تحقیق رایگان درباره اقتصاد بازار، جامعه مدرن، اقتصاد باز

دانلود پایان نامه ارشد

پايدار: تبيين مفاهيم و مباني انديشه‌اي
طي دهه‌هاي اخير، مفهوم توسعه پايدار به عنوان چارچوبي براي تبيين و شناخت روند توسعه اقتصادي، اجتماعي و مديريت منابع طبيعي در سراسر جهان مطرح شده است. توسعه پايدار به عنوان نقطه عطف پارادايم جديد، پس از پنج دهه چالش‌هاي نظري و عملي در زمينه توسعه پا به عرصه انديشه و عمل در جوامع انساني گذاشته است تا با پيوند نظامهاي اقتصادي، اجتماعي و اکولوژيکي، توسعه را مفهومي انساني، متعالي، چندبعدي، همه جانبه، متوازن و پايدار بخشد (فراهاني، 1385، 9).

شکل2-1: رسالت نظريه اي پايداري: برقراري توازن ميان ابعاد و اهداف متعارض توسعه
طرفداران پارادايم توسعه پايدار معتقدند که درس‌هاي اکولوژي هم مي‌تواند و هم بايد در فرايندهاي اقتصادي به کار گرفته شوند (Redclift, 1997, p.37). مفهوم توسعه پايدار و پايداري تاکنون از ديدگاههاي مختلف علمي تعريف شده است که هر تعريف براي مقصود خاصي بوده و در حوزه هاي مختلفي به کار گرفته شده است((Winograd &Farrow,2010,4. تعاريف ارائه شده را مي توان در قالب مفاهيم متنوعي چون بيان چشم اندازها(Lee&Green,1993,562)، تبادل ارزش ها(clark,1989,51)، توسعه اخلاقي، بازسازماندهي اجتماعي، فرايند تحول به سوي آينده بهتر، به خطر نينداختن کيفيت محيط زيست(صرافي،1378 ،12)؛(Avijit,1998,98)؛(Overton,1999,3)، توانمندسازي مردم، ايجاد ظرفيت هاي جديد، احترام به اطلاعات و دانش بومي، افزايش آگاهي‌ها و اطلاعات(زاهدي مازندراني،1384؛ Umana,2000 ؛Dobie,2004)، رسانيدن انسان به مرحله رضايت از زندگي خويش(Escap,1996) و آزادي انتخاب و برابري در دسترسي به فرصت ها( Axinn And Axinn,1997,196)تلقي کرد، که همگي به نوعي تبيين کننده ايده محوري توسعه پايدار، يعني برآورده ساختن نيازهاي نسل حاضر با در نظر گرفتن نيازهاي نسل آتي هستند( Tanguay et al,2010,407؛ Wced,1987,5). مفاهيم گفته شده در چارچوب همپوشاني ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي و بسترهاي محيطي نمود پيدا مي کنند(Doody et al,2009, 1129) که هر يک از ساختارهاي سه گانه مذکور جنبه‌هاي خاص خود را دارند و اهداف آنها متفاوت است(Zaslow et al,2000؛ معارفي،1381،74-73 ؛ افتخاري، 1384، 12) (شکل2-2).

شکل 2-2: پيوند و هم پوشاني اجزاي پايداري.(مآخذ: Doody et al,2009: 129)
محل تلاقي اين سه دايره، جايگاه پايداري را نشان مي دهند و حرکت بايد به سوي محل تلاقي اين سه دايره باشد. فرايندي که در آن دايره ها به سمت يکديگر حرکت مي کنند و تقريبأ بر روي هم منطبق مي شوند. در صورتي که دايره هاي اجتماعي، اقتصادي در کنار دايره محيط زيست قرار گيرند، در چنين نقطه اي فعاليت هاي بشري پايدار خواهد بود(Dodds And Venables,2005, 8). لذا مي توان گفت پايداري با تداوم طولاني مدت اکوسيستم در حمايت از زندگي انساني و رفاه اجتماعي توصيف مي شود که با يک اقتصاد پرطنين حمايت شده و با سلامت اکوسيستم پايدار مي‌شود؛ به ديگر سخن، پايداري به بهترين نحو به عنوان وضعيت يا مجموعه شرايطي توصيف مي‌شود که در طول زمان دوام دارد. تحقق پايداري نياز دارد تا جامعه مجموعه شرايطي را برآورد کند که به عنوان پايداري تعريف شود. اين شرايط براي پايداري مي‌تواند شامل برابري اجتماعي، محافظت از محيط طبيعي، حداقل سازي استفاده از منابع غيرقابل احياء، تنوع و بالندگي اقتصادي، خوداتکايي اجتماعي، رفاه فردي و ارضاء نيازهاي انساني شود.
2-2-2- ديدگاههاي موجود درباره توسعه پايدار
ديدگاه‌هاي مختلفي در زمينه توسعه پايدار وجود دارند که هر يک تحليل خاص خود را از مبحث توسعه پايدار ارائه مي نمايند. اين ديدگاه ها، براساس چارچوب فکري خود، عوامل ايجاد کننده بحران‌هاي زيست محيطي و اجتماعي و اقتصادي را شناسايي و مبتني بر همين عوامل نيز اقدام به ارائه راه حل هاي مناسب براي دستيابي به توسعه پايدار مي نمايند.
مکاتب فکري متفاوت و متعددي در ارتباط با توسعه پايدار قابل تشخيص هستند اين مکاتب و تفکرات را مي‌توان در طيفي از تفکرات مدرنيسم تا راديکاليست هاي تندرو طبقه بندي نمود. در اين طيف گروههاي مختلف فکري جاي دارند که هر يک به مجموعه اي از اصول و قواعد تأکيد مي ورزند و مبتني بر اين نکات، از يکديگر قابل تفکيک هستند. در اينجا برخي از نگرش‌هاي اصلي در حوزه توسعه پايدار که هر کدام در ارتباط با سوالهاي موجود در اين حوزه داراي پاسخ هاي مشخص و متفاوتي هستند، مورد بحث و واکاوي قرار مي‌گيرند. به طور کلي، ديدگاههاي موجود در ارتباط با توسعه پايدار را مي‌توان به سه دسته تقسيم بندي کرد:
الف) ديدگاههاي مدرن
ب) ديدگاههاي ميانه
ج) ديدگاههاي ساختارگرا.
هر کدام از اين ديدگاه‌ها مشتمل بر مجموعه‌اي از تئوري ها هستند که چارچوب نظريه‌اي، فکري و برنامه‌اي آنها را تشکيل مي دهد. (شکل شماره 2-3)

ديدگاهها
نظريه ها
نظريات مرتبط
ديدگاههاي مدرن
محيط گرايي با محوريت بازار نوگرايي اکولوژيک
اقتصاد نئوکلاسيک
ديدگاههاي ميانه
مردم گرايي نوين محيط زيستي
توسعه مردمي
توانمندسازي
مشارکت
ظرفيت سازي
ديدگاههاي ساختارگرا
نئومالتوسين ها
توسعه سبز انتقادي
توسعه سبز انتقادي
آنارشيسم ضدانساني
ساده محور
اکوآنارشيسم انساني
مارکسيسم سبز
اکوفمنيسم راديکال
منبع:(ر.ش به ياري، 1390: 34 به نقل از سعيدي، عباس؛ 1386)
شکل 2-3: ديدگاهها و نظريات مرتبط با توسعه پايدار

2-2-2-1- ديدگاه مدرن
2-2-2-1-1- محيط گرايي با محوريت بازار11: محيط گرايي مبتني بر اصول بازار در واقع معادل تفکر توسعه پايدار مبتني بر ليبراليسم است. اين تفکر داراي مجموعه قواعدي است که افرادي چون گلسو و لاور12 آن را محيط گرايي بازار مي نامند. اين مجموعه عقايد عبارتند از: سودگرايي، فردگرايي و انسان محوري. اين تفکر براي بازار به عنوان ابزار دستيابي به توسعه پايدار تأکيد خاص نموده و معتقد است با بکارگيري مکانيسم بازار ارتباط بين مردم و ارتباط آنها را با محيط طبيعي تنظيم و کنترل نمايد(Adams, 2001 :109).
اين رويکرد در پيوند با توسعه، رشد و پيشرفت هاي تکنولوژي در اقتصاد بازار آزاد به عنوان اصلي اساسي پذيرفته شده است. در اين رويکرد موفقيت و کارايي و توانمندي ارزشهاي مکاني بازار به کارکردهاي محيطي و اقتصادي آن وابسته مي باشد. استدلال اين رويکرد در تلاش براي همسويي و حمايت از تعاريف WCED13 است. اين رويکرد بر اين باور است که با تغيير شکل اقتصاد همانند تحليل هزينه و فايده امکان توجيه ارزش ها و معيارهاي محيطي و اطمينان از برخورداري نسل آينده از مواهب و امکانات همانند مردم معاصر وجود دارد. (Jennifer A. Elliot, 1994,112).
مبتني بر اصول اقتصاد آزاد، حکمفرمايي شرايط بازار موجب مي‌شود که در صورت کمياب شدن منابع طبيعي، قيمت آن افزايش يابد، اين امر باعث خواهد شد تا نخست مصرف آن بهينه شده و در مصرف آن صرفه جويي به عمل آيد. دوم آنکه قيمت، انگيزه‌هاي لازم براي دستيابي به منابع جايگزين را فراهم مي‌آورد. سوماً آنکه قيمت ها عاملي است که تکنولوژي براي استفاده بهتر و يا ايجاد و اصلاح منبع مذکور استفاده گسترده‌اي به عمل مي آيد و با توجه به اين که در بکارگيري تکنولوژي هزينه ها اصلي انکارناپذير است، افزايش قيمت باعث توجيه اقتصادي اين موضوع شده و لذا با تکنولوژي امکان حل مشکل ايجاد شده به وجود خواهد آمد. بر اين تفکر انتقادات بسياري وارد است که عمده ترين آنها متوجه مکانيسم بازار است.14
2-2-2-1-2- نوگرايي اکولوژيک: نوگرايي اکولوژيک ريشه در تفکرات مدرنيسم دارد و از لحاظ طيف و نوع نگرش به مسايل زيست محيطي مي‌توان آن را جز طيف فکري فن محورانه15 طبقه بندي نمود. نوگرايي اکولوژيک ديدگاهي است که خطرات اکولوژيکي ناشي از عدم واقع بيني و جامعيت بازار را تشخيص داد و عقيده دارد که نوگرايي سرمايه‌داري داراي پتانسيل خود اصلاحي است. منشاء نوگرايي اکولوژيکي عبارت است از يک برنامه تنظيم شده جهت‌دار که توسط دولت آلمان در واکنش به بارانهاي اسيدي در دهه 1980 و ژاپن در دهه 70 به کار گرفت. نوگرايي اکولوژيکي از اواسط دهه 1980 در تداوم برنامه پذيرش دستور 21 تبديل به رويکرد غالب شد (Adams.W,2001,P110). با عنايت به اين بنيانهاي فکري اساس تفکرات آنها را به شرح زير مي‌توان تشخيص داد:
1) تأکيد بر اصلاح تا تغيير (پذيرش روندهاي رشد و توسعه موجود)
2) تأکيد بر نقش تکنولوژي در حفظ و حمايت از محيط زيست
3) پذيرش نقش بازار عليرغم انتقادات از عملکرد آن
4) تأکيد بر عقلانيت
مبتني بر تئوري عمومي نوسازي، جامعه به دو بخش سنتي و مدرن تفکيک مي گردد. مبحث تئوري مدرنيسم بر برشماري ويژگيهاي جوامع سنتي و مدرن و نحوه گذار از يک جامعه سنتي به جامعه مدرن متمرکز است.
نوگرايان اکولوژيک داراي ديدگاه اصلاح‌گرايانه‌اند که خطرات اکولوژيک ناشي از عدم جامعيت بازار را درک اما در درون ساختار سرمايه‌داري ويژگي‌هايي وجود دارد که به آن خصيصه اصلاح‌گرايانه مي‌دهد. به همين دليل نيز اسپارگرن و مول16 اعتقاد دارند که مبتني بر نوسازي اکولوژيکي امکان غلبه بر بحرانهاي زيست محيطي بدون ترک مسير نوسازي وجود دارد. (Adams,2001,p.112)
بطن تفکرات نوگرايان اکولوژيک را الگوهاي فن محورانه تشکيل مي‌دهد. نوسازي اکولوژيک فرض مي‌کند که روند نوسازي سرمايه‌داري را مي‌توان از طريق تنظيم دقيق بازار، دولت و تکنولوژي اصلاح کرد. لذا رويکردي فن محور محسوب مي‌گردد که به دنبال بهبود برنامه‌ريزي، مديريت و تنظيم و بهره برداري بهتر انسان از محيط است. نوسازي اکولوژيکي فرض بر تداوم رشد اقتصادي سرمايه داري دارد اما با دقت به تنظيم موارد تکنولوژيکي و مرزها مي پردازد. بر اين مبنا، هاجر17 عنوان مي‌کند که نوگرايي اکولوژيکي نيازمند مفاهيم علمي اجتماعي و اقتصادي خاص است که موضوعات زيست محيطي را قابل محاسبه ساخته و انتخاب هاي اجتماعي عقلايي را تسهيل کند. (Ibid,p.136-111)
در اين رويکرد، مفهوم پايداري به اين مفهوم است که چگونه جامعه مي بايست تعامل با محيط طبيعي را عقلايي سازد. مورفي18 عقلانيت را ابزاري تعريف مي‌کند که در آن انديشه ورزي آگاهانه به عنوان ابزاري براي دستيابي به نتيجه و جهت گيري آن بر مبناي پيش بيني و محاسبه پيامدها است. لذا ناتواني محيط توأم با صنعتي شدن ناشي از اشتباهات طراحي است و شکست در عقلانيت مديريت زيست محيطي آن چنان که مورفي اشاره مي‌کند به دليل عدم محاسبه فاکتورهاي اکولوژيکي است که به توسعه عقلانيت به اندازه کافي، به ويژه از لحاظ ديرپايي پرداخته نشده است. بنابراين مدرنيزاسيون/نوگرايي اکولوژيک به تشديد عقلايي نمودن شرايط اکولوژيکي تحت شرايط سرمايه داري مي پردازد.
بديهي است که اين نگرش با انتقاداتي مواجه است. بخش عمده اين انتقادات ريشه در نقد نوگرايي دارند. اولين و بزرگترين نقد در اين راستا، نگرش خطي موجود در تفکرات نوسازي و به تبع آن نوسازي اکولوژيک است (Adams,2001,p186).
2-2-2-2- ديدگاههاي ميانه رو
2-2-2-2-1- مردم گرايي نوين محيط زيستي19: ايده اصلي و مرکزي مردم گرايي نوين، اهميت ويژه قايل شدن براي مردم است. اگرچه نقش آنها در تصميم گيريها متفاوت است و اين نکته اي است که در تعريف توسعه پايدار نيز برجسته شده است. اين تفکر ابتدا در اروپاي شرقي و قبل از جنگ جهاني اول ظاهر شد. اين ايده در بردارنده طيفي از عقايد است که به دنبال الگويي از توسعه مبني بر افراد پيشگام در مقياس کوچک، در بخش صنعت و کشاورزي است( Adams,2001,p114). اين عقايد در دهه 1970 به صورت عمده مطرح شده و در نگرشهاي توسعه جايگاه ويژه اي يافت. مهم ترين نکات موجود در اين تفکر آنچنان که UNEP اشاره مي کند تأکيد بر تمرکززدايي در بوروکراسي، تمرکززدايي در توسعه (دستيابي به توسعه پايدار در مقياس محلي) خوداتکايي، اولويت بخشي به تأمين نيازهاي انساني و مشارکت عمومي است. اين نگرش از ويژگي‌هاي زير بهره

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره توسعه منطقه، سلسله مراتب، روابط شهر و روستا، منابع محدود Next Entries تحقیق رایگان درباره مشارکت مردم، سلسله مراتب، کانون توجه، منابع قدرت