعيت عقل صحيح و كلى در اين موضوع مهم است.
ل : وهابيان و تقديم نقل صحابه بر عقل‏ ؛
دكتر سيد عبدالعزيز سيلى مى‏نويسد:
“يتمثل الشرع في كتاب الله تعالي و سنة رسول الله (ص)؛ حيث انها شارحة له و الاقتداء بالصحابة حيث ان الوحي نزل بين أظهُرهم، و رسول الله (ص) بينهم، فهم اعلم بالكتاب و السنة من غيرهم. يقول ابوسعيد الدارمي: فالمعقول ما وافق هديهم و المجهول ما خالفهم و لا سبيل إلي معرفة هديهم و طريقتهم الا بالآثار الواردة.262
شرع در كتاب خداى متعال و سنت رسول الله (ص) از آن جهت كه شرح‏دهنده آن است، و پيروى از صحابه ظهور و تبلور مى‏يابد؛ زيرا كه وحى در بين آنان نازل شده و رسول خدا (ص) بين آنها بوده است، پس آنان آگاه‏تر به كتاب و سنت از ديگران بوده‏اند. ابوسعيد دارمى مى‏گويد: پس معقول چيزى است كه موافق با هدايت آنها بوده و مجهول چيزى است كه با آنان مخالفت داشته باشد. و راهى براى شناخت هدايت و راه صحابه به جز آثار وارد شده نيست.”
پاسخ‏ :
اولًا: در جاى خود حسن و قبح عقلى برخى از امور و افعال به اثبات رسيده است.
ثانياً: معارف دينى بر سه قسم است؛ برخى تنها با عقل قابل اثبات است؛ مثل اثبات وجود خداوند و ضرورت بعثت و معاد، و برخى هم با عقل و هم با نقل؛ مثل برخى از صفات خداوند، و برخى نيز تنها با نقل قابل اثبات است مثل جزئيات معاد و بهشت و دوزخ.
ثالثاً: خداوند متعال در آيات بسيارى دعوت به تدبر و تعقل كرده و كسانى را كه از تعقل سرباز مى‏زنند مذمت نموده است؛ آنجا كه مى‏فرمايد:
“إِن شَر الدوَاب عِنْدَ اللهِ الصم الْبُكْمُ‏ الذِينَ لا يعْقِلُونَ ؛ (انفال: 22)
بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لالى هستند كه انديشه نمى‏كنند.
وَ يجْعَلُ الرجْسَ عَلَى الذِينَ لا يعْقِلُونَ ؛ (يونس: 100)
و پليدى (كفر و گناه) را بر كسانى قرار مى‏دهد كه نمى‏انديشند.”
چرخشى در مواضع ابن تيميه درباره عقل‏ ؛
ابن تيميه مى‏گويد:
“آنچه كه با عقل صريح دانسته شده گمان نمى‏رود كه هرگز با شرع مخالفت داشته باشد، بلكه منقول صحيح هرگز با معقول صريح معارضه ندارد. و من اين مطلب را در عموم مطالبى كه مردم در آنها نزاع كرده‏اند تأمل نموده‏ام، و شبهات آنها را در مورد نصوص صحيح و صريح، شبهاتى فاسد يافتم كه عقل، علم به بطلان آنها دارد … و ملاحظه نمودم كه آنچه با عقل صريح دانسته شده هرگز با دليل نقلى مخالفت ندارد، بلكه رواياتى كه گفته مى‏شود كه با عقل مخالفت دارد يا حديث جعلى است و يا دلالت آن ضعيف است كه با قطع نظر از معارضه آن با عقل صريح، صلاحيت دليل بودن را ندارد، تا چه رسد به اينكه با صريح معقول مخالف باشد. و ما مى‏دانيم كه رسولان هرگز مخالف‏ صريح معقول چيزى نمى‏گويند حتى چيزى كه موجب تحير عقول شود. آنان از چيزى خبر نمى‏دهند كه عقل، علم به منتفى بودن آن دارد، بلكه از چيزى خبر مى‏دهند كه عقل، عاجز از شناخت آن است”. 263
از اين كلام ابن تيميه استفاده مى‏شود كه او چرخشى گرچه محدود در كلامش داشته است، ولى نكاتى در سخن او قابل تأمل است كه در اينجا ذكر مى‏شود:
اولًا: برخى از اعتقادات است كه در رتبه سابق بر نقل و شرع بايد با عقل ثابت گردد تا نوبت به شرع برسد، همچون اثبات وجود خداوند متعال و عدالت و حكيم بودن و صادق بودن او تا متفرع بر آن، ضرورت بعثت و قرآن ثابت گردد، وگرنه اثبات اين اعتقادات به قرآن كريم دور است كه باطل مى‏باشد.
ثانياً: سخن در سنت يعنى قول و فعل و تقرير معصوم نيست، بلكه سخن در حاكى از سنت كه همان خبر راوى است مى‏باشد و از آنجا كه جعل‏كنندگان حديث با انگيزه‏هاى مختلف و حتى با سند صحيح، بسيار بوده‏اند، بنابراين جا دارد كه ميزانى را براى تقييم و ارزش‏گذارى براى احاديث و شناخت صحيح از غير صحيح قرار دهيم كه يكى از آن ميزان‏ها مطابقت و عدم مطابقت با عقل سليم و صريح و صحيح است.

2-2-8. ادله وهابيان در تقديم نقل بر عقل‏ ؛
سلفى‏ها بر اصل و اساس اول خود كه همان تقديم شرع بر عقل است به ادله‏اى تمسك كرده‏اند؛
دليل اول‏ :
“ان التنزيل جاء برد الناس عند التنازع إلي الكتاب و السنة كما قال تعالي: (فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَي‏ءٍ فَرُدوهُ إِلَى اللهِ وَ الرسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْيوْمِ الآخِرِ ذلِكَ خَيرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا) و هذا يوجب تقديم السمع …264
همانا قرآن دستور مى‏دهد كه هنگام نزاع، به كتاب و سنت مراجعه كنيم آنجا كه مى‏فرمايد: (پس اگر در چيزى نزاع كرديد آن را به سوى خدا و رسول بازگردانيد اگر ايمان به خدا و روز قيامت داريد اين بهتر و بازگشتش نيكوتر است) و مفاد اين آيه تقديم سمع و شرع بر عقل است .”
پاسخ‏ :
اولًا: ظاهر آيه فوق مواردى را شامل مى‏شود كه نزاع بعد از اعتقاد به خدا و رسول باشد، وگرنه رجوع به كتاب و سنت دورى است.
ثانياً: بعد از رجوع به كتاب خدا و سنت رسول پى مى‏بريم كه در برخى موارد ارجاع به حكم عقل داده شده است كه در جاى خود به آن‏ها اشاره خواهيم كرد.
ثالثاً: خداوند متعال قبل از اين آيه مى‏فرمايد:
أ”َطِيعُوا اللهَ وَ أَطِيعُوا الرسُولَ وَ أُولِي الأَمْرِ مِنْكُمْ ؛ (نساء: 59)
اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را!”
پس معلوم مى‏شود كه مورد نزاع كه بايد در آن به خدا و رسول رجوع كرد مسائلى است عملى كه مربوط به اطاعت است نه مسائل اعتقادى.
دليل دوم‏ :
“ان العقل يصدق الشرع في كل ما اخبر به، بينما الشرع لم يصدق العقل في كل ما ذهب اليه …265
همانا عقل شرع را در آنچه خبر داده تصديق مى‏كند در حالى كه شرع عقل را در همه آنچه درك كرده تصديق نمى‏كند …”
پاسخ‏ :
اولًا: عقل تمام آنچه را كه از ناحيه شرع رسيده گرچه به طور كلى، تصديق مى‏كند ولى به طور تفصيل نمى‏تواند آنها را درك كرده و در نتيجه تصديق نمايد.
ثانياً: هرگز شرع با حكم عقل قطعى مخالفت ندارد؛ زيرا شارع رئيس عقلاست. آرى در مواردى كه عقل حق دخالت ندارد شارع حكم آن را تصديق نمى‏كند.
دليل سوم‏ :
“انه يلزم من تقديم العقل علي‏النقل القول باستقلال العقل بنفسه و اعتبار ارسال الله سبحانه الرسل و انزاله الكتب لغواً لا فائدة فيه و لا طائل من ورائه.266
از تقديم عقل بر نقل لازم مى‏آيد كه عقل به خودى خود مستقل بوده و ارسال رسل و انزال كتب لغو و بى‏فائده باشد.”
پاسخ‏ :
اولًا: ما كه معتقد به تقديم عقل بر نقل هستيم در تمام موارد چنين ادعايى نداريم بلكه در مواردى تقديم عقل را قبول داريم كه عقل قدرت درك در آن موارد را داشته باشد و لذا در مورد تعبديات هرگز عقل را بر شرع مقدم نمى‏دانيم.
ثانياً: مقصود ما از تقديم عقل، ابطال نقل و شرع نيست، بلكه‏ مقصود ما از آن، توجيه و شناخت نقل و شرع از راه عقل است در مواردى كه عقل در آنجا راه دارد.
دليل چهارم‏ :
“ان تقديم الرأي و الهوي علي‏النقل سنة ابليس لعنه الله … الذي اعرض عن امر الله له بالسجود لآدم و قابله بالرأي الفاسد و كان اول من قاس برأيه …267
همانا تقديم رأى و هواى نفس بر نقل، سنت ابليس لعين است كه از امر خدا به سجده كردن بر آدم سرباز زد و با رأى فاسد خود مقابله نمود و او اولين كسى بود كه به رأى خود قياس نمود “.
پاسخ‏ :
اولًا: مقصود از تقديم عقل بر شرع در موارد خاص به آن، پيروى از عقل قطعى است كه مى‏تواند وجود خدا و صفات او را به اثبات برساند نه پيروى از هواى نفسانى با اعمال رأى شخصى فاسد كه برخى دارند و لذا حرف قوسى ناظر به كلام ابوحنيفه و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره اثبات واجب، امام رضا (ع)، آیات و روایات، نهج البلاغه Next Entries تحقیق رایگان درباره رسول خدا (ص)، عالم برزخ، امام صادق