تحقیق رایگان درباره اعراب مسلمان، کانون توجه، فتح الفتوح

دانلود پایان نامه ارشد

مصاديق مذاهب چهار گانه ناديده گرفت. اين مردم نبودند که مي توانستند مذاهب را در تعداد معيني محدود کنند، بلکه حکومت و دولت بود که مصاديق اين انحصار را مشخص مي کرد و در برخي از اوقات يکي از مذاهب را بر ديگري ترجيح مي داد و گاهي اگر پيروان يک مذهب به مقام فتوا و قضاوت مي رسيدند، مذهب مورد نظرشان را گسترش داده و در صدد عمومي کردن آن بر مي آمدند. به طور مثال مذهب حنفي به علت قدرت و امکانات پيروانش، بيشترين گسترش را در بين اهل سنت پيدا کرد، ابو يوسف، قاضي القضاة دولت عباسي که مورد احترام آنان بود، اين مذهب را ترويج مي کرد و عملاً کساني که منسوب به مذهب حنفي بودند، منصب قضاوت را احراز مي کردند.
مکتب حنفيه در عراق توسط شخصي بنام ابوحنيفه تاسيس شد، وي عالمي ايراني بود که تقريرات عربي را شاگردانش انجام مي دادند. جوهره تعاليم او همان بود که نخست از قرآن شروع کرده و کمتر ين توجهي به احاديث داشت. و سعي ميکرد که احکام خود را در امور مربوط به اوضاع و احوال موجود در عراق را با قرآن تطبيق دهد. در صورت مباينت حکم، وي بر اساس راي و اجتهاد خويش اقدام به فتوا مي داد اگر چه با قرآن اختلاف داشت. واين نظر با طبع بني عباس و ترکان عثماني سازگار بود که شريعت و قضاوت دستگاه خود را براساس آن ترسيم نمودند. اين مذهب در عراق و ايران و هند و آسياي مرکز رايج است.(ناس:754:1388)
مکتب مالکي توسط شخصي به نام مالک ابن انس در مدينه بنياد نهاده شد. وي احکام و عبادات را بر پايه موازين قرآن و حديث تواما قرار داد و در موردي که اين دو منبع ساکت بودند قاعده اجماع را پيروي مي نمود که آن قاعده از صدر اسلام در مدينه رايج و مستمر بوده است. مالک در مسايل غامض اصل قياس را ملاک قرار مي داد و اگر قياس و اجماع در امري تعارض مي کرد وي قاعده نفع را حاکم مي دانست.اين مکتب پيروان زيادي در شمال آفريقا و مصر و عربستان دارد.(همان:755)
مکتب شافعي توسط فردي مولود ايران تاسيس گرديد. اين مکتب براي حديث اهميت بيشتري قايل بود. و اگر تعارضي بين حديث و قرآن حاصل مي شد اصل حديث را ارجع مي دانست. به عقيده شافعيان مجموعه احاديث مظهر تمدن اسلام هستند و بنا بر اوضاع و احوال مملکت اسلامي، مناسبتر مي باشد. هر چند شافعي در زمينه حديث آزاد ترند اما عمل به راي را به هر صورت رد مي کند و تحقق و بحث در اصول دين را بطور کلي مردود مي شمارند. اين مکتب در مصر و شرق آفريقا و عربستان و فلسطين و هند واندونزي پيروان زيادي دارد.(همان:756)
مکتب حنبلي از سه مذهب ديگر ظاهري تر و خشک تر است. اين مکتب در بغداد در ايامي که هارون الرشيد خليفه بود، بوجود آمد. احمد ابن حنبل که يکي از شاگردان شافعي بود از اوضاع اجتماعي بغداد متاثر گرديد و مذهبي تاسيس کرد که از مشرب استادش سخت تر و خشکتر بود و نسبت به اجتهاد و عمل به راي مخالفت شديد ابرازداشت و با معتزله خصومتي خاص ورزيد و به نص ظاهر الفاظ قرآن و احاديث معتقد شده هيچ گونه تاويل و تفسيري را جايز نمي شمرد. فقه و عبادات حنابله در حجاز مخصوصا در مکه و و مدينه و سراسر کشور سعودي معمول و متبع است، زيرا که نهضت وهابي در دويست سال قبل براي احياي مذهب حنبلي بوجود آمد(همان:757)
4-2-اسلام و ايران: دين اسلام در عهد پيامبر(ص) در سراسر جزيره العرب اشاعه يافت. با فراگير شدن آيين اسلام در اين منطقه و پذيرفتن آن از سوي عرب ها، مسلمانان درصدد نشر اصول اعتقادي خود در ميان جهانيان و گسترش قلمرو اسلام برآمدند. البته اين عمل از زمان خود رسول الله(ص) با اعزام گروههاي تبليغاتي به سراسر دنيا آغاز شده بود. ايران و شام، که از نزديک ترين کشورها به جزيره العرب بودند، بيش از ساير نقاط در کانون توجه مسلمانان قرار گرفتند. مسلمانان توانستند در کمتر از بيست سال، بخش وسيعي از ايران زمين را زير سيطره اسلام در بياورند. آنچه در اين ميان اهميت دارد، استقبال ايرانيان از دين اسلام است. وقتي اسلام وارد ايران شد، بسياري از ايرانيان مسلمان شدند و تا آنجا به اين شريعت مقدس وفادار ماندند که امروزه اسلام دين رسمي کشور ايران است.(صابري همداني:104:1380)
ايرانيان مقيم يمن و بحرين که در عصر ساسانيان جزئي از حوزه امپراتوري ايران بودند نخستين گروه از ايرانيان هستند که در زمان حيات پيغمبر اکرم(ص) در اثر تبليغات اسلامي و آشنايي با مباني ارزشمند آيين اسلام، به اين دين گرويدند.(مطهري:79:1380)
رسول خدا(ص) با ارسال نامه به اهالي هجر (بحرين)، اسلام را بر ايشان عرضه کرد و از آنان خواست در صورت خودداري از پذيرش اسلام، جزيه بدهند. پيامبر براي اهالي بحرين احکام و شرايطي نيز مقرر کرد؛ مانند اينکه فرزندان خود را به آيين زردتشت در نياورند؛ اموال آنها براي خودشان باقي خواهد ماند، به جز اموال آتشکده ها که براي خدا و رسول خداست؛ براي مسلمانان خوردن ذبيحه ي زردتشتيان روا نيست و نکاح با زن زردتشتي جايز نمي باشد.(منتظري:177:1383)
حکومت يمن به هنگام دعوت رسول الله(ص) در دست باذان بن ساسان ايراني بود. باذان از جانب خسروپرويز بر يمن حکمراني داشت. وقتي حضرت رسول اکرم(ص) در سال ششم هجري خسروپرويز را به دين مقدس اسلام دعوت کرد، وي از اين موضوع سخت ناراحت شد و نامه را پاره کرد و به باذان (عامل خود در يمن) نوشت که نويسنده نامه را نزد وي اعزام کند. باذان نيز دو نفر به مدينه فرستاد تا پيام خسروپرويز را به پيامبر(ص) برسانند. ليکن وقتي نمايندگان در شهر مدينه بودند، رسول الله(ص)- از جانب غيب- خبر قتل خسروپرويز و به قدرت رسيدن شيرويه پسرش را به نمايندگان ايران داد و به آنها گفت: مملکت شما به زودي به تصرف مسلمين درخواهد آمد. شما به يمن باز گرديد و به باذان بگوييد اسلام اختيار کند. وقتي صحت قضيه بر باذان مشخص شد، وي مسلمان شد و سپس گروهي از ايرانيان که آنها را “ابناء احرار” (آزاد شدگان) مي گفتند، طريق مسلماني پيش گرفتند. اينان، نخستين ايرانياني هستند که وارد شريعت مقدس اسلام شدند.(مطهري:1380:78)
نخستين برخورد اساسي ميان ايرانيان و مسلمانان، در سال 12 هجري (633 م) روي داد؛ بدين صورت که مثني بن حارثه شيباني و سويدبن قطبه که هر دو از قبيله بکر بودند، به مرزهاي ايران هجوم آوردند و با کسب غنايمي بازگشتند. مثني بن حاريه پس از اين واقعه نزد ابوبکر آمد و از ضعف ايران و مساعد بودن اوضاع براي ورود مسلمانان به کشور گزارش داد. ابوبکر نيز خالدبن وليد را به همراه لشکري روانه ايران ساخت. البته پيش درآمد فتوحات مسلمانان، در ايران واقعه اي بود که پيش از اين در ذوقار روي داد و اعراب مرزنشين توانسته بودند لشکر اعزامي ساسانيان را مغلوب سازند. نخستين حملات محکم مسلمانان به مرزهاي شاهنشاهي ساساني به فتح اُبُله (در حوالي بصره) به فرماندهي خالدبن وليد آغاز شد. خالد با حمله به اين منطقه و در جنگي با هرمزان (مرزبان اين ناحيه)، نخستين پيروزي را براي مسلمانان به ارمغان آورد. (مفتخري،زماني:27:1381)
پس از تصرف ابله اعراب مسلمان تعداد زيادي از مردم را اسير کردند، ليکن دهقانان ديار ترجيح دادند با مسلمانان صلح کنند و اين نخستين معاهده صلح با دهقانان ايراني است. خالد پس از تصرف روستاهاي اين ناحيه، عازم حيره (در جنوب کوفه) شد و آنجا را تصرف کرد. با فتح حيره کليد تصرف بين النهرين به دست مسلمانان افتاد. شهر حيره نخستين مکان از امپراتوري ساساني بود که از آنجا خراج يا به عبارت بهتر جزيه (190 هزار درهم) به دربار خلافت فرستاده شد. فتح حيره، پيروزي بزرگي براي مسلمانان به شمار مي رفت؛ از اين روي آنان با اشتياق فراوان متوجه اراضي سواد شدند.دولتمردان ساساني که تا آن زمان پيشروي مسلمانان تا حيره را حمله اي غارتگرانه از سوي بدويان براي کسب غنيمت مي پنداشتند، براي بازپس گيري حيره نيروي فراواني به سرکردگي بهمن جادويه گسيل داشتند که نتيجه اش شکست سپاه مسلمانان در نبرد جسر(13هـ.ق) و کشته شدن سردار سپاه اسلام ابوعبيده ثقفي بود. در اين نبرد، مسلمانان به رغم دليري و شجاعتي که به خرج دادند به دليل حضور فيل هاي قوي هيکل در سپاه ايران، پراکنده شدند و شکست خوردند. با پيروزي ايرانيان در نبرد جسر، حيره از دست مسلمانان بيرون آمد؛ اما هنوز مدتي نگذشته بود که مسلمانان در نبرد بُويب بر سپاه ايران چيره گشتند و دگر باره حيره را تصرف کردند(طبري:1380:491)
با فتح مجدد حيره، امپراتوري متزلزل ساساني که تا اين زمان حضور مسلمانان را خطري جدي تلقي نمي کرد، به شدت هراسناک شد و سپاهي عظيم به فرماندهي رستم فرخزاد در برابر مسلمانان آرايش داد. ليکن اين سپاه بزرگ و قدرتمند، در قادسيه(غرب کوفه) مقابل قشون اسلام شکست سختي متحمل شد و غنيمت هنگفتي به دست مسلمانان افتاد که در ميان آن، درفش کاويان نيز بود. با پيروزي مسلمانان در نبرد قادسيه (سال 14 هـ.ق) علاوه بر سقوط پايتخت- به ظاهر تسخيرناپذير- شاهنشاهي ساساني، شهرها و مناطق مرزي ايران يکي پس از ديگري در مدت کوتاهي به تسخير لشکريان اسلام درآمد. مسلمانان، به دنبال سپاه ايران خود را به مدائن رساندند و مدتي طولاني اين منطقه را در محاصره خويش گرفتند. تلاش هاي يزدگرد سوم، آخرين پادشاه ساساني، سودي نداشت. مردم نيز، که از اوضاع سخت و نابساماني محاصره به تنگ آمده بودند، به مصالحه با لشکر اسلام تن دادند. در نتيجه، تيسفون پايتخت زمستاني ساسانيان سقوط کرد و با اين واقعه، صداي انقراض امپراتوري ساساني در سراسر ايران طنين انداز شد. پس از پيروزي درخشان نيروهاي اسلام در قادسيه، دولت ساساني در جبهه هاي جلولا (روستايي نزديک بغداد فعلي) و نهاوند مقاومتي از خود نشان داد، اما اين مقاومت از سوي بخش اشرافي و فرادست نظام ساساني بود که در واقع براي منافع خويش مي جنگيدند نه بقاي ملک. با پيروزي مسلمانان در جلولا، تمامي مناطق اطراف دجله تحت سيطره سپاه اسلام درآمد و مسلمانان به مناطق داخلي ايران گام نهادند. اولين منطقه اي که اعراب در داخل خاک ايران فتح کردند، “سوق الاهواز” بود. هرمزان، مرزبان خوزستان، پس از آنکه به تحريک يزدگرد، عهد نامه صلح مسلمانان و پيروز (دهقانان اهواز) را نقض کرد، با آنان به جنگ پرداخت؛ ليکن شکست خورد و ايرانيان مجبور شدند تحت شرايط معاهده قبلي، دوباره با ابوموسي اشعري فرمانده مسلمانان صلح کنند. يزدگرد گمان مي کرد مسلمانان به دشت هاي منطقه خوزستان قناعت خواهند کرد، ولي با پيشروي اعراب با نامه و پيام از سردارانش درخواست، تا او را براي نبرد نهايي ياري کنند. سرداران بزرگ ايران، به دعوت پادشاه پاسخ مثبت دادند و از هر گوشه ايران، سپاهي گرد آمد و در نزديکي همدان(نهاوند) اردو زد. نهاوند، محل آخرين نبرد اساسي ميان دو سپاه ايران و اسلام و آخرين مقاومت منطقه ايرانيان در برابر مسلمانان بود (درسال 19 و به روايتي اواخر سال20هـ.ق) ايرانيان، با وجود آنکه نيروي فراواني براي مقابله گردآورده بودند، شکست هولناکي از سپاه اسلام متحمل شدند. مسلمانان پيروزي خود ايرانيان را در اين نبرد “فتح الفتوح” خواندند؛ زيرا پس از اين پيروزي، شاکله امپراتوري ساساني و قدرت مرکزي ايران در هم شکسته شد و ديگر سپاه و نيروي منسجمي براي مقاومت يکپارچه در برابر مسلمانان باقي نماند. به گفته مورخان، مقاومت برجسته و قابل ملاحظه ديگري در مسير فتوحات مسلمين پديد نيامد؛ مردم شهرها يا در مقابل فاتحان مقاومت نمي کردند و يا با اندکي مقاومت، تسليم شده و ميان اسلام آوردن و پرداخت جزيه مختار بودند. در نتيجه ديگر نبرد منظمي ميان ارتش ساساني و سپاه رخ نداد.با فتح نهاوند و همدان توسط مسلمانان (21 هـ.ق)، شرايط مناسب براي تسخير تمام ايران فراهم شد و نقاط مختلف يکي پس از ديگري به تصرف سپاه اسلام درآمد؛ به گونه اي که تا 31 هجري، مسلمانان تا سواحل آمودريا (شرقي ترين مرز ايران) پيش رفتند. پيشروي لشکريان اسلام در مناطق مرکزي، سرعت چشمگيري داشت و در کمتر از يک دهه، تمام سرزمين ايران- به جز طبرستان، ديلمان و برخي نواحي مرزي-تحت سيطره سياسي مسلمانان درآمد. در برخي شهرها مانند فارس و آذربايجان که از ديرباز مراکز ديني

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره جهان اسلام، فرهنگ و تمدن، منابع محدود، نفت و گاز Next Entries تحقیق رایگان درباره امام صادق، فرهنگ و تمدن، رفق و مدارا، نماز جماعت