تحقیق رایگان درباره امام صادق، فرهنگ و تمدن، رفق و مدارا، نماز جماعت

دانلود پایان نامه ارشد

ساسانيان بودند، مقاومتي در برابر مسلمانان شکل گرفت؛ اما گشايش بسياري از شهرها به واسطه عقد قرارداد صلح بوده است. پس از اين مرحله، نوبت عقب راندن بقاياي نظام ساساني، و آخرين شاه آن از نهاوند تا مرو و سلطه بر قدرت تقريبا دست نخورده ساساني توسط مسلمانان شد. مسلمانان در فتح نواحي شرقي ايران نيز با مقاومت جدي نيروهاي محلي، به ويژه دهقانان مواجه نگشتند، بلکه از همکاري و کمک هاي آنها نيز بهره مند شدند. يزدگرد سوم که پس از سقوط تيسفون به همراه نزديکانش آواره و گريزان گشته بود، تا واپسين روزهاي عمرش در صدد بازپس گيري تاج و تخت بود. وي در مدت ده سال سرگرداني هر از چند گاهي سپاهي در مقابل مسلمانان مجهز مي ساخت، ولي با هيچ يک از اين تلاش ها به نتيجه نرسيد.با عقب نشيني يزدگرد سوم به مناطق شرقي، مسلمانان با تعقيب وي وارد بزرگ ترين و مهم ترين ايالت شرقي ايران، يعني خراسان شدند و شهرهاي آن را يکي پس از ديگري فتح کردند. يزدگرد که در اين زمان از شهري به شهر ديگر گريزان بود و از شاهنشاهي عنواني بيش نداشت، سرانجام در سال 31 هجري(651 م) به علت خيانت حاکم شهر مرو، در يکي از دهکده‌هاي شهر به گونه‌اي خفت بار توسط آسياباني به قتل رسيد و با مرگ وي، موجوديت سياسي ساسانيان خاتمه يافت .(مفتخري:15:1381)
به طوري كه تاريخ شهادت مي‏دهد، ما ايرانيان در طول زندگاني چندين‏ هزار ساله خود با اقوام و ملل گوناگون عالم، به اقتضاي عوامل تاريخي، گاهي روابط دوستانه و گاهي روابط خصمانه داشته‏ايم. يك سلسله افكار و عقايد در اثر اين روابط از ديگران به ما رسيده است، همچنانكه ما نيز به‏ نوبه خود در افكار و عقايد ديگران تأثير كرده‏ايم. هر جا كه پاي قوميت و مليت ديگران به ميان آمده مقاومت كرده و در مليت ديگران هضم نشده‏ايم و در عين اينكه به مليت خود علاقه‏مند بوده‏ايم اين علاقه‏مندي زياد تعصب‏ آميز و كور كورانه نبوده و سبب كور باطني ما نگشته است تا ما را از حقيقت دور نگاه دارد و قوه تميز را از ما بگيرد و در ما عناد و دشمني‏ نسبت به حقايق به وجود آورد از ابتداي دوره هخامنشي كه تمام ايران كنوني به اضافه قسمتهايي از كشورهاي همسايه، تحت يك فرمان در آمد تقريبا دو هزار و پانصد سال‏ مي‏گذرد از اين بيست و پنج قرن، نزديك چهارده قرن آن را، ما با اسلام‏ به سر برده‏ايم و اين دين در متن زندگي ما وارد و جزء زندگي ما بوده است‏، با آداب اين دين كام اطفال خود را برداشته‏ايم، با آداب اين دين‏ زندگي كرده‏ايم، با آداب اين دين خداي يگانه را پرستيده‏ايم، با آداب‏ اين دين مرده‏هاي خود را به خاك سپرده‏ايم تاريخ ما، ادبيات ما، سياست‏ ما، قضاوت و دادگستري ما، فرهنگ و تمدن ما، شؤون اجتماعي ما و بالاخره همه چيز ما با اين دين توأم بوده است نيز به‏ اعتراف همه مطلعين، ما در اين مدت، خدمات ارزنده و فوق العاده و غير قابل توصيفي به تمدن اسلامي نموده‏ايم و در ترقي و تعالي اين دين و نشر آن‏ در ميان ساير مردم جهان از ساير ملل مسلمان حتي خود اعراب بيشتر كوشيده‏ايم.(مطهري:49:1380)
4-3-تشيع و ايران:
از وقتى که اسلام در ايران راه پيدا کرد، به همراه آن اسلام شيعى و سنى در اين سرزمين راه يافت؛ چون تشيع و تسنن دو شاخه يا دو قرائت و يا دو جمعيت سياسى – مذهبى درون خانواده اسلام قرار دارند. در اکثر کشورهاى اسلامى جمعيت شيعه نسبت به جمعيت سنى کم‏تر است، به جز در چند کشور از جمله ايران، جمهورى آذربايجان، عراق، کويت، بحرين، يمن و لبنان که جمعيت شيعه برابر با اهل سنت، و يا بيشتر است. در ايران قريب به نود درصد مردم شيعه هستند. اين پديده مانند ديگر پديده‏هاى مهم اجتماعى از زمينه‏ها و عوامل گوناگونى پديد آمده که برخى از مهم‏ترين علل بدين شرح است:
1ـ تفاوت در سياست‏هاى علوى و اموى در جذب و دفع ايرانيان: برتري عرب بر عجم از سياست‏هاى عمر، خليفه دوم بود و بعد عثمان آن را ادامه داد.هنگامى که امام على(ع) حکومت را در دست گرفت، با آنان به عدل رفتار کرد. بعد از آن که بنى‌اميه قدرت را در دست گرفت، سياست عمر را در پيش گرفت و ايرانيان را شهروند درجه دوم به حساب آورد. در سياست عمر و بنى اميه آمده است :در مدينه نبايد ايرانيان باشند؛ زبان ايرانى نبايد تکلم گردد؛ از پول بيت المال بايد اسراى عرب آزاد شوند، نه ايرانى؛ عرب‏ها از ايرانى‏ها زن بگيرند، ولى به ايرانى‏ها زن ندهند؛ مسلمانان واقعى عرب‏ها هستند، نه عجم‌ها و ايرانى‏ها. عرب از غير عرب ارث ببرد، ولى غير عرب و ايرانى از عرب نبايد ارث ببرد؛ کارهاى مشکل و طاقت فرسا را بايد ايرانى‏ها انجام دهند، نه عرب‏ها؛ در صف اوّل نماز جماعت بايد عرب‏ها باشند، نه غير عرب؛ امام جماعت و قاضى بايد عرب باشد، نه عجم و غير عرب. طبيعى است که اين سياست، ايرانى‏ها را به “عُمَر” که از شخصيت‏هاى برجسته اهل سنت به شمار مى‏آيد، بدبين مى‏کند. اما امام على(ع) در برابر اين سياست قرار داشت. حضرت با کمال رفق و مدارا با ايرانى‏ها برخورد مى‏کرد که گاهى مورد اعتراض برخى از عرب‏ها قرار مى‏گرفت .ابن عباس مى‏گويد: يکى از دلائل شکست على(ع) اين بود که امتيازات عربى را در نظر نگرفت و عرب‏ها بر حضرت خشمگين شدند. سياست امام على ايرانيان را به خود جذب نمود.
2ـ قدرت تأثير گذارى شيعه سياسى موجود در عراق بر ايران: آن گاه که کوفه مرکز خلافت امام على شد و عراقى‏ها از حکومت امام دفاع و در برابر معاويه ايستادگى کردند، بسيارى از ياران حضرت از نظر اعتقادى شيعه نبودند، ولى از نظر سياسى شيعه على بودند. تشيع سياسى عراقى‏ها زمينه‏اى شد براى تشيع اعتقادى در عراق و مناطقى که از نظر تشکيلات سياسى زير نظر عراق بود. در دوره بنى اميه تمامى مناطق ايران زير نظر استاندارى کوفه اداره مى‏شد. افزون بر اين مهاجرت طايفه اشعرى‏ها به قم، موجب شد قمى‏ها شيعه شوند.
شهر قم را بايد نخستين شهر شيعي دانست. شهر قم از شهرهايي بود که در سال 23 هجري به دست اعراب و با فرماندهي ابوموسي اشعري فتح گرديد و مردم آن به اسلام گرويدند. پس از گذشت شصت سال اين شهر و اطراف آن توسط قبيله اشعري که از اهالي کوفه بودند، به عنوان پناهگاهي امن برگزيده شد و آنان از ترس حجاج، حاکم بني‌اميه در عراق، از کوفه به عنوان پناهگاه به قم آمدند.
برخي از مورخان علت آمدن اشعريان را به قم اين گونه نوشته‌اند: “عبدالرحمان بن محمد بن اشعث” امارت سجستان را از ناحيه حجاج بر عهده داشت، پس از خروج وي بر حجاج و شکست او، به کابل گريخت؛ فرزندان سعد بن مالک بن عامر اشعري به نام‌هاي عبدالرحمان و عبدالله و احوص و اسحاق و نعيم که در شمار لشکر ابن اشعث بودند، از وي جدا شده و در اطراف قم ساکن شدند. به دنبال آن بستگان و عموزادگانشان نيز به قم آمدند و بر اين منطقه تسلط يافتند؛ عبدالله فرزند بزرگ سعد بود. وي پسري داشت که شيعه امامي بود و در کوفه رشد يافته بود. او هم از کوفه به قم آمد و مي‌توان گفت که او افکار تشيع را به قم انتقال داد.
پسر عبدالله بن سعد اولين کسي بود که پيرو امام صادق(ع) شد. به احتمال زياد او “عيسي بن عبدالله” است، که از امام صادق و امام کاظم(ع) روايت نقل کرده و همچنين سؤالاتي را براي امام رضا(ع) فرستاده است. به نظر مي‌رسد ديگر افراد اين قبيله از او پيروي کرده باشند. پس از عيسي بن عبدالله فرزندش “محمد بن عيسي” رهبري اشعريان را عهده‌دار شد. وي امام رضا(ع) را ديد و از حضرت جواد(ع) روايت نقل کرد؛ پس از محمد پسرش “احمد بن محمد بن عيسي” رهبري را به دست گرفت. احمد با حضرت رضا و حضرت جواد و امام‌هادي(ع) ملاقات کرد. بدين ترتيب قم به عنوان مرکز عمده حديث امامي که در ابتدا در کوفه روايت مي‌شد، مرکزي براي تشيع شناخته شد. کمک قم در رشد مذهب شيعه امامي به لحاظ پناهگاه اصلي دانشمندان محدث امامي و به دليل پيروي از امامان(ع) مؤثر بوده است. انشعاباتي که در کوفه ميان شيعيان پديد آمد، هيچ‌ کدام در بين شيعيان قم ديده نشده است، بدين ترتيب قم به عنوان مرکز عمده حديث و شيعيان امامي درآمد. کمک قم در رشد شيعه امامي، هم به لحاظ پناهگاه اصلي دانشمندان محدث امامي و هم به دليل پيروي بي شائبه از امامان شيعه اثري به سزا داشته است. در قرن چهارم که بغداد مرکز علماي شيعي شد، تلاش‌هاي عالمانه شيخ مفيد، شيخ طوسي و ديگران سبب شد برخي از مناطق ايران همانند ري و جبال به تشيع گرايش پيدا کنند.
فعاليت‌هاي علامه حلي در اوضاع سياسي ايران در زمان سلطان مغول اولجايتو تأثير گذاشت و او به مذهب تشيع گرايش پيدا کرد و از سال 707 هجري قمري در ايران مذهب شيعه اثنا عشري رسم شد.(جعفريان:1375: 364 ـ‌367)
3- محبوبيت علويان در ايران، مظلوميت آنان و مهاجرت سادات علوي به ايران نيز، زمينه‌ساز گسترش شيعه در ايران است.
4- کمک‌هاي شايان امامان به ايراني‌ها در رفع تبعيض و ظلم بر آنان در اين رويکرد مؤثر است.
5ـ پيدايش سني‌هاي معتدل و دوستدار اهل بيت که از اينها برخي تعبير کرده‌اند به سني دوازده امامي.آنان هم به خلافت خلفاي راشدين عقيده داشتند و هم به امامت دوازده امام.
6ـ حکومت صفويه و تلاش عالمان شيعي جبل عامل و… در قرن سوم، مردم گيلان بر اثر ظلم و ستم کارگزاران طاهريان، عليه آنان قيام کردند و جابر بن‌هارون را که در آن نواحي، فرمانروا بود، از آن جا بيرون کردند. رهبران اين قيام، محمد و جعفر، از اهالي ديلم، شيعه بودند. ديلميان براي استواربخشي قدرت خود، تصميم گرفتند از علويان دعوت کنند. آنان به سراغ “محمد بن ابراهيم” رفتند که نپذيرفت و “حسن بن زيد حسني” را به آنان معرفي کرد. “حسن بن زيد” که بعدها به نام داعي اوّل يا داعي کبير لقب يافت،‌دعوت آنان را پذيرفت و به سوي طبرستان رفت. با رفتن وي به آن نواحي، عده‌اي از مردم غير مسلمان نيز به دست او مسلمان شدند. او از ديلم روانه شرق مازندران شد و ضمن درگيري با حاکمان طاهري، موفّق شد بر منطقة مازندران تسلط يابد و بعد از پيروزي، در آمل استقرار يافت. پس از آن، آمل، ساري و گرگان، به ضميمة گيلان و ديلم، جزو مناطقي بودند که مدت بيست سال توسط علويان اداره مي‌شد.دولت علويان طبرستان، نخستين دولتي علوي بود که در شرق اسلامي، به دور از تأييد خلفاي عباسي تشکيل شد. در حقيقت اين نخستين بار بود که علويان پس از قيام‌هاي طولاني در مناطق مختلف، توانسته بودند دولتي را تشکيل دهند.

عقيده “حسن بن زيد” را تشيع زيدي دانسته‌اند، اما برخي از منابع وي را از علماي شيعه و واليان اماميه به حساب آورده‌اند. آنان از سال 250 تا 345 بر طبرستان حکومت کردند. عده‌اي بر اين باورند که اولين سلسلة دوازده امامي ايراني، باونديان، حاکم در مازندران، در دورة سلجوقي بودند که به عنوان پناه دهنده به عالمان امامي، عمل مي‌کردند.برخي آل‌بويه را به عنوان نخستين سلسلة شيعة دوازده امامي ايراني به شمار آورده‌اند. کساني که در آغاز بيشتر زيدي بودند و بعد از مدتي در صدد حمايت از معتزله و شيعه برآمدند. دومين حکومت مقتدر شيعي در ايران آل‌بويه، فرزندان ابوشجاع (که برخي نسب آنان را به شاپور پادشاه ساساني مي‌رسانند) دولت مقتدر شيعي را در بخش بزرگي از ايران و عراق تشکيل دادند. بويهيان در سال 322 وارد شيراز شده،‌ آنجا را مقر حکومت آتي خود قرار دادند. آل بويه پس از تثبيت حکومت خود در فارس و خوزستان، به سوي بغداد حرکت کردند. سرانجام در سال 334 معزّالدوله وارد بغداد شد و بر خليفه بغداد چيره گرديد.سلطة آنان بر بغداد، از عوامل مهم گسترش تشيع در قرن چهارم است. البته پيش از آمدن آنان به بغداد، تشيع در آن جا نفوذ داشت، که بدون چنين نيرويي، آل‌بويه نمي‌توانستند در اين شهر دوام بياورند.در تشيع آل بويه ترديدي نيست، ولي در اينکه زيدي بودند يا امامي، به صورت قطعي نمي‌توان نظر داد. به نظر مي‌رسد نخستين فرمانروايان آنان زيدي باشنداما سپس به مذهب اثني عشري گرايش پيدا کردند. رکن‌الدوله با شيخ صدوق مناسبات گرمي داشته است.نوشتن برخي از شعارهاي شيعي به دستور معزّالدوله در سال 351 بر در مساجد، حکايت از تشيع امامي وي دارد. در سايه حکومت 113 سالة آل‌بويه، شيعيان توانستند با آزادي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره اعراب مسلمان، کانون توجه، فتح الفتوح Next Entries تحقیق رایگان درباره تشيع، علي(ع)، احاديث، قيام