تحقیق رایگان درباره حزب عدالت و توسعه، فتح الله گولن، جهان اسلام، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

فتح الله گولن است که به جنبش گولن معروف است. جماعت فتح الله گولن يکي از فعال ترين جنبش عرصه اجتماعي ترکيه است که داراي شبکه قوي آموزشي، رسانه اي و تجاري در داخل ترکيه و جهان مي باشد. اين جماعت در داخل ترکيه در حوزه آموزشي ???? سالن آموزشي، ? هزار و ??? آموزشکده‌ ونزديک به ?? هزار معلم و استاد در اختيار دارد. اين شبکه آموزشي در آمد چند ميلياردي دلاري براي جماعت گولن دارد که امکان استقلال بيشتر را براي آنها فراهم مي سازد. اين جنبش توانسته در سه دهه اخير نزديک به 1000 مدرسه، موسسه زبان آموزي و آمادگي کنکور، چندين دانشگاه معتبر و ده ها خوابگاه دانشجويي، صدها رسانه (ديداري ، شنيداري و نوشتاري و سايت هاي اينترنتي) را در کشورهاي مختلف جهان راه اندازي نمايد. البته ظرفيت هاي اقتصادي اين جنبش، دست کمي از فعاليت هاي آموزشي و رسانه اي آن نداشته است. طبق بسياري از گزارش هاي منابع نزديک به جنبش، صدها شرکت اقتصادي معتبر با وسعت فعاليت ملي و بين المللي مرتبط به اين جنبش‌فعالند‌ که حدود 400هزار نفر به صورت رسمي و غير رسمي در اين شرکت ها مشغول به کارند. گولن در سال 1939در خانواده متدين شهر ارزروم ترکيه به دنيا آمد پس از فراگيري علوم اسلامي در سال 1959 به عنوان امام به همکاري باسازمان ديانت ترکيه پرداخت. ايشان هيچ وقت ازدواج نکرده و به قول پيروانش بغير از شناسنامه اش هيچ سندي به اسم ايشان ثبت نشده است. وي در دروره جواني به طريقت نور پيوست نورجي ها يک طريقت و جريان اسلامي بود که رهبر آن بديع الزمان سعيد نورسي(1960-1873)بود. سعيد نورسي به آموزش بيشتر اهميت مي داد، در زمان خود درصدد ايجاد دانشگاهي مانند دانشگاه الازهر مصر در شهر وان ترکيه بود که حاکميت آتاتورکي جلو آن راگرفت. البته با اينکه بين گولن با استادش سعيد نورسي روابط مريد و مردادي بود ولي گولن در ماهيت انديشه اي ايشان تغييرات جدي انجام داد و متحول نمود. جنبش‌گولن که يکي از اهداف راهبردي خود را تربيت نسل طلايي معلمي (حدود 5 مليون نفر در جهان) قرار داده در راستاي تحقق آن‏‎، امروزه صدها شخصيت علمي در رشته هاي مختلف پرورش داده است. هرچند که فتح الله گولن پيروانش را از ورود به سياست بر حذر مي دارد، واقعيت اين است که اين جنبش سياست را در “خارج از دنياي سياست” جستجو مي کند. بي‌شک در دهه هاي آينده در بخش هايي از جهان اسلام ، طرفداران و پيروان جنبش گولن از مرحله اثرگذاري، به مرحله روند سازي و در نهايت قدرت سازي نهادينه شده خواهند رسيدْ، همانطوري که امروزه در ترکيه به اين سطح رسيده اند. جنبش گولن هدف اصلي خود را ايجاد جامعه اسلامي متعهد و در عين حال برخوردار از علم ،معرفت و فن آوري نوين به منظور پايان تسلط غرب بر جهان اسلام اعلام کرده است . “گولن” مهم‌ترين ناسيوناليست ترک -عثماني است که ناسيوناليسم وي نه بر مبناي خون و نژاد ، بلکه بر مبناي تاريخ مشترک ،تجربه و توافق بر مبناي زندگي مشترک در درون يک حکومت قوام گرفته است،جماعت او به منظور رسانيدن مذهب به سپهر عمومي، بر تسامح، مصالحه، مدرنيته و دموکراسي تاکيد مي کنند. در نهايت گولن در تلاش براي ساخت قرار داد اجتماعي جديدي است که در آن سنت هاي چند فرهنگي ترکي-عثماني نقش شکل دهنده اي را بازي مي کنند. وي نگرش جديدي از اسلام معاصر را باز توليد، مجموعه گزينه هايي را براي مسلمان بودن و مدرن بودن تئوريزه کرده است. همچنين گفتمان جهاني حقوق بشر و مناسبات سمبليک توسعه يافته را با بورژوازي ملي و دولت تطبيق داده، تا اينکه جنبش ايده هاي دروني بسيج اجتماعي را با “دعوت” براي مشارکت در ساخت جامعه آرماني خويش در مناطقي فراهم نموده است. اجتماع گولن مرکب از سه حلقه است :که حلقه اول به صورت کاملا وفادارانه و داوطلبانه جنبش را راهنمايي و مديريت مي کند. (خدمت) .اين گروه اصلي شامل اعضاي قابل توجهي از فارغ التحصيلان دانشگاهي مي باشند که به صورت ويژه اي براي آموزش در موضوعات فني تخصصي ياقته و در مناطق روستايي و شهرهاي کوچک ترکيه ريشه دارند. مهمترين هسته جنبش، مرکب از تقريبا 30 نفر (برادر بزرگ) ميباشد. دومين حلقه، حاميان اهداف مذهبي – ناسيوناليستي بصورت مستقيم در ايجاد اعمال خوب و از طريق صدقات (همت)فعال بوده و حلقه سوم اهداف گولن را بصورت غير مستقيم محقق مي سازند اما ارتباط سازماني و رسمي ندارند. در کل مي توان گفت که سه عنصر بازار، رسانه و آموزش فضاي جدي و مکانيزم عملياتي در رسيدن به اهداف غايي جنبش گولن تشخيص داده شده و تمام فعاليت ها در راستاي آن شکل گرفته است.(نصيرات:142:1387)
4-19-1-اسلامگرايان و حکومت ترکيه: برخي تحليل‌گران پيروزي حزب عدالت و توسعه در سال 2002 را به دليل ضعف دولت‌هاي پيشين در مديريت ترکيه يک حادثه اتفاقي قلمداد کردند. اما پيروزي مجدد اسلام‌گرايان حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلماني و رياست جمهوري را بايد يک تحول سياسي و اجتماعي عميق تلقي کرد که مهمترين پيام آن از يک سو مردود دانستن مشي کماليسم و انحصارطلبي نظامي‌ها و از سوي ديگر، پذيرش سياست‌هايي است که با باورهاي فرهنگي، ديني، سنتي و هويتي مردم سازگاري بيشتري دارد. حزب عدالت و توسعه با همه مخالفت‌ها و چالش‌هايي که از سوي احزاب رقيب با آنها مواجه بود، توانست در انتخابات ژوئيه 2007 بيش از 5/46 درصد از کل آراي مردم را کسب کند؛ يعني 12 درصد بيشتر از انتخابات سال 2002 از مقبوليت عمومي برخوردار شد و 341 کرسي پارلمان را به خود اختصاص داد. حزب جمهوري‌خواه خلق با 112 کرسي در جايگاه دوم قرار گرفت و احزاب قوي گذشته مانند مام ميهن و راه راست نتوانستند، وارد پارلمان شوند. پيروزي حزب عدالت و توسعه از اين منظر نيز حائز اهميت است که اين حزب توانست در 73 استان از 83 استان ترکيه بالاتر از دو حزب رقيب خود قرار گيرد. نکته حائز اهميت ديگر اينکه آراي اين حزب در 39 استان بيش از 50 درصد کل آرا بود و توانست بيشترين درصد آرا را در برخي از استان‌هاي کردنشين در جنوب شرق ترکيه به خود اختصاص دهد. حزب عدالت و توسعه که در اين دوره دولت، پارلمان و رياست جمهوري را در اختيار دارد، با قدرت بيشتري مي‌تواند اهداف و برنامه‌هاي خود را به پيش ببرد. پيروزي قاطع اين حزب در انتخابات اخير ريشه در عملکرد و سياست‌هاي 5 سال گذشته دولت اردوغان دارد که به برخي از آنها اشاره خواهيم کرد. مردم ترکيه اصولاً خواهان حفظ هويت اسلامي خود مي‌باشند. حضور اتباع ترک در برخي از کشورهاي غربي و تأکيد بر حفظ فرهنگ خود و رعايت شعائر اسلامي نمونه‌‌اي از اصالت فرهنگي و ديني آنها مي‌باشد. تحولات جهاني و باز شدن فضاي سياسي ترکيه در دو دهه گذشته زمينه مناسبي را براي شکستن تفکرات کماليسم و مطالبات جديد در جامعه به وجود آورد. به قدرت رسيدن اوزال با مشي کاملاً اقتصادي و دولت ائتلافي حزب رفاه به نخست وزيري اربکان مقدمه‌اي براي تحولات آتي بود هر چند دولت اربکان با کودتاي سفيد لائيک‌ها متوقف شد، ولي اسلام‌گرايي در افکار عمومي مردم نه تنها خاموش نشده بلکه همواره در حال پيشرفت بوده است. انتخابات سال 2002 و پيروزي حزب عدالت و توسعه مشخص نوع مطالبات جامعه ترکيه مي‌باشد. حزب عدالت و توسعه همواره تلاش کرده است با استفاده از تجربه اسلاف اسلام‌گراي خود در دولت و موانع موجود در نهادهاي لائيک ترکيه و همچنين حساسيت‌هاي برخي کشورهاي غربي نسبت به حاکميت دولت اسلامي در ترکيه، تعريف جديدي از اسلام سياسي متناسب با شرايط ترکيه ارائه دهد که با کمترين مزاحمت در مسير حرکت خود مواجه شود. به همين جهت اين حزب سعي کرده است از اسلام راديکال فاصله بگيرد و در مقابل کليه اقشار و گروه‌هايي را که مخالف اسلام نيستند جلب کند. اين حزب سعي کرده است با پذيرش انواع انديشه‌ها، گرايش‌هاي متعددي را در خود جاي دهد.(واعظي: 1385:43).
4-20- سلفي گري و پاکستان: سلفي‌گري به معناي عام و به عنوان يک جريان فکري سابقه‌اي ديرينه دارد، اما اين‌گونه مطرح مي‌شود که مختص جهان اسلام يا فرقه مذهبي خاصي نيست، بلکه در غالب مکاتب فکري و فرقه‌هاي ديني و مذهبي گونه‌اي از سلفي‌گري وجود دارد که مي‌توان آن را بازشناسي کرد؛ هرچند ممکن است قضاوت يکساني درباره نوع و شکل بروز آن وجود نداشته باشد. اگر در يک معناي عام‌تر سلفي‌گري را نوعي نگاه واپسگرايانه به گذشته ملت يا پيروان يک انديشه و مکتب بدانيم، قابل تصور است که سلفي‌گري از تنوع قابل توجهي برخوردار باشد. در چنين نگاهي به سلفي‌گري، مي‌توان گفت به لحاظ ذهني و رواني ملت‌ها در مقاطعي از حيات تاريخي‌شان کم و بيش دوره‌هاي درخشاني از قدرت تأثيرگذار بر سرنوشت خود و سرنوشت ساير ملت‌ها را تجربه کرده‌اند. اين‌گونه تجربه‌هاي تاريخي در ادوار بعدي که نوعي انحطاط‌ گريبان اين‌گونه ملت‌ها را ‌گرفته، همواره بازگشت به موقعيت گذشته را به عنوان يک آرمان در اذهان زنده نگاه ‌داشته است. دو جريان فکري اخوان‌المسلمين مصر و سلفي‌گري عربستان سعودي که سرفصل‌ها و نقاط مشترکي دارند، به دنياي عرب محدود نماندند و در ساير کشورهاي اسلامي نيز تأثير گذاشتند. جماعت اسلامي که در شکل اوليه‌اش به وسيله مولانا ابوالعلا مودودي در شبه‌ قاره هند باعث تحرک مسلمانان شد، تا حدي زيادي تحت تأثير اخوان‌المسلمين مصر قرار داشت و مکتب ديوبندي در شرايط زماني مشابهي تحت فشار استعمار خارجي و حذف مسلمانان هند از قدرت به وجود آمد. در واقع، اين دو نحله فکري در عالم تسنن در پاسخ به شکست مسلمانان از قدرت نظامي برتر غرب شکل گرفتند و نگاه هر دو به بازسازي قدرت مسلمانان بود. هرچند سرنوشت و موقعيت اخوان‌المسلمين در دنياي عرب و ميزان نفوذشان در ساير کشورها کم و بيش روشن است، پرسش بسيار مهم اين است که آيا آنچه در افغانستان و پاکستان امروز يا در ميان مسلمانان هند قابل رؤيت است، همان سلفي‌گري است که در قالب وهابيت برخاسته از عربستان سعودي تبلور خارجي يافته يا نه مکتب جداگانه‌اي موسوم به ديوبندي است؟ به ويژه آنچه اکنون در جريان سلفي وجه غالب را يافته، نوعي سلفي‌گري جهادي است که از درون سلفي اوليه سر برآورده است. سلفي‌گري روندي بسيار مبهم و شامل سه گرايش اصلاح‌طلبان، سنت‌گراها و جهادگران است. آنچه مکتب ديوبندي را با سلفي‌گري در يک جهت قرار داده و باعث عدم درک درست حوزه عمل جداگانه اين دو مکتب فقهي شده در بخشِ سومِ جهادي آن است. هرچند هم اصلاح‌طلبان و هم سنت‌گرايان در شبه‌قاره هند و در ميان مسلمانان شرق آسيا حضور دارند و هر دو نيز از متن سنت‌هاي مذهبي حنفي سرچشمه مي‌گيرند و با نمونه حنبلي يا شافعي آن در عربستان سعودي و مصر تفاوت چنداني ندارند، از آنجا که هيچ‌يک در موضع مسلط تأثيرگذاري قرار ندارند، ميدان را براي طرفداران جهاد باز گذاشته‌اند و اين جهادگران هستند که هم در مکتب ديوبندي و هم در سلفي توجه بيشتري را به خود و افکار و عقايدشان جلب کرده‌اند. گذشته از اين، برخي بر اين باورند که ديوبندي‌ها از نظر اعتقادي شباهت کلي به وهابيت پيدا کرده‌اند. آنها مانند وهابيت در برابر ساير فرقه‌هاي اسلامي حساسيت زيادي نشان داده‌اند و از توحيد و شرک تفسير ويژه‌اي ارائه مي‌دهند. به يک تعبير، مسلمانان براي رفع فشار خارجي به عظمت گذشته روي آوردند و جهاد را به عنوان عامل اصلي بازسازي قدرت و موقعيت خود از متن ايدئولوژي بيرون کشيدند. از اين رو مي‌توان گفت “فلسفه جهاد” وجه مشترک وهابي هر دو مکتب جهادگر ديوبندي است. با اين حال، اين سؤال مطرح است که آيا اين شباهت کافي است که مکتب‌ ديوبندي را با مکتب سلفي يکسان بدانيم و از تفاوت‌‌هاي آنها صرف‌ نظر کنيم؟ واقعيت آن است که در اين باره وحدت‌ نظري نمي‌توان يافت. اگر چنين شباهتي را بدون چون و چرا بپذيريم، اين سؤال مطرح مي‌شود که توجه به اصل جهاد در ساير مکاتب فکري مي‌تواند مجوزي براي يکسان فرض کردن آنها با وهابيت و سلفي‌گري جهادي باشد؟ گمان نمي‌رود که چنين باشد. حادثه بيروني که جهادگران دو مکتب را در شبه‌قاره هند به هم رساند، بدون شک نفوذ کمونيسم روسي به افغانستان بود. پاکستان از اين نظر مهم است که اين دو مکتب

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره افغانستان، کانون توجه Next Entries تحقیق رایگان درباره افغانستان، جهان اسلام، آموزش و پرورش