تحقیق رایگان درباره توسعه منطقه، سلسله مراتب، روابط شهر و روستا، منابع محدود

دانلود پایان نامه ارشد

تأمين امکانات لازم در اين شهرها، سيستم سکونتگاهي کشورهاي در حال توسعه را متعادل و متوازن مي سازد و اين سيستم در توسعه اجتماعي-اقتصادي ملي نقش اساسي دارد. در نتيجه بدين ترتيب روابط شهر و روستا در مسير توسعه همه سکونتگاه ها گسترش مي يابد و با اين دگرگوني، پايگاه بخش کشاورزي در ناحيه نيز تقويت مي شود(شکويي، 1377 :414). از طرف ديگر، توسعه و تقويت شهرهاي کوچک سياستي است که با اهداف تمرکززدايي انطباق دارد و در درازمدت منجر به ايجاد شرايطي مي گردد که توان فعاليت هاي توليدي را در درون اين کانون ها تقويت مي کند، اين شهرها کل منطقه را تحت تأثير عملکرد و نقش خود قرار مي دهند و مي توانند مجموعه عوامل لازم را براي شکوفايي مناطق پيراموني خود فراهم سازند. اين امر فقط با پيگيري تأمين امکانات زيربنايي، آموزشي و بهداشت و درمان در اين شهرها تحقق پذير خواهد بود. بنابراين کانون هاي کوچک شهري با توسعه متوازن و هماهنگ با شرايط محيطي خود، ضمن کاهش تفاوت هاي اقتصادي، اجتماعي درون منطقه اي، به تحقق عوامل و زمينه هاي توسعه پايدار مي انجامد(رهنمايي و همکاران، 1388 :35).
2-1-6- نقش شهرهاي كوچك در تعادل منطقه‌اي
بنا به اعتقاد بسياري از صاحب‌نظران توسعه، توزيع مكاني نامتعادل جمعيت از موانع مهم توسعه منطقه‌اي به شمار مي‌رود و توزيع متوازن جمعيت نيل به اهداف آباداني ملي و منطقه‌اي را تسهيل مي‌كند. براساس بسياري از نظريه‌هاي توسعه منطقه‌اي، تمركز نامتعادل جمعيت در چند كانون بزرگ و خالي بودن بخش‌هاي زيادي از سرزمين از جمعيت، موجب ايجاد دوگانگي و عدم تعادل زيست محيطي مي‌شود و در توسعه منطقه اختلا‌ل ايجاد مي‌كند(ر.ش به فني.ز ، 1382).
در كشورهاي در حال توسعه، الگوي استقرار جمعيت و كانون‌هاي زيستي از نظام بهره‌گيري متناسب ظرفيت‌ها و استعدادهاي موجود تبعيت نمي‌كند و سيماي اسكان جمعيت، تصوير نامتعادلي را به دست مي‌دهد. الگوي توزيع نامتوازن مراكز شهري، تأثير بازدارنده‌اي بر روند توسعه شهري بر جاي مي‌گذارد به طوري كه حوزه‌هاي اشتغال‌زا و پرتوان با جذب نيروي كار بيشتر و حوزه‌هاي كم رونق و كم توان با نيروي كار كمتري مواجه‌اند.
در اين بين، شهرهاي كوچك با زمينه‌سازي و فراهم‌آوردن شرايط مساعد، مي‌توانند در برقراري يك نظام منظم و منطقي سلسله مراتبي از حيث جمعيت و كاركرد در يك منطقه، موفق باشند. با تقويت و توسعه اين شهرها، ظرفيت پذيرش جمعيت آنها افزايش مي‌يابد و به سبب قرار گرفتن بر سر راه مهاجرت‌هاي روستايي اين جريان مهاجرتي را به سوي خود و نقاط شهري كوچك ديگر، هدايت مي‌كنند.
با توجه به موارد يادشده، مي‌توان گفت يكي از اساسي‌ترين و ابتدايي‌ترين اقدام‌ها در رابطه با تقويت و بهبود شرايط زيست و جذابيت شهرهاي كوچك، توجه به زيرساخت‌ها و امكانات توسعه‌اي در اين شهرهاست؛ عدم توجه به اين مسايل است كه همواره اين شهرها را فاقد بازدهي و صرفه مناسب اقتصادي براي سرمايه‌گذاري مي‌كند. اين در حالي است كه در طرح پايه آمايش سرزمين اسلا‌مي‌ايران(1364)، راجع به ايجاد صنايع در امور توليدي در اين شهرها تأ كيد شده است كه ايجاد و استقرار صنايع در شهرهاي كوچك (داراي كمتر از 50 هزار نفر جمعيت در وضع موجود) نسبت به سطوح ديگر مراكز شهري اولويت كمتري دارد، زيرا:
1- شهرهاي كوچك اغلب فاقد امكانات و زيربناهاي لا‌زم هستند و توسعه صنعتي اين شهرها مستلزم آن است كه منابع محدود به جاي صرف در راه توليد به مصرف امور حاشيه‌اي و جنبي توليد برسد.
2- به دليل آنكه بافت اقتصادي اغلب اين شهرها مبتني بر كشاورزي بوده، ممكن است توسعه صنعتي اين شهرها بدون تقويت درآمد بخش كشاورزي به اين بخش، لطمه بزند. بنابراين جريان جذب شهرهاي كوچك مي‌تواند محدود به ايجاد صنايع كوچك و متنوعي باشد كه به طور عمده در ارتباط با رفع نيازهاي محلي و ايجاد اشتغال مفيد باشد و بخش مدرن نيز با تحرك اقتصادي خود مي‌تواند در اين راستا، نقش فعالي در شهرهاي كوچك ايفا كند. به عبارت ديگر، ‌امكان توزيع متوازن و سلسله مراتبي جمعيت در يك منطقه، مستلزم امكانات، خدمات و ايجاد تحرك و جريانهاي اقتصادي از طريق بهبود بخشيدن به زيرساخت‌ها و امور پايه به ويژه در شهرهاي كوچك و مياني است كه اين روند، تمركززدايي از مادر شهر را تسريع مي‌كند.
2-1-7- جايگاه شهرهاي کوچک درنظام شهري کشور و ضرورت توجه به پايداري توسعه آنها
مي توان گفت که زمينه‌هاي رشد شهرنشيني در ايران به طور دقيق از دهه 1300ه.ش يعني مقارن با آغاز گسترش روابط اقتصادي، اجتماعي و سرمايه‌داري فراهم آمد. متعاقب آن، فرآيند تحولا‌ت و شكاف عميق اقتصادي بين جامعه روستايي و شهري و مهاجرت گسترده از روستاها به شهرها، باعث رشد سريع و شتابان جمعيت شهرها و تعداد آنها شد. عوامل دافعه روستايي پس از اصلا‌حات ارضي به ويژه در حاشيه قرار گرفتن بخش كشاورزي و كاهش فعاليت‌هاي آنها، در كنار عوامل جاذبه شهري، يعني ويژگي‌هاي مثبت شهرها با دگرگوني‌هاي وسيع اقتصادي و نياز به نيروي كار فراوان و ارزان موجب كاهش روز افزون شاغلا‌ن بخش كشاورزي و مهاجرت روستاييان به شهرها شد.
به دنبال تشديد فروپاشي روابط سنتي روستا و افزايش مازاد جمعيت روستايي، طي دهه‌هاي1330 و1340 كه بازتاب واقعي اصلا‌حات ارضي و رشد سريع سرمايه‌گذاري‌ها در كانون‌هاي شهري بود، جمعيت شهرنشين با رشدي انفجاري و شتابان، به ويژه پس از سال 1345 مواجه شد و اين روند به همراه تكميل و توسعه مناسبات و روابط جديد در شهرها باعث تشديد جريان‌هاي مهاجرتي شد. طبق سرشماري سال 1345 كل كشور، جمعيت شهرنشين به 7/9 ميليون نفر (39 درصد جمعيت كشور)، افزايش يافت. اين افزايش جمعيت شهري يعني حدود 2 برابر شدن آن نسبت به سال 1335، بيان كننده رشد جمعيت شهري و جابه‌جايي سريع جمعيت روستايي به طرف شهرها بوده است. همين روند در سرشماري سال 1355 نيز قابل مشاهده است. متوسط رشد سالا‌نه در اين دوره4/4 درصد بوده و رشد سالا‌نه در طبقات مختلف جمعيتي شهرها تا 8/5 درصد افزايش داشته است كه بيشتر در مورد شهرهاي بالا‌ي يكصد هزار نفري صدق مي‌كند و در مقابل كانون‌هاي كوچك شهري، رشدي منفي داشته‌اند. اين مسأله از آثار بسط روابط سرمايه‌داري، تمركز سرمايه‌گذاري و رشد زيرساخت‌هاي اقتصادي و رفاهي در شهرهاي بزرگ و گروه شهري بالا‌ي صد هزار نفر جمعيت است. در سرشماري سال 1365 كل كشور، جمعيت شهري به 9/26 ميليون نفر يا 3/54 درصد رسيد و رشد سالا‌نه جمعيت شهري نيز به 1/7 درصد افزايش يافت. همانگونه که نمودار شماره(2-1)شنان مي دهد از عوامل مشخص اين دوره از شبكه شهري ايران، باز هم افزايش جمعيت شهرهاي پرجمعيت و فاصله گرفتن آنها از شهرهاي كوچك كشور بود. مجموعه شهرهاي بالا‌ي يكصد هزار نفر، بيشترين جمعيت شهري را در خود جاي داده‌اند، در حالي كه سهم جمعيت شهري شهرهاي كوچك كمتر از پنجاه هزار نفر كه 309 شهر را شامل مي‌شد و چهار پنجم كل شهرهاي كشور را تشكيل مي‌داد، فقط 23 درصد جمعيت شهري بوده است.

نمودار شماره2-1 : تعداد شهرهاي کشور در طبقات جمعيتي بين سال هاي 1365-1390

در سرشماري سال 1375، تعداد شهرهاي بالا‌تر از يكصد هزار نفر به استثناي شهر تهران، به 48 كانون افزايش يافت. شهرهاي ميليوني به چهار شهر و جمعيت شهري كل كشور به شصت درصد افزايش پيدا كرد. در اين مقطع زماني، بيشترين تعداد نقاط شهري به گروه شهرهاي 5 تا 25 هزار نفري تعلق داشت كه نسبت به سال‌هاي قبل داراي تغيير چندان چشمگيري نبوده است. در سرشماري سال 1385 جمعيت شهري كشور به 2/48 ميليون نفر و تعداد كلا‌ن شهرهاي كشور به هشت كلا‌ن شهر رسيد كه 2/25 درصد جمعيت كل كشور را تشكيل مي‌دهند. بيشترين تعداد نقاط شهري همچنان متعلق به شهرهاي كوچك بين 5 تا 25 هزار نفري است كه درصدي حدود 19 درصد جمعيت شهري را تشكيل مي‌دهد. ويژگي بارز اين دو دهه استمرار روند افزايش تعداد و نسبت (درصد) جمعيت شهري در كل كشور است. با اين خصوصيت كه روند رشد روبه تزايد جمعيت كلا‌ن‌شهرها كه در دهه‌هاي گذشته به شدت رو به افزايش گذاشته بود، در اين دهه به نسبت كمتر شده و افزايش جمعيت به نفع شهرهاي بزرگ و متوسط بوده است. به عبارت ديگر، رشد كلا‌ن‌شهرها به حدود ايستايي خود نزديك شده است.
بررسي يادشده نشان مي‌دهد در حالي كه در سال 1335، درصد جمعيت شهرهاي بالاي يكصد هزار نفر فقط 8/50 درصد بوده، اين رقم در سال‌هاي 1365 و 1375 به 5/64 درصد افزايش يافته و با مجموعه شهرهاي بالاي 25 هزار نفر به 87 درصد رسيده است. رشد ناچيز جمعيت شهرهاي كمتر از 25 هزار نفر مانند اغلب كشورهاي در حال توسعه، از ويژگي‌هاي شبكه شهري ايران و بيان كننده عدم تعادل در توزيع فضايي جمعيت شهري در مناطق مختلف كشور است. اين شرايط نشان مي‌دهد كه توزيع جمعيت در گروه‌هاي شهري در دهه‌هاي گذشته، به ضرر شهرهاي كم جمعيت و كوچك بوده و جايگاه و مرتبه آنها را با وجود افزايش چشمگير تعداد از لحاظ جذب و اسكان جمعيت، تضعيف كرده است. در سال 1385 از كل 2/48 ميليون نفر جمعيت شهري كشور، 8/33 ميليون نفر در تعداد 80 شهر بالا‌ي 100 هزار نفر و 4/14 ميليون نفر در شهرهاي كمتر از 100 هزار نفر زندگي مي‌كردند و در ميان شهرهاي كمتر از 100 هزار نفر در سال 1385، 67 شهر بين 50 تا 100 هزار نفر وجود دارد كه در مجموع 6/4 ميليون نفر از جمعيت شهري را در خود جاي داده‌ و مابقي شهرها كمتر از 50 هزار نفر جمعيت داشته‌اند. افزايش چشمگير تعداد شهرهاي زير 50 هزار نفر بخصوص شهرهاي زير 25 هزار نفر و حتي بيش از همه 2 تا ده هزار نفر(457) از نکات بارز در تحولات شهري سال 1385 است که مجموعاً 762 شهر کم تر از 25 هزار نفر و 862 شهر زير 50 هزار نفر جمعيت است. درصد کل جمعيت گروه شهرهاي زير 50 هزار نفر 18.83 نفر است که عليرغم 1.75 برابر شدن تعداد اين گروه شهرها، سهم جمعيتي آنها فقط60/0 افزايش نشان مي دهد. بررسي‌هاي يادشده، نشان دهنده تغييرهاي محسوسي در راستاي بزرگ‌تر شدن شهرهاي بزرگ(جداي از كلا‌ن‌شهرها) و جذب پايين جمعيت در شهرهاي كوچك و كم جمعيت‌تر است. براساس سرشماري عمومي نفوس و مسکن سال 1390، تعداد شهرها به 1139 شهر در اين سال رسيده بود و نرخ شهرنشيني نيز برابر با 71.4 درصد بوده است. نتايج حاصل از سرشماري نفوس و مسکن در اين سال نشان داد که به لحاظ تعداد بيش از 90 درصد شهرها در سرشماري سال 1390 جمعيتي زير100هزار نفر داشته اند که تنها حدود 30 درصد جمعيت شهري کشور را در خود جاي داده اند.
2-2- توسعه پايدار و پايداري شهري
طي دهه‌هاي اخير، مفهوم توسعه پايدار به عنوان چارچوبي براي تبيين و شناخت روند توسعه اقتصادي، اجتماعي و مديريت منابع طبيعي در سراسر جهان مطرح شده است. توسعه پايدار به عنوان نقطه عطف پارادايم جديد، پس از پنج دهه چالش هاي نظري و عملي در زمينه توسعه پا به عرصه انديشه و عمل در جوامع انساني گذاشته است تا با پيوند نظام‌هاي اقتصادي، اجتماعي و اکولوژيکي، توسعه را مفهومي انساني، متعالي، چندبعدي، همه جانبه، متوازن و پايدار بخشد. مفهوم جديد توسعه پايدار کلي نگر است و همه ابعاد اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و ديگر نيازهاي بشري را در بر مي‌گيرد؛ به اعتباري، مهمترين جاذبه در توسعه پايدار در جامع نگري آن است.
پايداري يک سيستم منحصر به فرد است، اگر سيستمهاي کلي و عمومي ناپايدار باشد، بعيد است که زيرسيستمهاي موجود بتوانند به پايداري برسند. اين بدين معني است که پايداري محلي (پايداري مناطق جغرافيايي) بدون وجود پايداري در سطوح بالاتر قابل تحقق نيستند. اين مسئله در ارتباط با يک يا مجموعه‌اي از سکونتگاه‌هاي شهري نيز مي‌تواند مطرح باشد. بنابراين هرگونه حرکت و اقدام براي رسيدن به پايداري محلي بدون در نظر گرفتن سطوح منطقه اي، ملي و جهاني با شکست مواجه خواهد بود. در اين بخش با توجه به موضوع پژوهش، تلاش مي‌شود تا ادبيات نظري توسعه پايدار شناسايي و تحليل شود و براساس آن، به نگرشي کاربردي و ارزيابي پايداري متناسب با موضوع و مکان تحقيق دست يافت.
2-2-1- توسعه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره توسعه شهر، سازمان ملل، سلسله مراتب، سازمان ملل متحد Next Entries تحقیق رایگان درباره اقتصاد بازار، جامعه مدرن، اقتصاد باز