تحقیق رایگان درباره افغانستان، فرهنگ و تمدن

دانلود پایان نامه ارشد

مي کردند و تأسيس دادگاه اسلامي به سبک طالبان به عنوان جايگزين جرگه در وانا مي باشد. هم چنين بيش از صد نفر از حاميان دولت پاکستان و موافقان اشغال افغانستان در منطقه تحت کنترل محسود که از آن به عنوان طالبانستان نام برده مي شود، گردن زده شدند. پيروان او سعي در ايجاد ارعاب در ميان مردم منطقه دارند.
محسود در سال 2007 در مصاحبه با خبرگزاري الجزيره اعلام کرد معجزه جهاد را با حمله به نيويورک و واشنگتن و لندن به نمايش خواهد گذاشت. هم چنين خبرگزاري آسوشيتد پرس از قول محسود اعلام کرد به زودي به واشنگتن حمله خواهيم کرد و با اين حمله همه جهانيان را متحير خواهيم ساخت. او مأموريت خود را ادامه جهاد در افغانستان و پاکستان و انتقام از حملات آمريکا اعلام کرد. تحليل گران سي آي اي و ساير آژانس هاي اطلاعاتي معتقدند محسود و القاعده ارتباطات نزديکي با يکديگر دارند فصل مشترک اقدامات مدارس مذهبي و گروه هاي تروريستي پاکستان، نشر و گسترش راديکاليسم اسلامي مي باشد. بايد در نظر داشت مدارس مذهبي پاکستان همراه با اردوگاه هاي آموزشي گروه هاي تروريستي با تربيت نيروهاي راديکال، موجب انتقال ايدئولوژي افراط گرايي از سطح داخلي به سطح منطقه اي مي شوند که در ذيل به آن پرداخته خواهد شد.(همان:49)
– تأثير راديکاليسم اسلامي در پاکستان: طي سال هاي اخيرکشور پاکستان صحنه جولان پديده اي به نام راديکاليسم اسلامي بوده است. اگر چه در ظاهر، حوزه جغرافيايي اين پديده به درون مرزهاي اين کشور محدود مي شود اما در عمل نفوذ و تأثير آن در سطح منطقه و حتي سطح جهاني نيز امري غير قابل انکار مي باشد. مدارس مذهبي پاکستان با تلقين فکري و ايدئولوژيکي به جوان ها براي تندروتر شدن و تبليغ عمليات تروريستي، اين کشور را به مهد تفکرات راديکال تبديل کرده است. در کنار مدارس مذهبي بايد به گروه هاي تروريستي حاضر در خاک پاکستان که با ترکيب فرهنگ کلاشينکف و ايدئولو‍ژي جهاد عليه دارالکفر به منبع ديگر گسترش ايده هاي افراطي تبديل شده اند، نيز اشاره نمود. بايد در نظر داشت مدارس مذهبي و گروه هاي تروريستي پاکستان در حکم زنجير اتصال نيروها و تفکرات راديکال داخل اين کشور با مبارزان افراطي منطقه و بين المللي مي باشند. در سطح منطقه ارتباط تنگاتنگ پاکستان با طالبان در افغانستان و هم چنين تأثير آموزه هاي راديکال بر تقويت جريان افراطي ميان مبارزان کشميري قابل ذكر مي باشد. حضور مبارزان القاعده در کشمير، ارتباط اعضاي اين سازمان با گرو هاي تروريستي پاکستان و همکاري القاعده با اين گرو هاي افراطي در انواع حوادث تروريستي و هم خواني آموزه هاي افراطي مدارس مذهبي پاکستان با ايدئولوژي القاعده تحت عنوان جهاد، حاکي از پيوند ناگسستني ميان سازمان القاعده و جريان راديکاليسم اسلامي در پاکستان دارد؛ به اين ترتيب راديکاليسم اسلامي پاکستان در سطح بين المللي نيز با تهديد امنيت جهاني جلوه هايي از خود را آشكار مي نمايد؛ از همين رو است که بابي سعيد از اين مسأله تحت عنوان ايجاد ” هراس بنيادين” نام مي برد. شکل گيري چنين ادبياتي در عرصه نظام بين الملل به معني جلوه هاي نظري و عملي است که انديشه هاي نادرست راديکاليسم اسلامي كه پاكستان نيز سهم عمده در تكوين و گسترش آن دارد توليد نموده است.(همان:51)
4-21-ورود اسلام به مصر و رويکردها: مصر تمدني 6000 ساله دارد و در 8000 سال ق . م قبيله اي در مصر سفلي اقامت گزيد. اولين فرعون آن يعني منس حکومت واحدي را بوجود آورد و آخرين آن دستور ساخت اهرام ثلاثه را داد در قرن سيزدهم قبل از ميلاد و در زمان خلافت عمر جزو قلمرو اسلامي گرديد. آئين قديمي مصريان بت پرستي بود و پس از تسلط امپراطور روم بر مصر، مسيحيت آئين تحميلي مصريان گرديد. اختناق فکري، مالياتهاي سنگين، تبعيض و شکنجه، عواملي بود که خشم و تنفر قبطيان و مردم مصر را بر عليه حکومت جائر روم برمي انگيخت که بر اثر اين عصيان به مذهب ارتدکس که نقطه مقابل مذهب رسمي حکومت روم بود، روي آوردند. استقبال قبطيان از آئين اسلام نيز خود مظهر اين روح استنکار و حريت طلبي بود و با ورود مجاهدين اسلام به سرزمين مصر، با وجود سد محکمي که از سوي حکام رومي مصر شوند و درمدت کوتاهي اين آئين رشد فزاينده اي در مصر يافت و در اندک زماني سرزمين بصورت يک کشور مسلمان نشين درآمد. مسلمانان بر حسب توصيه پيامبر اسلام (ص) با مصريان از در مسالمت و خوش سلوکي وارد شدند زيرا پيامبر اکرم (ص) به آنان فرموده بود: شما مصر را مي گشائيد نسبت به اهالي آن سامان نيکي کنيد چه آنان را حق خويشاوندي و دامادي است. رونق اسلام در مصر به حدي بود که در زمان حکومت عمر بن عبدالعزيز خليفه اموي تعداي مسيحيان آن بسيار کم و ميزان جزيه آن به مبلغ ناچيزي تنزل يافت. از همان روزي که اسلام وارد مصر شد تشيع نيز به مصر راه يافت و قبل از آنکه حضرت علي (ع) به خلافت برسد عده اي از يارانش را مصريان تشکيل مي دادند. حضرت علي (ع) قيس بن سعد و پس از او محمد ابن ابي بکر را به اداره مصر گماشت که اين دو صحابي حضرت علي (ع) از پايه ها و عوامل استقرار تشيع درمصر بودند و پرچم تشيع در مصر به اهتزاز در آمد. چندي نگذشت که عمرو عاص، مصر را پس از نبردي خونين فتح نمود و محمد بن ابي بکر را دستگير و پس از کشتن او جسدش را در ميان الاغ مرده اي قرار داده و آتش زد. با روي کار آمدن مروان بن حکم، زبان شيعيان مصري بسته شد و طرفداران او در مصر به دشمني با طرفداران علي و اهل بيتش پرداختند. در عهد متوکل عباسي، والي او در مصر به سال 236 قمري تمام شيعيان را به دستور متوکل اخراج نمود و آنان را به سوي عراق فرستاد. در قرن سوم هجري با وقوع قيام هايي، حرارت هايي در شيعيان بوجود آمد. روي کار آمدن فاطيمان مصر، نور اميدي براي پيروان اهلبيت بود در زمان فاطميان مصر از اقيانوس اطلس تا درياي سرخ و شبه جزيره عربستان و شمال عراق گسترش يافته بود. اين سلسله در نظر داشتند عباسيان را منقرض کنند اما وجود تفرقه و تشتت در دستگاه آنان اجازه چنين حرکتي را ندارد. پيشرفت صليبيون موجب محدوديت متصرفات دولت فاطمي بود. فاطميان تشيع را علني نمودند و دستور دادند بردر و ديوار شهر بنويسند،” خيرالناس بعد رسول الله (ص) علي بن ابي طالب (ع) ” در روز عاشورا مراسم حزن انگيز و در روز عيد غدير آيين هاي ويژه اي را بر پا نمودند. دراواسط قرن ششم هجري اين سلسله توسط ايوبيان انقراض يافت. ايوبيان به ترويج مذاهب چهارگانه تسنن پرداخته و با تشيع به شدت مخالفت نمودند و روز عاشورا را عيد مقرر کردند. با وجود رفتار فجيع و توام با قساوت، گرچه طرفداران شيعه در مصر کم شدند لکن هنوز پيروان اين آئين در مصر که اغلب مهاجرند به برپائي مراسم ويژه بزرگداشت اهلبيت و تعمير و بازسازي مشاهدي که به شيعه منسوب است، مشغولند. در قرون معاصر، شيعيان تحت تهاجم فرهنگي و تبليغات ضد شيعي قرار گرفته اند و نوشته هائي برعليه آئين آنها در مصر انتشار يافته است. چنانچه احمد امين کتاب فجرالاسلام و ضحي الاسلام را بر ضد شيعه نگاشت.(گلي زواره:342:1376)
در سال 1878م خديو مصر تحت فشار استعمارگران، کابينه اي را روي کار آورد که اکثر اعضاي آن اتباع اروپائي بودند و به کابينه اروپائي معروف بود. از سال 1882 انگلستان، مصر را مستعمره خود نمود و در سال 1922م بر اثر فشار مردم مسلمان مسلمانان مصر ، قرارداد شناسايي استقلال مصر امضا شد و در سال 1936م (1315 شمسي) که ملک فواد اول به قدرت رسيد، استقلال رسمي مصر حاصل شد با اين وجود انگلستان همچنان در مصر نفوذ داشت. در سال 1952م گروهي از افسران جوان به کودتايي عليه عليه ملک فاروق دست زده و عملا رژيم سلطنتي را به نظام جمهور تبديل کردند که پس از آن ابتدا سرلشکر محمد نجيب و سپس جمال عبدالناصر رهبري مصر را به عهده داشتند. ناصر گرچه از اسلام ياد مي کرد و قوانين اين آئين را رعايت مي نمود اما تکيه گاه اساسي اش ناسيوناليزم عرب و سوسياليزم بود. در زمان ناصر، مصر رهبري جهان عرب را به دست گرفت. با ملي شدن کانال سوئز از سوي جمال عبدالناصر، قواي انگليسي، فرانسو و رژيم اشغالگر قدس به مصر حمله نمودند. از وقايع ناگوار زمان ناصر، جنگ شش روزه اعراب و رژيم صهيونيستي است که در سال 1967م صورت گرفت و به شکست اعراب منجرشد. پس از مرگ ناصر، انورسادات به رياست جمهوري رسيد که در آغاز اعلام کرد سياست ناصر را دنبال خواهد نمود ولي به غرب روي آورد. نزديکي سادات به غرب و امريکا به حدي رسيد که امريکا در سال 1973م کوشيد صلحي يک جانبه بين مصر و رژيم صهيونيستي برقرار کند و در سال 1977م سادات به فلسطين اشغالي رفته و با رهبران غاصب و صهيونيستي به مذاکره بپردازد و در سال بعد با وساطت امريکا بين مصر و رژيم صهيونيستي در کمپ ديويد امريکا صلحي منعقد شد .(همان:346)
اقتصاد مصر بر کشاورزي و صدور نفت و منافع ناشي ازحق عبور کشتي ها از کانال سوئز ، کمک دول غربي و درآمدهاي ناشي از صنعت توريسم استوار است . محصول مهم کشاورزي آن پنبه است که 25% اراضي زراعي خود را به آن اختصاص داده است و مرغوبترين پنبه جهان درا ين کشور توليد مي شود . مصر بزرگترين توليد کننده برنج در قاره افريقا مي باشد . گندم و نيشکر نيز در آن به عمل مي آيد . نفت و فسفات و آهن از ذخائر معدني آن است . صنايع ذوب آهن ، فولاد ، کشتي سازي و توليد آلومينيوم در مصر پيشرفت زيادي نموده و از رونق خوبي برخوردار است. با وجود موقع جغرافيائي مناسب، منابع آبي فراوان، ذخائر و منابع معدني و کشاورزي و امکانات مناسب براي توسعه اقتصادي به جهت سياست غير اصولي در ده سال اخير، اين کشور دچار رکود اقتصادي شده و بسياري از مردم در سطح بسيار نازلي زندگي مي کنند. 25% افرادي که توانايي فعاليت دارند، بيکارند. مرکز حکومت مصر قاهره است که 15% سکنه مصر را در خود جاي داده و از شهرهاي بسيار قديمي جهان محسوب مي شود، 3 بندر مهم و استراتژيک اسکندريه، اسماعيليه و سوئز از ديگر کانونهاي شهري مصرمي باشد.(همان:351)
4-21-1-ريشه هاي انديشه هاي اسلامي در مصرکنوني: در دنياى اهل سنت، مصر نخستين جبهه بيدارى اسلامى را توسط پيشگامانى همچون سيد جمال، عبده، رشيد رضا و اخوان‏المسلمين پديد آورده است. دين و سياست در انديشه آنان به ويژه در نگاه سيد جمال و اخوانى‏ها درهم تنيده بوده و تفكيك آن دو از يكديگر ناممكن مى‏نمايد. پيشگامان بيدارى اسلامى در مصر، پرورش ‏يافتگان مكتب اسلام بودند كه با توجه به شرايط زمان و ظرفيت خويش نهضت بزرگي را شروع كردند. نخستين مصلح بزرگى كه جريان بيدارى اسلامى مصر مديون اوست، سيد جمال‏الدين اسدآبادى است. مرحوم سيد جمال‏الدين اسدآبادى را يكى از بنيان‏گذاران جنبش بيدارى عرب دانسته‏اند؛ چه اينكه گسترش نهضت ضداستعمارى و حس وطن‏دوستى در قرن سيزدهم مصر را مديون رهبرى او و شاگردانش به حساب آورده‏اند. او پس از گذراندن مراحلى از عمر خود در ايران، افغانستان، عراق، عثمانى، مصر و هند و آشنايى با فرهنگ و تمدن جديدغرب، در سال 1871 براى بار دوم به قاهره رفت و اين دوره از زندگى او كه هشت سال به طول انجاميد، نقش چشمگيرى در پيدايش نهضت ضداستعمارى مصر و پيدايش شاگردان و مريدانى داشت كه هر كدام پرچمدار نهضت ضداستعمارى و بيدارى اسلامى بوده‏اند. هرچند سيد جمال‏الدين به دليل انقلابى بودن و عمل‏گرا بودن فكر و انديشه‏اش را مثل يك نظريه‏پرداز در دستگاه منسجمى تنظيم نكرد، اما عمق انديشه و نظريه سياسى او همانند وسعت جغرافيايى عملش، بلند و چشمگير است.كرسى تدريس او در حلقه دانشورانى همچون عبده و ديگر شاگردان مصرى‏اش مكانت علمى او را در كنار حركت سياسي پر نفوذش نشان مى‏دهد. ارزش سيد جمال در اين بود كه به انديشه‏ها و آرمان‏هايش جان بخشيد و حيات را در جامعه بى‏روح خويش دميد و به تعبير مالك ‏بن نبى، انديشمند مغربى، اگرچه سيدجمال طرح كامل انقلابى را به مسلمانان ارائه نداد، اما ارزش اساسى حركت او در روحيه آرمان‏خواهانه‏اى نهفته بود كه توانست بذر آن را در شرق و غرب بيفشاند. از اين‏رو، همه ما مديون او هستيم.
سيد جمال و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره افغانستان، مدارس دخترانه، سپتامبر 2001، دانش آموختگان Next Entries تحقیق رایگان درباره دينى، حاكم، مسيحيت، تئوكراسى