تحقیق رایگان درباره توسعه شهر، استان مازندران، سازمان ملل، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

سلسله مراتب شهري استان به ضرر شهرهاي کم جمعيت و کوچک بوده و جايگاه آنها را به رغم افزايش چشمگير تعداد آنها تضعيف کرده است. وجود مسائل و مشكلاتي در حوزه هاي اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي از جمله مواردي است که بيانگر ناپايداري اين شهرهاست. بخشي از مسائل و پيامدهاي ناشي از ناپايداري شهرهاي کوچک استان عبارتند از:
حوزه اقتصادي: نرخ بالاي بيکاري و بار تکفل شغلي در اين شهرها، نبود توازن ناحيه اي در اشتغال و بيکاري در بين شهرهاي استان، عدم حمايت کافي مالي از بخش هاي توليدي در اين شهرها، نبود صنايع تبديلي، مهاجرت نيروهاي فعال، سرمايه گذاري هاي محدود بخش خصوصي و محدوديت سرمايه گذاري بخش دولتي باعث شد تا فعاليت هاي اقتصادي در شهرهاي کوچک از سازو کارهاي نهادي مناسب و قانونمند که منجر به منافع سازمان يافته و سود مناسب شود برخوردار نباشند. در نتيجه اين امر، مهاجرت از اين شهرها به شهرهاي بزرگتر افزايش مي يابد. اتكاي اقتصاد اکثر شهرهاي کوچک به بخش كشاورزي و استعداد ضعيف اين بخش در ايجاد فرصتهاي شغلي و مسايل مربوط به آن يكي از عوامل اصلي است كه بنظر مي رسد به لحاظ ساختاري، شهرهاي کوچک استان را به گروه شهرهاي مهاجر فرست كشانده است.
حوزه اجتماعي: وجود مسائلي مانند کيفيت نامناسب زيرساخت هاي بهداشتي-درماني و اجتماعي-فرهنگي متناسب با ساختار اجتماعي شهرهاي کوچک، افزايش بزهکاريها و ناهنجاري ها ناشي از رشد روز افزون بيکاري و پيدايش جامعه طبقاطي، کيفيت نامناسب فضاها و مراکز آموزشي، درماني و ورزشي، سرانه پايين خدمات شهري، شتاب بيشتر مهاجرت در شهرهاي کوچک استان و خارج شدن نيروي تحصيل کرده و کارگران ماهر به دليل کمبود يا ناپايداري فرصت هاي شغلي، حيات اين شهرها را مورد تهديد جدي قرار داده است؛ بطوري که بر اساس نتايج مرکز آمار(1390) بالاترين نرخ مهاجرت هاي بين شهري در استان مازندران مربوط به شهرهاي کوچک آن بوده است.
حوزه زيست محيطي: معضلاتي مانند نبود نظام مديريت پسماندهاي شهري، گسترش آلودگيهاي محيط زيست و بي توجهي سازمانهاي مسئول، گسترش افقي و ساخت و سازهاي بي رويه و غير مجاز در خارج از محدوده قانوني شهرها، استفاده نادرست و بي برنامه از زمينهاي ارزشمند، نبود نظارت مديريت شهري در نحوه توسعه فيزيکي شهر، تغيير و تخريب کاربري اراضي کشاورزي، کيفيت و کميت نامناسب منابع آبي، نارسايي تاسيسات و تجهيزات شهري و مکانيابي نامناسب دفع زباله هاي شهري، ناپايداري را در اين شهرها تشديد کرده است. به عنوان مثال 70 درصد شهرهاي کوچک استان زباله هاي شهري را در جنگل و مراتع اطراف شهر، 15 درصد شهرها در حاشيه شهر و رودخانه و حدود 10 درصد در داخل محدوده قانوني شهر و کنار ساحل دفن مي کنند1. علاوه بر موارد ذکر شده، تمرکز فزاينده شهرها و فشار جمعيتي (استقرار24 شهر و تمرکز60درصد جمعيت شهري) در بخش مرکزي استان به همراه توسعه شتابان شهري، گسترش و توسعه فعاليتهاي صنعتي و کشاورزي توام با بهره برداري بي‌رويه از منابع آب و خاك و پوشش گياهي، تغييرات قابل ملاحظه اي در کاربري زمينها، فرايندهاي هيدرولوژي، مورفولوژي و وضعيت زيست- محيطي شهرهاي کوچک استان به وجود آورده است .به طوري که فرسايش خاك، محدود شدن گونه‌هايي از پوشش گياهي و افزايش گونه هاي ديگر، افزايش آلاينده هاي آب و خاك، بهم خوردن توازن اکولوژيک اکوسيستم هاي طبيعي، تغيير جريانات سطحي و نفوذي که از نشانه هاي ناپايداري است، در ساختار محيطي اين شهرها ملموس مي باشد و موجب تغييرات بسياري در خصوصيات اکولوژي و زيست محيطي آن ها شده است، به طوريکه تعادل طبيعي اکوسيستم ها در اکثر اين شهرها به ميزان زيادي مورد تهديد جدي قرار گرفته، فرسايش خاك تشديد گرديده و کيفيت منابع آبي، به دليل مقادير زياد پسابها و فاضلاب هاي توليد شده توسط واحدهاي مسکوني، تجاري و صنايع درون شهري که به منابع آبهاي سطحي و زيرزميني وارد شده اند، به ميزان زيادي کاهش يافته است. به عنوان مثال ورود پساب هاي شهري به آبهاي سطحي در شهرهاي فريدونکنار و اميرکلا 80 درصد، نور و زيراب 70 درصد و محمود آباد 75 درصد بوده است.
از سويي ديگر بر اساس نتايج آخرين سرشماري(1390) نرخ رشد 33 درصد شهرهاي کوچک استان منفي بوده و در زمره شهرهاي مهاجرفرست قرار داشته اند. به لحاظ توزيع فضايي اکثر اين شهرها در پيرامون شهرهاي بزرگ واقع در بخش مرکزي استان استقرار داشته که اثرات فضايي آن باعث تمرکز جمعيت در شهرهاي بزرگ و بروز نابساماني و مشکلات عديده اي در نظام فضايي منطقه اي استان شده است.
از اينرو، فشار جمعيتي و توسعه شهري در شهرهاي بزرگ، استان را با چالشهايي مواجه کرده است؛ چالشهايي چون فشردگي و نزديکي شهرها که عمدتاً در کنار راهها و حريم رودخانه ها و روي گسل ها واقع اند و با تغيير سريع کاربري زمين هاي کشاورزي، جنگلي و مرتعي به اراضي شهري تبديل شده اند. با اين تغيير و تبديل، اراضي مرغوب کشاورزي از چرخه توليد خارج شده و تخريب خاک، ايجاد سيلاب و طغيان بيشتر رودخانه ها، ورود فاضلاب هاي شهري به آبهاي سطحي و از بين رفتن حيات آبزيان از جمله پيامدهاي آن بوده است. به اين ترتيب توسعه شهري استان، در تعادل با محيط زيست، به عنوان يکي از پايه هاي اصلي توسعه پايدار، نبوده است. از اينرو دستيابي به هر گونه پايداري خواه در پهنه ي سرزميني و خواه در نظام شهري استان بدون پايداري شهرهاي کوچک متحقق نخواهد شد. با توجه به اين مسائل، خروج از فشارها و بحرانهاي ناشي از ناپايداري شهرهاي کوچک استان از منظر ساختار دروني آنها بيش از پيش ضرورت مي‌يابد. براي رسيدن به اين مهم ابتدا بايد ظرفيت‌ها، قابليت‌ها و موانع رسيدن به پايداري شهرهاي کوچک استان مورد شناسايي، تحليل و تبيين قرار گيرند تا در مراحل بعد، با برنامه ريزي دقيق، از اين توانها، براي پايداري اين شهرها بهره برداري کرد.

از اينرو، پرسشهاي اصلي مطرح شده در اين تحقيق عبارتند از:
1- شهرهاي کوچک استان با توجه به ابعاد اقتصادي، اجتماعي، زيست محيطي و کالبدي از چه ميزان پايداري برخوردارند؟
2- در شرايط فعلي با توجه به شاخص هاي توسعه پايدار شهري، کداميک از ابعاد از وضعيت بهتري در شهرهاي کوچک استان برخوردار مي باشد؟
3- براي رسيدن به پايداري کداميک از ابعاد پايداري از وزن و اهميت بيشتري برخوردارند؟
4- با اتخاذ چه الگويي مي توان شهرهاي کوچک استان را به سمت توسعه پايدار شهري هدايت نمود؟
1-2- فرضيه ها :‌
با عنايت به اينکه هدف اصلي اين تحقيق سنجش ميزان پايداري سکونتگاههاي شهري کوچک مي باشد، فرضيه هاي اصلي اين تحقيق به شرح ذيل تعريف مي شوند:
1- با توجه به شاخص هاي توسعه پايدار شهري، شهرهاي کوچک استان از ميزان پايداري ضعيفي برخوردارند.
2- ” به نظر مي رسد که شاخص هاي بعد کالبدي از وضعيت بهتري نسبت به شاخص هاي ابعاد ديگر برخوردارند.
3- به نظر مي رسد براي رسيدن به پايداري مولفه هاي بعد اقتصادي از وزن بيشتري برخوردارند.
4- توسعه پايدارشهري در شهرهاي کوچک استان منوط به اتخاذ استراتژي هاي تدافعي بر اساس الگوي برنامه ريزي استراتژيک است.
1-3- متغيرهاي تحقيق
با توجه به اينکه موضوع اصلي رساله حاضر، ” تحليل و ارزيابي پايداري” کانون محوري اين تحقيق جاي گرفته است، و نيز با عنايت به نحوه عملياتي نمودن اين مفاهيم، تعيين متغيرها از جمله گام هاي اساسي به شمار مي آيد. متغيرهاي تحقيق حاضر مشتمل بر دو گروه متغيرهاي مستقل و وابسته به شرح زير است:
1) متغيرهاي مستقل: شاخص هاي ابعاد توسعه پايدار شهري به عنوان متغيرهاي مستقل در اين پژوهش در نظر گرفته شده اند که شامل چهار بخش؛ شاخص هاي پايداري زيست محيطي، شاخص هاي پايداري اجتماعي، شاخص هاي پايداري اقتصادي و شاخص هاي پايداري کالبدي مي باشد.
2) متغيرهاي وابسته: ساختار دروني – کارکردي شهرهاي کوچک منتخب استان در حوزه هاي اقتصادي، کالبدي ،اجتماعي و فرهنگي و محيط زيست به عنوان متغير وابسته در نظر گرفته شده است.
1-4- ضرورت انجام تحقيق
ضرورت و اهميت موضوع را از دو بعد مي توان مورد بررسي قرار داد: ضرورت شناختي و ضرورت کاربردي.
1-4-1- ضرورت شناختي
ضرورت شناخت و تبيين موضوع پايداري در شهرهاي مورد مطالعه نيز از دو جنبه قابل توجه است: يکي از حيث ماهيتي و ديگري از لحاظ دانش کاربردي.
– از حيث ماهيتي، به دلايل متعددي که پيشتر مورد بحث و تحليل قرار گرفت، تفکر و نظريه پردازي در حوزه مطالعات شهرهاي کوچک، علاوه بر اينکه به تکميل و ارتقاي بحث هاي متنوع نقش آفريني آنها در توسعه حوزه درون شهري و پسکرانه روستايي کمک مي نمايد، از جايگاه ويژه اي در مطالعات گسترده شبکه هاي سکونتگاهي ملي، منطقه اي و محلي برخوردارست. از اين رو، مطالعه و بررسي نظري و ماهيتي موضوع، به ارتقاي دايره شناختي و ادراکي در مباني نظري مطالعات شهري کمک مي کند. همچنين بنابر برآوردهاي سازمان ملل، در آينده قابل پيش بيني، بيشترين نرخ رشد شهرنشيني در شهرهاي کوچک و متوسط روي خواهد(Cohen,2005:11). لذا، تدوين استراتژي توسعه شهري پايدار براي اين شهرها اجتناب ناپذير خواهد بود. ثانياً، شهرهاي کوچک نسبت به شهرهاي بزرگ به لحاظ دسترسي به خدمات اساسي و امکانات و زيرساخت ها در شرايط نابرابر و ناعادلانه تري قرار دارند و نرخ فقر نيز در اين شهرها بالاتر است (Cohen.1995:19). و ثالثاً، توان مديريت محلي نيز در شهرهاي متوسط و کوچک ضعيف تر است. در حال حاضر، تعداد زيادي از شهرهاي متوسط و کوچک، ظرفيت نهادي و سازماني لازم را براي مديريت رشد سريع جمعيتي شان ندارند. همچنان که شهرها رشد مي کنند و تکامل مي يابند، مديريت آنها نيز پيچيده تر مي شود. رابعاً، شهرهاي کوچک نقش شايان توجهي در نيل به نظام اسکان متوازن در سطوح منطقه اي ايفا مي کنند و باعث تراوش اثرات رشد به نقاط پيراموني مي شوند. خامساً دست يابي به عدالت، برابري و کارايي در شهرهاي کوچک نسبت به شهرهاي بزرگ و کلانشهرها بيشتر است و در نهايت اينکه، توسعه پايدار دروني اين شهرها، زمينه را براي توسعه ي همه جانبه سرزميني فراهم مي کند. اين دلايل حکايت از آن دارند که توجه به شهرهاي کوچک و پايداري توسعه آنها ضرورتي اجتناب ناپذير است. لذا اهميت و ضرورت پايداري شهرهاي کوچک را مي توان اينگونه بيان کرد که: پايداري توسعه ساختار داخلي شهرهاي کوچک تضمين کننده پايداري توسعه در سطوح پايين نظام سکونتگاهي(روستاها) و سطوح بالاي اين نظام شهري(شهرهاي مياني و بزرگ) است.
– از حيث بسط دانش کاربردي، از آنجايي که ماهيت پيچيدگي نظام هاي حاکم بر شهرها، در مقياس هاي مختلف(شهرهاي کوچک، متوسط، بزرگ و کلانشهرها) متفاوت است، نمي توان از رويه سياستگذاري و مديريتي واحدي براي پايدار ساختن الگوي توسعه آنها بهره جست و مقابله و هدايت نيروهاي تاثير گذار بر شهر در مقياس هاي فضايي مختلف، تدابير ويژه اي را نياز دارد. شهرهاي بزرگ، مادرشهرها و کلانشهرها علاوه بر محيط داخلي کشورها، از زمينه هاي بين المللي و جهاني نيز تاثير خواهند پذيرفت. در حاليکه شهرهاي کوچک و متوسط بيشترين ارتباط را با زمينه هاي منطقه اي و تا حدي سطوح ملي دارند لذا جز در مورد برخي شهرهاي خاص همانند شهرهاي داراي گردشگري بين المللي و… پايداري اين شهرها بيشتر در گرو ارتباط پايدار آنها با زمينه منطقه اي خواهد بود.
1-4-2- ضرورت کاربردي
علاوه بر ضرورت هاي شناختي، وجود مسائل ريشه دار و پردامنه در حوزه هاي برنامه ريزي و اجراي طرح هاي توسعه شهري، سبب شد اين موضوع را براي پژوهشي گسترده و مبسوط انتخاب کنيم. نکات ذيل از جمله مواردي هستند که در انتخاب اين موضوع داراي اهميت بوده و ضرورت توجه به برنامه ريزي توسعه پايدار آنرا ضروري مي ساختند:
1- پويايي نظام شهرنشيني استان، ضرورت هدايت روندهاي جاري و آتي توسعه در شهرهاي کوچک را بر اساس پارادايم پايداري اجتناب ناپذير مي سازد.
2- پايداري اين شهرها خواهد توانست سر زندگي و حيات اجتماعي و اقتصادي را در درون اين شهرها تقويت کند.
3- بهبود کيفيت زندگي و امکانات شهرهاي کوچک استان

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره استان مازندران، سازمان ملل، سلسله‌مراتب، صاحب نظران Next Entries تحقیق رایگان درباره سلسله مراتب، شهر سبزوار، توسعه شهر، توسعه منطقه