تحقیق رایگان درباره اصل استقلال، کرامت انسان، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

در جامعه، مبارزه مداوم با عوامل تجاوز گر و زمينه هاي تعرض احتمالي و نيروهاي فشار و، وحشت و مهار کردن عواملي که زمينه تعرض دارند و پيشگيري هاي لازم براي خشکانيدن ريشه هاي تعدي و تعرض، آشنايي عامه مردم با حقوق افراد و آگاهي لازم در جهت احترام به حقوق ديگران، ضمانت اجراي نيرومند معنوي(ايمان و اخلاق)، ضمانت اجراي قانوني براي کيفر متجاوزين به حقوق مردم167″.
بنابراين امنيت براي افراد و دولت ايجاد تکليف مي کند. به اين معني که افراد مکلفند حقوق مادي و معنوي يکديگر را مورد احترام قرار دهند و رعايت کنند. دولت هم موظف است با وضع قانون و تشکيلات قضائي براي مردم ايجاد امنيت کند. قانون اساسي در اصل بيست و دوم به امنيت جان و حيثيت و در اصل چهل امنيت مال، در اصل سي و يک به امنيت مسکن اشاره مي کند. از مولفه هاي تامين کننده امنيت سياسي، از ديدگاه امام راحل مي توان به، “استقلال طلبي و عدم وابستگي به قطب هاي قدرت، قانون مداري، انسجام و يکپارچگي، مشارکت سياسي و پشتوانه مردمي، هماهنگي نهادها و ساختارهاي حکومت و غيره مي توان اشاره کرد168”.
يکي ديگر از اهداف مهم توسعه سياسي، بايد حاكميت قانون باشد به گونه‏اي كه همه مردم از نخبگان و كارگزاران نظام تا افراد عادي جامعه ملزم به رعايت قانون بوده و به آن احترام بگذارند. اين قانون هم مي‏تواند قوانين ديني باشد كه براي سعادت بشريت تشريع شده و هم آنچه كه در قانون اساسي كشور آمده و يا از طريق نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به تصويب مي‏رسد. “ما مي‏خواهيم يك حكومتي داشته باشيم كه اين حكومت قانون را ملاحظه بكند، حكومت قانوني باشد، آن حكومتي كه تمام قوانين بشري را، تمام قوانين عالمي را زير پا بگذارد و هر جوري دلش بخواهد با يك ملتي عمل بكند، ما با او مخالفت داريم، ما مي‏خواهيم يك حكومتي باشد مثل حكومت اسلام كه غير از قانون هيچ چيز حكومت نكند، هيچ. قانون فقط حكومت بكند. آن هم قانون عدل، آن هم قانون صحيح، آن هم قانوني كه براي رشد بشر است براي صلاح بشر است169 “. “در كشوري كه قانون حكومت نكند، خصوصا قانوني كه قانون اسلام است، اين كشور را نمي‏توانيم اسلامي حساب كنيم. كساني كه با قانون مخالفت مي‏كنند، اينها با اسلام مخالفت مي‏كنند. كساني كه با مصوبات مجلس بعد از اينكه شوراي نگهبان نظر خودش را داد باز مخالفت مي‏كنند، اينها دانسته يا ندانسته با اسلام مخالفت مي‏كنند. قانون براي نفع ملت است، براي نفع جامعه است. براي نفع بعضي اشخاص و بعضي گروهها نيست. قانون توجه به تمام جامعه كرده است. اگر به قانون خاضع بشويم، اگر قانون را محترم بشمريم، هيچ اختلافي پيش نخواهد آمد. اختلافات از راه قانون‏شكني‏ها پيش مي‏آيد. اگر قانون حكومت كند در يك كشوري، چنانچه از صدر عالم تاكنون تمام انبياء براي برقرار كردن قانون آمده‏اند و اسلام براي برقراري قانون آمده است. پيغمبر اسلام و ائمه اسلام همه براي قانون خاضع بوده‏اند، تسليم قانون بوده‏اند ما هم بايد تبعيت از پيغمبر اسلام بكنيم و به قانون عمل كنيم و در مقابل قانون، خاضع باشيم قانون براي همه است. براي تهذيب همه ملت است، براي آرامش خاطر همه ملت است و براي مصالح همه ملت است170”. “حکومت هايي که حکومت اسلامي هستند، آنها تابع قانون اند. حکومت قانون است171”.
در ديدگاه امام(ره)، روند توسعه بايد به هرچه بيشتر تفاهم ميان دولت و ملت منجر شود و به حفظ مردم و حضور آنها در جامعه بها داده شود. اتكاي دولت به مردم بيشتر گردد. همچنين از نظر ايشان “يکي از اهداف توسعه بايد مشاركت مردم در امور سياسي، اقتصادي و فرهنگي باشد و مردم خودشان سرنوشت خود را تعيين كنند. بايد زمينه هرچه بيشتر نظارت مردم را در امور حكومت فراهم نمايند و اين مشاركت و نظارت مردم را از طريق استقرار مكانيزمهاي لازم نهادينه نمايند. اگر توسعه زمينه‏هاي مشاركت و نظارت مردم را در امور سياسي و اجتماعي بکاهد و به جدايي مردم از دولت و عدم جلب رضايت آنها منجر گردد چنين توسعه‏اي را امام مورد نقد و نكوهش قرار مي‏دهد: بدون پشتيباني مردم نمي‏شود كار كرد و پشتيباني هم به اين نيست كه مردم اللَّه اكبر بگويند؛ پشتيباني اين است كه همكاري كنند172”.
“بايد همه زنها و همه مردها در مسايل اجتماعي، در مسايل سياسي وارد باشند و ناظر باشند. هم به مجلس ناظر باشند، هم به كارهاي دولت ناظر باشند. اظهار نظر بكنند. ملت بايد الان همه‏شان ناظر امور باشند. اظهار نظر بكنند. در مسايل سياسي، در مسايل اجتماعي، در مسايلي که دولت عمل مي کند173”.
استقلال يكي از شعارهاي اصولي و مهم انقلاب اسلامي و از اهداف بلند امام خميني(ره) بود كه براي تحقق آن، همه سختي‏ها و مصائب را متحمل شدند و مردم را نيز به تحمل اين راه دعوت كردند. زيرا وابستگي را موجب ذلت و سرافكندگي مردم مي‏دانستند و در بيانات گوناگون، مردم را به تلاش و كوشش تا رفع تمام وابستگي‏ها و استقلال ملي تشويق نموده‏اند. بنابراين، يكي از اهداف مهم برنامه توسعه در كشور بايد تحقق استقلال واقعي و حفظ و بقاي آن باشد. ايشان “ارزش حيات را به استقلال دانسته و از آن به عنوان حقوق اوليه بشر ياد مي کنند174”. “بررسي آثار امام نشان مي دهد که ايشان مفهوم استقلال را در معاني زير استفاده کرده اند: عدم وابستگي، سرپيچي از تبعيت بيگانگان، نفي دخالت اجانب، عدم پيوستگي به غير، قطع نفوذ بيگانگان، خروج از نفوذ استعمار، به دست گرفتن سرنوشت و مقدرات خويش، اداره مستقل مملکت175”.
“ما اين همه جوان داديم كه به مقصد برسيم. مقصد همان بود كه ملت ما فرياد كشيدند و آن را خواستند: استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي176″. بنياد ديگر اسلام، اصل استقلال ملي است. قوانين اسلام تصريح كردند كه هيچ ملتي و هيچ شخصي حق مداخله در امور كشور ما را ندارد177”.
” از آن طرف، باز يك اصل ديگري هست كه باز از اصول مهم است و آن اينکه مسلمين نبايد تحت سلطه كفار باشند. خداي تبارك و تعالي براي هيچ يك از كفار سلطه بر مسلمين قرار نداده است و نبايد مسلمين اين سلطه كفار را قبول بكنند. اين اصولي كه از امور سياسي است كه قرآن كريم طرح كرده است و مسلمين را به آن دعوت كرده است178″.
“سياست ما هميشه بر مبناي حفظ آزادي، استقلال و حفظ منافع مردم است كه اين اصل را هرگز فداي چيزي نمي‏كنيم. روابط خارجي ما بر اساس حفظ آزادي، استقلال و حفظ مصالح و منافع اسلام و مسلمين است179”. “جمهوري اسلامي بنا دارد بر اينكه استقلال خودش را حفظ كند و دست ديگران را و دست جهانخوران را و آنهايي كه وابسته با آنهاست، از كشور خودش قطع كند و آرزو دارد كه تمام كشورهاي اسلامي آنها هم از اين خواب گران برخيزند180”.
به نظر مي رسد از نظر امام استقلال زماني در جامعه تحقق مي يابد که وابستگي فکري يا عملي به بيگانگان نباشد و آنها نتوانند در سرنوشت جامعه نقشي داشته باشند يا آسيبي به جامعه وارد کنند، ولي حفظ اصل تمدن و ارتباط با بيگانگان تعارضي با اصل استقلال ندارد. خود امام اين موضوع را اين گونه بيان کرده اند: اسلام مي خواهد که هيچ يک از افراد مملکت اسلامي همواره پيوسته به غير نباشند(تحت نفوذ غير نباشند). حکومت اسلامي اگر چنانچه تاسيس بشود نمي خواهد که آثار تمدن را از بين ببرد. با آن مظاهر تمدن که بچه هاي ما را فاسد مي کند، بچه هاي ما را عقب مانده نگه مي دارد، ما با آن مخالفيم؛ نه اينکه ما مخالفيم با اصل تمدن181″.

گفتار سوم: حقوق اجتماعي182 شهروندان ازديدگاه امام خميني(ره)

دکتر ابراهيم موسي زاده در کتاب جستارهايي در حقوق عمومي حقوق اجتماعي را اينگونه بيان مي کنند: مجموعه حق ها و حمايت هايي است که از طريق آن آسايش، رفاه و بهزيستي به حداکثر و عدم رفاه به حداقل مي رسد. ايشان هدف اين حقوق را بر خلاف برداشت هاي مارکسيستي و سوسياليستي، نه حذف نفس نابرابري؛ بلکه تلاش براي حذف نابرابري غير عادلانه است. دين مبين اسلام از همان اوان شکل گيري خويش چه در نصوص اسلامي(قرآن و حديث) و چه در عمل و سيره پيشوايان دين، اهميت حقوق اجتماعي را به لحاظ حفظ کرامت انساني و تامين بنيان هاي جامعه سالم ديني، به صورت متعدد ياد آور شده و به اين لحاظ از سابقه درخشاني برخوردار است. و براي عمل به تعهدات رفاهي و تحقق حقوق اجتماعي شهروندان جامعه اسلامي، که طبعا حکومت اسلامي به منابع مالي کافي نيازمند است. برخي منابع مانند: زکات، ماليات گيري، خمس، کفارات، زکات فطره را قرار داده است183″.
در مجموع مي توان گفت: “حقوق اجتماعي به معناي عام کلمه حوزه هاي مختلفي را در بر مي گيرد. در بردارنده حوزه هاي اقتصادي و فرهنگي در معناي خاص آن ها نيز مي شود. برخي از حقوق مطرح در حقوق اجتماعي محتوا و شاکله اقتصادي صرف دارند. مانند: حق مالکيت و آزادي کسب و کار. نوع ديگر، از حقوقي هستند که دولت ها براي اجراي عدالت همگاني و رعايت حقوق عامه به عنوان تعهد مثبت و يا فعلي بر عهده مي گيرند تا در جامعه آن ها را اجرا کنند، مانند ايجاد شغل براي همه، تامين اجتماعي، گسترش بيمه همگاني، رفاه و بهداشت عمومي، مسکن، آموزش و پرورش و غيره184”.
خطبه 216 نهج البلاغه هم درباره حقوق اجتماعي است. حضرت امير(ع) در اين خطبه به بيان حقوق متقابل رهبري و مردم مي پردازند. در ابتداي خطبه مي فرمايند: خداوند سبحان حقي را براي من به عهده شما قرار داده است. و مانند حقي که من بر شما دارم شما نيز بر عهده من حقي داريد. به نظر ايشان تعيين حقوق از جانب پروردگار است. ايشان سپس به ارتباط بين حق و تکليف اشاره مي کنند، که حق اگر به سود کسي اجرا شود ناگزير به زيان او نيز به کار مي رود و تنها حق خداوند سبحان يک طرفه است. بنابراين اين طور نيست که عده اي تنها بر عهده ديگران حقوقي داشته باشند، بدون اينکه خود تعهدي داشته باشند.
“بوردو، استاد دانشگاه پاريس، در تعريف حقوق اجتماعي مي نويسد: فرد پيش از آنکه شهروند باشد، کشاورز، کارگر، بازرگان و پزشک است. همه اين مشاغل و فعاليت ها او را در شرايط اقتصادي و اجتماعي ويژه و در قالبي قرار مي دهد که بدين عنوان، الزامات و فشارهايي متوجه او مي گردد. اين الزامات ممکن است اجتماعي و يا اقتصادي و يا حرفه اي باشد و يا مثلا تبعيضات و اجحافاتي که به زنان از طرف جنس مذکر تحميل مي شود که چنانچه فرد مورد حمايت موثري از طرف دولت قرار نگيرد، آزادي او زائل و يا لااقل فلج مي شود، در حالي که آزادي حکم مي کند که فرد از اين قيود، الزامات و اجبارها و بي عدالتي ها رهايي يابد و آن ممکن نيست مگر اين که دولت در برابر فرد تعهدات مثبتي را به عهده بگيرد که آن را، اصطلاحا حقوق اجتماعي نام نهاده اند. حقوق اجتماعي مانند حقوق و آزاديهاي فردي ناشي از مقتضيات طبيعت بشر است که براي او به همان اندازه حقوق فردي، امري حياتي و اساسي است و موجب رهايي او از بي عدالتي ها مي باشد185”.
“حقوق اجتماعي به حق طبيعي هر فرد براي بهره‌مند شدن از يك حداقل استاندارد رفاه اقتصادي و امنيت مربوط مي‌شود. به عبارت ديگر، حقوق اجتماعي به خدمات رفاهي مربوط مي‌شود. اين حقوق شامل حمايت‌هاي مادي و درآمدي مانند تامين مسكن، تامين شغل، پرداخت حقوق و مزاياي كافي، برخورداري از حداقل دستمزد، تامين اجتماعي(در صورت بيكاري، بيماري، از كار افتادگي، پيري، بي‌سرپرستي، حوادث و سوانح)‌. برخورداري از آموزش و پرورش رايگان، برخورداري از بهداشت و درمان؛ مانند برخورداري از خدمات بهداشتي و درماني و مراقبت‌هاي پزشكي و برخورداري از بيمه‌هاي درماني همگاني، حمايت‌هاي قضايي؛ مانند حق برخورداري از وكيل و حق دادخواهي و مراجعه به دادگاه186”.
“بايد توجه داشت قلمرو حقوق اجتماعي مورد بحث هر کشوري بستگي کامل به توسعه و داشته هاي عمومي آن کشور دارد، زيرا چه بسا کشوري در ابتداي راه باشد و هنوز بخش قابل توجهي از مردمش بيمه نباشند. بنابراين، هدف آن دولت تحت پوشش بيمه قرار دادن شهروندانش خواهد بود. در حالي که در کشور ديگر که نظام فراگير بيمه اي دارد، ارتقاء خدمات بيمه اي مورد توجه خواهد بود. در برخي از کشورهاي توسعه يافته

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره حقوق بشر Next Entries منابع پایان نامه درمورد تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، کارتهای اعتباری