تحقیق رایگان درباره حاکمیت سیاسی، آیات و روایات، گروه های اجتماعی، آیات الاحکام

دانلود پایان نامه ارشد

صفحه! به بیان برخی مباحث اعتقادی و آیات الاحکام، به صورت فهرست وار، مخطوط شده است.
قواعد الاربع با 6 صفحه!! مطالبی تکراری از کشف الشبهات است و جالب آنکه، برای ازدیاد آثار علمی او، این چند صفحه به صورت کتاب چاپ شده است.
مجموعه نامه های او به مخالفان هم، چیز خاصی ندارد. کتاب رسائل فی التوحید و الایمان نیز، گرد آوری همین مطالب است، که به موضوعات مختلف پرداخته و کشکول وار نسبت به تاریخ، سیره و عقاید مباحثی را، مطرح کرده است. در مجموع آثار محمد بن عبد الوهاب، اصلا قابل مقایسه با افرادی چون ابن تیمیه و ابن قیم نیست و تنها هنر او به این است، که عقائد سلفیه را، حتی خشن تر از افراد فوق الذکر، به عرصه عمل آورد و لباسی نو و خشن بر آن افکار فراموش شده پوشاند.68
محمد بن عبد الوهاب، زيارت قبور را بدعت، و طلب شفاعت از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را پس از وفاتش ضلالت، و گفتن «يا محمد» در استغاثه و توسل به پيامبر را، شرك مى‏داند؛ و همه مسلمانان پس از قرن سوم تا به امروز را، جز پيروان ابن تيميه، مشرك مى‏خواند. به عقیده آنها شرك مشركان زمان ما (يعنى همه مسلمان‏ها)، شديدتر از شرك مشركان زمان جاهليت است.
در نيمه دوم قرن دوازده هجرى، محمد بن سعود، امير درعيه نجد از محمد بن عبد الوهاب پيروى نمود. پس از او پسرش، سعود و پيروانش، به قبايل مسلمانان حمله مى‏كردند و قتل نفوس مسلمانان و سلب اموال و هتك اعراض ايشان را، به عنوان جهاد فى سبيل الله مرتكب مى‏شدند.
از آن زمان تا به امروز، آن قدر از مسلمانان را كشته و سلب اموال كرده‏اند، كه صفحات تاريخ را سياه نموده‏اند. و آخرين آن، قتل عام بيش از چهارصد نفر از حجاج بيت الله الحرام، در مراسم حج سال 1407 هجرى بود.69
1-2. ریشه های سلفي گري و نقد آن در جهان اسلام:
تاریخ سلفی گری در اسلام از دو منظر، رسمی و غیر رسمی، مد نظر قرار می گیرد. جریان رسمی آن ، همان حاکمیت سیاسی با مدل سلفیه عربستان، در عصر حاضر است ، که توسط محمد بن عبد الوهاب (1111-1206 ق)، با کمک آل سعود، رسماً پایه گذاری گردید. 70
اگر بخواهیم تاریخچه این بخش را، مد نظر قرار دهیم، آن را به دو جریان زیر تقسیم می کنیم:
1- ظهور محمد بن عبد الوهاب و حاکميت رسمي مذهب وهابيت در برخي ممالک اسلامي؛
2- دوره معاصر (تعامل آل الشیخ و آل سعود).
و جریان های غیر رسمی آن، یعنی پیش از تشکیل حکومت سلفی را نیز، می توان به دو بخش زیر تقسیم کرد:
1- جریانات ما قبل اسلام، مانند: گرایش های أرتدکسی مسیحیت و یهودیت؛
2- جریانات اسلامی، که به سه جریان بدوی، ابتدائی و هدفمند، تقسیم می گردند.
جریان اول نیز، به دو بخش تقسیم می شود:
1- گرایش های خاص برخی از صحابه پیامبر (ص)؛
2- گرایش های برخی از تابعین و تابعی تابعین.
جریانات غیر بدوی و هدفمند نیز، به شاخه های زیر تقسیم می گردد:
1- جریان های حدیثی خاص، مانند: اهل الأثر و جریان اهل الحدیث به پیشوائی احمد ابن حنبل (161-241 ق)؛
2- جریان های مطرح بعد از احمد تا زمان ابن تیمیة (متوفاي 728 ق)؛
3- زمان ابن تيميه تا محمد بن عبد الوهاب (1111-1206 ق )، در این دوران، شاهد اوج هدفمندی این جریان هستیم.
نکته حائز اهمیت آن که سلفی گری یکباره پدید نیامده و طی فرایندی طولانی، در اثر فراهم شدن بسترها و شرائط اجتماعی خاص، در بین طیفی از افراد و گروه های اجتماعی، به دست آمده است. عمده جریانات تاثیر گذار بر این مسلک خاص را، می توان سه جریان سابق، قلمداد کرد.
جریان أهل الاثر به رهبری احمد بن حنبل و جماعتی از ائمه سلف که ، روش سلف قبل از خود، از اصحاب حدیث مثل: مالک بن انس و مقاتل بن سلیمان را، پیموده و گفتند: ما به آنچه در کتاب و سنت آمده، ایمان داریم و تأویل نمی‌کنیم و می‌دانیم، که ضال و بدعت گذار است و هر کس با اصحاب رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)، در امری از امور دین مخالفت کند، کافر شده است و هر چه از اهل زمانت می‌شنوی، ببین اگر صحابه یا یکی از علما درباره آن مطلبی گفته‌اند، به آن اثر تمسک کن و الا، از آن تجاوز مکن و هر کس خیال کند، که امری از اسلام باقی مانده، که اصحاب ما را کفایت نمی‌کنند، او بدعت گذار است. کلام درباره خداوند، امری حادث است و درباره صفات الهی آنچه را بگو، که خداوند توصیف کرده است.
از افرادی که مرام احمد را در کارنامه خود ثبت کردند می توان به افراد زیر اشاره کرد :
1 . ابن ابی زید قیروانی مالکی مذهب (386 .ق )، معروف به مالک صغیر نیز، که در گروه سلفیان است و در اعتقاد نامه‌اش، بر تبعیت از سلف صالح تأکید کرده است.71
2 . ابن بطة عکبری حنبلی (م387 .ق)، صاحب کتاب الابانة عن شریعة الفرقة الناجیة ،که به سلف توجه تام داشت. وی می‌نویسد:
“ما به آثار سلف خویش بسنده می‌کنیم”.72
وی همچنین، با بیان روایات و آثار بسیاری از صحابه و تابعان، در تمسک به سنت و صاحبه می‌نویسد:
“در مسائلی که از سلف صالح و علما، اثری نرسیده است، سئوال نکنید و خود را هلاک نسازید”.73
3 . ابن مندة حنبلی (م395 .ق ) نیز، از کسانی است، که به سلف توجه تام داشت و کتاب الایمان و الرد علی الجهمیة خود را، بر اساس و تأکید به پذیرش ظواهر آیات و روایات، به نگارش در آورد.
4 . ثعلبی (م427 .ق) نام برد، که در تفسیر خود به نام الکشف و البیان، به سلف تأکید دارد و می‌نویسد:
“برخی از اصحاب حدیث، اباطیل بدعت گذاران را، با اقوال سلف صالح مخلوط کرده و برخی همچون مشایخ سلف صالح عمل کرده‌اند”.74
5 . بغوی معروف به فراء (م516 .ق )، یکی دیگر از شافعی مذهبان سلفی گرا  است، که در تفسیر معالم التنزیل خود، که اثری مشهور در تفسیر مأثور است، نوشته است، که ائمه سلف در انواع علوم، آثاری تألیف کرده‌اند و من با اقتدا به سلف در معالم تنزیل، کتابی به نگارش درآورده و از ائمه سلف، مثل مجاهد، عکرمه، عطاء، حسن بصری، قتاده و مقاتل ابن سلیمان، مطالبی را نقل می‌کنم.
در مکتب مالکیان نیز، سلفی گری ظهور کرده، که می‌توان از ابن العربی (م543 .ق) محدث نامی اندلس، یاد کرد. او عقائدی سلفی داشت و این طرز فکر، به روشنی از کتاب القواصم اوهویدا است. وی از موضع سلفی خود، همواره به صاحبان مذاهب دیگر حمله کرده است.75
ابن قدامه حنبلی(م 620 .ق)، از دیگر سلفیان قبل از ابن تیمیه است، که کتاب المغنی وی، در شرح مختصر الخرقی در فقه حنبلی مشهور است. در کتاب عقیدة الامام ابن قدامه آمده است:
“صفات خداوند به عقول درک نشود و از آنچه نقل، بیان کرده،  تجاوز نمی‌شود… خدا شبیه و نظیر ندارد و چون سلف توقف کردند، ما هم توقف می‌کنیم و سلف بر تلاوت و روایت اکتفا کرده و تأویل نکردند… پس واجب است از آنها اطاعت کنیم”.76
در قرن هفتم، ابن تیمیه ظهور کرد و در سال 698 قمری، کتاب معروف و جنجالی خود به نام الفتوی الحمویة الکبری یا العقیدة الحمویة الکبری، در پاسخ به سئوالی در باب دیدگاه ائمه دین درباره آیات صفات نوشت و به کرات از عقیده سلف یاد کرد.
وی حدود پنجاه بار لفظ سلف را، در این رساله ای کوچک به کار برد و نوشت:
“در عقل صریح و نقل صحیح چیزی، که مخالف طریقه سلفیه باشد، وجود ندارد”.77
و این چنین مکتبی با عنوان سلفیه، راه خود را در تاریخ باز نمود.
ابن تیمیه با تعریف خاص خود از سلف، این لفظ را، از معنای لغوی به معنای اصطلاحی تبدیل کرد. در نگاه وی سلف یعنی صحابه، تابعین و علمای مورد اعتماد اصحاب حدیث تا پایان قرن سوم.
ابن تیمیه برای اثبات سخن خویش، به حدیث خیر القرون قرنی ثم یلونی ثم یلونی، که در صحیح بخاری آمده است، استناد کرد و گفت:
“پیامبر بهترین نسل را، نسل زمان خویش نامیده است، که نشان می‌دهد بهترین فهم هم در آن قرن وجود دارد، که در فصل حجیت فهم سلف به تفصیل به این بحث پرداخته‌ایم”.
بعد از ابن تیمیه، ابن قیم جوزی (م759 .ق)،  تنها مدافع تفکرات ابن تیمیه بود . تا اینکه، محمد بن عبدالوهاب (م1206 .ق)، در عربستان ظهور کرد و سلفیه را، با گرایش تکفیری تفکر سلفی ابن تیمیه احیاء کرد، که مخالفان آن را، وهابیت می نامند.
در زمان ابن تيميه نيز بسياري از علماء در مقابل اکثر آراء و عقاید او ايستاده و مطالبي در قدح و مذمت او بيان نمودند.
به عنوان مثال: شهاب الدين ابن جهبل حلبي (متوفاي 733 ق)، در مورد وي مي نويسد:
“آنچه مرا به نوشتن اين سطور وا داشته، مطالبي است، که از بعضي افراد پيرامون اثبات جهت دار بودن خداوند، به عنوان تعليقه نوشته شده است. و کسي که هيچ خمير مايه اي در تعليم دين ندارند، به آن فريفته شده است. کسي که حتي به پاي پس ماندگان معرفت هم نمي رسد! شخصي که لجام فهم بر دهان نزده و دل را به نور حکمت روشني نداده است لذا؛ دوست داشتم عقيده واقعي اهل سنت و جماعت را بيان نموده و فساد عقيده اين شخص را آشکار کنم”.78
و نيز ذهبي (متوفاى 748 ق)، خطاب به وي، در نامه اي نوشته است:
“آيا وقت آن نرسيده دست بر داري! آيا وقت توبه و إنابه براي تو نرسيده است! آيا در سن هفتاد نيستي؟ وقت رحيل رسيده. به خدا نمي بينم متذکر مرگ شوي! و به جاي آن، کساني را که متذکر مرگ ميشوند خوار مي شماري! گمان نمي کنم سخن مرا قبول کني و به سخنم گوش دهي! بلکه انگيزه بسيار زيادي براي نوشتن چند جلد نقد بر اين اوراق داري! زماني که حالِ تو با چون مني، که همواره همراه، دوستدار و عاشق تو بوده ام اين چنين است، پس با دشمانت چگونه رفتار مي کني؟ در حالي که به خدا قسم، در ميان همين دشمنان افرادي صالح، عاقل و فاضل وجود دارد اما در ميان دوستارانت عده اي فاجر، کاذب و جاهل يافت مي شود!”.79
بحث و انتقاد توسط عالمان شيعه و به خصوص اکثر فرقه هاي اهل سنت، از زمان ابن تيميه تا به حاکميت رسيدن سلفيه و بعد آن، تا عصر حاضر، به نهايت اوج خود رسيده است.
بسيارى از علماى اهل سنت، از عصر ابن‏تيميه تاكنون، در رد او كتاب تأليف كرده يا با وى، مناظره كرده‏اند.
عده‏اى از علماى اهل سنت هم ، به ناصبى و معاند بودن ابن‏تيميه، نسبت به اهل بيت عليهم السلام اعتراف كرده‏اند، كه در اينجا به برخى عبارات آنها اشاره مى‏شود:
1- ابن حجر عسقلانى:
“مردم درباره ابن‏تيميه اختلاف دارند، برخى او را به تجسيم، گروهى به كفر و عده‏اى به نفاق نسبت داده‏اند، به جهت نسبت ناروايى، كه به على عليه السلام مى‏دهد”.80
2- ابن حجر هيثمى:
“وى كسى است، كه خداوند او را خوار، گمراه، كور، كر و ذليل كرد. صاحبان امر، به اين مطلب تصريح نموده‏اند”.
از زمان پيدايش وهابيت، توسط محمد بن عبد الوهاب نیز ،81 که وی را، محیی و احیا کننده مبانی سلفی ابن تیمیه و موسس وهابیت می نامند، عالمان برجسته اهل سنت، پيوسته ضد عقايد انحرافى او، مواضعی صریح گرفته اند، که به چند مورد اشاره می شود:
1. محمد بن عبدالله بن فيروز:
او از علماى نجد است، كه در احساء سال 1142 ه. ق متولد شد ولى در نجد، سكنى گزيده. او داراى اساتيد و شاگردان زيادى بوده و در فنون بسيارى از علوم مهارت داشته و در سال 1216 ه. ق در بصره، وفات يافته است.
“و لكن اين دشمن – محمد بن فيروز – دشمنى و قيام او بر ضد اين دعوت، به حدى رسيده، كه قابل توصيف نيست و لذا؛ يكى از دشمنان اين دعوت، يعنى حداد او را مدح كرده است”.82
او همچنين، درباره محمد بن عبدالله بن فيروز مى‏گويد:
“محمد بن فيروز بر رد دعوت شيخ امام، شنيع‏ترين و شديدترين قيام و نهضت را داشته و از هر طريقى، در اين راه كوشش نموده است، كه از جمله آنها، اينكه كتابى را، در رد اين دعوت، با عنوان «رساله مرضيه در رد وهابيت» تأليف كرده است”.83
2. علوى بن احمد بن حسن حداد:
او از علماى «حضرموت» بوده، كه در سال 1232 ه. ق متولد شده است، و داراى تأليفاتى مى‏باشد. او در تعريفى، كه از محمد بن عبدالله بن فيروز حنبلى دارد، مى‏گويد:
“خداوند

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره مقام استدلال، قرآن و حدیث، زمان پیامبر، قدرت سیاسی Next Entries تحقیق رایگان درباره سلفيه، السنة، را،، برخي