تحقیق رایگان درباره اطاعت عملی، کتاب مقدس، حق همسایه

دانلود پایان نامه ارشد

تو او را دوست بداری، من امین هستم و به تو پاداش نیک خواهم داد. ولی اگر او را دوست نداری، من داور هستم و تو را مجازات خواهم کرد» (کهن، 1382: 232 و 233).
از میان فرمان‌های الهی که در ده‌فرمان آمده است، چهار فرمان‌ آن‌ به‌ رفتار ما نسبت‌ به‌ خدا، و شش‌ فرمان‌ ديگر به‌ رفتار افراد‌ نسبت‌ به‌ مردم‌ مربوط‌ مي‌شوند (خروج 20: 1-20). و فرمان آخر در مورد رعایت حق همسایه و نهی از طمعورزی است: «به خانهی همسایهی خود طمع مورز و به زن همسایه ات و به غلامش و کنیزش و گاوش و الاغش به هیچ چیزی که از آن همسایه ات باشد طمع مکن. » (خروج20: 16-17). البته عهدعتیق فقط دستور نمیدهد که: تو نباید برادر و همنوعت را دشنام دهی، یا او را بیازاری، یا به صورتش تپانچه زنی. بلکه کلمات «در دلت» را اضافه میکند، تا بفهماند منظور منع و نهی کینهجویی و عداوتی است که در دل راه مییابد. و «دشمنی با همنوعان» یکی از سه گناه کبیرهای است که انسان را قبل از وقت از جهان به در میبرند: «نیرومند و پهلوان واقعی چه کسی است؟ آن کس که دشمنش را دوست خود میسازد» (کهن، 1382: 235-236).
ذکر این نکته لازم است که، از منظر عهد عتیق محبّت بدون قید و شرط نیست و به بت پرستان نباید محبّت کرد: به کسي که بت‏پرستي را تبليغ مي‏کند گوش نسپاريد و به او محبت نکنيد، و از او متنفر باشيد. بر چنين شخصي دل نسوزانيد. اگر خواست کيش شما را به بت‏پرستي تغيير دهد از او دفاع نکنيد و و واقعيت را مخفي نکنيد (تثنیه13: 8).
1. محبت به والدین
عهد عتیق در آيات متعدد و با عباراتی صريح، مؤمنان را به محبّت و نیکی به والدين توصيه نموده و از عاق ايشان بر حذر داشته اند: «هر يك از شما مادر و پدر خود را احترام نمايد و سبت های مرا نگاه داريد. من يهوه خدای شما هستم . » (لاويان 19 : 3)؛ «ای پسر من، اوامر پدر خود را نگاه دار و تعليم مادر خويش را ترك منما؛ آنها را بر دل خود دايماً ببند و آنها را بر گردن خويش بياويز. » (امثال 6 : 20 و 21. ؛ 1 : 8)؛ «پدر خويش را كه تو را توليد نمود گوش گير و مادر خود را چون پير شود خوار مشمار» (امثال 23 : 2).
در برخی آيات نيز به آثار ناخوشايند مترتب بر بی توجهی به حقوق يا عاق والدين توجه داده اند: «پدر و مادر خود را احترام نما تا روزهای تو در زمينی كه يهوه خدايت به تو می بخشد دراز شود. » (خروج 20 : 12)؛ «و هر كه پدر يا مادر خود را لعنت كند هر آينه كشته شود. » (خروج 21 : 17 و 15)؛ «كسی كه پدر و مادر خود را غارت نمايد و گويد گناه نيست، مصاحب هلاك كنندگان خواهد شد» (امثال 28 : 24).
كتاب تلمود نيز به عنوان شارح و مفسر عهدعتیق به وظيفه بسيار مهم فرزندان در قبال والدين، وجوب احترام اكيد ايشان حتی پس از مرگ آنها، لزوم مساعدت و دستياری آنها حتی در فرض ناتوانی و فقر فرزند و… توجه داده است: در مورد فريضه احترام به والدين، چه توانايی مالی داشته باشی و چه نداشته باشی، بايد، آن را انجام دهی، حتی اگر لازم شود كه به در خانه ها بروی و گدايی كنی. در اینباره دو كلمه از کتاب مقدس چشمگير است : ترس و احترام؛ ترس از پدر، عبارت از اين است كه فرزند در مكانی كه از برای پدر است نايستد، در جايی كه مخصوص اوست ننشيند، گفته او را تكذيب نكند و عليه او رأی ندهد. احترام به پدر بدين گونه ای است كه فرزند برای پدر، غذا و آشاميدنی و پوشاك و كاشانه تهيه كند و وی را در رفت و بازگشت از خانه كمك نمايد. خانه ای كه در آن به پدر و مادر احترام می نهند، مشمول لطف و عنايت الهی خواهد بود. هنگامی كه انسان به پدر و مادر خود احترام می گذارد، ذات قدوس متبارك می فرمايد: چنين است كه می گويی در ميان آنها به سر برده ام و ايشان به من احترام نموده اند، لكن هنگامی كه انسان والدين خود را رنج می دهد و پريشان حال می كند، ذات قدوس متبارك می فرمايد: چه خوب كه در ميان ايشان به سر نبردم، چون اگر در ميان آنان منزل می گزيدم، رنج می بردم. حتی در صورتی كه پدری با فرزند خود ستيزه كند و او را به خشم آورد، فرزند بايد خويشتن داری كند و عملی دور از احترام پدر انجام ندهد. احترام به والدين بايد بعد از مرگ ايشان نيز ادامه يابد. انسان بايد نسبت به پدر (و مادر) خود، چه در هنگام حيات و چه پس از مرگ وی ادای احترام كند. اگر بعد از مرگ پدر موقعيتی پيش آيد كه لازم شود پسر از او نقل كند، وی نبايد بگويد: پدرم اين طور گفته است، بلكه بايد چنين بگويد: پدرم و استادم كه ای كاش من كفاره مرگ او بشوم، چنين فرموده است. اين روش مربوط به دوازده ماه اول پس از مرگ پدر است . بعد از سپری شدن اين مدت، هرگاه كه نام پدر را می برد، بايد اين كلمات را بر زبان آورد: يادش برای حيات جاويدان جهان آينده به خير باشد (کهن، 1382).
2. محبت به همسر
در عهد عتیق نیز عباراتی دال بر ابراز محبت به همسر وجود دارد: «اکنون تو زیبا هستی‌ ای‌ محبوبه‌ من‌، اکنون تو زیبا هستی‌ و چشمانت‌ از پشت‌ بُرقِع‌ تو مثل‌ چشمان‌ کبوتر است‌ و موهایت‌ مثل‌ گله‌ بزها است‌ که‌ بر جانب‌ کوه‌ جلعاد خوابیده‌اند. دندانهایت‌ مثل‌ گله‌ گوسفندان‌ پشم‌ بریده‌ که‌ از شستن‌ برآمده‌ باشند و همگی‌ آنها توأم‌ زاییده‌ و در آنها یکی‌ هم‌ نازاد نباشد. لبهایت‌ مثل‌ رشته‌ قرمز و دهانت‌ جمیل‌ است‌ و شقیقه‌هایت‌ در عقب‌ بُرقِع‌ تو مانند پاره‌ انار است‌. گردنت‌ مثل‌ برج‌ داود است‌ که‌ به‌ جهت‌ سلاح‌ خانه‌ بنا شده‌ است‌ و در آن‌ هزار سپر یعنی‌ همه‌ سپرهای‌ شجاعان‌ آویزان‌ است‌. دو پستانت‌ مثل‌ دو بچه‌ توأم‌ آهو می‌باشد که‌ در میان‌ سوسنها می‌چرند، تا نسیم‌ روز بوزد و سایه‌ها بگریزد. به‌ کوه‌ مرّ و به‌ تلّ کندر خواهم‌ رفت‌. ای‌ محبوبه‌ من‌، تمامی‌ تو زیبا می‌باشد. در تو عیبی‌ نیست‌. » (غزل غزلها4: 1-7)؛ «اکنون تو زیبا هستی‌ ای‌ محبوبه‌ من‌، اکنون تو زیبا هستی‌ و چشمانت‌ مثل‌ چشمان‌ کبوتر است‌. » (غزل غزلها1: 15)؛ «رخسارهایش‌ مثل‌ باغچه‌ بَلَسان‌ و پشته‌های‌ ریاحین‌ می‌باشد. لبهایش‌ سوسنها است‌ که‌ از آنها مرّ صافی‌می‌چکد … دهان‌ او بسیار شیرین‌ و تمام‌ او مرغوبترین‌ است‌. این‌ است‌ محبوب‌ من‌ و این‌ است‌ یار من‌، ای‌ دختران‌ اورشلیم‌. » (غزل غزلها5: 13 و 16)؛ «ای دختر بشنو و ببین و گوش خود را فرادار، و قوم خود و خانة پدرت را فراموش کن، تا پادشاه مشتاق جمال تو بشود، زیرا او خداوند تو است پس او را عبادت نما. » (مزامیر45: 10-11).
3. محبت به غیر یهودی
در عهد عتیق، علاوه بر امر محبت به همنوع، فرمانی نیز دربارهی نهی از کینهجویی و دشمنی صادر شده است: «برادرت را در دلت دشمن مدار» (لاویان 19: 17). بیتفاوتی یا دشمنی نسبت به همسایه نوعی بیحرمتی به خدا تلقی میشود (پیدایش3: 12؛ 4: 9-10). همین اصل جامع را در تفسیر قانون زیر نیز یافت میشود: «اگر گاو یا الاغ دشمنت را یافتی که گم شده و سرگردان است، البته آن را به او بازگردان» (خروج 23: 4). مقصود از دشمن، یک غیریهودی بتپرست است. هر چند احساس مخالفت با بتپرستان ناگزیر در دل انسانهای خداپرست یافت میشود، مع ذلک این احساس نباید چندان قوی باشد که اصول انسانیت و نوعدوستی را زیرپا بگذارد و از میان ببرد. در بسیاری از موارد، تلمود به یهودیان اجازه میدهد که «به خاطر صلحدوستی و صلحجویی» از حدود مشخص قانون پا را فراتر گذارند، تا آنکه روابط حسنه بین افراد بر هم زده نشود: «ما نباید فقیران غیر یهودی را از برخورداری از خرده ریز محصول، بافههای فراموش شده و محصول گوشههای کشتزارها مانع شویم» (لاویان 19: 9 و 10). و دانشمندان یهودی این قانون را بدین گونه گسترش دادهاند که: باید به خاطر صلحدوستی و صلحجویی معاش مسکینان غیر یهودی را نیز مانند معاش مستمندان یهودی تأمین کنیم. همانطور که به عیادت بیماران یهودی میرویم، از بیماران غیریهودی نیز عیادت کنیم. و همان گونه که مردگان یهودیان را تشییع میکنیم مردگان غیریهودی را نیز با عزت و احترام به خاک بسپاریم (کهن، 1382: 233 و 234).
نظریهی دانشمندان یهود دربارهی اخلاقیات جنبهی همگانی و جهانی دارد، و تنها معطوف به افراد ملّت آنها نیست. در بسیاری در اندرزهای اخلاقی این دانشمندان کلمهی «بریوت»2 به کار رفته است که ترجمهی آن «مخلوقات خدا یا مردم و یا انسانها» است، و به هیچ وجه نمیتوان معنی محدودی را برای آن قائل شد. جملهی «مخلوقات (مردم) را دوست بدار»، اندرز محبوب هیلل بود. البته بعضی از این اندرزها به غیر یهودیان نیز صریحاً اشاره میکند. فیالمثل: «انسان نباید ذهن مردم را بدزدد و آنها را فریب دهد، حتی ذهن یک یهودی را»، «دزدیدن مال یک غیریهودی عملی شنیعتر است تا دزدی از یک یهودی، زیرا سرقت مال یک غیریهودی شامل گناه عظیم بیحرمتی به نام خدا نیز میشود» (کهن، 1382: 233).
4-1-2-2- راههای کسب محبّت در عهد عتیق
1. ایمان به خدا: در تورات وجود خدا مسلم انگاشته شده است. فرمان دوم ده فرمان چنین است (خروج 3: 20). در عهد قديم ايمان، به معنای اعتماد به خدا (پیدایش6: 15). تكیه بر او (Driver, 1904, p174؛ Hatch, 1925, p5). و شناخت و تصديق رابطه محبتآمیزیست که خدا با اسرائیل برقرار کرده است (Torrance, 1956, p112 ؛ Pickar, 2003, p590). خداوند اين عهد مبتنی بر عشق را ايجاد کرده و انسان بايد به او امیدوار بوده و به وعدههای او باور داشته باشد. شروط اين عهد نیز فرامین و دستورات او هستند (تثنیه5: 1-4؛ 19: 9؛ 11: 13). و برای حصول این امر باید نخست خود انسان شخصاً وارد عمل شده، قلب قوم اسرائیل را ختنه کند و از آن قلبی بسازد که قادر به محبت کردن باشد (تثنیه30: 6). تمام واژههايی که در عهد عتیق برای ايمان به کار می روند، متعلّقشان خداوند است و دلالت بر اين دارند که به او امیدوار بوده و به وعده های او اعتماد داشته و توجه داشت که او به نحو حداکثری شايسته اعتماد است (Hatch, 1925, p5). ايمان به خداوند شامل کل رابطه ای است که بین خدا و انسان وجود دارد؛ همچنین شامل تمام راههايی است که انسانها بدان وسیله رابطه خود با خداوند را ابراز میکنند. پس ايمان در عهدقديم اشاره به پذيرش ذهنی، اعتماد قلبی و اطاعت عملی دارد و همچنین به معنای تصديق فرامین خدا و اطاعت از آنهاست). در مورد بحث از ايمان در عهد قديم نک: Garlington, 1990, p 217-224؛ Hatch, 1917, p2-17؛ Morgan, 1912, p689؛ Pickar, 2003, p590؛ Peterson, 2007, p44).
2. تشبّه به خدا و قداست: اصل اخلاقی تشبّه انسان به خدا (پيدايش1: 27)، به بنی اسرائیل یاد میدهد که «همنوعت را مانند خود دوست بدار» (لاویان18: 19) زیرا که دیگران هم  به مانند خود انسان در صورت خدا آفریده شده و شایستهی احترام اند. تقدس الهی به عنوان الگوی ایده آل برای انسان در جهت تشبه جستن به ذات مقدس الهی است (پيدايش، 1: 26). قداست وپاکدامنی هدف اصلی وعدههای تورات است. درمقدمه مجموعه قوانین اخلاقی تورات آمده است: «مقدس باشید زیرا من خداوند، خدای شما مقدس هستم. » (لاویان19: 3). صفت قدوسیّت دالّ برآن است که خداوند از هر پستی و پلیدی به دور است و دارای کمال واقعی است که خارج از فهم انسانی است. و مقدس بودن بشر به این معناست که فرد یهودی عالیترین وظیفه خود را این بداند که با احتراز از رفتار ناپسند، قدوسیت خدا را از بیحرمت شدن حفط نماید (کهن، 1382: 47-48). قداست يعني خالي بودن از گناه وداشتن طهارت کامل که اين ازجمله صفات مخصوص خداوند و وسيلهاي براي شناسايي حق تعالي از خدايان بت پرستان است. خداوند قدوس گناه را مکروه ميدارد وگنهکار را معاقبت مينمايد (هاکس، 1383: 690). اهمیت این حیات ازمعنای معادل عبری آن «قدش»به دست میآیدکه بیانگر کیفیتی است که نفیاًدوری جستن ازهمه آن چیزهایست که مخالف اراده الهی است واثباتاًخود راوقف عبادت او کردن است. این تقدس درحوزه اخلاق ودین است، درحوزه دین حیات قدسی نفیاًخواستاربرائت ازشرک وبت پرستی است واثباتاٌ پذیرش آیین یهود است که تعالیبخش بشراست. درحوزه اخلاق، قداست نفیاً مخالفت باخودپرستی است واثباتاًتسلیم دربرابراخلاقی که محورش خدمت به دیگران

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره انصاف و عدالت، محبت خداوند، فرمانبرداری Next Entries تحقیق رایگان درباره عشق و محبت