تحقیق رایگان درباره بهداشت و سلامت، توسعه درونزا، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

مي‌کنند. آنها معتقدند که توسعه را مردم مي‌سازند و آگاهي انساني و خواسته‌ها عناصر قطعي در فرآيندهاي توسعه اند. لذا کشورهاي توسعه يافته هرگز مدل مناسبي براي توسعه جنوب به شمار نمي آيند. آنها مسير توسعه را مبتني بر واقع بيني نهاده اند. خود واقع بيني مبتني بر تمامي جنبه هاي وجود است. بنابراين توسعه بايد درونزا باشد. آنها چهار اصل سبز توسعه درونزا را تعريف مي کنند که عبارت است از:
1) اجتماع گرايي (توسعه با منشاء و ريشه در ارزشها و نهادهاي فرهنگي تعريف شده توسط جامعه)
2) خوداتکايي (در مقياس هاي متفاوت جامعه نه به صورت استبدادي)
3) عدالت اجتماعي
4) تعادل اکولوژيکي (دال بر آگاهي از پتانسيل اکوسيستم هاي محلي و محدوديت هاي جهاني و محلي) (Ward,2000,P69).
در اين قسمت به مقايسه دو استراتژي مدرن و غيرمدرن(سرخ و سبز) پرداخته و ويژگي هاي هر يک را به شرح جدول زير بر مي شمارند.

جدول2-1: مقايسه تطبيقي استراتژي هاي مدرن و غير مدرن

2-2-2-3-3- ديدگاه راديکال: اين ديدگاه ضمن توجه به مسايل زيست محيطي، تمامي مشکلات ايجاد شده را ناشي از رويکردهاي سرمايه‌داري، جهاني شدن و ساير مسايل وابسته بدان بر مي‌شمارد. پس تفکرات مارکسيستي منشاء حرکت خود را بر طبقات کارگر بنا نهاده و اعتقاد دارد که جز با حرکت انقلابي نمي‌توان به نتيجه دست يافت. براساس بنيانهاي اين تفکر، برنامه‌ريزي در شکل سرمايه‌داري، ابزاري است براي انعطاف پذيري، حفظ و حمايت سرمايه‌داري که نمي‌تواند منشاء توسعه بوده و رفاه را براي جامعه و به ويژه اقشار و طبقه‌هاي پايين جامعه به ارمغان آورد. دولت‌ها نيز تحت نفوذ سرمايه‌داري به حفظ و حمايت آن کمک مي کنند. تنها راه‌حل، انجام اقدامي انقلابي است تا از اين طريق ضمن نابودي روش‌هاي موجود روش‌هاي نويني مبتني بر اصول مارکسيستي، ماترياليستي بنا نهاده و جامعه بر مبناي آن در راه توسعه گام بردارد (Adams,2001,p153).
2-2-3- رويکردهاي پايداري
در مجموع و با توجه به بررسي هاي صورت گرفته در حوزه توسعه پايدار، رويکردهاي توسعه پايدار را مي توان به چهار دسته اصلي تقسيم بندي کرد:
الف ـ رويکرد پايداري از جنبه محيط شناسي: در اين رويکرد مفهوم توسعه پايدار از جنبه محيط شناسي بيشتر مدنظر قرار مي گيرد و پايداري محيطي با تعيين سه جزء اصلي اقتصاد، اکولوژي و اجتماع مورد بحث قرار مي گيرد و با تعيين ابعاد فرعي ديگر در نظام اکولوژيکي موضوعاتي از قبيل هماهنگي اکوسيستم، تنوع زيستي، منابع طبيعي و به ويژه ظرفيت بارگذاري مورد توجه قرار مي گيرد. (Barrow.C.j.1995,Harris,j.M.2000).
ب ـ رويکرد پايداري از جنبه اقتصادي: اين رويکرد از توسعه پايدار، پايداري را بيشتر از جنبه اقتصادي آن مطرح و مورد توجه قرار مي دهد. اين رويکرد علاوه بر اينکه پايداري را متکي بر سه جزء اصلي اقتصاد و اکولوژي و اجتماع مي داند، پايداري را فقط از طريق مکانيزم افزايش رشد و کارايي به ديگر اجزاي سيستم قابل انتقال مي داند (World Bank,2000,p.68).
پ ـ رويکرد پايداري از جنبه اجتماعي- فرهنگي: در اين رويکرد مقوله پايداري سيستمي بصورت چهاربعدي تصور مي‌گردد (متغير صندلي پايدار) و تأکيد دارد. براي تحقق پايداري در سه بعد اقتصاد، اکولوژي، اجتماع، بعد چهارمي نياز است که در آن ابعاد انساني (مولفه هاي آموزش، بهداشت و سلامت) بيشتر مورد توجه است.
ت ـ رويکرد پايداري از جنبه کالبدي- فضايي: اين رويکرد با عنايت به اصول توسعه پايدار، نگرش سيستمي را يک سيستم باز و کاربرد عيني مدل سازي توسعه پايدار را در کشورهاي در حال توسعه مي داند. اين رويکرد اعتقاد دارد که زمينه سازي ساختاري مفهوم توسعه پايدار که منجر به کارکرد صحيح آن در يک فرايند مطلوب مي گردد در گرو چهار جنبه ساختار محيطي ـ اکولوژيکي، ساختار و روابط اجتماعي ـ فرهنگي، ساختار و روابط اقتصادي و بويژه ساختار و روابط کالبدي ـ فضايي است (طالشي،1383، 25).
2-2-4- سطوح پايداري
استير (1994) سه سطح مشخص از پايداري را براساس فرضيات مختلف در ارتباط با دامنه‌اي که اشکال مختلف سرمايه مي توانند، جايگزين شوند، ارائه داد:
الف- پايداري ضعيف: در اين رويکرد نياز به حفظ ميزان مشخصي از کل سرمايه پذيرفته شده است و نه نگهداشت و حفظ تمام اجزاء ويژه آنها. در اين رويکرد فرض بر اينست که حداقل در وضع موجود فعاليت هاي اقتصادي و در زمينه سطوح موجود ذخاير منابع، انواع مختلف سرمايه را مي توان جايگزين نمود (pears and Atkinson,1995). هدف اين رويکرد، يکپارچه سازي رشد سرمايه داري با اهداف زيست محيطي است. اين موضوع بسيار نزديک به گزارش تأثيرپذير پيرس مي‌باشد که عنوان مي‌کند اصول اقتصاد نئوکلاسيک را مي توان براي حل مسائل زيست محيطي بکار گرفت. هدف سياست‌هاي پيشبرد توسعه پايدار ضعيف، رشد اقتصادي مي باشد، ولي هزينه هاي زيست محيطي مثلاً از طريق شيوه هاي حسابداري در نظر گرفته مي شوند. اين رويکرد در معرض يکسري تنگناها مي باشد: انسانها هزينه هاي زيست محيطي رشد را معين کرده و تصميم مي گيرند که آيا بايد سازشي در اين رابطه صورت گيرد يا نه.
اين امر در حالي است که اقتصاد نئوکلاسيک برخلاف نظريه توسعه پايدار بر کميابي نسبي به جاي کميابي مطلق منابع تأکيد دارد. به عبارت ديگر، اقتصاد نئوکلاسيک امکانات نامحدودي براي جايگزيني سرمايه طبيعي با سرمايه مادي قائل است. بر مبناي اين نظريه با کمياب شدن يک منبع، قيمت آن افزايش يافته و اين افزايش انگيزه اي براي توسعه منابع جايگزين و يا افزايش کارايي استفاده از منابع موجود مي باشد (سلطاني، 1376، 219).
در واقع، استفاده از محيط زيست به عنوان يک مخزن مواد زائد براساس اين اصل استوار است که سرعت دورريز مواد زائد از سرعت جذب طبيعي يا کنترل شده آنها بوسيله زيست بوم تجاوز نکند. بر طبق اين رويکرد، رشد اقتصادي حاصل از کارايي اقتصادي در يک نظام مي باشد که منوط به همساني سرمايه طبيعي است ـ يعني ذخيره داراي سرمايه ها ثابت نگه داشته مي شود و در عين حال دستيابي به رشد اقتصادي نيز کاملاً جايز بشمار مي آيد.
از جمله انتقادات وارده بر اين رويکرد اين است که در روش حسابداري، منابعي که اين رويکرد بر آن تأکيد مي کند، بسيار قوام مدار بوده و به نفع کشورهاي توسعه يافته مي باشد. محدوديت ديگر آن است که توسعه پايدار ضعيف، محيط زيست را فقط براساس پول ارزش گذاري مي کند نه به بخاطر آنچه که از نظر فرهنگي يا معنوي ارزش دارد. بنابراين اين رويکرد، الگوي نئوکلاسيک را براي محدوديت هايش دست نخورده مي گذارد. همچنين مسايل زيست محيطي را تا سطح مسايل مديريتي تنزل مي دهد که در چارچوب نظام سياسي و اقتصادي حاکم قابل حل مي باشد. حفظ محيط زيست که به اين ترتيب به هدف اصلي سياست بدل مي شود، بجاي اصلاحات ريشه اي، با ارتقاي کارايي از طريق از بين بردن مواد زائد درک مي شود (Radclift & Goodman, 1991,15-36).
ب- پايداري قوي: رويکرد پايداري قوي رويکردي مطلق نگر بوده و بر اين باور است که يک فضاي جغرافيايي يا زيستي، يا پايدار است و يا ناپايدار و بر اين اساس هيچ حالت بينابيني وجود ندارد. دليل و توجيه طرفداران اين نظريه بر اين اساس استوار است که پايداري در عمل به معني اينست که تمام پديده‌ها و روابط بين آنها بگونه اي است که در راستاي تکامل يک سيستم و نظام حرکت نموده و تنها در صورتي کل اين نظام پايدار خواهند ماند که تمامي اجزاء آن پايدار و متعالي باشند و هرگونه نقصاني منجر به از کار افتادن کل سيستم مي شود. اين ديدگاه شکلي از توسعه پايدار محض را پيش بيني مي کند که بوسيله آن نوع بشر آنچه از زيست بوم مي گيرد به آن بر مي گرداند.
در اين رويکرد، حفظ ذخاير سرمايه‌هاي طبيعي الزامي بوده و اين ذخاير نبايد توسط سرمايه‌هاي صنعتي جايگزين گردند. به سادگي قابل تصور است که ارزش گذاري ابعاد اقتصادي موضوعاتي مانند هواي تميز، چشم اندازهاي طبيعي و حيات وحش بسيار مشکل است. در اين رويکرد حفظ اجزاء خرد سرمايه‌ها نيز بطور مستقل ضروري مي باشد. سرمايه‌هاي انسان ساخت و طبيعي معمولاً مکمل هم در نظر گرفته مي شود و نه جايگزين هم. قوانين پايداري قوي، حفظ و حتي افزايش دائمي سرمايه هاي طبيعي و نيز کل سرمايه ها را ضروري مي داند (pears and Atkinson, 1995,104).
بنابراين به اختصار مي توان گفت که پايداري قوي مستلزم حفظ و نگهداشت ذخيره سرمايه بدون توجه به موقعيت آن است. تبديل سرمايه ‌طبيعي مي تواند و مي بايد به سرمايه و ستانده هاي اقتصادي (کالاها و خدمات) ادامه يابد و تنها زيرنظر سياستهاي زيست محيطي، قوانين و خطوط راهنما تنظيم و هدايت شوند.
پايداري قوي به معني حفظ و نگهداشت سرمايه طبيعي در سطوح فعلي است. از دست دادن منابع و تخريب هاي اکولوژيکي ناشي از فعاليت‌هاي توسعه اي بايد تغيير کرده و يا با آنها مقابله شود. در شکل افراطي تر آن که مي‌تواند مطلق تصور شود، به معني بهره برداري غيرمخرب و بدون تهي سازي منابع طبيعي است. اين موضوع به عنوان پايداري قوي غيرمعقول و محال اطلاق مي شود؛ زيرا در اين صورت فقط افزايش خالص سالانه منابع تجديدپذير قابل استفاده خواهد بود.
ج- پايداري حساس: اين رويکرد حفظ سطح کلي سرمايه را ضروري مي داند و بر اين باور است که حفظ سطوح حياتي هر کدام از انواع سرمايه ها لازم و ضروريست. بنابراين، در ارتباط با سرمايه هاي انسانساخت و طبيعي فرض بر امکان پذيري جايگزيني سرمايه هاست. اما بايد اين سرمايه ها مکمل همديگر بوده، بويژه در اقتصاد که وجود ترکيبي از انواع مختلف سرمايه ها را ضروري مي داند. لذا اين مهم است که تأييد شود که آستانه‌هاي اين سطوح حياتي زير آن ميزاني که اقتصاد نتواند بطور کارآمد عملکرد مناسب داشته باشد، شناسايي نشده است. لذا، توجه به امکان تهي سازي منابع جلب مي شود.
ساراگلدين و استير26 در سال 1994 پايداري قوي محال را نيز مطرح کرده اند که بر اين فرض استوار است که هيچ چيزي (منابعي) نبايد تهي شود. منابع تجديدناپذير به هيچ وجه نبايد مورد استفاده قرار گيرند و از منابع تجديدپذير نيز به اندازه رشد خالص آنها بايد برداشت شود و نه بيشتر.
تعاريف فوق، تفسير اقتصادي دائمي از توسعه پايدار را نشان مي دهد. موضوع جايگزيني يا مکمل بودن مطرح در اين تعاريف، بايد در تمام تلاشها براي سنجش پايداري مورد توجه قرار گيرد. اصطلاح پايداري ضعيف و قوي نشان دهنده دو سر متضاد يک طيف هستند که در تعاريف پايداري بطور معمول مورد اشاره قرار مي گيرد.
2-2-5- پايداري شهري و ضرورت آن
طي صد سال اخير شهرها درصد زيادي از جمعيت جهان را به سوي خود جذب کرده اند. براي اولين بار در تاريخ، تعداد کساني که در شهرها زندگي مي‌کنند با ساکنين روستاها برابر شده است. پيش بيني سازمان ملل حاکي از اين است که تا سال 2030 بيش از 60 درصد مردم جهان در نواحي شهري زندگي خواهند کرد (Egger,2005:2). شهرها با وجود اينکه تنها 2 درصد سطح زمين را اشغال کرده اند، ساکنان آنها 75 درصد منابع طبيعي سياره زمين را مصرف مي کنند و 80 درصد دي اکسيدکربن جهاني در شهرها توليد مي‌شود (Cities alliance,2006:8).
مقياس شهرنشيني و مشکلات آن بيانگر اين است که پيامدهاي آنها در حال حاضر جهاني هستند (Hall,2005:153). با رشد شهرنشيني، بشريت بيش از پيش به طبيعت وابسته مي‌شود. براي مثال شهرها به پسکرانه هايشان وابسته هستند که نهاده هايي را براي شهر فراهم مي‌کنند و پسکرانه نيز بروندادهايي را از شهر مي‌گيرند (Bolund:et al, 1996:65). اودوم (Odum, 1971:14) بيان مي کند که با چنين روندي شهر را مي‌توان به عنوان انگل‌‌هايي در اکوسيستم مورد ملاحظه قرار داد. بررسي ها نشان مي‌دهد از آنجائيکه بيشتر جمعيت در فضاهاي شهري زندگي مي‌کنند و يا در آينده زندگي خواهند کرد، بايد جوامع شهري به پايداري برسند. به عنوان مثال، اگر 25 درصد جمعيت ثروتمند، 80 درصد انرژي جهان را مصرف مي‌کنند، به اين معني است که فقط تغيير الگوي مصرف جوامع شهري مي‌تواند اثر جهاني قابل توجهي داشته باشد

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره مشارکت مردم، سلسله مراتب، کانون توجه، منابع قدرت Next Entries تحقیق رایگان درباره توسعه شهر، سازمان ملل، بهداشت و سلامت، سلامت و رفاه