تحقیق رایگان درباره تشيع، علي(ع)، احاديث، قيام

دانلود پایان نامه ارشد

نسبي موجود، دامنه‌هاي افکار شيعي را توسعه داده، عقايد و احاديث خود را در قالب کتاب‌ها و رساله‌ها تدوين و عرضه کنند.
از پديده‌هاي مهم اين دوران را مي‌توان برگزاري مراسم گراميداشت عاشورا در بغداد در سال 352 از سوي معزّالدوله برشمرد. در کنار اين مراسم، مراسم بزرگداشت روز غدير نيز با شکوه تمام برگزار شد، بنابر اين نبايد در گرايش امامي معزّالدوله ترديد کرد.(همان: 725-728)
4-4-شکل گيري تشيع: انديشمندان درباره آغاز پيدايش تشيع، نظرهاي متفاوتي دارند که آن را به طورکلي به دو دسته مي توان تقسيم کرد: الف نويسندگان و پژوهشگراني که مي گويند تشيع پس از رحلت پيامبراکرم(ص) ايجاد شده است. اينان خود چند دسته اند: گروهي مي گويند تشيع در روز سقيفه پديد آمده است، همان روزي که گروهي از بزرگان صحابه با صراحت گفتند: علي(عليه السلام) اولي به امامت و خلافت است. دسته دوم، پيدايش شيعه را به اواخر خلافت عثمان مربوط مي دانند و انتشار آراي عبدالله بن سبا در اين زمان را به پيدايش تشيع ربط مي دهند. گروه سوم معتقدند شيعه در روز فتنه الدار (روز قتل خليفه سوم) پديد آمده است. پس از اين روز، پيروان علي(ع) که همان شيعيان بودند، در مقابل خونخواهان عثمان(عثمانيان) قرار گرفتند. ابن نديم مي نويسد: “وقتي طلحه و زبير با علي(ع) مخالفت کردند و جز به خونخواهي عثمان به چيزي ديگر قانع نشدند، علي خواست با آنها بجنگد تا سر به فرمان حق نهند. آن روز، کساني را که از او پيروي کردند، به نام شيعه خواندند و او خود نيز به آنها ميگفت: شيعيان من”.
ابن عبد ربه اندلسي نيز مي گويد: “شيعيان کساني هستند که علي را بر عثمان تفضيل دادند”. دسته چهارم معتقدند که تشيع پس از ماجراي حکميت تا شهادت علي(عليه السلام)به وجود آمده است. دسته پنجم نيز آغاز تشيع را به واقعه کربلا و شهادت امام حسين(ع)ربط مي دهند. (سايت انديشه قم)
ب) در مقابل اينها، پژوهشگراني معتقدند که تشيع در عصر رسول خدا(ص) ريشه دارد. از ميان دانشمندان شيعه، مرحوم کاشف الغطا، شيخ محمدحسين مظفر، محمدحسين زين عاملي و از ميان علماي اهل سنت، محمد کردعلي مي گويند: شماري از صحابه در عصر پيامبر اکرم(ص)به شيعه علي معروف بودند. با توجه به اين نظرها مي توان گفت ايام سقيفه، اواخر خلافت عثمان، جنگ جمل، حکميت و حادثه کربلا از دوره هاي اثر گذار بر تاريخ تشيع است. افزون بر آن، وجود شخصي به نام عبدالله بن سبا مورد ترديد است. با همه اينها پيدايش تشيع در يکي از اين دوره ها درست به نظر نمي رسد. بررسي احاديث نبوي نشان مي دهد که واژه شيعه پيش از همه از زبان رسول خدا، محمد مصطفي(ص) در احاديث متعددي براي ناميدن دوستداران علي(ع) به کار رفته است. اينک به اين موارد اشاره مي کنيم که همه آنها در منابع اهل سنت آمده است. مسعودي نوشته است: عباس بن عبدالمطلب مي گويد: “روزي نزد رسول خدا(ص) بوديم که ناگهان علي بن ابي طالب وارد شد. همين که چشم پيامبر(ص) به علي(ص) افتاد، چهره اش شکفت. عرض کردم: يا رسول الله! شما به خاطر ديدن اين پسر چهره تان باز شد، فرمود: عمو، به خدا سوگند! خداوند او را بيش از من دوست دارد. هيچ پيامبري نيست مگر اين که اولادش از صلب خود اوست، ولي اولاد من پس از من، از نسل علي هستند. در روز قيامت، مردم را به نام خود و نام مادرشان بخوانند براي اين که خداوند پرده پوشي مي کند جز علي و شيعيانش که آنان را به نام خود و نام پدرانشان صدا ميزنند. پيامبر اکرم(ص) به علي(ع) فرمود: “خدا گناهان شيعيان و دوستداران شيعيان تو را بخشيده است”. همچنين پيامبر(ص) فرموده است: “تو و شيعيانت در حوض کوثر بر من وارد مي‌شويد. از آن سيراب خواهيد شد و صورتتان سفيد است و دشمنان تو تشنه و در غل و زنجير بر من وارد مي شوند”. پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله)در حديثي طولاني درباره فضايل علي(ع) به دخترش فاطمه(عليها السلام)مي فرمايد: “يا فاطمه! علي و شيعيان او رستگاران فردا هستند”. همچنين رسول اکرم(صلي الله عليه وآله)فرمود: “يا علي ! خدا، گناهان تو، خاندانت و شيعيان و دوستداران شيعيانت را بخشيده است. …” حتي گفتني است رواياتي نيز از رسول اکرم(صلي الله عليه وآله) درباره بعضي شيعيان از زبان مخالفان شيعه نقل شده است. براي نمونه، عايشه درباره حجر بن عدي نقل کرده است: آن گاه که معاويه پس از قتل حجر و يارانش حج گزارد و به مدينه آمد، عايشه به او گفت: “معاويه! هنگاميکه حجر و يارانش را ميکشتي، حلمت کجا رفته بود، آگاه باش که از رسول خدا(صلي الله عليه وآله) شنيدم که فرمود: جماعتي در محلي به نام “مرج عذرا” کشته ميشوند که اهل آسمانها براي قتل آنان خشمگين مي شوند”
چون اين احاديث انکار شدني نيستند و محدثان بزرگ اهل سنت آن را نقل کرده اند، بعضي نويسندگان اهل سنت به تأويل نارواي آن دست زده اند.
ابن ابي الحديد ميگويد: “منظور از شيعه که در روايات متعدد، به آنان وعده بهشت داده شده است، کساني هستند که به برتري علي(ع) بر همه خلق قايل هستند. بدينگونه، عالمان معتزلي ما در تصانيف و کتابهايشان نوشته اند: در حقيقت ما شيعه هستيم و اين حرف اقرب به سلامت و اشبه به حق است”. ابن حجرهيثمي نيز در کتاب “الصواعق المحرقه في الرد علي اهل البدع و الزندقة” هنگام نقل اين احاديث گفته است: “منظور از شيعه در اين احاديث، شيعيان نيستند، بلکه منظور، خاندان و دوستداران علي هستند که مبتلا به بدعت سب اصحاب نشوند”. مرحوم مظفر در پاسخ او ميگويد: “عجيب است که ابن حجر گمان کرده، مراد از شيعه در اين جا اهل سنت هستند! و من نمي دانم اين به دليل مترادف بودن دو لفظ شيعه و سني است يا به اين دليل که اين دو فرقه يکي هستند يا اهل سنت بيشتر از شيعيان، از خاندان پيامبر پيروي کرده اند و آنان را دوست ميدارند”. مرحوم کاشف الغطاء نيز مي گويد: “با نسبت دادن لفظ شيعه به علي(عليه السلام)مي توان مراد را فهميد؛ زيرا غير از اين صنف، شيعه ديگران هستند”. ظهور معناي شيعه در احاديث و سخنان پيامبر آشکار و روشن است و آنان با اين تأويل ها خواسته اند از پذيرش حقيقت بگريزند. اين را هم بايد دانست که مصداق شيعه در همان عصر پيامبر مشخص بوده است و عده اي از اصحاب پيامبر در همان زمان به “شيعه علي” مشهور بودند. بنابراين، براساس احاديث موجود، پيش از همه رسول خدا(ص) نام شيعه را بر دوستداران علي(ع)گذاشته است و حوادث ديگري مانند: سقيفه، جنگ جمل، حکميت و واقعه کربلا بر گسترش اين واژه و آموزههاي تشيع تأثير داشته اند.)سايت انديشه قم)
4-5-فرقه ها و گروههاي شيعي: شيعه در دهه هاي نخستين تاريخ اسلام يک جريان سياسي بوده و شيعه علي به معني فرقه يا حزب علي(ع) وجود داشته همچنان که فرقه عباسيه در اين زمان فعاليت مي کرد. شهرستاني در کتاب ملل و نحل خويش چنين عنوان مي کندکه: شيعيان کساني هستند که جانب علي(ع) داماد پيامبر را گرفتند و حق مطلق خلافت و امامت وي را مي شناسند. شيعيان معتقدند حق خلافت و امامت جز به اولاد علي و فاطمه(س) دختر پيامبر به ديگري نمي تواند تعلق داشته باشد. همچنين آنها عقيده دارند که حق امامت و خلافت به شايستگي افراد وابسته نيست بلکه تابع وراثت است و ماهيت دين و ايمان در رابطه اصل است. به گفته شيعيان امام نبايد از طريق جماعت انتخاب گردد بلکه امامت وي شامل شايستگي ارثي اوست و اين حق قابل انتقال به غير يا به جماعت ديگر نيست. شيعيان معتقدند که امامان در همه افعال و اصول و ايمان خويش معصومند و ممکن نيست مرتکب گناه شوند. موضوع انتقال امامت به شخص پس از امام موضوع اختلاف شيعيان بوده و موجب انشعاب در مذهب شيعه شده است از اين رو فرق عمده شيعه بوجود آمده اند که شامل کيسانيه، زيديه، اماميه، غلات شيعه و اسماعيليان مي باشند. کيسانيه و زيديه و اماميه را در گروه شيعيان ميانه رو مي توان شمرد. زيرا بغير از موضوع وراثت در معرفي امامت از مذاهب سني زياد دور نيستند. اما غلات شيعه و اسماعيليان از مباني اصلي دين اسلام دور شدند. پس از شهادت غم انگيز امام حسين (ع) تا خلافت عباسيان شيعه به عنوان يک جريان مذهبي بسط و گسترش يافت. پس از شهادت سه امام نخستين شيعه در بين شيعييان پيرامون جانشيني امام سوم اختلاف افتاد چنانکه گروهي جانب محمد بن حنفيه برادر ناتني امام حسين را گرفتند و به کيسانيه معروف شدند. بعدها اطلاع از علوم غيبي و عالم افلاک را به وي نسبت دادند و طرفداران وي به رهبري مختار ثقفي در کوفه قيام کردند. اما قاطبه شيعيان محمد حنفيه را بعنوان امام قبول نداشتند و فرزند امام حسين(ع) که معروف به زين العابدين بوده را به عنوان امام مي دانستند. امام زين العابدين که بواسطه زهد و کرامات فراوان بدين لقب معروف شد از جمله کساني بود که در واقعه کربلا به شهادت نرسيد. پس از شهادت امام زين العابدين بسياري از شيعيان فرزند وي امام محمد باقر را بعنوان امام مي دانستند ولي بخاطر نداشتن تحرک و فعاليت در برابر حکام اموي گروهي به دور برادر پر شور و جدي وي يعني زيد گرد آمدند، چراکه وي خواستار اقدام جدي بر عليه امويان بود. لذا بنا به دعوت کوفيان بسمت ايشان رفت تا رهبري قيامي را بر عليه هشام بن عبدالملک حاکم وقت اموي را برعهده گيرد. شهادت وي پس از ده ماه قيام موجب بروز فرقه اي در مذهب شيعه، به نام زيديه شد. زيديان، معتقد بودند که علي ابن ابي طالب نه از آن جهت که داماد رسول‌الله است بلکه از لحاظ تقدس و صفات عاليه روحاني داراي اين مزيت مي باشد. زيديه براي امامان صفات خاص قدسي و تجلي الهي وعلوم غيبي قايل نبودند. بلکه هر که مدافع دين و جماعت اسلامي باشد را امام مي دانستند و از اين نظر به سنيان نزديک مي باشند. مهمترين قيام زيديه قيامي بود که در نيمه دوم قرن سوم هجري در کرانه هاي درياي خزر در ايران رواج داشت که جنبه نهضت روستايي داشت. در اين دوره قيام‌هاي شديد و پردامنه روستاييان در ايران رواج داشت که مهمترين آنها قيام خرم دينان يا سرخ پوشان به رهبري بابک در نواحي آذربايجان بود که همانند اخلاف خويش معتقد به رعايت مساوات و عدالت و لغو مالکيت خصوصي بر گرفته از انديشه مزدکيان را داشتند. ولي از اواسط قرن سوم هجري رهبري اعتراضات در ايران بدست شيعيان افتاد. نخست زيديه و پس از آن قرمطيان و اسماعيليان و غلات شيعه هدايت اين قيام ها را برعهده داشتند و از آن جمله مي توان قيام حسن ابن علي معروف به اطروش که در کوههاي ديلمان پناه گرفته بود به ياري اقشار پايين دست ديلمان و طبرستان به استقرار حکومت علوي در اين سامان همت گماشت را نام برد. (پطروشفسکي:1363: 281تا312 )
امام ششم شيعه فرزند پسرى داشت به نام”اسماعيل” كه بزرگترين فرزندانش بود و در زمان حيات پدر وفات نمود و آن حضرت به مرگ اسماعيل استشهاد كرد حتى حاكم مدينه را نيز شاهد گرفت، در اين باره جمعى معتقد بودند كه اسماعيل نمرده بلكه غيبت اختيار كرده است !و دوباره ظهور مى‏كند و همان مهدى موعود است و استشهاد امام ششم به مرگ او يك نوع تعميد بوده كه از ترس منصور خليفه عباسى به عمل آورده است و جمعى معتقد شدند كه امامت، حق اسماعيل بود و با مرگ او به پسرش”محمد”منتقل شد و جمعى معتقد شدند اسماعيل با اينكه در حال حيات پدر در گذشته امام مى‏باشد و امامت پس از اسماعيل در”محمد بن اسماعيل”و اعقاب اوست. دو فرقه اولى پس از اندك زمانى منقرض شدند ولى فرقه سوم تا كنون باقى هستند و انشعاباتى نيز پيدا كرده‏اند.
“اسماعيليه” به طور كلى فلسفه‏اى دارند شبيه به فلسفه ستاره پرستان كه با عرفان هندى آميخته مى‏باشد و در معارف و احكام اسلام براى هر ظاهرى، باطنى و براى هر تنزيلى، تأويلى قائلند. اسماعيليه معتقدند كه زمين هرگز خالى از حجت نمى‏شود و حجت خدا بر دو گونه است: ناطق و صامت، ناطق، “پيغمبر” و صامت، “ولى و امام” است كه وصى پيغمبر مى‏باشد و در هر حال حجت مظهر تمام ربوبيت است.
اساس حجت، پيوسته روى عدد هفت مى‏چرخد به اين ترتيب كه يك نبى مبعوث مى‏شود كه داراى نبوت (شريعت) و ولايت است و پس از وى هفت وصى داراى وصايت بوده و همگى داراى يك مقام مى‏باشند جز اينكه وصى هفتمين،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره امام صادق، فرهنگ و تمدن، رفق و مدارا، نماز جماعت Next Entries تحقیق رایگان درباره اعراب مسلمان، رسول اکرم (ص)، مسجد الحرام، شرق شناسان