تحقیق رایگان درباره انتخاب سرنوشت، زندگی روزمره، اراده آزاد، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

ميسازد و مانع رشد او ميشود و هرزگي و بيبندوباري را ترويج ميكند و زمينه را براي نوعي ستيزهگري و بيتفاوتي اخلاقي فراهم ميسازد و بدين سان اهميت اخلاق و اعمال صالح را به عنوان نتيجه ضروري ايمان مورد غفلت قرار ميدهد. در صورتي كه، حضرت مسيح، مهمترين تقصيرات فريسيان را در اين نكته ميداند كه اوامر اوليهي اخلاق را فراموش كرده و تشريفات ظاهري و رسمي را جانشين اعمال خلاف و مكارم مولد نفساني قرار دادهاند (ناس، 1377: 597-598). سؤالی که در اینجا خودنمایی میکند این است که: با توجه به آموزههای فوق، انسان تا چه اندازه در انتخاب سرنوشت خود، انجام اعمال صالح، دوری از گناه و خلاصه کسب هر گونه نیک و بد و حتی در زندگی روزمره آزاد است؟اگر انسان احساس کند ذاتاً گنهکار است و یا مجبور به انجام نیک و بد میباشد، چه انگیزهای برای کنترل خود در ابتلا به گناهان دارد؛ قصد خداوند از وضع قوانین فردی و اجتماعی و قرار دادن مجازات برای عمل نکردن به آن چه بوده است؟
عيسي در يوحنا ۸: ۳۴ و پولس در روميان ۶: ۱۴-۱۸ مي‌گويند كه بيايمانان بردهي گناه هستند. بي ايمانان، بدون كمك خدا، نمي‌توانند امور الهي را بفهمند (اول قرنتيان ۲: ۱۴). آنان نمي‌توانند با قدرت خودشان عدالت را انتخاب كنند. هيچكس نمي‌تواند نزد عيسي بيايد مگر اينكه پدر او را جذب كند (يوحنا ۶: ۴۴)، و هيچكس نمي‌تواند پدر را بشناسد مگر اينكه پسر او را مكشوف سازد (متي ۱۲: ۲۷-۲۸). پولس همچنين مي‌گويد كه ايمانداران به غلامان عدالت تبديل مي‌شوند. اين نجات نتيجه اعمال انساني نيست، بلكه عطاي مجاني خدا است (روميان ۶: ۲۳؛ افسسيان ۲: ۸-۹). عيسي فرمود كه شاگردان او را برنگزيدند، بلكه او آنان را برگزيد تا رفته و ميوه بياورند (يوحنا ۱۵: ۱۶). پولس رسول مي‌گويد كه خدا ما را پيش از بنياد عالم برگزيد (افسسيان ۱: ۴)، و نيز مي‌گويد كه خدا ما را از قبل تعيين نمود تا او را پسر خوانده شويم (افسسيان ۱: ۵، ۱۱). انتخاب ما مطابق پيش داني خدا است (روميان ۸: ۲۹-۳۰؛ اول پطرس ۱: ۲). در روميان ۹: ۱۶، پولس تاكيد مي‌كند كه انتخاب خدا بر تلاش يا خواست انسان متكي نيست، بلكه مبتني بر رحمت او است.
مفسران و متکلمان مختلف مسیحی پاسخهای متفاوتی دربارهي جبر و اختيار و نقش انسان در نجات خويش، عنوان نمودهاند كه در اين بخش، قسمتي از مهمترین این پاسخها آورده خواهد شد.
به عقيده آگوستين، افراد بشر از لحظه تولد آلوده به گناهاند، چون ميراث انسان گناهآلود است و تمايل شديدي به گناه دارد و اگر لطف و فيض الهي كمك نكند، انسان نميتواند بر گناه غلبه نمايد و همه نيازمند بازخريدند (هوردرن، 1368: 22؛ مكگراث، 1392، ج2: 682)، و در رسيدن به رستگاري از اختيار لازم برخوردار نيستند. بشر به رغم آزادي و اراده، در بند ارادهاي است كه گناه آن را به فساد و آلودگي كشيده و او را متمايل به بشر و گريزان از خدا كرده است. تنها اراده خداست كه ميتواند اين تمايل به گناه را خنثي كند (همان: 63). وي بر اين باور بود كه براي داشتن يك زندگي روحاني، انسانها به فيض خدا در درونشان نياز دارند، اما در عين حال بر اين باور بود كه شخص بيايمان ميتواند توسط ارادهي آزاد خود و بدون دريافت هيچ نوع كمكي، نخستين قدم را بردارد و به سوي خدا بازگردد. اما پس از مدتي، وي معتقد شد كه حتي ايمان نيز عطايي از خدا است (لين، 1380: 87). به عبارت ديگر، او آزادانه يا با اراده خود گناه ميكند، بدين معني كه او داراي مسؤليت و آزادي است كه آنچه را ميخواهد اراده كند، اما او آزاد نيست تا آنچه را بايد بخواهد اراده كند (همان: 88). و از سوي ديگر خدا موهبت فيض خود را تنها به بعضي نه همه، ميدهد و كساني را كه بايد نجات يابند از پیش برگزيده است (مكگراث، 1385، 26). در اين قسمت از سخنان آگوستين تناقض به وضوح مشاهده ميشود: از طرفي انسان را داراي اراده آزاد و مسئول اعمال خود ميداندواز طرفي او را سقوط يافته در وضعيت غمانگيزي ميانگارد كه به شكل اجتناب ناپذيري گناه ميكند.
چنين تناقضاتي در عقايد آگوستين که بر گرفته از عقاید پولس است موجب شده كه در بين خود مسيحيان نيز مخالفاني داشته باشد. از جمله مخالفان مشهور آگوستين، پلاگيوس است. وي به شدّت بر ضرورت مسئوليت اخلاقي بشر و بهبود دائمي شخص در پرتو شريعت عهدعتيق و الگوي مسيح تأكيد ميكرد (مکگراث، 1392، ج1: 69). زیرا وی معتقد بود که افراد بشر میتوانند در مسیر رستگاری خود، ابتکار عمل را به دست گیرند (همان). وي تأكيد مينمود كه انسان در تمام لحظات حياتش آزادي كامل دارد كه بين نيكي يا بدي انتخاب نمايد و معتقد بود سقوط آدم فقط در خودش تأثير داشت نه در ديگران (هوردرن، 1368: 21). وي منابع نجات را در درون بشر ميداند و معتقد است: در واقع هر يك از افراد بشر قابليت آن را دارد كه خود را رستگار سازد. چنين نيست كه آنان در دام گناه قرار گرفته باشند. بلكه ميتوانند هر چيزي را كه براي رستگاري خود لازم است انجام دهند. رستگاري چيزي است كه به واسطه اعمال نيك به دست ميآيد و خداوند ناگزير است كه بشر را به خاطر اين دستاورد اخلاقي پاداش دهد. پلاگيوس انديشه فيض را به حاشيه راند و آن را عبارت از خواستههاي خداوند از بشر براي نيل به رستگاري دانست- جان كلام پلاگيوس را ميتوان در اين خلاصه كرد: «رستگاري به سبب شايستگي» در حاليكه آگوستين به «رستگاري به سبب فيض» ميانديشيد (همان: 65).
توماس آكوئيناس بر اين باور است كه: در شريعت قديم دو نوع ناپاكي وجود دارد؛ ناپاكي جسمي كه با آيينهاي شريعت قديم پاك ميشود، ولي اين شريعتها قدرت پاك كردن ناپاكي مربوط به روح را ندارند و تنها كفارهي اين گناهان به واسطهي مسيح صورت ميگيرد (مفتاح، 1385: 62-63). وي با تقسيم عدالت به دو نوع اكتسابي و موهوبي معتقد است كه: عدالت اكتسابي به وسيلهي اعمال حاصل ميشود، اما عدالت موهوبي ناشي از لطف خداست. بنابراين، وي عليرغم اينكه منكر توانايي انسان نيست، اما نجات واقعي را ناشي از لطف خدا ميداند و معتقد است انسان نميتواند با رعايت دستورات اخلاقي عهدعتيق عادل شود و خودش عامل رستگارياش را فراهم آورد (همان). بنابراين، آكوئيناس از يك طرف اراده انسان را براي رسيدن به نجات ضعيف نميداند و احكام اخلاقي را براي حصول نجات ضروري ميداند ولي از طرف ديگر، اعطاي لطف الهي را عامل اصلي نجات ميداند و عمل به دستورات اخلاقي عهدعتيق را موجب نجات نميداند.
لوتر معتقد بود كه ما به لحاظ دروني گناهكاريم و به لحاظ بيروني نزد خداوند عادل هستيم؛ در مورد انسانيت دروني، تأكيد دارد كه ما تنها توسط ايمان عادل شمرده ميشويم نه اعمال نيكو. ايمان بر وعدههاي الهي تكيه ميكند، ما را با مسيح متحد ميگرداند و باعث تحقق شريعت در ما ميگردد، يعني نتيجهي عادل شدن انسانيت دروني اعمال نيكوي انسانيت بروني است (لين، 1380: 257). بنابراين، كارهاي نيك، براي كسب تأييدالهي و پذيرفته شدن از سوي او نيست، بلكه ما بدين دليل اعمال نيكو انجام ميدهيم كه خدا ما را پذيرفته است (همان: 262). به عقيده پروتستانها، نقش اعمال صالح فزوني نعمتها و مقامات و برخوداري از توشهي بيشتر در جهان آخرت است نه رهايي از جهنم و عذاب (زيبايينژاد، 1382: 397و414).
نظريه لوتر در ارتباط با ارتكاب گناه مانند نظريه جبرگراهاست. آنها معتقدند همه افعال انسان حتي گناهان، به خواست خدا انجام ميگيرد با اين تفاوت كه در در ديدگاه لوتر خيال انسان از اين جهت نيز آسوده ميشود كه روح گنهكاري كه به مسيح ايمان آورده با روح مسيح متحد است و طبعاً مجازاتي هم براي او نيست. اينها تعاليمي است كه ميتواند توجيهگر شيوع ظلم و فساد در جهان، و دور ماندن انسان از هدف اعلاي خلقت يعني آزادي و اختيار باشد. آرمينوس به دليل زير سؤال بردن «از پيش برگزيدگي»مورد اتهاماتي قرار گرفت و سپس از آن اتهامات مبرا اعلام شد (مكگراث، 1392، ج1: 300-303).
مسئلهاي كه در اينجا جلب توجه ميكند، اين است كه در ديدگاه فوق، موعظههاي اخلاقي و قوانين كتاب مقدس براي چه كساني است؟رستگاران كه يا نيازي به پيروي از شريعت ندارند و يا خود توسط فيض خداوند به اعمال نيك هدايت شده و قادر به انجام آن ميگردند. ديگران هم كه ناخودآگاه به دوزخ رهسپار ميشوند؟! اما اين آموزه مورد پذيرش همه مسيحيان نبوده است، در ميان خود مسيحيان، برخي ديدگاه لوتر را ضدّشريعت و مخالف اخلاقيات دانستهاند؛ زيرا اينان معتقدندكتاب مقدس تعيين كنندهي رفتار صحيح و اخلاقي مسيحيان تلقي ميشود نه بازگوكنندهي وعدههاي الهي (مكگراث، 1392، ج1: 118-119).
در چنين گزارشهايي ميتوان به عمق تحريفهايي كه در عهدجديد و آيين مسيحيت در ارتباط با حضرت مسيح و بروز عقايدي چون گناه ذاتي، فديه مسيح و ايمانگرايي، پي برد. عدم احساس مسؤليت اخلاقي را ميتوان از نتايج گرايش به چنين تفكراتي دانست. چگونه انسانهايي كه از پيش مقرر شده كه رستگار شوند ميتوانند مقيد به انجام اعمال اخلاقي باشند؟آيا مجازات افرادي كه عمل غيراخلاقي مرتكب شدهاند، عادلانه است؟و آيا پشتوانهاي براي اعمال اخلاقي وجود دارد؟هرچند شريعتمحورها، محدوده بيشتري براي اعمال اخلاقي با اختيار خود قائلاند، اما باوجود آموزه گناه ذاتي ونقش فديه مسيح در رستگاري، نتوانستهاند به اين سوال بشر پاسخ كاملي دهند كه: چگونه انسان ميتواند بر گناه غلبه يابد و با تلاش خود به مدارج عالي اخلاقي برسد؟
زماني كه يك عقيده از وحي الهي نشأت گرفته باشد در طول تاريخ با عقل و فطرت پاك انسان سازگار است. ولي عقايدي كه ساخته و پرداخته تفكرات بشرند و با اصول و مباني وحي الهي كه همان حقيقت است، متناقض باشند، گرچه عدهاي موقتاً آن را بپذيرند، مسلما قابل پذيرش براي بسياري از انسانها نيست. چه بسا گروهي به سبب وجود افكار ناصحيح در يك كيش و آيين، افكار صحيح آن را هم با همان ديد بنگرند و به طور كلي منكر حقايق شوند؛ چنانچه ميتوان از عوامل گرايش به «تجربه ديني» را، ديدگاههاي افراطي در باب ايمان گرايي و موضوعاتي مانند فيض، فديه و ازپيشبرگزيدگي دانست. جايگزين كردن تجربه ديني بر ايمان و بر الهام گرفتن از وحي الهي، از عوارض آن افكار ناصحيح است. اين در حالي است كه ارزش ايمان و عمل به شريعت نزد بعضي از الهيدانان و متدينين آنان همچنين محفوظ است. به هر حال، تحريفها و بدعتهايي كه در مسيحيت رخ داده و بخشي از آن، در اين مقاله با استناد به منابع معروف آنان، ذكر شد باعث شده كه انديشمندان مسيحي نتوانند در تبيين مسائلي مانند جايگاه اعمال نيك اخلاقي در حوزه رستگاري و نجات پاسخ صحيحي ارائه دهند.
3-3-3-5- معاد
در عهد جدید، مهم ترين سمبل معاد و رستاخيز در وجود خود حضرت عيسي مسيح (ع) جلوه گر ميشود. به روايت مسيحيان، پس از شام آخر، عيسي مسيح دستگير و محاكمه و محكوم به مرگ شد. جسم عيسي به صليب كشيده شد و پس از تحمل رنج فراوان، جان سپرد، سپس جسم و بدن عيسي در قبر قرارمي گيرد و پس از سه روز، چنانچه خود قبلا پيش گويي كرده بود، آن جسم دوباره زنده مي شود و مسيح از قبر و مدفن دنيايي قيام مي كند و حيات مجدد او شروع مي شود (لوقا 23: 5-55؛ متی، فصل26-28؛ یوحنا، فصل17-20). اين رخداد مهم و ترديد ناپذير نزد مسيحيان، نمونه ي روشني از رستاخيزكل و حيات بازپسين است كه در حضور ياران عيساي مسيح رخ مي دهد و به روايت آن ها، براي جهان مسيحيت به يادگار مي ماند. هرچند در انجيل هاي چهارگانه بيان روشني در خصوص وضعيت مردگان در فاصله ي ميان مرگ و برپايي رستاخيز عمومي ديده نمي شود، در پاره اي از عبارات، به نمونه هايي برمي خوريم كه به گونه اي از زندگي پس از مرگ تا قبل از برپايي قيامت خبر مي دهد: (متی 22: 23-32؛ لوقا 20: 37-38).
دومين شاهدي كه مي توان از آن براي تأييد اعتقاد به برزخ استفاده كرد رسم و آييني است كه در ميان مسيحيان كاتوليك وجود دارد. كاتوليك ها معتقدند كه ارواح پاكان با مرگ به بهشت وارد مي شوند و در محضر خداوند حاضرند، اما ارواح گناه كاران به جهنم داخل نمي شوند، بلكه در محلي نزديك جهنم توقف خواهند كرد . اين مكان را پيشخوان جهنم

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره تجدید حیات، کتاب مقدس، رحمت الهی، حسن و قبح Next Entries تحقیق رایگان درباره قرآن کریم، محبت خداوند، ظاهر و باطن