تحقیق رایگان درباره اقوام ایرانی، سیاست گذاری، افغانستان، استان هرمزگان

دانلود پایان نامه ارشد

كنار غيرمسلمانان زندگي كنند (صالحی امیری، 1388: 155)
در اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، ضمن به رسميت شناختن تنوع فرهنگي در كشور بر امكان استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات خرده فرهنگ ها در مدارس، در كنار زبان فارسي، تأكيد و تصريح شده است:
«زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد ، مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ، ولي استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي، آزاد است» (همان، 156-157).
جدول شماره 4-5-1-1: مقايسه انواع سياست‌هاي فرهنگي به كار رفته در مصوبات ایران

سیاست فرهنگی
کثرت گرایی فرهنگی
یکسان سازی فرهنگی
وحدت در کثرت فرهنگی
جمع کل
مقطع زمانی

مقطع اول
1371- 1363
47 درصد
24 درصد
29 درصد
100 درصد
مقطع دوم
1376- 1371
59 درصد
25 درصد
16 درصد
100 درصد
مقطع سوم
1385- 1376
39 درصد
24 درصد
37 درصد
100 درصد

منبع : (شورای عالی انقلاب، 1392)

شکل شماره 4-5-1-1: مقایسه انواع سیاست های فرهنگی به کار رفته در مصوبات شورا (منبع: همان)

شکل شماره 4-5-1-2 : مقایسه درصد مصوبات با سیاست گذاری فرهنگی در مقاطع مختلف فعالیت شورا (منبع: همان)

شايد در اين ميان، روش سياست گذاري فرهنگي در ايران را هم بتوان تركيبي ناهمگون دانست، به گونه اي كه آميزه اي از تمركز و عدم تمركز در همة مراكز مؤثر در سياست گذاري فرهنگي مشهود است كه در كليات، همگي پيرو سياست فرهنگي اسلامي و ملي اند، ولي هريك با تعبير و تفسيري خاص و تابع شرايط و اقتضائات ويژه به برنامه ريزي و اجرا مي پردازند. سند سياست فرهنگي ايران، در اين ميان حائز توجه است باوجود آنكه نخستين بار، سه سال پيش از برگزاري نخستين كنفرانس جهاني يونسكو درمورد سياست هاي فرهنگي يعني در سال 1348 به تصويب رسيد (اجلالي، 1379: 78) اما همانند “سند اصول سياست فرهنگي كشور مصوب 1371 شوراي عالي انقلاب فرهنگي همواره با انتقاد تمركزگرايي مواجه بوده است و البته رو ال سياست گذاري ها و برنامه ريزي هاي بعدي نيز بر اين انتقاد تاحد بسياري صحه گذارده است. يكي از صاحبنظرانِ سياست گذاري فرهنگي، اين سند را «منشور دولت متصدي و ديدگاه تدوين كنندگان را نگاهي از بالا به پايين و نگاه دولتي به تمامي عرصه هاي فرهنگي كشور می دانند» (وحید، 1382: 9). دیگری آن را «سیاست گذاری اقتداری» نام می نهد (کاشی، 1382: 58) و صاحب نظر ديگري با مروري بر نگرش دولت هاي ايراني در سدة اخير معتقد است همه دولت ها به طور فزاينده اي به كنترل انسانها از طريق فرهنگ روي آورده اند. وي با طرح راهبردي كه آن را« فرااصول گرايي ديني » با تاكيد بر كرامت انساني نام مي نهد به سياست گذاران فرهنگي توصيه مي كند كه با اتكاي به اين راهبرد، نبايد نقش نهاد دولت بر كرامت انساني پيشي بگیرد (سیف زاده، 1382: 20).

5-2 تنوع قومی، زبانی و مذهبی ایران
ايران به جهت قرار گرفتن در گذرگاه مهاجر ت هاي تاريخي ، با تركيب قوميت هاي گوناگون در بافت جمعيتي خود مواجه است كه به تناسب پيشينه تاريخي و تحولات سياسي و اجتماعي در گستره سرزمين توزيع و مستقر شده اند. مهاجرت هاي تاريخي بين سه قاره آفريقا، اروپا و آسيا به سكونت اقوام گوناگون و درهم آميختگي نژادي و پيدايش اقوام انجاميده است.
موقعيت جغرافيايي ايران و يورش اقوام كوچ نشين با زبان ها و اديان گوناگون در طول سه هزار سال گذشته، منجر به استقرار سه خانواده
• آريايي،
• سامی (عربي، عبري، آشوري)
• اورال آلتاي (تركي، مغولی)
و نيز ادياني چون زرتشتي، يهودي، مسيحي و اسلام در ايران شده است.
عوامل مؤثر در تنوع قومي همان عواملي هستند كه سبب مرزبندي آنهاست. اين عوامل يا عناصر فرهنگي عبارتند از: نام، زبان، دين، آداب ورسوم، موسيقي و رقص، لباس، احساس تعلق و همبستگي و به طور كلي فرهنگ و تاريخ مشترك» (صالحی امیری، 1388: 159).
بسياري از متخصصان ، گروه هاي قومي ايران را به سه دسته تقسيم كرد ه اند كه عبارتند از:
• گروه آريايي ها (افغان ها، هزاره ها، بلوچ ها، بختياري ها، فارس ها، اصفهاني ها، كرماني ها، يزدي ها، گيلاني ها، مازندراني ها، طالش ها،كردها و لرها)
• گروه ايرانيان غيرآريايي (ترك ها، قشقايي ها، تركمن ها، مغول ها، ارمني هاو سامي ها (عرب ها، يهودي ها و آشوري ها)
• و ساير گروه هاي مختلط (حاجياني، 1380: 138).
«فردي بمانت»64، ايران شناس معاصر فرانسوي ، اقوام ايراني را برحسب نام وتوزيع جغرافيايي به كردها در مغرب ايران، بختياري ها در مركز، لرها درمنطقه لرستان، قبايل عرب در خوزستان، قشقايي ها در فارس، بلوچ ها و براهويي ها در بلوچستان و تركمن ها در شمال و قزلبا ش ها در آذربايجان تقسيم نموده است.

در یک جمع بندی کلی اقوام ایرانی شامل پنج دسته بزرگ هستند که هر یک از آن ها در نقاط خاصی از کشور استقرار یافته اند و دارای مذهب خاص خود و زبان و گویش های محلی – قومی خویش هستند. هر یک از این قوم های ایرانی به سبب فرهنگ پربار خویش دارای مظاهر نمادی قوم خود هستند. پوشش، آداب و رسوم، صنایع دستی و غذاهای محلی از جنبه های فرهنگی هر یک از اقوام ایرانی است که در طول تاریخ این جلوه های فرهنگی را حفظ نموده اند.

1) آذری ها
این گروه پس از اقوام فارس زبان، در رتبه بعدی ترکیب ملی ایران قرار دارد، در بخش های شمال غربی ایران در استان های آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل و زنجان و در ادامه همدان و غرب استان گیلان گسترش یافته اند. علاوه بر آن، در شهرهای تهران، قم، اراک و قزوین نیز به صورت ادغام اجتماعی، جمعیت قابل توجهی را شامل می شوند و با ترکیه و عراق در غرب و ارمنستان و جمهوری آذربایجان در شمال هم مرز هستند (همان، 225).

آذری ها در متغیرهای زبان و احساس قومیت با اکثریت فارس زبان ها تفاوت دارند، اما در متغیر دین و مذهب (شیعه) با اکثریت ملت مشترکند (همان، 1385: 176). تنها وجه تمایز آذری ها از دیگر ایرانیان زبان آذری آن هاست.
نکته بسیار مهم و قابل تامل این است که حوزه تاثیرات زبان، ادبیات، هنر و اندیشه های سیاسی ترکهای آذربایجان همواره فراتر از مرزهای سیاسی بوده است و اکنون برای اقوام ترک سایر کشورها الهام بخش است (همان، 1388: 228).

2) کردها
قوم كرد به عنوان يكي از پنج قوم بزرگ ايران (ترك، كرد، تركمن، عرب، بلوچ) سومين گروه از ملت ايران به شمار مي آيند و بزرگ ترين گروه اقليت در خاورميانه هستند. اين قوم در غرب كشور، در استان هاي كردستان، جنوب آذربايجان غربي و بخش هايي از منطقه كردنشين مشتمل بر نواحي شمالي عراق ، جنوب شرقي تركيه و شمال شرقي سوريه ساكن هستند. همچنين، گروهي از كردها در شمال خراسان كه در زمان سلطنت شاه عباس صفوي به منظور جلوگيري از تهاجمات ازبك ها از كردستان كوچ داده شدند و گروهي نيز در كشور ارمنستان به صورت اقليت قومي به سر مي برند (احمدی، 1383: 78).
از حيث مذهبي ، كردها به دو گروه سني شافعي و شيعه تقسيم مي شوند.كردهاي كردستان اغلب اهل سنت و شافعي مذهب اند. گروهي اقليت نيز به مذاهب ديگر اهل سنت منسوب اند. كردهاي منطقه كرمانشاهان و ايلام عمدتا شيعه اند و در كنار آنها مسلك هاي ديگري چون اهل حق و علي اللهي نيز وجود دارد. در مجموع ، اگر چه كردها در ريشه هاي نژادي، زباني، تاريخي و برخي خصلت هاي فرهنگي با بخش مركزي ايران داراي مشتركات هستند، اما از جنبه هاي مذهبي، قومي و زبان محاوره با بخش مركزي ايران تفاوت دارند و در عوض با نواحي كردنشين خارج از مرزها همگوني دارند.
زبان كردي عامل مهمي است كه به كردها هويت خاصي مي دهد و از جمله موارد نادري است كه كردها در آن تجربة مشترك دارند. ريشة زبان كردي، مادي يا اوستايي مي باشد كه به وسيلة آريايي ها در حدود 3000 سال قبل از ميلاد تكلم مي شده است (همان، 230).

3) عرب ها
خوزستان از لحاظ طبيعي به دو ناحيه مشخص كوهستاني و جلگه اي تقسيم مي شود كه مناطق كوهستاني آن بيشتر محل سكونت لرها، بختياري ها، بهبهاني ها و اعراب كمري (جبيلات) است و منطقه جلگه اي آن محل سكونت مردمان و اقوام دزفولي، شوشتري، هنديجاني و اعراب خوزستان. عرب هاي ايران در بخش مركزي و جنوب غربي استان خوزستان استقرار دارند.
مردم اين منطقه عمدتا شيعه مذهب اند و از حيث مذهب با بخش مركزي ايران همگوني دارند (همان، 1385: 139) و طبعا زبان اصیل این قوم نیز عربی است.

4) بلوچ ها
قوم بلوچ در سرزميني به نام بلوچستان در جنوب شرقي ايران، جنوب غربي افغانستان و غرب پاكستان استقرار دارند. مرز طبيعي بلوچستان را در شمال، ارتفاعات ملك سياه كوه و ابتداي چاله و در غرب، دشت لوت، هامون و جازموريان و در جنوب درياي عمان و در شرق كشور پاكستان تشكيل مي دهد. همچنين به صورت پراكنده در بخش هاي جنوبي استان خراسان، در جنوب استان كرمان و شرق استان هرمزگان ، طوايف بلوچ حضور كم رنگي دارند. علاوه بر اين، طوايف بلوچ در استان هاي زابل، خرده، قندهار و هيلمند افغانستان، ايالت بلوچستان پاكستان و كراچي مركز ايالت سند پاكستان زندگي مي كنند. در شيخ نشين هاي حاشيه خليج فارس، در تانزانياي آفريقا و تركمنستان در آسياي مركزي ، طوايفي از بلوچ شناسايي شده اند كه زبان و سنت هاي قومي خود را حفظ كرده اند (ملازهی، 1380: 90).
از نظر مذهبي ، اقليت بلوچ هاي ايران، اهل سنت هستند و از اين جهت با بلوچ ها و قلمرو اهل سنت پاكستان و شبه قاره اشتراك هايي دارند و با بخش مركزي ايران متفاوت هستند. بلوچستان ايران و پاكستان در سه متغير مذهب، زبان و قوميت با يكديگر تجانس دارند.
بلوچ ها در ايران خود را ايراني مي دانند، زبان آنها نيز به زبان هاي ايراني تعلق دارد و به پهلوي ميانه نزديك است و زبان بي همتايي است كه آن را به صورت گنجينه اي حفظ كرده اند. ويژگي ساختار اين زبان و تحول آن جالب است. نظر غالب بر اين است كه بلو چ ها از شمال شرق ايران به بلوچستان كوچ كرده اند زند مقدم، 1383: 310).

5) ترکمن ها
تركمن هاي ايران در بخش شمالي استان گلستان و ناحيه اي كوچك از شمال غربي خراسان يعني شهرهاي گنبد، بندر تركمن، مراوه تپه و جرگلان بجنورد استقرار دارند. قلمرو قوم ترکمن از اين منطقه واقع درشرق درياي مازندران آغاز شده ، به سمت آسياي مركزي گسترش و امتداد پيدا مي كند. از سال 1991 و پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي ، نواحي تركمن نشين آسياي مركزي در قالب دولت مستقل تركمنستان ، هويت ملي جديدي يافت و قوم تركمن صاحب دولت ملي شد. تركمن ها كه نسبت به ديگر اقوام حاشيه اي ايراني، قلمرو فضايي محدودتري دارند ، همانند اقوام كرد و بلوچ در سه خصيصه و متغير زبا ن، قوميت و مذهب از بخش مركزي ايران متمايزند و بالعكس با كشور تركمنستان دراين سه ويژگي اشتراك و تجانس دارند.
تركمن ها زبان خود را « تركمن ديل» يا شاخه جنوب غربي زبان تركي شناخته و قرابت زبان شناختي آن را با تركي آذربايجان و تركيه بيش از قرابت آن با زبان تركي ساير ملت هاي آسياي ميانه مانند، قوقيز، ازبك و قزاق دانسته اند.
در حال حاضر، تركمن ها مسلمان و پيرو اهل سنت و جماعت و بيشتر پيرو مذهب حنفي هستند. تركمن ها از هفت طايفة اصلي تشكيل شده اند كه از ميان آنها يموت، گوگلان در بخشي از ايران زندگي مي كنند (صالحی امیری، 1388: 239).

البته لازم به ذکر است که هر یک از اقوام یاد شده دارای ایلات و عشایری هستند که هنوز هم بخشی از آن ها در اقصا نقاط ذکر شده وجود دارد. علاوه بر اقوام، مذاهب و زبان هایی که ذکر گردید، کم‌تر از یک درصد از جامعه ایرانی به زبان‌های ارمنی، آشوری، گرجی و سایر زبان‌های غیرفارسی و غیرترکی سخن می‌گویند. حداقل 90 درصد از ایرانیان، مسلمان شیعه هستند و حدود 8 درصد مسلمانان سنی مذهب هستند. ادیان دیگری نیز در ایران حضور دارند، مسیحیت (عمدتا ارمنی و آشوری، بیش از 300.000 پیروان)،

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره مواد غذایی، سیاست های فرهنگی، مراسم مذهبی، گردشگری مذهبی Next Entries منبع مقاله با موضوع توسعه گردشگری، گردشگری مذهبی، گردشگری فرهنگی، تحلیل داده