تحقیق رایگان درباره جهان اسلام، صدور انقلاب، شرق شناسان، حل اختلاف

دانلود پایان نامه ارشد

مظلومان و ظلم به شرع و خلاف راي انبيا دانست: ما تحت رهبري پيغمبر اسلام اين دو کلمه را مي خواهيم اجرا کنيم؛ نه ظالم باشيم و نه مظلوم…
5ـ اصل نه شرقي نه غربي: اين اصل که در واقع يکي از شعارهاي اساسي مردم در بحبوحه انقلاب بود و برگرفته از سخنان امام خميني (ره) که در موارد متعددي به اين مسئله اشاره کرده اند :ملت ايران بدون اتکا به غرب و شرق مي خواهد روي پاي خود بايستد و بر سرمايه هاي مذهبي و ملي خود استوار باشد. در جاي ديگري به معناي اين شعار توجه مي دهند:که اين که جوانان ما مي گويند: “نه شرقي نه غربي” معنايش اين است که هيچ کدام در ايران دخالت نکنند و اين کاملا بجا و بحق است. در واقع ايشان به دنبال دولت اسلامي آزاد و مستقل است که فارغ از گرايش به سوي غرب و شرق باشد و تعادل قوا در اين منطقه از جهان حفظ شود.(مير خليلي:16:1387)
برخي از اصول قانون اساسي، خطوط کلي سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي را ترسيم کرده است که از آن جمله است:
اصل 152: سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر اساس نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري، حفظ استقلال همه جانبه و تماميت ارضي کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر و روابط صلح آميز متقابل با دول غير محارب استوار است.
اصل 153: “هر گونه قرار داد که موجب سلطه بيگانه بر منابع طبيعي و اقتصادي، فرهنگ، ارتش و ديگر شئون کشور گردد ممنوع است.
اصل 154: جمهوري اسلامي ايران، سعادت انسان در کل جامعه بشري را آرمان خود مي داند و استقلال و آزادي و حکومت حق و عدل را حق همه مردم مي شناسد، بنابر اين در عين خودداري کامل از هر گونه دخالت در امور داخلي ملّت هاي ديگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفين در برابر مستکبرين در هر نقطه از جهان حمايت مي کند.
اصل 155: دولت جمهوري اسلامي ايران مي تواند به کساني که پناهندگي سياسي بخواهند پناه دهد مگر اين که بر طبق قوانين ايران، خائن و تبهکار شناخته شوند.
اصل 9: در جمهوري اسلامي ايران، آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران کمترين خدشه اي وارد کند
اصل 11: به حکم آيه کريمه “ان هذه امّتکم امة واحدة و انا ربکم فاعبدون” همه مسلمانان يک امّتند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است، سياست کلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و کوشش پي گير به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد.
طبق اصول مزبور، خطوط کلي سياست خارجي نظام جمهوري اسلامي ايران مي توان استفاده کرد که به قرار زير است: 1-نفي سلطه جويي 2-نفي سلطه پذيري 3-حفظ استقلال همه جانبه 4-ممنوع بودن قراردادهايي که باعث سلطه بيگانه بر کشور مي گردد. 5-آرمان خود دانستن سعادت انسان در کل جامعه بشري 6-به رسميت شناختن استقلال و آزادي و حکومت حق و عدل به عنوان حقوق همه مردم جهان 7-خودداري کامل از هر گونه دخالت در امور داخلي ملل ديگر 8-حمايت از مبارزات حق طلبانه مستضعفين در برابر مستکبرين در همه جهان 9-قبول پناهندگي سياسي 10-تفکيک ناپذيري آزادي، استقلال و وحدت و تماميت ارضي کشور 11-دفاع از حقوق همه مسلمانان جهان 12-عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر 13-روابط صلح آميز و حسنه متقابل با دُوَل غير محارب 14-احترام به قراردادها و معاهدات بين المللي 14-حل اختلافات بين المللي از طريق مسالمت آميز و پذيرش حَکَميت بر اساس حق و عدل 16-تعاون و مشارکت و نقش فعال داشتن در امور بين المللي 17-مقابله به مثل در موارد لازم 18-تقديم و ترجيح روابط با کشورهاي اسلامي بر کشورهاي غير اسلامي 19-رعايت عزت، حکمت و مصلحت در سياست خارجي
اين اصول، علاوه بر اين که با آموزه هاي ديني ما کاملاً سازگاري دارد با مباني و اصول عقلي نيز همخوان است.
به تعبير ديگر، ما التقاي عقل و شرع را در اصول سياست خارجي، مانند همه مسائل ديگر مشاهده مي کنيم. بدين ترتيب مي توان عقل را بنياد حقوق بين الملل اسلامي دانست؛ يعني قواعد حقوق بين الملل اسلام، اصولي است مبتني بر عقل و برخاسته از معادلات عقلاني بشر. البته بايد به اين نکته توجه داشت که اسلام به حکم اين که دين خاتم است، معمولاً اصول و امّهات موضوعات را بيان مي کند امّا هماهنگي و همسازي اين اصول با مقتضيات زمان و مکان، وظيفه سياست مداران و انديشه ورزان اسلامي است. همان گونه که اصول کلي از اهميت خاصي برخوردارند، نحوه عرضه آن در جامعه و بهره گيري از آن در جايگاه مناسب نيز، اهميت بالايي دارد.چه بسا ممکن است که يک اصل حياتي با عرصه نادرست و بهره گيري نابه جا، جايگاه شايسته در ذهنيت جامعه پيدا نکند و حتي ممکن است يک اصل غير کارآمد تلقي شود.(نيکزاد: 19:1383-22 )
4-11-تاثيرات انقلاب اسلامي بر جهان اسلام: انقلاب اسلامي ايران به دليل جاذبيت در شعارها، اهداف، روش ها، محتوا و نتايج حركت ها و سابقه مشترك ديني و تاريخي و شرايط محيطي منطقه‌اي و بين المللي، پديده‌اي اثر گذار در جهان اسلام بوده است. اين مايه‌هاي اثربخش به طور طبيعي و يا ارادي و برنامه ريزي شده و از طريق كنترل هايي چون ارگانهاي انقلابي، سازمانهاي رسمي دولتي و اداري، ارتباط علمي و فرهنگي، مبادلات تجاري و اقتصادي، در كشورهاي مسلمان بازتاب يافته و دولتها و جنبش ها و سازمان هاي ديني را در آن جوامع به درجات مختلف متأثر كرده است. پس از انقلاب اسلامي ايران ، دولتهاي اسلامي به درجات متفاوتي احساس كرده‌اند براي دوام خود نيازمند نوعي مشروعيت ديني و مردمي اند، لذا هر دولت به شكلي براي رفع اين نياز واكنش نشان داده است. ملتهاي مسلمان نيز نوعا به اين نتيجه رسيده اند، كه نقشي در قدرت و مشروعيت دارند، لذا هر كدام به فراخور درك خويش تلاش كرده‌اند از حقوق و مزاياي اين توانمندي بهره‌مند شوند و مطالبات بيشتري مطرح نمايند. امروزه نهضتهاي آزادي بخش غيراسلامي در جهان اسلام رنگ باخته ونهضت هاي اسلامي اصول گرا به سرعت رشد كرده و قدرت يافته است و در واقع حرف اول را در تحولات سياسي اجتماعي معاصر منطقه مي‌زنند. بي ترديد احياگري و بيداري جهان اسلام با پيروزي انقلاب اسلامي معنا و مفهوم جديدي پيدا كرد و از مرحله نظر به عمل و واقعيت رسيد. اگر چه از حدود يك قرن قبل انديشمنداني چون سيد جمال الدين اسدآبادي در جهان اسلام ظهور كردند كه نداي بازگشت به اسلام و رويارويي با فرهنگ غرب را سر مي‌دادند و در اين مسير نهضت‌ها و گروه‌هايي نيز شكل گرفت؛ پيروزي انقلاب اسلامي به همه مسلمانان ثابت كرد بازگشت به اسلام تنها يك خيال نيست و مي‌تواند واقعيت هم داشته باشد. بازتاب انقلاب اسلامي بر شيعيان: انقلاب اسلامي بر مسلماناني كه پيرو مكتب اهل بيت بودند (شيعيان جهان) تأثير فوق‌العاده و شگفتي گذاشت. مي‌توان ادعا كرد جايگاه شيعيان جهان را از حاشيه به مركز ثقل تحولات جهان اسلام منتقل كرد. شيعياني كه در طول چند قرن همواره در اقليت و آماج حملات شديد تبليغاتي، به ويژه توسط حكام و خلفاي بلاد اسلامي، بودند و با تكيه بر اصل تقيه حتي از بروز انديشه‌هاي خود هراس داشتند، با اين پيروزي جاني دوباره گرفتند و در صف اوّل مبارزه با امپرياليسم و استكبار ايستادند. شرق شناسان و اسلام شناسان غربي كه تا اين زمان توجه چنداني به مكتب تشيع نداشتند و اسلام را از دريچه اكثريت مي‌ديدند و مطالعات و تحقيقات خود را بيشتر بر پايه شناخت اسلام از ديدگاه اهل سنت و جماعت قرار داده بودند، ناگهان متوجه اين غفلت بزرگ شدند و احساس كردند در شناخت مكتب تشيع دچار ابهام شديدي‌اند. در همين راستا بود كه مسير تحقيقات خود را تغيير دادند و با تشكيل كنفرانس ها و سمينارهاي مختلف و متعدد و انتشار مقالات و كتب گوناگون تلاش وسيعي را براي شناخت بهتر اين مكتب آغاز كردند. به جرأت مي‌توان ادعا كرد كه شناخت اسلام از ديد غيرمسلمانان كه قبلاً معطوف به شناخت تعاليم اسلامي با تعبير اهل سنت و جماعت بود، تحول اساسي پيدا كرد و گرايش به درك اسلام از ديد مكتب تشيع بيشتر شد. اگر چه آمار دقيقي در دسترس نيست؛ اطلاعات موجود گوياي اين واقعيت است كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي تعداد كساني كه از دريچه مكتب اهل بيت به دين اسلام گرويده اند، به طور چشمگيري افزايش يافته است؛ در حالي كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي صرفا كساني اسلام را از اين مسير انتخاب مي‌كردند كه در اثر آشنايي و برخورد تصادفي با ايراني ها يا شيعيان تحت تأثير قرار مي‌گرفتند. اين امر حتي در مورد تغيير مكتب از مكاتب چهارگانه اهل سنت به مكتب جعفري هم صدق مي‌كند بدين معنا كه شمار قابل توجهي از اهل سنت در اثر پيروزي انقلاب اسلامي علاقه جدي به شناخت واقعيت هاي مكتب تشيع پيدا كردند و به دنبال يافتن رموز و ساز و كاري بودند كه در اثر آنها انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد و توانست نظامي را تأسيس كند كه در آن ارزشهاي اسلامي حاكم باشد. از همه مهم‌تر تأثير و بازتاب عظيمي بود كه انقلاب اسلامي ميان شيعيان لبنان به وجود آورد و آنها را كه با وجود داشتن اكثريت نسبي، در شرايط سياسي و اجتماعي اسفناكي به سر مي‌بردند، ناگهان بيدار كرد و از آنها كه جامعه لبنان به عنوان محرومين شناخته مي‌شدند، بمب هاي متحركي ساخت كه توانستند در برابر اشغالگران، در مدت كوتاهي، پنج قدرت بزرگ غربي را بدون دادن كوچك‌ترين امتيازي وادار به فرار از اين كشور بنمايند و امروز در حقيقت حزب‌الله لبنان به عنوان نماد خارجي بازتاب انقلاب اسلامي چون ستاره‌اي مي‌درخشد. لبنان نه تنها كانال حضور انقلاب اسلامي در كل جهان عرب است، بلكه مهم‌ترين كانال براي تاثير بر مسئله قدس، فلسطين و منازعه اعراب و رژيم غاصب است. اين سر پل همچنان فعال و پوياست و با خروج رژيم صهيونيستي از جنوب لبنان پس از 22 سال، محرز شد كه حزب‌الله و مقاومت اسلامي كه بازوي انقلاب اسلامي به حساب مي‌آيند، سهم اساسي در اين امر داشتند. چنانچه در تقارن يا توالي انقلاب اسلامي ايران، حركت سياسي ـ اسلامي متشابهي در هر يك از كشورهاي اسلامي اتفاق افتاده باشد، مي‌توان اين فرضيه را با قوت بيشتري بيان كرد كه اين امر معلول انقلاب اسلامي بوده است. براي نمونه هم زمان با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، مردم عراق ـ به خصوص شيعيان ـ به صورت توده‌اي يا تشكيلاتي هيجانات و واكنشهاي وسيعي، مشابه مردم ايران، نشان دادند كه مي‌توانست ناشي از تأثير انقلاب اسلامي باشد.عراق به عنوان يك كشور مهم عربي با اكثريت شيعي و قدرت نفتي، كانال مناسب ديگري براي حضور و صدور انقلاب اسلامي در جهان عرب بود. اگر تحولات انقلاب اسلامي ايران، عراق را متأثر سازد، رنگ عجمي و دافعه آن، در بين اعراب كم مي‌شود و انقلاب اسلامي از طريق اين كشور توانايي آن را مي‌يابد كه به سراسر ممالك عربي گسترش يابد. چنين ظرفيتي مي‌تواند يكي از دلايلي باشد كه توسط كانالهاي مختلف، موجب ترغيب صدام حسين براي حمله به ايران شد. در واقع مسلمانان و شيعيان عراق از ديرباز، با حكومت آن كشور به خصوص بعثي‌ها درگير بودند؛ اما پيروزي انقلاب اسلامي اين زمينه را تشديد و آن را نهادينه‌تر كرد. صدام حسين نيز اين نكته را دريافت و آن را بزرگ‌ترين فرصت و تهديد براي نظام خود تلقي و با تمام قوا به ايران حمله كرد و مشروعيت عمل غيرقانوني و تجاوزكارانه خود را اين گونه توجيه كرد. به نظر مي‌رسد با توجه به سقوط دولت خشن و مستبد بعثي در اثر اشغال عراق توسط نيروهاي آمريكايي و آزاديهاي نسبي كه در مقايسه با دوران قبل به وجود آمده است، زمينه بازتاب انقلاب اسلامي در عراق به طور جدي فراهم شده است و اين مشكل بزرگي است كه آمريكايي ها در تشكيل دولت جايگزين با آن روبه رو شده‌اند. در بحرين نيز با توجه به اكثريت شيعه، انقلاب اسلامي تأثير عميقي بر مردم گذاشت به گونه‌اي كه امير بحرين موقعيت خود را به شدت متزلزل ديد و بر فشار دولت عليه شيعيان افزود و محيطي خفقان آورتر از گذشته به وجود آورد. در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره دولت مدرن، دفاع مقدس Next Entries تحقیق رایگان درباره افغانستان، منابع معتبر، جهان اسلام