تحقیق رایگان درباره جهان خارج، سلسله مراتب، توسعه دانش، اصالت واقع

دانلود پایان نامه ارشد

مي‌دارد که طي سال‌هاي گذشته، شيعيان آموخته‌اند که از الگوي متقاعدسازي مسلمانان سني استفاده کنند. آنان تلاش دارند تا حسن نيت خود را به مسلمانان اهل سنت اثبات کنند. بنابراين بيش از آنکه عملياتي مسلحانه و مخرب را براي عمل خود انتخاب کنند، بحث و استدلال را در ميان خود تقويت کرده‌اند. با اين حال آمريکا سياستي مبتني بر تقسيم کار با کشورهاي پرورش‌دهنده نيروهاي تکفيري مانند عربستان را برگزيده است. اين تقسيم کار در بحران سوريه بخوبي قابل رؤيت است.آمريکا با عربستان در براندازي بشار اسد متحد شده، اما اينکه نيروهاي شبه‌طالبان و القاعده که حاصل آموزه‌هاي وهابي عربستان است، ظهور پيدا کنند، برايش قابل پذيرش نيست. اين امر نتيجه تناقضي است که آمريکا در سياستهاي خود آن را حمل مي کند. يعني با اينکه ادعاي مبارزه و جنگ با نيروهاي تکفيري را دارد اما در عمل با کشوري که آنها را ميپروراند و تغذيه فکري و مالي مي کند، متحد شده است. فولر با اشاره به منافع آمريکا، سياست اين کشور در رابطه با اتحاد با عربستان و دشمني با شيعيان را به زيان آن دانسته و معتقد است واشنگتن در دراز مدت به انرژي نياز دارد، انرژي احتياج به ثبات دارد و انرژي در منطقه خاورميانه و كشورهاي عربي و حوزه خليج فارس و منطقه شيعه نشين است، پس دولت آمريكا بايد با شيعيان منطقه وارد مذاكره شود تا بتواند منافع خود را در درازمدت حفظ كند.(تبريزي:63:1388)
2-10-مکتب رآليسم: ريشه اين واژه از رآل به معناي “واقع” يا “واقعيت” است معناي رآليسم در اصطلاح فلسفي يعني “اصالت واقعيت خارجي” در اين معني “رآليسم” تنها در مقابل ايده آليسم که معناي “اصالت ذهن يا تصور است قرار مي گيرد. جرج برکلي و شو پنهاور انديشمندان انگليسي و آلماني مي باشند که ويژگي هردو تاکيد بر حس و تجربه در درک مسايل علمي مي باشد. به عبارت ديگر يک رآليست مي پذيرد که جهان خارج، مستقل از ذهن است، يعني جهان خارج هم در پيدايش و هم در کيفيت به جهان ذهني بشر وابسته نيست و هرگونه وابستگي جهان را به ذهن، چه در پيدايش و چه در کيفيت يا دامنه، نفي مي کنند.(کشور دوست:28:1391)
درسياست رآليست کسي را گويند که تا آنجا که ممکن است عوامل حقيقي و واقعيات را در حوادث و امور و جريان عمل دخالت دارند به حساب آورد و غالبا در مورد شخصي ميگويند که آنچه را که مي گويد انجام دهد.(همان:30)
از لحاظ فکري مکتب رآليسم تحت تاثير انديشه هاي هابز و ماکياولي قرار دارد. به اعتقاد هابز هدف اساسي همه انسانها حفظ و نگهداشت خود مي باشد بنابراين امنيت بزرگترين خير و نيکي و ناامني بزرگترين شر مي باشد. به نظر هابز ايجاد امنيت تنها از طريق افزايش قدرت امکان پذير مي باشد. اما تا قبل از ماکياول تصور بران بود که هدف از تشکيل دولت يا قدرت سياسي رسيدن به اهداف متعالي مانند آزادي، عدالت طلبي، قانون گرايي و غيره مي باشد اما ماکياول سياست را از اخلاق جدا دانست و اعتقاد داشت در جاييکه اقتدار موثر وجود ندارد اخلاق موثر وجود ندارد يعني اخلاق نتيجه قدرت مي باشد. در مجموع مي توان اثرات فکري ماکياول را بر روي مکتب رآليسم در سياست و قدرت مشاهده کرد. (خاوري:4:1392)
2-11- مکتب راديکاليسم:
راديکاليسم در لغت به معناي اساسي، بنيادي و ريشه اي است. راديکاليسم در مفهوم عام به مشي کساني است که طرفدار اقدامات قطعي هستند. راديکاليسم بورژوازي به جريان سياسي اطلاق مي شودکه در آغاز برنامه خود مطالبات جدي و خواستهاي اصلاحي براي و دموکراتيک در چهارچوب دوران سرمايه داري مطرح کرده است در واقع بيانگر منافع قشرهاي خرده بورژوا بوده است. (کشور دوست:74:1391)
جغرافياي راديکال با الهام از نظرات جامعه شناسان چپ مانند مارکس، انگلس و هگل و در تقابل با کاپيتاليسم، ليبراليسم، داروينيسم و لامارکيسم روابط متقابل جامعه و محيط را مي کاود و داعيه دار انقلاب ريشه اي در جوامع سرمايه داري براي حذف نابرابري هاي فضايي است. در جغرافياي راديکاليسم بايد بر اساس ماهيت جامعه شناسي به موضوع نگريست، از اين رو براي بررسي و نقد ديدگاه راديکاليسم در جغرافيا، بر مبناي هدف تحقيق که تعيين اهميت موضوع در جغرافيا است. مارکس و انگلس را از پيشگامان راديکاليسم مي دانند و جغرافياي راديکال نيز متاثر از عقايد جامعه شناسانه آنان است. اين اصطلاح را براي نخستين بار “چارلز جيمز فاکس” از رهبران حزب ليبرال در انگلستان بکار برد. فاکس لزوم “اصلاحات راديکال” را اعلام کرد و از آن پس جناح محافظه کار حزب ليبرال به عنوان راديکال مشهور شد. در ميان آن شخصيتهايي مانند جان استوارت ميل، جوزف چيمبرلين، ديويد لويد جورج وجود داشتند. راديکاليزم اروپايي در دهه 1930-1920 به شدت تحت تاثير مارکسيسم و استالينيسم بود. راديکال جديد که به آن چپ نو نيز مي گويند، در دهه 1960 ميلادي و در واکنش به مصرف گرايي و زندگي روزمره در جهان سرمايه داري پديد آمد. ويژگي چپ نو اين بود که هم با کمونيسم سازمان يافته مخالفت داشت و هم عليه سرمايه داري سازمان يافته نوع آمريکايي؛ يه همين دليل اين ديدگاه بين روشنفکران جوامع در حال توسعه، مشروعيت بيشتري داشت. بررسي ديدگاههاي مکتب راديکاليسم حاکي از آن است که اين ديدگاه به عنوان محصول ضمني چرخش هاي اجتماعي هويتي عاريه اي دارد و در مکاتب فلسفي مخالف، از جمله آنارشيسم، مارکسيسم، سوسياليسم، فمنيسم، بنا به ماهيت هر يک، تاثيرگذار بوده است و نهايتاً جغرافياي راديکال با تأسي از تفکرات جامعه شناسانه مکاتب فوق به نوعي تاثير پذيرفته است. اگر جغرافيا را روابط متقابل انسان و محيط بدانيم، بديهي است که انسان اوليه، انسان برده دار، انسان فئودال، انسان سرمايه دار و انسان کمونيسم، هر کدام تاثيري متمايز از يکديگر بر محيط باقي مي گذارند و روابط متقابل هر يک با محيط طبيعي، محيط جغرافياي متفاوت بامرحله قبل است. به عبارتي انسان برده دار، انسان فئودال و يا انسان صنعتي، تغييرات بنيادي يا راديکال در محيط نسبت به مرحله قبل بوجود مي آورند که اين تغييرات ارتباط زيادي با نگرش و نوع تکنولوژي اين انسانها در مقطع زماني خود دارد. راديکاليسم به تغييرات بنيادي و اساسي در ساختار اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي توجه دارد. بنابراين با اين ديدگاه به بررسي و مطالعه موضوعاتي چون بررسي ريشه هاي عقب ماندگي جهان سوم، توسعه نابرابر در سطح جهان، علل قطبي شدن جهان، علل بوجود آمدن تراستها، کارتل ها، مازاد اقتصادي، توزيع درآمد، ارزش کار، عدالت اجتماعي، گتوهاي شهري، سلسله مراتب طبقاتي، جغرافياي امپرياليسم، جغرافياي جهان سوم، جغرافيا و نظام توليد، جغرافياي امراض طبقاتي، جغرافياي نژادي، ويژگي هاي جغرافياي توليد و مصرف انبوه مي پردازد. جغرافياي راديکال معتقد است که شيوه هاي مختلف توليد، چشم اندازهاي مختلف اجتماعي و اقتصادي را پديد مي آورد که اين امر را مي توان يکي از علل تفاوت مکانهاي جغرافيايي دانست که “هارتشون” به آن معتقد است؛ به عبارتي کيفيت توليد مادي در شکل گيري پديده هاي اجتماعي، جغرافيايي، مانند شرايط مسکن، اشتغال و جرم و جنايت و اوغات فراغت بسيار مفيد است. افتراق مکاني نه تنها در کشورهاي توسعه يافته علاوه بر آنچه “هاروي” در مبحث نظريات انقلابي و ضد انقلابي مطرح مي کند، وجود دارد بلکه دو چهره متفاوت و متضاد جغرافيايي در کشورهاي جهان اول و جهان سوم را بوجود آورده است. لذا در تبيين ماترياليسم تاريخي در جغرافيا، اقتصاد سرمايه داري سبب انباشت سرمايه در اردوگاه امپرياليسم سرمايه داري و فقر در کشورهاي جهان سوم شده است. جغرافيدانان راديکاليسم در باب توسعه، با توجه به توسعه کشورهاي مرکز و پيرامون در مباحث زير به تحقيق پرداخته اند. صنعتي شدن کشورهاي پيرامون که منجر به انباشت سرمايه در اين کشورها شده و مشکلاتي را از جمله تقسيم کار، بخش غير رسمي اشتغال شهرها، کارگران فاقد تخصص ارزان قيمت و جدايي گزيني فضايي در جهان سوم را بوجو اورده است. از سوي ديگر موج مهاجرتهاي گسترده روستاييان به شهرها در نتيجه صنعتي شده شهرها، نابود کشاورزي را به دنبال داشته است و همچنين بهره برداري بيش از حد منابع طبيعي، معدني و خام در اين کشورها، بحرانهاي زيست محيطي را بر جهان سوم تحميل نموده است. به طور کلي تمامي اين موارد و نيز موضوعاتي که در ارتباط با ساختارهاي اجتماعي و اقتصادي کشورهاي مرکز و پيرامون است، از مواردي است که در حيطه مطالعاتي جغرافيدانان راديکال قرار مي گيرد.(لحميان:37:1386)

3-1-ماهيت تحقيق و روش هاي آن
تحقيق و پژوهش براي آگاهي و شناخت مجهولات و پي‌بردن به مسائل ناشناخته صورت مي‌گيرد در انسان ميل به داشتن و كشف حقايق حالت فطري داشته و همين امر يكي از عوامل مؤثر در پيشرفت امر تحقيق و ايجاد روشهاي مختلف بوده است. انسان همواره براي رسيدن به مقصود و حل مشكلات، راه هاي مختلف را تجربه مي‌نمايد و مناسب‌ترين راه و روش را انتخاب مي‌كند بنابراين روش تحقيق عبارت از بكارگيري راه و روش خاصي است كه اطلاعات مناسبتر و بيشتر را درباره موضوع مورد مطالعه فراهم نموده و عوامل و علل مرتبط بدان را مشخص نمايد.
در علوم مختلف از روشهاي مخصوص و متفاوت براي مطالعه و بررسي استفاده مي‌شود تا شناخت موضوع تحت بررسي را ممكن گرداند درعلوم انساني نيز روشهاي تحقيق بصورتهاي گوناگون تقسيم‌بندي شده‌اند كه رايج‌ترين آنها به قرار زير است. براساس هدف پژوهش ها به پژوهش هاي بنيادي و کاربردي تقسيم مي شوند.
3-1-1-تحقيق بنيادي: پژوهشي است كه به كشف ماهيت اشياء پديده‌ها و روابط بين متغيرها، اصول، قوانين و ساخت يا آزمايش تئوري‌ها و نظريه‌ها مي‌پردازد و به توسعه مرزهاي دانش رشته علمي كمك مي‌نمايد. هدف اساسي اين نوع پژوهش تبيين روابط بين پديده ها، آزمون نظريه ها و افزودن به دانش موجود در يک زمينه خاص است. براي مثال “بررسي رابطه اعتماد و تعهد در روابط صنعتي” يک نمونه تحقيق بنيادي است. سطح گفتمان کلي و انتزاعي در حوزه يک علم است. تحقيق بنيادي مي تواند نظري يا تجربي باشد. تحقيق بنيادي نظري از روش‌هاي استدلال عقلاني و قياسي استفاده مي‌كند و بر پايه مطالعات كتابخانه‌اي انجام مي‌شود. تحقيق بنيادي تجربي از روش‌هاي استدلال استقرائي استفاده مي‌كند و بر پايه روشهاي ميداني انجام مي‌شود.
3-1-2-تحقيق كاربردي: پژوهشي است كه با استفاده از نتايج تحقيقات بنيادي به منظور بهبود و به كمال رساندن رفتارها، روش‌ها، ابزارها، وسايل، توليدات، ساختارها و الگوهاي مورد استفاده جوامع انساني انجام مي‌شود. هدف تحقيق کاربردي توسعه دانش کاربردي در يک زمينه خاص است. در اينجا نيز سطح گفتمان انتزاعي و کلي اما در يک زمينه خاص است. براي مثال “بررسي ميزان اعتماد مشتريان به سازمان فرضي” يک نوع تحقيق کاربردي است.
3-2-طبقه‌بندي انواع تحقيق
3-2-1-روش تاريخي (Historical): تحقيق تاريخي شامل مطالعه، درک و شرح رويدادهاي گذشته است. هدف از مطالعه تاريخي، رسيدن به نتايجي مربوط به علل، تأثيرات يا روند رويدادهاي گذشته است که ممکن است به روشن شدن رويدادهاي کنوني و پيش‌بيني وقايع آينده کمک نمايد.
3-2-2-روش توصيفي-کيفي (Descriptive): تحقيق توصيفي آنچه را که هست توصيف و تفسير مي‌کند و به شرايط يا روابط موجود، عقايد متداول، فرايندهاي جاري، آثار مشهود يا روندهاي در حال گسترش توجه دارد. تمرکز آن در درجه اول به زمان حال است، هرچند غالبا رويدادها و آثار گذشته را نيز که به شرايط موجود مربوط مي‌شوند مورد بررسي قرار مي‌دهد.
3-2-3-روش پيمايشي يا زمينه‌يابي (Survey): پيمايش روشي در تحقيق است که فراتر ازيک فن خاص در گردآوري اطلاعات است و هدف آن اکتشافي، توصيفي يا تبيني است. هرچند عمدتا در آن از پرسش‌نامه استفاده مي‌شود اما ابزار ديگري از قبيل مصاحبه ساختمند، مشاهده و … هم به کار مي‌رود.
3-2-4-روش تحليل محتوايي (Content Analysis): تحليل محتوا روشي به منظور دستيابي به ويژگيهاي مختلف پيام، ديدگاهها و انديشه‌هاي فرستنده پيام، علل صدور پيام و آثار پيام است و براي تجزيه و تحليل عيني

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره سازمان ملل، کتاب مقدس Next Entries تحقیق رایگان درباره تحقيقات، توصيفي، کلي، بررسي