تحقیق رایگان درباره توسعه شهر، سازمان ملل، سلسله مراتب، سازمان ملل متحد

دانلود پایان نامه ارشد

اجتماعي(Social Learning) و نيز توانمندسازي( Enablement) اجتماعات محلي قرار گيرد. اين مفهوم ما را به درک روشني از اصطلاح توسع? پايدار مي رساند(فني.ز. صارمي.ف، 1388).
توسعه پايدار ( Sustainable Development): توسعه اي که نيازهاي کنوني نسل حاضر را بدون به مخاطره انداختن توانايي نسل هاي آينده در تامين نيازهايشان برطرف مي کند(WCED,1987). و يا فرايندي از تغيير که ضمن حفاظت از منابع طبيعي و انساني مورد نياز نسل هاي بعدي، کيفيت زندگي مردم را بهبود ببخشد(UNCHS.1996:43). توسعه ي پايدار، فرايند مداوم و پيوسته ي تغيير و سازگاري که در آن بهره وري از منابع، جهت سرمايه گذاريها، محور هاي توسعه فني و تکنولژيکي و تغييرات نهادي در هماهنگي با هم بوده و توانايي نسل کنوني و نسل هاي آينده را در برخورداري از نيازهايشان و دستيابي به آرمانها و آرزو هايشان ارتقا مي بخشد(Estes,1993:1).
توسعه پايدار شهري ( Urban Sustainable Development): شکلي از توسعه امروزي که توان توسعه مداوم شهرها و جوامع شهري نسل هاي آينده را تضمين کند(Hall,1993:22). توسعه پايدار شهري فرايندي است خلاق، متغير، پويا و مبتني بر مشارکت که هدف نهايي آن ارتقا کيفيت زيست شهروندان مي باشد. اما در اين فرايند، منافع هيچ بخشي از سيستم به هزينه ساير بخش ها تأمين نمي شود.
شهرهاي کوچک(small city): مي توان گفت هنوز تعريف دقيقي از شهرها بر مبناي اندازه و ميزان جمعيت ارائه نشده است و شهر کوچک، مياني و بزرگ تعريف روشني ندارند و در نقاط مختلف، تعاريف گوناگوني ارائه شده است(زبردست،1383 ) و ( رضواني و همکاران، 1386). با اين وجود در بسياري از موارد در تعريف شهر کوچک، بر اندازه و ميزان جمعيت تأ کيد مي شود و آن نيز عمدتاً به دليل محدود بودن اطلاعات در مورد ديگر ويژگيها و خصوصيات و امکان تعريف جامع اين شهرها با معيارهاي اجتماعي و اقتصادي است. در آمريکا شهرهاي کمتر از پنجاه هزار نفر شهر کوچک محسوب مي شوند(& Hoene, 2003 Brennan)، چنانکه شرانک و فرانس ورث نيز شهرهاي کمتر از پنجاه هزار نفر را شهر کوچک به حساب آورده اند (1999Schrank & Farnsworth,). در بلغارستان شهرهاي با جمعيت کمتر از ده هزار نفر(National Association of Municipalities of the Republic of Bulgaria, 2003: 2)، و در بسياري از کشورهاي در حال توسعه اغلب شهرهاي بين 5000 تا 20000 نفر شهر کوچک محسوب مي شوند(Bell and jayne ,2006)، و از نگاه سازمان ملل شهرهايي با صد هزار سکنه و کمتر از آن شهر کوچک محسوب مي شوند (فني،1382 :14). در ايران هيچ تعريف رسمي براي طبقه بندي شهرها وجود ندارد و بنا بر ماهيت موضوع شهر کوچک جمعيتي از چند صد نفر تا پنجاه هزار و بعضاً تا صد هزار نفر را در بر مي گيرد (زبردست،1383). در طرح کالبدي ملي نيز به تبعيت از معيارهاي ارائه شده از سوي سازمان ملل، شهرهاي زير 50‌‌ هزار نفر به عنوان شهر کوچک قلمداد گرديده است(ايزدي خرامه، 1378، 138). نظريان نيز در يک تقسيم بندي شهرهاي ايران شهرهاي کوچک را شهرهاي با جمعيت کمتر از 50 هزار نفر مي داند. منظور از شهر کوچک در اين پژوهش نيز شهرهاي با جمعيت کمتر از پنجاه هزار نفر مي باشد.
1-12-جمع بندي
با توجه به شرايط خاص مکان جغرافيايي و جايگاه ويژه اي که شهرهاي کوچک استان مازندران در نظام شهري استان دارند، توجه و تبيين پايداري اين شهرها به لحاظ شاخص هاي توسعه پايدار شهري و ارائه راهبردهاي موثر بر پايداري در اين شهرها ضرورت و اهميت انجام اين پژوهش را نشان مي دهد.
در اين فصل بعد از انتخاب موضوع به طرح مساله و ويژگيهاي يک بيان آشکار مساله تحقيق، اهميت مساله، بيان گستردگي، علل احتمالي بروز آن و جنبه هاي ضروري ديگر مورد توجه قرار گرفت. بعد از آن سوالات تحقيق و فرضيات متناسب با آن آورده شده و در مراحل بعدي پيشينه تحقيق(براي اين منظور لازم است با توجه به مفاهيم و اصطلاحات تشکيل دهنده موضوع مورد بررسي، پژوهش هاي قبلي را که درباره اين موضوع انجام شده است مورد نظر قرار دهد)، روش انجام تحقيق، روش و ابزار گرد آوري اطلاعات و تجزيه و تحليل و در نهايت محدوديت هاي پژوهش آورده شده است. در فصل بعد به مباني نظري تحقيق در مورد موضوع مورد مطالعه به طور مفصل اشاره گرديده است.

شکل1-1: مدل فرايند تحقيق

مقدمه
امروزه روند شهرنشيني در جهان به روندي فراگير تبديل شده و پيش بيني هاي سازمان ملل حاکي از آن است که تا سال 2030 حدود 60 درصد جمعيت جهان در شهرها زندگي خواهند کرد. در شرايط کنوني تاريخ توسعه تمدن بشري با تاريخ توسعه شهري گره خورده است. هر گونه خللي در روند توسعه پايدار شهرنشيني و شهرها، باعث نابساماني در کيفيت زندگي ساکنين آنها خواهد شد. لذا هدايت روند توسعه شهرها به سمت و سوي پايداري، به ضرورتي اجتناب ناپذير تبديل شده است. اما متاسفانه روندها در سراسر جهان اعم از کشورهاي پيشرفته و کشورهاي جهان سوم حاکي از اين است که شهرها در اکثر نواحي جهان و نظام شهرنشيني جهاني در وضعيت پايداري قرار ندارند. فقر، بيکاري، آلودگي اتمسفر، ليتوسفر و بيوسفر، مشکلات و بيماري هاي جسمي و روحي، تهديد زندگي ساير زيستمندان کره زمين و همچنين تهديد زندگي ساکنان روستاها و شهرهاي کوچک، تنها بخشي از مشکلاتي هستند که روند کنوني توسعه شهري جهان ايجاد کرده است. اما به طور قطع نواحي مختلف جهان در ايجاد اين مشکلات داراي سهم هاي متفاوتي هستند و در اين بين سهم شهرهاي کشورهاي پيشرفته به طور کل و شهرهاي بزرگ و کلانشهرها هم در کشورهاي پيشرفته و هم در کشورهاي جهان سوم به طور خاص چشمگير است. به علاوه، کميت و کيفيت و ماهيت مسائل و مشکلات نيز در نواحي مختلف جهان داراي تفاوت هاي ماهوي است. در اين ميان مسائل و مشکلات شهرنشيني و شهرهاي کشورهاي جهان سوم نسبت به کشورهاي پيشرفته به دليل قرار داشتن در دوران گذار و سرعت تحولات اقتصادي، اجتماعي و سياسي داراي ماهيت پيچيده‌تري مي باشند. لذا هر اقدامي در جهت برنامه ريزي و بسامان کردن روند توسعه شهري اين کشورها بايستي با ارزيابي دقيقي همراه باشد(ر. ش به: حسيني، 1389: 25).
به دليل تمرکز قابل توجه انديشمندان و صاحبنظران در مطالعات شهري-منطقه اي بر رويکرد و سياست تقويت و توسعه شهرهاي کوچک از هر دو جنبه ساختار دروني و اثرات کارکردي آنها بر حوزه هاي محلي و منطقه اي، حجم بالايي از ديدگاهها و نظريه ها در اين زمينه توليد شده است که در اين فصل به اختصار به مهمترين آنها و دلايل تعديل و تلفيق آنها به منظور دست يابي به نظريه اي واحد و پايه در پژوهش حاضر، پرداخته مي شود.
با نظر به اينکه شهرهاي کوچک در نظام شهري کشورهاي جهان سوم و بخصوص ايران، هم به لحاظ تعداد و هم به لحاظ جمعيت داراي وزن و جايگاه قابل توجهي هستند، توجه به آنها در جهت پايداري نظام اسکان کشورها، انتشار امواج توسعه به پهنه سرزميني و مناطق محروم و پايداري توسعهء کلانشهرها و شهرهاي بزرگ ضروري است. از اين رو، ابتدا به اختصار، به تعاريفي از واژه ها و مفاهيم کليدي موضوع پرداخته مي شود:
2-1- شهر کوچک، کارکردها و نقش هاي توسعه اي
2-1-1- تعريف شهر کوچک
براي شهرهاي کوچک نمي توان تعريف دقيقي ارائه داد و دليل اين امر نيز تنوع در ويژگيهاي شهرنشيني و جمعيتي مناطق گوناگون جهان و کشورهاي مختلف است. تعريف شهر کوچک در‌‌ هر کشور و منطقه‌اي، با توجه به شرايط و مقتضيات جغرافيايي، جمعيتي، اقتصادي و اجتماعي متفاوت است. اصولاً در تعيين و تعريف شهر کوچک بيشتر بر اندازه جمعيتي تأکيد مي‌شود که از دلايل آن محدود بودن اطلاعات در مورد ديگر ويژگيها و کارکردهاي اين شهرهاست.
شهر کوچک نيز مانند برخي مفاهيم و واژه ها، يک مفهوم نسبي است، چرا که به درجه شهرنشيني، سطح توسعه يافتگي و ساختار اقتصادي يک کشور بستگي دارد و به تبع آن در داخل يک کشور نيز از منطقه اي به منطقه ديگر متفاوت است. معيارهايي براي تشخيص اندازه شهر وجود دارد، که اغلب بار کمي دارند، ولي بار کيفي نيز مي تواند به آنها افزوده شود. رايج ترين شاخص براي سطح بندي شهرها، شاخص جمعيتي است. هر چند اندازه جمعيتي شهر، دلالت بر مفهوم نقشي که در منطقه ايفا مي کند، ندارد، ولي مي تواند بيانگر عملکرد و نقش شهر در شبکه شهري و حوز? پيراموني آن باشد.(فني،1382،10).
در مقياس جهاني به علت تنوع در تعداد شهرها از نظر ميزان جمعيت و کثرت تعداد آنها تعاريف و طبقه بندي هاي مختلفي انجام مي گيرد. سازمان ملل متحد در مطالعات و گزارشهاي خود شهرهاي جهان را در 5 سطح سلسله مراتبي زير با توجه به ميزان جمعيت طبقه بندي مي کند: (سازمان ملل متحد، 1995)
– شهرهاي بالاي 10 ميليون نفر، کلان شهرهاي جهاني و جهان شهرها
– شهرهاي بين 5 تا 10 ميليون نفر، شهرهاي بزرگ يا کلانشهرهاي ملي
– شهرهاي بين 1 تا 5 ميليون نفر، شهرهاي بزرگ يا مراکز ملي و منطقه هاي
– شهرهاي بين 500 هزار تا 1 ميليون، شهرهاي متوسط يا بزرگ شهرهاي ناحيه هاي
– شهرهاي زير 500 هزار يا شهرهاي کوچک در مقياس جهاني
اين تقسيم بندي در مقياس کشورهاي مختلف بر حسب ميزان جمعيت، تعداد شهرها، وسعت سرزمين و توان اقتصادي-سياسي تغيير مي کند و هر کشوري بر مبناي وجوه ذکر شده سطح بندي هاي خاصي را براي طبقه بندي شهرهاي خود اعمال و سلسله مراتبي را تدوين مي کند.
‌‌هاردوي و ساتروايت شهرهاي‌کوچک را شهرهايي با جمعيت بين 5‌‌ هزار تا 20‌‌هزار نفر و شهرهاي مياني را با جمعيت 20‌‌هزار نفر و بيشتر تعريف کرده‌اند(توفيق، 42: 1372). در سيمنار”نقش شهرهاي‌کوچک و مياني در توسعه ملي” که در مرکز توسعه منطقه‌اي ملل (UNCRD) در ژاپن در سال 1982 برگزار گرديد، شهرهاي باجمعيت بين 20‌‌هزار تا100‌‌هزار نفر، شهرهاي‌کوچک و مياني تعريف شده‌اند(اکتاي، 1362، ص 15).
دنيس راندنيلي از بررسي هايي که در مورد 31 شهر در 17 کشور جهان انجام داد، شهرهاي کوچک را با جمعيت کمتر از 100 هزار نفر مي داند(محمدزاده تيتکانلو، 1380 :83). البته ‌اين طبقه بندي شهرها از کشوري به کشوري ديگر متفاوت است. به عنوان مثال در چين شهرهاي با جمعيت 100هزار نفر و کمتر به عنوان شهرهاي‌کوچک، 500-200‌‌هزار نفر شهرهاي مياني وبيش از 500‌‌هزار نفر شهرهاي بزرگ طبقه بندي شده‌اند(همان).
در رابطه با تعريف شهر کوچک، فيلهو9 به اين نکته اشاره مي کند که شايد تنها چيزي که بتوان در اين رابطه تعيين کرد، دامنه اي است که در آن تعدادي از شهرها را مي توان اندازه کوچک ناميد. او اعتقاد دارد، بهتر است که آنها را شهرهايي با بعد کوچک، نه لزوماً انداز? کوچک به معناي عملکردي بناميم(Filho,1985: 59-58).
لوبل10 در يک دسته بندي، مکان هاي شهري در کشورهاي در حال توسعه را به سه سطح تقسيم مي کند:
الف)مادر شهر(پايتخت ملي يا مرکز منطقه اي)
ب) مراکز مياني يا متوسط(بين 100 هزار الي 5/2 ميليون نفر)
ج) روستاشهرها(شهرهاي کوچک يا مراکز رشد روستايي کمتر از 100 هزار نفر جمعيت)
منظور از شهرهاي‌کوچک، شهرهايي است که کمتر از 10‌‌هزار نفر تا 50‌‌هزار نفر جمعيت دارد و داراي بعضي از کارکردهاي شهري نظير خرده فروشي، بازاريابي، بخش اداري محلي و مرکز حمل و نقل است(شکويي، 1380، 414).
از لحاظ معيار جايگاه در نظام سکونتگاهي، شهرهاي‌کوچک در پايين سلسله مراتب شهري و در ‌يک مجموعه وابسته روابط افقي با ديگر مراکز شهري قرار گرفته‌اند. شهرهاي ‌کوچک در انتهاي پيوند زنجيره اداري‌‌ هستند. در ايران نيز در برخي از طرحهاي توسعه و برنامه‌هاي عمراني نيز معيار جمعيتي براي شناخت شهر کوچک ارائه گرديده است. به گونه‌اي ‌که در برنامه پنجم عمراني قبل از انقلاب، شهرهاي 5 تا 25‌‌هزار نفر به عنوان شهرکهاي روستايي و ‌يا روستا شهرها و شهرهاي 25‌‌هزار نفر تا 100هزار نفر به عنوان شهرهاي‌کوچک قلمداد گرديدند. در گزارش ستيران و طرح آمايش سرزمين جمهوري اسلامي ‌ايران شهرهاي 5 تا 25‌‌هزار نفر به عنوان شهر کوچک تعيين گرديده است و در برنامه اول توسعه بعد از

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره استان مازندران، توسعه شهر، شاخص توسعه، حمل و نقل Next Entries تحقیق رایگان درباره توسعه منطقه، سلسله مراتب، روابط شهر و روستا، منابع محدود