تحقیق رایگان درباره امام صادق، واجب الوجود، هستی شناختی، صرف الوجود

دانلود پایان نامه ارشد

از ماده و در خارج مقارن با ماده اند .
5. عبد الرزاق لاهيجى‏ می نویسد :
متكلمان گويند: اگر مجردى غير خداى تعالى باشد، شرك لازم آيد؛ چه در صفت تجرد با اوشريك باشد. ايشان جواب گويند كه: تجرد صفتى است سلبى و در صفات سلبيه شما نيز شريك بسيار براى خدا قائليد، چه خداى تعالى دست و پا و سر و گوش و دل و جگر و هيچ عضوى ندارد و همچنين زمين و آسمان و درخت و آب و هوا و ساير چيزها هيچ كدام، اين اعضا را ندارند؛ پس اگر اين قسم صفات موجب شرك باشد، شما نيز مشرك خواهيد بود؛ بلكه شرك آن است كه حاشا در ذات يا وجود يا صفات ثبوتيه باشد؛ و تجرد خود اين معنى ندارد.114
این تقسیم از منظر سلفیه قابل قبول نیست افرادی چون بن باز ، عثیمین ، آل الشیخ ، سفر بن عبدالرحمن الحوالي ، حامد بن عبد الله العلي و سایر سلفیه به تبع ابن تیمیه که می گوید :
پس قول کسی که موجود قائم به نفسی را اثبات می کند و قائل به روئیت آن است بهتر از قول کسی است که این موجود را اثبات کرده و روئیت را در مورد او محال می شمارد .115
فقط به محسوسات معتقدند .116
این در حالی است که از مولا امیر مومنان از معنای صمد و حضرت فرمودند :
تَأْوِيلُ الصمَدِ لَا اسْمٌ وَ لَا جِسْمٌ وَ لَا مِثْلٌ وَ لَا شِبْهٌ وَ لَا صُورَةٌ وَ لَا تِمْثَالٌ وَ لَا حَد وَ لَا حُدُودٌ وَ لَا مَوْضِعٌ وَ لَا مَكَانٌ وَ لَا كَيْفٌ وَ لَا أَيْنٌ وَ لَا هُنَا وَ لَا ثَمةَ وَ لَا مَلَأٌ وَ لَا خَلَأٌ وَ لَا قِيَامٌ وَ لَا قُعُودٌ وَ لَا سُكُونٌ وَ لَا حَرَكَةٌ وَ لَا ظُلْمَانِي وَ لَا نُورَانِي وَ لَا رُوحَانِي وَ لَا نَفْسَانِي وَ لَا يَخْلُو مِنْهُ مَوْضِعٌ وَ لَا يَسَعُهُ مَوْضِعٌ وَ لَا عَلَى لَوْنٍ وَ لَا عَلَى خَطَرِ قَلْبٍ وَ لَا عَلَى شَم رَائِحَةٍ مَنْفِي عَنْهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءُ .
از نظر شیعه حداقل وجود خدا از مجردات محض یا محض الوجود ویا مجرد الوجود و به عبارت دیگر صرف الوجود یا وجود صرف است .
2-1-2. جایگاه محسوسات و غیب در تفکر هستی شناختی سلفیه ؛
سلفيه چون ساير متفكران مسلمان تقسيم هستي به غيب و شهادت را می پذیرند و دلیل آن را ، نقل _کتاب و سنت _ بیان می کنند 117 و از ارائه دلیل عقلی در این زمینه گریزانند .118
از منظر سلفیه هستى مساوى با مادى و محسوس بودن است119 . در نزد آنان قضیه : هر موجودی محسوس است ، صادق و به تبع آن عکس نقیضش : هر غیر محسوسی غیر موجود است ، نیز صادق خواهد بود . پس اينان هر شي‏ء غير محسوس را معدوم مى‏نامند. 120
با توجه به این مبنا روح را جسمانی دانسته و قائل به عینیت روح و بدن هستند و ملائکه هم از منظر اینان جسم اند و خلقت آنها از نور است .
هستى را مساوى با موجود مادىِ محسوسِ داراىِ زمان و مكان دانسته ، بنابراين ديگر نبايد سلفیه ، عالم را به غيب و شهادت تقسيم كنند . بلكه بايد تنها شهادت را قبول داشته و منكر غيب (به معناي پنهان ازحواس) شوند .121 يا شهادت را به حاضر و غیر حاضر یا به عبارت دیگر قائل به نسبی بودن غیب و شهادت شوند .
در این مکتب بنا بر این است که خدا دیده شود لذا فواذ احمد زملی122 و دیگر سلفیه معاصر عربستان کتاب هایی بر اثبات این مدّعی نگاشته اند .
ابن تيميه مي نويسد :
“غیبی که رسولان به آن خبر داده اند از اموری است که احساس به آن ممکن است و از اموری نیست که در حس نیاید ولی مشاهده و احساس این امور غیبی بعد از مرگ ممکن است و در قیامت چون احساس و عمل قوی و کاملتر می شود تمام امور غیبی بر انسان مشهود می شود .123
وي هم چنین می گوید :
“فصل الخطاب … این است که غیب و غایب را از امور اضافی بدانیم که گاه منظور آن اموری اند که ما آنها را درک نمی کنیم و گاه اموری است که غیب آن به نسبت افراد اضافی است” .124
علت اصلي تفسيرهاي فوق ، ايمان سلفيه به خدای متصف به زمان، مكان، كيفيت ، حركت، انتقال، صفات اجسام، محسوس ، جسمانى ، صورت ، جزء ، تركيب ، جوهر يا عرض، يا عقل، يا نفس يا صورت، يا ماده يا جسم است .
به خدایی اعتقاد دارند که لازمه آن دارای جهت، كم، وضع، اضافه، فعل، انفعال، رنگ داشته و قابل ديدن و قابل ادراك بودن آن است .125
از منظر اینان هم قضیه : خدا جسم است و هم خدا جسم نیست ، صادق است . چرا که جسم می تواند معانی مختلفی داشته باشد . ابن تيميه در توجیه عدم ترکب ذات الهی می نویسد :
“اگر ما می گوییم خدا جسم است یعنی موجودی قائم به نفسه است یا می توان به او اشاره کرد” .126
از منظر این فرقه با توجه به مباني روش شناسي كه در مباحث آینده به آن اشاره می شود خدا اگر بخواهد بر پشت یک پشه سوار می شود ، هروله می کند ، طولش 60 ذراع یعنی معادل 30 متر است ، می خندد ، تعجب می کند ، به جز ریش و عورت تمام اعضای انسانی را داراست ، منزل دارد ، دارای مکانی قبل خلقت جهان بوده است ، می توان به خدا با طناب آویزان شد ، در خواب دیده می شود و127 … که با مبنای ؛ لانّ الصفات توقیفیة ، اعتقاد به این موارد را وحی لا یتغیر دانسته و منکران آن را کافر !.
در مقابل شيعه بر اين اعتقاد است که خداوند شبيه موجودات مادى نيست ، بلكه موجودي مجرد است كه صفات فوق را ندارد ، و مقصود شيعه اين است كه خداوند از نقص و حاجتى كه در موجودات مادى وجود دارد مبرى‏ است، و نفى نقص در واقع سلب سلب و به معنى اثبات كمال بر خداوند است.128
با رجوع به ثقلین هرگز نمی توان اعتقاد سلفیه را حتی براي لحظه ای تصور نمود . چطور می توان با تصور عدم تركيب ذات الهی ، قائل به رویت خدا در دنیا _البته در خواب129_ و در قیامت شد !! و در توجیه این مساله این سخن را بر زبان جاری ساخت که :
“در قيامت شعاع چشم ما قوي تر مي شود و مي توان خدا را ديد” !!130
و چه زیباست کلام امام باقر عليه السلام خطاب به اینان :
“و لعل النمل الصغار تتوهم أن لله تعالى زبانيتين فإن ذلك كمالها و يتوهم أن عدمهما نقصان لمن لا يتصف بهما ، و هكذا حال العقلاء فيما يصفون الله تعالى به” .131
چه بسا مورچه های کوچک هم از این باب که شاخک کمال آنهاست ، توهم کنند خدا دو شاخک دارد و نداشتن آن را برای خدا نقص به حساب آید و حال عاقلان عالم نیز در آنچه خدا را به آن متصف می کنند مانند تصور مورچگان است .
اما در مکتب ثقلین که یگانه منبع شناخت خدا هستند 132با توجه به تصریحاتی چون :
لَیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ ، 133
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللطيفُ الْخَبير134 ،
لَنْ تَراني‏ وَ لكِنِ انْظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَر مَكانَهُ فَسَوْفَ تَراني‏ ؛135
وَ لا يُحيطُونَ بِهِ عِلْما .136
و آیات دیگر و نیز سخنان گهر بار أهل بیت رسول مکرم اسلام علیهم السلام ، تمام موهومات سلفیه در این باب نه تنها به خیال نیاید ، چه اینکه مورد دقت علمی هم قرار نمی گیرد و اگر در مقام مقایسه ی موهومات آنها با معارفی نظیر سخنان ناب أمناء الله علیهم السلام هستیم همه از این باب است که ؛
واگذار این لاشه ناچیز را در نورد این راه افت و خیز را
زر کانی را چه نسبت با سفال شیر جنگل را چه خویشی با شغال (پروین)
الغرض از منظر امامان شیعه علیهم السلام ، خدای متعال دارای ویژگی های زیر است :
1 – ذاتی جدا از مخلوقات دارد . یعنی او شی ایست بحقيقت معنای شیء بودن ، و به عبارت دیگر شیءبما هو الشیء است ؛
“امام صادق علیه السلام فرمود : ذات خدا از مخلوقش جدا و مخلوقش از ذات او جداست و هر آنچه نام شيء چيز بر او صادق باشد جز خدا مخلوقست و خدا خالق همه چيز است” .137
از مولا و سرورمان امام هادی عليه السلام سوال شد : آيا رواست به خدا شي ء اصلاق شود؟
و حضرت فرمودند :
“آرى ، البته با اعتراف به اينكه خدا چيزى است كه او را از حد تعطيل (بى‏عقيده‏اى به خدا) و حد تشبيه (عقيده به خداى مجسم و مكیف) بيرون آورد”.138
2– آنچه به عنوان ذات خدا تصور شود مخلوق است و مخلوق خدا نیست . به عبارت دیگر تصورات ما در باب ذات خداوند مخلوقاتی بیش نیستند ؛
زندیق به حضرت امام صادق عليه السلام‏ عرض كرد:
“هر چيزي كه در خاطر گذرد مخلوقست ؟”
حضرت فرمود:
“اگر چنين باشد كه تو مي گوئى خداشناسى از ما ساقط است زيرا ما جز به شناختن آنچه در خاطر گذرد مكلف نيستيم ، بلكه ما مى‏گوئيم : هر چيز كه حقيقتش به حواس در آيد و درك شود و در حواس محدود و ممثل گردد مخلوقست‏.”

4 – اثبات وجود خدا باعث محدودیت ذات الهی نمی شود چرا که مراد از وجود در بحث اثبات غیر از وجود در بحث مقایسه ممکن و واجب است ؛
سائل به امام صادق عليه السلام گفت :
“چون وجود خدا را ثابت كردى پس او را محدود ساختى ؟”
امام صادق عليه السلام فرمود:
“محدودش نكردم بلكه اثباتش كردم زيرا بين نفى و اثبات منزلى نيست (يعنى نتيجه استدلالات من همين قدر است كه صانعى موجود است در مقابل آنها كه گويند موجود نيست و استدلال من از هيچ راه دلالت بر محدود ساختن او ندارد”. 139
5 – او در زمان محدود نیست ؛
نافع بن ازرق از امام باقر علیه السلام پرسيد :
“به من خبر بده از اينكه خدا از چه زمانى بوده است؟”
حضرت فرمود:
“از چه زمانى نبوده كه من به تو خبر دهم از چه زمانى بوده ؟ منزه باد آن كه هميشه بوده و هميشه خواهد بود، تنها است بى‏نياز است و همسر و فرزند نگيرد”.140
6 – او محدود به مکان و زمان نیست ؛
“مردى از ما وراء نهر بلخ حضور امام رضا علیه السلام آمد و گفت : من از شما مسأله‏اى پرسم اگر جواب مرا چنانچه مى‏دانم بگوئى معتقد به امامتت مى‏شوم.
امام فرمود : هر چه می خواهى بپرس !
گفت: به من بگو پروردگار تو از كى بوده ؟ و چگونه بوده و بر چه تكيه دارد؟
امام علیه السلام فرمود: به راستى خداى تبارك و تعالى مكان را در لا مكان آفريده و در بى‏كيفيتى كيفيت را پديد آورده و به نيروى خود تكيه دارد”.141
7 – خدا دیده نمی شود ؛
هشام نقل نموده :
“نزد حضرت صادق عليه السلام بودم كه معاوية بن وهب و عبد الملك بن اعين بر آن حضرت وارد شدند ؛ پس معاوية بن وهب عرض كرد : اى فرزند رسول خدا! چه مى‏فرماييد در اين خبر كه روايت شده است : رسول خدا صلى الله عليه و آله خداى خود را به هر صورت كه خواست ديد؟ و از حديث ديگرى كه روايت كرده‏اند : مؤمنين در بهشت، خداى خود را به هر صورت كه خواهد مى‏بينند؟ حضرت تبسمى كرده سپس فرمود : اى معاويه! چقدر زشت است براى مردى كه هفتاد سال يا هشتاد سال بر او بگذرد، در ملك خداوند زندگى كند، و از نعمتهاى او بخورد و در اين مدت خدا را آن طور كه بايد نشناسد؟
سپس فرمود: اى معاويه محمد صلى الله عليه و آله خدا را به چشم آشكارا نديد، و ديدن دو جور است، ديدن چشم و ديدن دل، پس اگر آن گوينده مقصودش ديدن دل بوده است درست گفته است و اگر مقصودش ديدن به چشم بوده است دروغ گفته و به خدا و آيات او كافر شده، رسول خدا فرمايد: هر كه خدا را به مخلوق تشبيه كند كافر شده است “.142
این معارف کجا و سخن ابن تیمیه ، بن باز ، آل الشیخ و دیگر سلفیه عربستان کجا که اعتقاد دارند خدا را می توان دید و برای این حرف اینگونه دلیل می تراشند که :
“هر چه دیده نشود او اضعف وجود است ! … و چون واجب الوجود اکمل موجودات است پس وجودش احق به روئیت است “!!143
جالب آنکه سلفیه عربستان به تقلید از ابن تیمیه برای اثبات وجود خدا در آسمان دلیل آورده اند که ما هنگام دعا دست هایمان را به سمت آسمان بالا می بریم و این خود اشاره ایست به سمت او ! و دلیلی است بر اینکه خدا در آسمان است !!144 این تفکر سابقه ای دیرینه داشته و در سلف صالح این آقایان هم بوده است از امام صادق علیه السلام سوال کرد :
“فَمَا الْفَرْقُ بَيْنَ أَنْ تَرْفَعُوا أَيْدِيَكُمْ إِلَى السمَاءِ وَ بَيْنَ

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره واجب الوجود، اثبات واجب، هستی شناسی، وجوب وجود Next Entries تحقیق رایگان درباره تفسیر قرآن، امام رضا ع، دین شناسی