تحقیق رایگان درباره امام صادق، ابراهیم (ع)، قرآن کریم، علامه طباطبایی (ره)

دانلود پایان نامه ارشد

فرزندان
قرآن کریم پس از عبادت و بندگی خدا، نیکی به پدر و مادر را (اسراء، 17/ 23) و پس از شکر خدا، شکر پدر و مادر را سفارش نموده است (لقمان، 31/ 14). لذا خداوند دستور داده است: «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا (اسراء، 17/ 24)؛ در این آیه هر چند به محبت والدین تصریح نشده است، ولی «خفض»، ضد «رفع» (راغب، 1412: 279) به معنای فرودآمدن و خواباندن است. جمله «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» کنایه از تواضع (زحیلی، 1418، ج15: 55؛ رازی، 1420، ج7: 326-327)، لطف و محبت (میبدی، 1371، ج5: 541) در برابر پدر و مادر است. من الرحمةیعنی باید از روی محبت و مهربانی نسبت به والدین تواضع و کوچکی کرد نه از روی كراهت و اجبار (طیب، 1378، ج8: 239).
از سوی دیگر، علاقه به فرزند، یک میل فطری است که خداوند برای بقای نسل بشر و حکمت های دیگر آن را در وجود انسان قرار داده است. بنابراین این میل اگر پسندیده نبود، خداوند آن را در وجود انسان قرار نمی‌داد و پیامبران خدا همچون زکریا (ع) در پیری از خداوند طلب فرزند نمی‌کردند (آلعمران، 3/ 38). محبت به فرزند با معیارها و حدود خود نه تنها پسندیده است، بلکه برای رشد عاطفی و اجتماعی کودک بسیار ضروری است. همان گونه که کودک برای رشد جسمانی به انواع مواد غذایی احتیاج دارد. به همین جهت امام صادق (ع) می‌فرمایند: «ان الله لیرحمُ العبدَ لشدَّه ی حبه لِولده» (کلینی، 1388، ج6: 50)؛ خداوند بنده را به خاطر شدت محبت به فرزندش، مورد مرحمت خویش قرار می‌دهد.
3. محبّت به همسر
یکی از محبت‌های پسندیده، دوست داشتن همسر است. زیرا دوستی، جاذبه و کشش قلبی میان دو همسر از ناحیه‌ی خداست «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ» (روم، 30/ 21). اگر دوستی همسر پسندیده نبود خداوند آن را در میان همسران قرار نمی‌داد و آن را از آیات خود نمی‌شمرد. کلمه «زوجاً» می‌فهماند که مقصود از «بینکم» زن و شوهر است، نه همه‌ی انسان‌ها! عاطفه و محبت میان زن و شوهر از آیات و نشانه‌های الهی شمرده شده است؛ چرا که خداوند میان زوج به گونه‌ای محبت قرار داده است که علیرغم وجود هیچ رابطه‌ی نسبی بین آن دو، چنان به همدیگر محبت می‌ورزند که هر کدام دیگری را بیش از هر چیز دوست دارد (طبرسی، 1372، ج8: 470). در روایات مستفیضه نیز تشویق به حبّ زنان (محللات) شده است؛ امام صادق (ع) می‌فرماید: «من اخلاق الانبیاء صلی الله علیهم حبُّ النساء» (کلینی، 1388، ج5: 320-321)؛ از اخلاق پیامبران، دوست داشتن زنان است. پیامبر اکرم (ص) نیز می‌فرمایند: «ما اُحبُّ من دنیاکم الا النساء و الطیب» (همان) از دنیای شما فقط زنان و بوی خوش را دوست دارم.
محبت به همسر نه تنها پسندیده است، بلکه اساس و رکن زندگی مشترک خانوادگی بر محبت استوار است که اگر در خانواده‌ای میان دو همسر محبت نباشد، پایه و اساس آن زندگی متزلزل و بدبختی‌ها، ناراحتی‌ها و مشکلات فردی و اجتماعی بسیاری را در پی خواهد داشت. البته همه‌ی این محبت ها تحت محبت خداوند است و بر سر دو راهی‌ها، انجام فرمان‌های الهی باید مقدم باشد (توبه، 9/ 24).
4. محبت مهاجران
یکی از محبت‌های پسندیده که در آیات قرآن کریم به آن اشاره شده، محبت نسبت به کسانی است که در راه خدا هجرت می‌کنند، زیرا خداوند انصار را به خاطر محبت به مهاجران ستوده است و اگر محبت مهاجران پسندیده نبود به عنوان یک صفت نیکو برای انصار قرار نمی‌گرفت: «وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالإیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (حشر، 59/ 9). در جای دیگر نیز می‌فرمایند: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ آوَوْا وَنَصَرُوا أُولَئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یُهَاجِرُوا مَا لَكُمْ مِنْ وَلایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتَّی یُهَاجِرُوا وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْكُمُ النَّصْرُ إِلا عَلَی قَوْمٍ بَیْنَكُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ» (انفال، 8/ 72).
6. محبت خیرخواهان
خداوند در آیه 79 سوره‌ی اعراف از زبان حضرت صالح (ع) خطاب به قومش میفرماید: «فَتَوَلی‏ عَنهُْمْ وَ قَالَ يَاقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبی‏ِ وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لَكِن لَّا تحُِبُّونَ النَّاصِحِين‏»‏.
«ناصح» از ماده «نصح» به معنای خلوص و بی غش بودن است. «ناصح العسل» یعنی «عسل خالص» (ابنمنظور، 1414، ج2: 616) به سخنی که از روی خلوص و خیرخواهی محض باشد، نیز نصیحت گفته می‌شود (مصطفوی، 1360، ج12: 136). از اینکه خداوند از زبان حضرت صالح (ع) قومش را مذمت می‌کند که شما ناصحان را دوست ندارید، استفاده می‌شود که باید خیرخواهان را دوست داشت و پندها و نصیحت های آنان را پذیرفت و گرنه زمینه‌ی قهر الهی فراهم خواهد شد. البته خیرخواهان ظاهری و فریب کاری هم وجود دارد (یوسف، 12/ 11؛ اعراف، 7/ 21).

– محبتهای ناپسند
دوست داشتن کافران از جمله محبتهای مذموم در قرآن است که آیه زیر به آن اشاره دارد: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَكُمْ وَ إِخْوانَكُمْ أَوْلِياءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْكُفْرَ عَلَی الْإِيمانِ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ. قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّی يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ (توبه، 9/ 23-24).
اين آيه با خطابي عام همهي مومنين را از دوستي با پدران و برادراني نهي ميکند که کفر پيشه کردهاند و آن را بر ايمان ترجيح دادهاند (طيب، 1378، ج6: 198- 199). خداوند با درخواست انجام اين دستور از مومنين خواسته است تا نزديکي صوري و ظاهري را بر نزديکي حقيقي و معنوي ترجيح ندهند چرا که منجر به دوري و انفصال از ولايت حقيقي و ايمان راستين خواهد شد (ابن عربی، 1422، ج1: 246؛ امین، 1361، ج1: 96-98).
خداوند ميداند برخي از مومنين به دليل دلمشغولي، همچنان دوستي خود را با پدران و برادران مومن خود ادامه خواهند داد و مانع ايشان از انجام دستور الهي، محبتي است که به غير خدا دارند. خداوند در اين آيه اموري را که علاقهي انسانها را به خود جلب ميکند را برميشمارد که عبارتند از: پدران، برادران، پسران، زنان، خاندان و قبيله، اموال گرد آورده، تجارتي که نگران از دست دادن آن هستند و خانههائي که به آنها دل خوش کردهاند (طباطبائی، 1417، ج9: 207-208؛ امین، 1361، ج6: 25). اگر امور فاني از دارائيهاي دنيوي در نزد مومنين دوست داشتني تر از امر باقي از قبيل خدا، رسول او و جهاد در راه او باشد، پس بايد منتظر فرا رسيدن امر خدا باشند، زماني است که حقيقت امور آشکار ميشود و آن لحظه زماني است که آخرت فرا ميرسد و عذاب آن گريبان گير اين افراد ميشود (گنابادی، 1408، ج2: 250؛ ابن عربی، 1422، ج1: 246؛ طيب، 1378، ج6: 199).
بنابراین، ولايت به طور کلي چه در جنبهي منفي، باطل و فاني و چه در جنبهي مثبت، حقيقي و باقي با محبت در ارتباط است. از یک سو، آنان که حب و تمايلشان تنها به سمت خدا باشد، خدا ولي او خواهد بود و اين ولايت که البته ولايت حقيقي است در دنيا و آخرت اثر خود را ميگذارد. به آنها کمک ميکند تا مسير مطلوب که همان راه الهي است را طي کنند و در آخرت از جملهي رستگاران و برخورداران از بهشت نعيم باشند. و از سوی دیگر، پيروي کردن يا دوستي با کساني که دچار حب منفي شدهاند منجر به سقوط از درجات ايمان و قرار گرفتن در گروه ظالمين خواهد شد همان کساني که ايمان را در جايگاه حقيقي خويش قرار ندادند و محبت و تمايل خويش را به اشتباه به سمت کفر روانه کردند.
4-1-1-2- راه های کسب محبت الاهی در قرآن
1. توحید: کسانی میتوانند بیشترین محبت را به خدا داشته باشند و همینطور کسانی میتوانند محبت خدا را به خود جذب کنند که توحید و یگانگی خدا را درک کرده باشند. سیاق آیهی 165 بقره: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ … »، نشان میدهد که زمانی میتوان به شدت در حب به خدا دست یافت که آدمی از ورای آیات و نشانههای تعبیه شده در هستی این مهم را دریابد که خدا یگانه است و غیر او معبود دیگری وجود ندارد (طباطبائی، 1417، ج 1: 393؛ طيب، 1378، ج2: 281). همنشینی ایمان با اشتداد در حب نشان میدهد تنها مومنان در درجات برتر میتوانند این شناخت و در نتیجه این محبت را داشته باشند (امین، 1361، ج2: 162-163).
علامه طباطبایی (ره) معتقد است که حضرت ابراهیم (ع) در آیهی: «قَالَ هَاذَا رَبی‏ِ فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الاَْفِلِين‏» (انعام، 6/ 76). درصدد اثبات توحید ربوبی خداوند بوده است و مبنای استدلال او در این جمله، محبت و غیر محبت است. وی میگوید: خدا محبوب است به این دلیل که انسان موجودی است محتاج و آن کسی که برطرف کنندهی نیازهای انسان است، محبوب انسان است. اگر انسان پرورگار خود را پرستش میکند، برای این است که او ربّ و مدبر امور آدمی است، حیات، روزی، صحت و فراوانی نعمت، امنیت، علم، قدرت و هزاران امثال آن را به او افاضه کرده و او در بقای خود از هر نظر بستگی و تعلق به پروردگار خود دارد و یکی از امور فطری بشر همین است که حوائج خود را و آن کسی که حوائجش توسط او برآورده میشود، دوست بدارد. بنابراین انسان در اصل هستی و کمالات هستی نیازمند است و آن چه اصل هستی و کمالات هستی را به او میبخشد، برای انسان محبوب است. پس منظور ابراهیم (ع) از اینکه فرمود: «لَا أُحِبُّ الاَْفِلِين‏» همین بوده که به قوم خود بفهماند، چيزی كه برای آدمی باقی نمی‏ماند و از انسان غايب می‏شود، لياقت اين را ندارد كه آدمی به آن دل ببندد و آن را دوست بدارد، و آن پروردگاری كه آدمی پرستش می‏كند بايد كسی باشد كه انسان به حكم فطرت ناگزير باشد، دوستش بدارد. پس نبايد چيزی باشد كه دستخوش زوال گردد. و بنابراين، اجرام فلكی كه دستخوش غروب می‏شوند، شايستگی ندارند كه اسم «رب» بر آنها اطلاق شود (طباطبایی، 1417، ج7: 185).
2. یکی از راه های رسیدن به محبت الاهی در تفکر قرآنی، پاک نمودن قلب از دنیا و وابستگی های آن و بریدن از دنیا و حرکت به سوی خداست. این مهم جز با اخراج محبت غیر خدا از قلب حاصل نمی شود؛ چرا که قلب انسان مانند ظرفی است که تا آب را از آن خالی نکنی، ظرفیت قبول سرکه را ندارد و خداوند نیز درون هیچ کس دو قلب قرار نداده است (شبر، 1387، ج1: 414).
آیهی ذیل به همین نکته اشاره دارد: «ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَی الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ» (نحل، 16/ 106-107). در این آیه، نخستين علت مجازات کافران مرتد اين است که حيات دنيا را بر حيات آخرت ترجيح دادهاند. کافران حيات دنيا را که حياتي است مادي و مملو از لذات و خواستههاي نفساني و حيواني، بر حيات واقعي و بزرگ با ارزشهاي برتر معنوي که حياتي است جاويدان که علت، نتيجه و غايت خلقت انسان محسوب ميشود، ترجيح و برتري ميدهند. آنها تمام نفع و سود را در حيات دنيا ميبينند و آن بسیار بیشتر

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره فیض کاشانی Next Entries تحقیق رایگان درباره عشق و محبت، محبت خداوند، واجب الوجود، ابراهیم (ع)