تحقیق رایگان درباره تصدیق قلبی، محبت خداوند، الگوی اخلاقی، اصول اخلاقی

دانلود پایان نامه ارشد

و صفات الهی بر روی زمین هستند و انسان به تنهائي قادر نيست طي طريق کند.
3- مهمترین ملاکهای گزارههای اخلاق در قرآن عبارتند از: متکی بودن اخلاق بر وحی و فطرت، مبتنی بودن آن بر سعادت انسان و حسن و قبح ذاتی، توجه به همهی ابعاد وجودی انسان و قابلیت اجرای آن برای انسان و تطبیق آن به همهی مکانها و زمانها.
4- مهمترین نقاط قوت اخلاق در عهد عتیق عبارت است از: سادگی و پرهیز از بیان مطالب پیچیدهی فلسفی، مخالفت با عزلت و گوشه گیری، خدا محوری، عدالت محوری، قومی گرا، جداناپذیری اخلاق از شریعت و گستردگی و فراگیری آن. اما بینظمی و چند لایهای بودن آموزههای اخلاقی عهد عتیق، عدم تفکیک فرامین شرعی از تعالیم اخلاقی، عدم قابلیت تطبیق بسیاری از این تعالیم با مسائل روز و تضادهای درونی آن از نقاط ضعف اخلاق در این کتاب به حساب میآید.
5- مهم‌ترین اصول اخلاقی عهد عتیق که در اسفار خمسه منعکس شده‌‌اند عبارت است از: جهان‌شمول بودن اخلاق و ارزش‌های انسانی که در سفر پیدایش مطرح شده است، بحث رهایی بنی‌اسرائیل از اسارت و عهد یهوه با آنان و مکلف کردنشان به رعایت قوانین و مقررات شریعت و دستورات اخلاقی که در سفر خروج به آن‌ها اشاره گردیده است، آفرینش انسان بر صورت خداوند و لزوم مقدس شدن او و تقلید از خداوند به عنوان اصل اساسی اخلاق یهود که در سفر پیدایش و لاویان مطرح گردیده و سرانجام فهرستی از فرامین اخلاقی که به ویژه در سفر خروج و تثنیه در قالب ده فرمان و دیگر فرمان‌ها ذکر شده‌اند. در کتب انبیا، هرچند که رد‌پایی از تعالیم اخلاقی مشابه اسفار خمسه وجود دارد، ولی رویکرد کلی این کتب در کتاب‌های ایوب، امثال، جامعه و اشعیا با تفاوت‌هایی همراه است که مهم‌ترین آن رویکرد سودگرایانه و نگاه حکیمانه به تعالیم اخلاقی است.
6- مهمترین ویژگیهای اخلاق در عهد جدید عبارت است از اینکه: در وهله اول، حضرت عیسی (ع) در پی تاسیس قواعد اخلاق نیست و اخلاق عهد جدید مرحلهای است از مراحل اخلاق عهد عتیق، و در وهلهی دوم اخلاق در این کتاب کاملاً مبتنی است بر شخص و شخصیت حضرت عیسی(ع) و اخلاقیست دینی و آخرت گرا. و بر خلاف اخلاق عهد عتیق که تبیین ارادهی خدا از انسان است و انسان باید این اراده را انجام میداد، اخلاق عهد جدید بر کانون و محور انسان شکل میگیرد.
7- ویژگیهای اخلاق در اناجیل همنوا (مرقس، متی و لوقا)بر شخص عیسی، مصائب او پیروی از وی تمرکز دارد و او همراه الگوی اخلاقی کامل در معرض دید پیروانش است. از دید این اناجیل، شریعت حضرت موسی(ع) با تمام خوبیهایی که دارد، برای نجات و رستگاری انسان کافی نیست بلکه با تکیه بر سیره حضرت عیسی(ع) و پیروی از وی از مردم میخواهد که نوع رویکردشان به شریعت را تغییر دهند. و بیان میکنند که برای دست یابی شخص به کمال اخلاقی در گام اول باید خود را انکار کنند، یعنی از بند خودخواهیها برهاند و در گام بعدی از حضرت عیسی_ع) تقلید نماید. اما اخلاق یوحنا بر خلاف اناجیل فوق از ادبیاتی رمزآلود برخوردار است که بر الوهیت مسیح تأکید دارد.
8- اخلاق از نگاه پولس، که بخش اعظم نامههای موجود در عهد جدید نوشتهی اوست، عبارت است از: ایمان، امید به رستگاری و نجات، و آزادی از شریعت و جسمانیت. از نگاه او اخلاق در یک کلمه جمع می شود: «ایمان». اگر کسی ایمان آورد هر نوع رفتاری از او سر بزند اخلاقی است و اگر ایمان نداشته باشد هر نوع رفتار غیر اخلاقی از او سر میزند. اساس اخلاق از نگاه او بر ایمان است و اساس بی اخلاقی بر انکار مسیح. ایمان به عنوان تنها معیار رفتار اخلاق به حساب میآید و آدمی با رفتار خود رستگار نمی شود، بلکه با ایمان رستگار می شود.
9- در نقطه مقابل نوشتههای پولس، رسالهی یعقوب قرار دارد. رسالهی وی در فضایی تدوین شده است که مسیحیت تحت نفوذ تعالیم یهودیت قرار داشته و به همین دلیل به وفاداری به شریعت موسی(ع) شهرت دارد و معتقد است که تنها ایمان برای نجات انسان کافی نیست و همراهی ایمان با اعمال صالح رستگاری انسان را به دنبال دارد.

3-2- ایمان در قرآن و عهدین
3-2-1- ایمان در قرآن
واژه ایمان مصدر باب افعال، از ریشه «أمن» میباشد. واژه «امن» به معنای طمأنينه و وثوق و ضد خوف بود و اعراب در حالت ضد جنگ آن را احساس می‏كردند (ابنفارس، 1387، ج1: 133؛ ابنمنظور، 1414، ج1: 223-227؛ واعظخراسانی، 1421، ج 3: 678). قرآن این واژه را به باب اِفعال برد و آرامش واقعی و اطمينان عميق را در ارتباط با اللّه‏ قرار داد: «اَلا بِذِكْرِ اللّه‏ِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 13/ 28)؛ اللّه‏ مركز اطمينان و وثوق و آرامش است و ظهور اين آرامش در حالتی است كه اختصاص به اللّه‏ داشته باشد. قرآن مطرح كرد كه جوهر و اصل آرامش واقعی در فرو نشستن جنگها نيست؛ بلكه در ذكر الهی است. بدين‏سان قرآن بين اطمينان در عميق‏ترين صورتهايش و ذكر الهی ارتباط داده است؛ در نتيجه لفظ «امن» در ساخت جديدش «ايمان» نسبت به اللّه‏، دلالتی جديد پيدا كرد. ايمان يعنی اطمينان عميق همراه با شكرگزاری در برابر نعمتهای او كه تصديق قلبی و زبانی را نيز به همراه دارد و عمل انسان مؤمن كاشف از تصديق اوست (واعظ خراسانی، 1421، ج 3: 678).
از نگاه آیات قرآن ایمان به خداوند نخستین گام بزرگ برای ایجاد تغییرات بزرگ در شخصیت آدمی است زیرا ایمان نیروی عظیم معنوی در انسان به وجود میآورد که نوع برداشت شخص را از زندگی و کل هستی تغییر میدهد و او را به مفهومی جدید از زیستن و رسالت و مسئولیتش در آن معتقد میسازد و قلبش را از محبت خداوند متعال و رسول گرامی اسلام و دوستارانش و حتی کل بشریت مالامال میکند و نوعی از احساس امنیت و آرامش را در او برمیانگیزد (نجاتی، 1367: 353).
ايمان مقولهاي مشکک است و داراي مراتبي از شدت و ضعف ميباشد. مرحلهي آغازين آن پذيرش قلبي دين اسلام است و مراحل بعدي آن رسوخ ایمان و باور خدای یگانه در جان و دل است که خود دارای درجات میباشد. انسان بايد در مقابل دستورات رسيده از جانب خدا، تسلیم باشد تا به تدریج به ایمان در مراتب بالا دست یابد (امین، 1361، ج1: 90-93؛ طیب، 1378، ج1: 136-133).
بیشتر متکلمان و مفسران مسلمان ایمان را به معناي تصدیق گرفته اند؛ اما اینکه کدام مرتبه از تصدیق مقصود است، دیدگاههاي متفاوتی مطرح شده است. برخی آن را تصدیق قلبی، برخی تصدیق زبانی و عده اي تصدیق عملی پنداشته اند، و گروهی نیز ایمان را ترکیبی از تصدیق قلبی و زبانی تصورکردهاند، و بعضی مرکب از هر سه تصدیق دانسته و گفتهاند: ایمان عبارت است از تصدیق به قلب، اقرار به زبان و عمل به ارکان (شهید ثانی، 1409: 54؛ احمدي، 1416، ج1: 77-81؛ سبحانی، بیتا: 12). ولی بیشتر متکلمان شیعه و برخی از متکلمان اهل سنت نظریه اول را پذیرفته و ایمان را «تصدیق قلبی» تعریف کردهاند (شهید ثانی، 1409: 54). کاربرد قرآنی این واژه در قرآن نیز این مطلب را تأیید می کند: قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَاكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْايمَانُ فی قُلُوبِكُمْ وَ إِن تُطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَا يَلِتْكمُ مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيًْا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم‏ (حجرات، 49/ 14). در این آیه با تفاوت گذاشتن میان اسلام و ایمان، بر این نکته تأکید دارد که ایمان تنها در صورتی تحقق می یابد که مورد ایمان، در قلب داخل شده و با آن پیوند بخورد (طباطبایی، 1417، ج18: 329). بنابراین ایمان نه از مقوله علم است، و نه از مقوله قول، و نه از مقوله عمل جوارحی؛ بلکه از مقوله عمل قلبی است که از آن به تصدیق، عقیده، اذعان و باور یاد میشود. البته ایمان در قلب محدود نمیشود، بلکه به خاطر جایگاه محوري قلب در وجود انسان، از قلب فراتر رفته، اندیشه و عمل انسان را تحت تأثیر قرار می دهد (بحرانی، 1406: 170). و از اینروست که حضرت رضا (ع) در تعریف ایمان فرمودهاند: الْإِيمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَان‏ (صدوق، 1378ج1: 226).
در قرآن، ایمان مبتنی بر شناخت و معرفت است و بدین سان، ایمان بدون معرفت، اجر و ارجی ندارد: لَا إِكْرَاهَ فی الدِّينِ قَد تَّبَينَ‏َ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی‏ِ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّغُوتِ وَ يُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی‏ لَا انفِصَامَ لَهَا وَ اللَّهُ سمَِيعٌ عَلِيمٌ (بقره، 2/ 256). موضوع کفر و ایمان در این آیه بعد از تبیین و شناخت راه درست از باطل مطرح شده است؛ یعنی ایمان بدون شناخت میسّر نیست. بنابر آیهای دیگر، خشیت الهی که از لوازم ایمان است، ناشی از علم و آگاهی به خداوند است: إِنَّمَا يخَْشی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَؤُا (فاطر، 35/ 28).
متعلق های ایمان در قرآن عبارتند از: ایمان به خدا؛ ایمان به آخرت، ایمان به رسالت پیامبر (ص) و انبیای گذشته؛ ایمان به قرآن و کتب الهی پیشین؛ ایمان به ملائکه؛ ایمان به امامت؛ ایمان به عالم غیب (بقره، 2/ 3-4 و 177؛ اعراف، 7/ 158). از میان این متعلق ها، ایمان به خدا، نبوّت و معاد از اهمیت ویژهای برخوردارند و دیگر متعلق ها از لوازم اعتقاد به این اصولند، که اساسیترین آنها ایمان به خدا میباشد؛ زیرا از آنجا که خداوند ربّ انسان است، به اقتضای ربوبیت خود باید پیامبرانی را برای هدایت انسانها بفرستد، بدین سان ایمان به خدا متضمن ایمان به نبوت خواهد بود. و از آنجا که خداوند عادل است، اقتضا میکند که پاداش و کیفر هر کس را متناسب با عمل او، به او عطا کند و قطعاً اعطاء پاداش نیکوکاران و کیفر بزهکاران جز در قیامت ممکن نخواهد بود و بدین ترتیب، ایمان به خدا، ایمان به معاد را به همراه دارد (مصباح یزدی، 1380: 125).
ویژگیهای ایمان در قرآن عبارتند از: 1- ایمان کار «قلب» است: «لَمْ تؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ» (مائده، 5/ 41)؛ ۲- فعلی است اختیاری، چراکه متعلِّقِ امر قرار می‌گیرد: «آمِنُوا کَما آمَنَ النّاسُ» (بقره، 2/ 13)؛ ۳- افزایش پذیر است: «فَزادَهُمْ ایماناً» (آل عمران، 3/ 173)؛ ۴- از میان رفتنی و قابل تبدیل به کفر است: «کَیفَ یَهدِی‌ اللهُ قَوْماً کَفَروُا بَعْدَ ایمانِهِمْ» (آل عمران، 3/ 76)؛ ۵- به موجودات عینی خارجی تعلّق می‌گیرد: «مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَهِ و الْکِتابِ وَ النَّبیّینَ» (بقره، 2/ 177)؛ ۶- به گزاره‌ها نیز تعلّق می‌گیرد: «آمَنّا بِاللهِ وَ ما أُنزِلَ إِلَیْنا و ما أُنزِلَ إلی إِبراهیمَ وَ إِسمعیلَ وَ إِسحقَ وَ یَعقوبَ وَ الْأََسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسی وَ عیسی وَ ما أُوتِیَ النَّبیُّونَ مِنْ ربِّهِمْ» (بقره، 2/ 136)؛ ۷- چیزی غیر از «علم» است: «الَّذینَ اُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْایمانَ» (روم، 56/ 30)؛ ۸- با عدم «اطمینان قلب» قابل جمع است: «قالَ أَوَلَمْ تُؤمِنْ قالَ بَلی وَ لکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبی» (بقره، 2/ 260)؛ ۹- خودْ متعلِّقِ «کُفْر» واقع می‌شود: «مَنْ یَکْفُرْ بِالْإیمانِ» (مائده، 5/ 5)؛ ۱۰- با «شکّ» قابل جمع نیست: «لِنَعْلَمَ مَنْ یُؤمِنُ بِاْلآخِرَهِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فی شَکٍّ» (سبا، 34/ 21)؛ ۱۱- به «باطل» نیز تعلّق می‌گیرد: «الَّذینَ آمَنُوا بِالْباطِلِ (عنکبوت، 29/ 52)؛ ۱۲- لزوماً «عمل صالح» به بار نمی‌آوَرَد:‌ «مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْیَومِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ» (بقره، 2/ 62)؛ ۱۳- مقدّم بر راه یافتگی است: «وَ إِنِّی لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی» (طه، 20/ 82)؛ ۱۴- لزوماً «فَلاح» آور نیست: «مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَعَسی أَنْ یَکُونَ مِنَ الْمُفْلِحینَ» (قصص، 28/ 67)؛ ۱۵- همیشه سودمند نیست: «فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إیمانُهُمْ لَمّا رَأوْا بأْسَنا» (غافر، 40/ 85) (ایزوتسو، 1378، مقدمه). لازم به ذکر است که: اولاً با توجه به اینکه، «ایمان» و مشتقّات آن ۸۱۲ بار در قرآن کریم به کار رفته‌اند و این عدد فاصلهی بسیاری زیادی با عدد

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره رفتار اخلاقی، اصول اخلاقی، فضایل اخلاقی، رسول اکرم (ص) Next Entries تحقیق رایگان درباره کتاب مقدس، وجود خداوند، فرمانبرداری، صراط مستقیم