تحقیق رایگان درباره اعتبار اسنادی، عرضه کننده، نام گذاری

دانلود پایان نامه ارشد

بایستی به صورت برگشت ناپذیر و تایید شده
(IRREVOCABLEANDCONFIRMED L/C ) باشد تا بانک دوم از قدرت پرداخت اعتبار اول اطمینان کافی یابد و بتواند آن را به عنوان وثیقه ای جهت اعتبار دوم قبول نماید. اگر بانک بازکننده اعتبار دوم خود اعتبار اول را تأييد کند حداکثر تضمین در این مورد به وجود می آید.
مبلغ اعتبار دوم معمولا از اعتبار اول کمتر است تا ذینفع اولیه ما به التفاوت را به عنوان سود خود برداشت نماید. همچنین سررسید و آخرین تاریخ حمل اعتبار دوم بایستی از اعتبار اول جلوتر بوده تا ذینفع اول بتواند به موقع قبل از سررسید و آخرین تاریخ حمل اعتبار اول اسناد مربوط به کالا را دریافت داشته و آن را به بانک ابلاغ کننده اعتبار اول ارائه دهد.
در قراردادهای زنجیره ای که چندین واسطه بین خریدار نهايی و عرضه کننده اصلی قرار دارد چندین اعتبار اتکايی توسط واسطه ها گشایش می یابد. در چنین مواردی اعتبار اول که پشتوانه گشایش سایر اعتبارات قرار گرفته به اعتبار ( OVERRIDING) موسوم می باشد.
8) اعتبار اسنادی ماده قرمز ( RED CLAUSE L/C )
اعتبار اسنادی ماده قرمز یا با شرط قرمز به اعتباری گفته می شود که ذینفع اعتبار می تواند قبل از ارسال کالا وجوهی را تحت شرایطی به صورت پیش پرداخت (حداکثر تا تمام وجه اعتبار) از بانک ابلاغ کننده یا تأييد کننده، دریافت نماید. علت این نام گذاری آن است که نخستین بار که این اعتبار گشایش یافت، بانک بازکننده جهت جلب توجه بانک ابلاغ کننده آن قسمت از متن قرارداد را در شرایط اعتبار، که پرداخت مقداری از وجه اعتبار به عنوان پیش پرداخت یا مساعده به ذینفع مجاز داشته بود با جوهر قرمز نوشته بود. از آن تاریخ به بعد اصطلاح اعتبار ماده قرمز متداول شد. باید توجه داشت که از زمان دریافت پیش پرداخت توسط ذینفع تا ارسال کالا و ارائه اسناد حمل کالا به پیش پرداخت، بهره بانکی تعلق می گیرد که بانک هنگام تسویه حساب آن را منظور می نماید.
پیش پرداخت در مقابل ضمانت نامه های مختلفی که از ذینفع دریافت می شود پرداخت می شود. این ضمانت نامه ممکن است یک تعهد ساده باشد یا تضمین های معتبر بانکی.
9) اعتبار اسنادی گردان ( Revolving L/C )
اعتباری است که پس از هر بار استفاده ذینفع، مبلغ آن خود به خود تا سطح اعتبار اولیه افزایش می یابد بدون آن که نیاز به دستور مجددی باشد.
به موجب این اعتبار به محض این که فروشنده اسناد حمل را ارائه داد و از اعتبار استفاده نمود عین آن اعتبار خود به خود برای او دوباره مفتوح می گردد.
اعتبار گردان می تواند نسبت به مبلغ اعتبار باشد یا نسبت به مدت (دوره) آن اما معمولا اعتبار گردان بیش تر نسبت به دوره مورد استفاده قرار می گیرد.
اگر در اعتبار گردان به ذینفع اجازه داده شود که در صورت عدم استفاده از مبلغ اعتبار ظرف مدت تعیین شده، بتواند حق ارائه اسناد آن ماه را در ماه های بعد برای خود محفوظ دارد، این گونه اعتبارات را « اعتبارات گردان تراکمی » COMULATIVE و در غیر این صورت آن را اعتبار گردان غیرتراکمی COMULATIVE NON – می نامند.

2-4)مقررات
  2-4-1) ساختار اينكوترمز
در سال 1990 براي سهولت درك، مقررات به چهار گروه مختلف پايه تقسيم شدند. گروه اول شرايطي كه فروشنده براساس آن كالا را در محوطه فعاليت خود به خريدار مي‌دهد “E”. گروه دوم شرايطي كه فروشنده كالا را در محل تعيين شده توسط خريدار به حمل كننده تحويل مي‌دهد“F”. گروه سوم شرايط و اصطلاحاتي كه فروشنده قرارداد حمل را بدون قبول ريسك مسئوليت فقدان يا خسارت وارد به كالا يا هزينه‌هاي اضافه هزينه‌هاي اضافه كه بعد از حمل و ارسال واقع مي‌شود منعقد مي‌كند “C” و نهايتاً گروه چهارم شرايطي كه براساس آن فروشنده كليه هزينه‌ها و مسئوليت آوردن كالا به مقصد را بعهده دارد “D”.
جدول زير براساس طبقةبندي مذكور تهيه شده است.

 گروه -E عزيمت خروج
Departure
تحويل در محل كار (محل تعيين شده)
EXW
گروه F- كرايه حمل اصلي پرداخت نشده
Main Carriage unpaid
تحويل به حمل كننده (محل تعيين شده)
FCA
تحويل در كنار كشتي (بندر مبدأ تعيين شده)
FAS
تحويل روي عرشه (بندر حمل تعيين شده)
FOB
گروه C- كرايه حمل اصلي پرداخت شده
Main Carriage paid
ارزش هزينه و كرايه حمل (بندر مقصد تعيين شده)
CFR
ارزش هزينه بيمه و كرايه حمل (بندر مقصد تعيين شده)
CIF
كرايه حمل پرداخت شده تا (مقصد تعيين شده)
CPT
كرايه حمل و بيمه پرداخت شده (مقصد تعيين شده)
CIP
گروه D- ورود
Arrival
تحويل در مرز (نام مرز تعيين شده)
DAF
تحويل از كشتي (بندر مقصد تعيين شده)
DES
تحويل در بارانداز (بندر مقصد تعيين شده)
DEQ
تحويل عوارض پرداخت نشده (مقصد تعيين شده)
DDU
تحويل عوارض پرداخت شده (مقصد تعيين شده)
DDP
جدول 2-1 : جدول ساختار اینکوترمز
2-4-2) تحويل در محل كار (محل تعيين شده) EXW (EX works)
EXW به معناي آن است كه فروشنده هنگامي كه كالا را در محل كار فروشنده يا محل ديگري كه معين شده است (يعني كارگاه، كارخانه،انبار، غيره) بدون اينكه كالا را براي صادرات ترخيص و بدون اينكه روي وسيله نقليه بارگيري كند، در اختيار خريدار قرار دهد، تحويل را انجام داده است.
اين اصطلاح نمايانگر حداقل وظيفه فروشنده است و خريدار بايد تمام هزينه‌ها و مسئوليتها و ريسك مربوط به دريافت كالا از محل كار فروشنده را بعهده بگيرد. البته اگر طرفين قصد داشته باشند كه فروشنده مسئول بارگيري كالا جهت ارسال باشد و مسئوليتها و كليه هزينه‌هاي ناشي از بارگيري را بعهده بگيرد بايد اين موضوع را صراحتاً در قرارداد فروش بگنجانند. اگر خريدار نمي‌تواند تشريفات صادرات را بطور مستقيم يا غيرمستقيم انجام دهد از اين اصطلاح نبايد استفاده كند و بايد بجاي آن از اصطلاح FCA استفاده كند مشروط براينكه فروشنده موافقت نمايد به هزينه و مسئوليت خود بارگيري را انجام دهد.
 2-4-3) تحويل به حمل كننده (محل تعيين شده) FCA (…named palce)
FCA   بدين معني است كه فروشنده كالا را پس از ترخيص براي صدور در محل معين به حمل كننده كه توسط خريدار معرفي شده است تحويل مي‌دهد. بايد متذكر شد كه محل تحويل انتخاب شده بر وظايف بارگيري و تخليه در آن محل تأثير مي‌گذارد. اگر تحويل در محل كار فروشنده انجام شود فروشنده مسئول بارگيري است و اگر تحويل در جاي ديگري اتفاق بيافتد فروشنده مسئول بارگيري نمي‌باشد.
اين اصطلاح را بدون توجه به نوع حمل از جمله حمل مركب مي‌توان بكار برد. «حمل كننده» يعني هر شخصي كه طبق قرارداد حمل اجرا يا تدارك اجراي حمل از طريق راه ‌آهن، زميني، هوايي، دريايي، آبراه داخلي يا تركيبي از انواع مذكور را متعهد مي‌شود.
اگر خريدار شخص ديگري را غير از حمل كننده براي دريافت كالا معرفي كند فرض بر اين است كه فروشنده وظيفه خود را با تحويل كالا به شخص مزبور به انجام رسانيده است.
 2-4-4) «تحويل در كنار كشتي»(بندر تعيين شده) FAS (….named port of shipment)
تحويل در كنار كشتي بدين معني است كه فروشنده موقعي كه كالا را در كنار كشتي در بندر حمل تعيين شده قرار مي‌دهد تحويل را انجام مي‌دهد. اين بدان معني است كه خريدار بايد كليه هزينه‌ها و مسئوليتهاي ناشي از فقدان يا خسارات وارد به كالا را از آن لحظه بعهده بگيرد.
اصطلاح FAS فروشنده را ملزم به ترخيص كالا براي صدور مي‌نمايد.
اين موضوع برخلاف نسخه قبلي اينكوترمز مي‌باشد كه خريدار ملزم به ترخيص كالا براي صدور بود.
البته اگر طرفين قصد داشته باشد كه خريدار كالا را براي صدور ترخيص كند. بايد اين موضوع صراحتاً در قرارداد فروش تصريح شود. اين اصطلاح فقط براي حمل دريايي يا آب راه داخلي قابل استفاده است.
2-4-5)تحويل روي عرشه (بندر تعيين شده) FOB (….named port of shipment)
«تحويل روي عرشه » بدين معني است كه فروشنده موقعي كه كالا از نرده كشتي در بندر حمل تعيين شده عبور مي‌كند تحويل را انجام مي‌دهد. اين بدان معني است كه خريدار بايد كليه هزينه‌ها و مسئوليتهاي ناشي از فقدان يا خسارات وارد به كالا را از آن نقطه متقبل شود. اصطلاح FOB ايجاب مي‌كند كه فروشنده كالا را براي صدور ترخيص كند. اين اصطلاح را مي‌توان فقط در حمل دريايي يا آبراه داخلي بكار برد. اگر طرفين قصد نداشته باشند كه كالا در نرده كشتي تحويل شود بايد از اصطلاح FCA استفاده كنند.
2-4-6) هزينه و كرايه حمل(بندر مقصد تعيين شده) CFR(….named port of destination)
«هزينه و كرايه حمل » بدين معني است كه فروشنده كالا را پس از عبور از نرده كشتي در بندر حمل تحويل مي‌دهد. فروشنده بايد هزينه‌ها و كرايه حمل لازم براي بردن كالا به بندر مقصد تعيين شده را بپردازد ولي مسئوليت فقدان يا خسارات وارد به كالا همچنين هرگونه هزينه اضافي ناشي از حوادثي كه بعد از زمان تحويل حادث شود از فروشنده به خريدار منتقل مي‌گردد.
اصطلاح CFR فروشنده كالا را ملزم به ترخيص كالا براي صدور مي‌نمايد. اين اصطلاح را فقط مي‌توان در مورد حمل دريايي يا آبراه داخلي بكار برد. اگر طرفين قصد ندارند كالا پس از عبور از نرده كشتي تحويل شود بايد از اصطلاح CPT  استفاده كنند.
 2-4-7) هزينه، بيمه و كرايه حمل (بندر مقصد تعيين شده)
CIF (….named port of destination)
«هزينه، بيمه، كرايه حمل » يعني کالا هنگامي كه در بندر حمل كالا از نرده كشتي عبور مي‌كند تحويل انجام می شود. فروشنده بايد هزينه‌ها و كرايه حمل لازم براي بردن كالابه بندر مقصد تعيين شده بپردازد. ولي مسئوليت فقدان يا خسارت به كالا همچنين هرگونه هزينه‌هاي اضافي ناشي از حوادثي كه بعد از زمان تحويل حادث شود از فروشنده به خريدار منتقل مي‌شود البته در CIF فروشنده بايد براي خريدار بيمه باربري دريايي در مقابل خطر فقدان يا خسارت فروشنده قرارداد بيمه را منعقد مي‌كند و حق بيمه را مي‌پردازد. خريدار بايد توجه كند كه طبق اصطلاح CIF فروشنده فقط ملزم به تحصيل حداقل پوشش مي‌باشد اگر خريدار خواستار پوشش بيشتري باشد بايد صراحتاً چنين توافقي را با فروشنده بعمل آورد يا اينكه به هزينه خود بيمه مازاد را فراهم كند.
اصطلاح CIF فروشنده كالا را ملزم به ترخيص كالا براي صدور مي‌نمايد.
اين اصطلاح را فقط مي‌توان در مورد حمل دريايي يا آبراه داخلي بكار برد.
2-4-8) كرايه حمل پرداخت شده ( تا مقصد تعيين شده)
CPT(….named place of destination)
«كرايه حمل پرداخت شده تا…» يعني فروشنده كالا را به حمل كننده منتخب خود تحويل دهد ولي فروشنده بايد هزينه حمل لازم براي بردن كالا را به مقصد تعيين شده بپردازد. بدين ترتيب خريدار بايد كليه مسئوليت‌ها و هر هزينه ديگري بعد از اينكه كالا تحويل حمل كننده شد متقبل شود.
«حمل كننده» يعني شخصي كه اجرا يا تدارك حمل از طريق راه‌آهن، حمل زميني، هوايي، دريايي، آبراه داخلي يا تركيبي از اين چند نوع حمل را در يك قرارداد حمل تعهد مي‌كند.
در صورتي كه براي حمل به مقصد از حمل كننده‌هاي بعدي هم استفاده مي‌شود مسئوليت هنگام تحويل كالا به اولين حمل كننده به خريدار منتقل مي‌شود.
اصطلاح CPT فروشنده كالا را ملزم به ترخيص كالا براي صدور مي‌نمايد. اين اصطلاح بدون توجه به نوع حمل از جمله حمل مركب قابل استفاده است.
 2-4-9)كرايه حمل وحق بيمه پرداخت شده (تا مقصد تعيين شده) CIP(…named place  of destination)
«كرايه حمل وحق بيمه پرداخت شده تا…» يعني فروشنده كالا را به حمل كننده منتخب خود تحويل مي دهد ولي فروشنده بايد علاوه بر آن هزينه حمل لازم براي بردن كالا به مقصد تعيين شده رابپردازد. بنابراين خريدار بايد كليه مسيو ليت ها و هزينه هاي اضافي بعد ازتحويل كالا را به ترتيب مذكور، متقبل شود البته درCIP فروشنده بايد براي خريدار در قبال خطرناشي از فقدان يا خسارت وارد به كالا حين حمل بيمه نامه تهيه نمايد. درنتيجه، فروشنده قرارداد بيمه را منعقد مي كند و حق بيمه آن را مي پردازد.
خريدار بايد توجه داشته باشد كه طبق اصطلاح CIP فروشنده ملزم به تحصيل بيمه با حداقل پوشش مي باشد. اگر خريدار خواستار پوشش بيشتري باشد بايد صراحتاً چنين توافقي

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره تجارت بین الملل، اعتبار اسنادی، مزیت نسبی، تجارت خارجی Next Entries تحقیق رایگان درباره حمل و نقل، مقررات بین المللی، حمل و نقل هوایی، مجلس شورای اسلامی