تحقیق رایگان درباره افغانستان، کانون توجه

دانلود پایان نامه ارشد

ارتدوکس، انجيلي‌ها، ارمني‌ها، سرياني‌ها، ارمني‌هاي پروتستان و ارمني‌هاي سرياني. از اين تعداد، بزرگ‌ترين و مهم‌ترين آنها شيعيان، اهل تسنن و مسيحيان هستند که امتيازات بر اساس نسبت جمعيتي اين سه طايفه تقسيم‌بندي مي‌شود. در سال 1932م قانوني به نام “قانون طايفگي” به تصويب رسيد که بر اساس سرشماري، قدرت در ميان سه طايفه شيعه، سني و مسيحي به نسبت 20، 30 و 50 درصد تقسيم شد. اين ساختار اجتماعي و سياسي، الزامات خاصي براي شيعيان در عرصه سياسي به وجود آورده است. اين وضعيت در لبنان موجب شده است حتي حزب‌الله به‌صراحت اعلام کند که تصميمي براي ايجاد نظام سياسي مشابه ايران در آن کشور ندارد و حمايت از وضع موجود و تلاش براي ايجاد يک دولت نسبتاً مستقل و ملي در لبنان را هدف خود قرار دهد. اين شرايط را به شکل محدودکننده‌تري در برابر شيعيان در عرصه سياسي افغانستان و پاکستان نيز مي‌توان ديد. در مجموع، اين تفاوت‌هاي جمعيتي يکي از عوامل مهم ژئوپليتيکي اثرگذار بر انديشه سياسي و الگوي سياسي مورد حمايت شيعيان است؛ به طوري که بسياري از آنان معتقدند استقرار دمکراسي مي‌تواند فرصت‌هاي مناسبي براي فعاليت سياسي اقليت‌هاي شيعه در اين کشورها فراهم آورد؛ زيرا تلاش براي تحقق حکومت ديني به معناي تلاش براي حاکميت جرياناتي از اهل سنت خواهد بود که شيعيان را کافر و خون آنها را مباح مي‌دانند. بنابراين، دفاع از يک حکومت دموکراتيک مي‌تواند با توجه به ساختار جمعيتي شيعيان، الگوي مطلوب‌تري براي آنان باشد.
-قدرت معارضان داخلي: هرچند وضعيت جمعيت و دارا بودن اکثريت، اهميت خاصي دارد، جايگاه قدرتي اقليت‌ها در مرزهاي سرزميني نيز در شکل دادن به انديشه گروه اکثريت مؤثر است. انقلاب اسلامي در ايران در بستر جمعيتي نسبتاً همگوني شکل گرفت و حمايت اکثريت قاطع اقشار اجتماعي و گروه‌هاي داخلي از آن، در زمينه‌سازي براي به فعليت رسيدن الگوي حداکثري شيعه در دوران غيبت، يعني ولايت فقها نقش مهمي داشت. در واقع، هرچند الگوي حکومت ديني مخالفاني داشت، اگر آمار رفراندم تعيين نوع نظام سياسي، همچنين آمار انتخابي قانون اساسي ج.ا.ا را که در آن ولايت‌فقيه به تصويب رسيد محاسبه کنيم، اين اقليت، قدرت اثرگذاري بالايي نداشت. در حالي که اقليت‌هاي سني عراق از نظر کمّي، جمعيت بسيار کوچک‌تري را تشکيل مي‌دهند، اما به دليل قرار داشتن در قدرت طي تاريخ عراق از دوران‌هاي گذشته و به‌ويژه در دوران حزب بعث، از اثرگذاري بيشتري برخوردارند. اقليت‌هاي سني بحرين نيز با استقرار خاندان آل‌خليفه (متمايل به آل‌سعود) توانستند معارض جدي با الگوي مطلوب و حداکثري شيعيان باشند. در حال حاضر نيز با بيداري اسلامي و با وجود تلاش‌هاي دموکراتيک مردم بحرين، هنوز شاهد ديکتاتوري اقليت سني در بحرين با حمايت آل‌سعود هستيم. در لبنان و ديگر کشورها نيز اين وضعيت با شدت بيشتري وجود دارد. شيعيان نيز به خوبي مي‌دانند که با معارضان مهمي براي احياي الگوي خاص خود روبه‌رو هستند. در مجموع، اين وضعيت نيز از ديگر عوامل اثرگذار بر تفاوت ديدگاه شيعيان در عرصه سياسي است.
-وضعيت منطقه‌اي: وضعيت منطقه‌اي شيعيان، يکي ديگر از عوامل اثر‌گذار بر نوع نگرش سياسي آنهاست. انقلاب ايران در شرايطي به پيروزي رسيد که حساسيت‌هاي مذکور در همسايگان کمتر بود و شرايط منطقه‌اي متفاوتي با شرايط کنوني وجود داشت. اما دولت عراق در همسايگي کشور‌هايي همچون عربستان و اردن و سوريه قرار دارد که هر سه کشور با روي کار آمدن يک دولت شيعي، مخالفند. به‌ويژه عربستان با همه توان در سطح منطقه با طرح وهابيت، به شيعه‌ستيزي روي آورده و بعد از سقوط صدام نيز با نفوذ در جامعه بحراني عراق، به‌شدت در عرصه سياست اثر‌گذار است. بديهي است کشورهاي نام‌برده به ‌شدت به تحولات سياسي کشور عراق حساس هستند و همه توان خود را براي جلوگيري از ايجاد يک دولت ايدئولوژيک شيعي به کار خواهند بست. اين وضعيت را در بحرين به طور بارزتري مشاهده مي‌کنيم. حمايت‌هاي عربستان ـ همان‌طور که گفتيم ـ و کشورهاي حوزه خليج‌فارس، از هرگونه تحول در بحرين که به نفع اکثريت شيعيان باشد، به‌شدت ممانعت مي‌کنند. وهابيت و سلفي‌هاي تکفيري که از سوي عربستان حمايت مي‌شوند، با کافر دانستن شيعيان، مهم‌ترين عامل بالقوه تهديدکننده شيعيان در منطقه محسوب مي‌شوند. وهابيان، شيعه را به عنوان يکي از مذاهب اسلامي نمي‌پذيرند و از نظر آنان، مفهوم تشيع گاه با مفاهيم کفر و شرک برابر است. اين مسئله سبب شده است تا وهابيت به يکي از بزرگ‌ترين چالش‌هاي شيعيان تبديل شود. موضع سياسي و ديدگاه وهابيان در برابر شيعيان را مي‌توان در نمونه‌هايي از فتواهايي که مفتيان اين گروه صادر کرده‌اند، دريافت. “شيخ بن باز”، مفتي اعظم پيشين عربستان سعودي، درباره تشيع چنين اعتقاد داشت: تشيع، ديني متفاوت و مجزا از اسلام است و همان‌گونه که مصالحه اهل تسنن با يهوديان، مسيحيان و بت‌پرستان امکان‌پذير نيست، سازش شيعيان يا رافضيان با اهل تسنن نيز غيرممکن است. از ديدگاه بسياري از علماي وهابي، اِعمال شيوه‌هاي خشونت‌آميز بر ضد شيعيان، مثل اجبار به ترک عقيده، سرکوب، تبعيد و قتل، امري جايز است. کشور لبنان نيز در سواحل شرقي درياي مديترانه، در همسايگي فلسطين اشغالي قرار دارد و هرگونه تحول در آن کشور، با امنيت رژيم صهيونيستي گره خورده است. لذا تقويت شيعيان در منطقه مي‌تواند تهديدات جديدي براي رژيم غاصب به وجود آورد و به‌ويژه ايدئولوژي ضد صهيونيستي شيعيان، زمينه تهديد رژيم صهيونيستي را افزايش مي‌دهد. همچنين کشورهاي عرب همسايه لبنان، همچون اردن نيز به‌شدت نگران هر نوع قدرت‌گيري شيعيان در لبنان هستند. بنابراين، همان‌طور که در ساليان گذشته صحنه سياسي لبنان محل اصلي منازعه کشورهاي مذکور بود، در آينده نيز اين کشورها با حساسيت، اين تحولات را دنبال مي‌کنند و به‌آساني اجازه تحول سياسي در اين کشور به نفع شيعيان را نمي‌دهند. تحولاتي از قبيل ظهور انقلاب اسلامي در ايران، اشغال عراق توسط ارتش ايالات متحده، جنگ سي‌وسه‌روزه بين رژيم صهيونيستي و حزب‌الله لبنان و … موضوع و موقعيت شيعيان منطقه را در کانون توجهات منطقه‌اي و جهاني قرار داده است. اين تحولات باعث شده است بسياري بيم آن را داشته باشند که با تشکيل به اصطلاح “هلال شيعي” مؤثر توسط شيعيان ايران، عراق، لبنان و به‌طورکلي شيعيان ساکن در منطقه خليج‌فارس و خاورميانه، در عمل، عرصه بر حکومت‌هاي عمدتاً سني‌مذهب تنگ‌تر، و منافع آنها در آينده تهديد شود. در مجموع، اين مباحث، شرايط منطقه‌اي جديدي براي شيعيان فراهم آورده است، به طوري که هر نوع اقدام آنها واکنش‌هاي منطقه‌اي را به دنبال دارد که اين ملاحظات نيز در الگوي سياسي مورد
نظرشيعيان موثراست.
-عوامل بين‌المللي: نظام بين‌المللي و فضاي سياسي بين‌المللي، موانع جدي براي هرگونه تحول در بحرين به نفع شيعيان محسوب مي‌شود و رژيم آل‌خليفه به دليل ارتباطات استراتژيک با غرب، موفق به سرکوب شيعيان شده است؛ اما در عين حال، اين شرايط بين‌المللي در کشورهايي همچون عراق و افغانستان، به دليل تخاصم رژيم‌هاي مذکور با غرب، به نفع شيعيان عمل کرده است؛ به طوري که فضاي سياسي بين‌المللي و توان نظامي آمريکا در سرنگوني رژيم صدام‌حسين و استقرار اين نيروها در عراق، يکي از عوامل به قدرت رسيدن شيعيان در اين کشور بوده است. همچنين سقوط طالبان در افغانستان در ارتقاي جايگاه سياسي شيعيان مؤثر بوده است. هرچند آمريکا در بسترسازي پيروزي شيعيان در منطقه نقش مهمي دارد، اما نمي‌توان گفت اين امر وضعيت مطلوبي براي آمريکاست؛ زيرا ايدئولوژي ضد امپرياليستي و ضد صهيونيستي گروه‌هاي شيعي همواره تهديدي بالقوه براي منافع آمريکا در منطقه محسوب شده است. آمريکا تلاش مي‌کند تا با تضعيف نيروهاي راديکال و تقويت نيروهاي ميانه‌رو و سکولار شيعي، اين بحران را مديريت کند که درک اين شرايط نيز در نوع الگوي سياسي مورد حمايت شيعيان بسيار بااهميت است.(همان:42)

4-19-تفکرات اسلامي در ترکيه: مختصات اسلام بايد از دو زاويه بررسي شود. يک زاويه شريعت و ديگر از زاويه طريقت. از زاويه شريعت گرايش هاي رفتاري در ترکيه بسيار عميق، محکم و سخت است. از لحاظ طريقت برعکس است، اين رويه با بخش عمده گرايش هاي سياسي در ترکيه، بسيار نرم و ملايم و سازگار است. در ترکيه ما با سه جريان اصيل ديني مواجه هستيم. اهل سنت که اکثريت را دارند، جريان هاي علوي که از لحاظ تعداد دوم هستند و شيعيان که سومين گروه مذهبي مهم در ترکيه هستند. بنابر اين در مختصات ديني در ترکيه بايد توجه کرد همانطور که بين شريعت و طريقت رفتار متفاوتي را شاهد هستيم، در گرايش هاي اين سه مذهب يا دو مذهب (اگر علويان و شيعيان را در يک گروه جمع کنيم) هم رفتارهاي متفاوتي را شاهد هستيم. هنوز وجه غالبي که بتواند مختصات کامل جامعه ديني ترکيه را تعريف کند وجود ندارد. سازمان هاي رسمي در اين زمينه وجود دارند که متوليان امور مذهبي هستند، اما واقعيت آن است که آنها هم به تنهايي نمي توانند وزن تعيين کننده اي را براي ترکيه داشته باشند. اگرچه با ارکان اجرايي در شريعت تسلط دارند. در کشور ما لائيسيته را به جدايي دين از سياست ترجمه مي کنند، اما در بطن اين عبارت تقابل سياست با دين نهفته است. در ترکيه با توجه به اين که احزاب اسلام گرا و احزابي که گرايش مذهبي دارند، حدود ?? تا ?? سال سابقه دارند، چگونه تعريف شده است. به عبارتي ديگر با توجه به اين که، کماليزم يکي از اصولش جدايي دين از سياست بود، چگونه مي توانند هم به کماليزم پاي بند باشند و هم به تحزب و ضمناً اين احزاب هم گرايش هاي مذهبي دارند. اين ? عنصر چگونه با هم ترکيب شده است. در ترکيه روي لائيسيسم تأکيد مي شود زيرا مورد اعتراض اتحاديه اروپايي هم قرار گرفته است. يکي از اعتراض هاي اتحاديه اروپايي به رفتارهاي غيرديني در ترکيه همين است که دارند دين را از متن دولت خارج مي کنند و اتحاديه اين مسأله را خطرناک مي داند. حتي اتحاديه اروپايي بعد از رنسانس هم در اروپا دين را از بطن دولت و متن حاکميت جدا نکردند، بلکه در اختيار حاکميت گذاشتند. بنابر اين در ترکيه نمادهاي لائيک حاکم است نه سکولار. اين جدايي بدون تضاد را در ترکيه بايد مدنظر قرار دهيم. اما اين مختص به يک گرايش در ترکيه است. گرايش هاي ديگر در ترکيه همچنان به سکولاريسم علاقه نشان مي دهند. در واقع دين را نمي شود از بطن جامعه ترکيه خارج کرد. کشوري که بيش از ? قرن پرچمدار اسلام بوده است. بنابر اين جريان هاي لائيک، جريان هاي محدودي هستند و ضمناً تسلط دارند اما رفتارهاي آنها دوام ندارد. علت به وجود آمدن جريان هاي اسلامي در ترکيه هم همين مسأله است يعني تن دادن يک نظام لائيک به احزاب اسلامي به علت محدود شدن برد و نفوذ و حوزه تأثيرگذاري آن اصول است.(دولت آبادي:185:1383)
جامعه مسلمان ترکيه از لايه هاي هويتي مختلفي شکل گرفته است. يکي از مهمترين لايه هاي موثر در سپهر فرهنگي، سياسي اين کشور، شبکه هاي طريقتي و جماعت هاست که بدون درک عمق، ابعاد و کارکرد آنها، تحليل روندهاي فرهنگي- سياسي اين کشور سخت و دشوار مي باشد. به عبارتي از منظر تحليل جامعه شناسي سياسي، نمي توان مناسبات قدرت را در ترکيه، بدون توجه به اين لايه هويتي تحليل کرد. اکثريت احزاب و گروه هاي سياسي براي رسيدن به قدرت يا حفظ آن در تلاشند وابستگي خود را به يکي از اين طريقت ها و جماعت هاي مطرح نشان دهند. هريک از احزاب يا نخبگان سياسي به نوعي در صدد جستجوي مشروعيت مذهبي براي خود درون نظام سياسي غير ديني هستند. مهمترين نقش اين طريقت ها، تاثير بر روندهاي انتخابات است. از اين رو‏، صحنه سياسي به محلي براي چانه زني نخبگان سياسي يا رهبران و شيوخ طريقت براي کسب محبوبيت نزد مردم تبديل شده است. يکي از اين شبکه ها که تاثير چشم گير بر رويکردها ي فکري و فلسفي جامعه ديندار ترکيه داشته و حتي مدتي است که چارچوب هاي انديشه سياسي حزب حاکم عدالت و توسعه رامتاثر کرده بود، جماعت و يا طريقت نورجي به رهبري

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره افغانستان، جهان اسلام، طبقه حاکم Next Entries تحقیق رایگان درباره حزب عدالت و توسعه، فتح الله گولن، جهان اسلام، افغانستان