تحقیق رایگان درباره استان مازندران

دانلود پایان نامه ارشد

بر روي اين پهنه تعداد 16 شهر با جمعيتي در حدود 991444 نفر که 31 درصد از نقاط شهري و 59 درصد از جمعيت شهري را دربر مي گيرد زندگي مي کنند که حاکي از تراکم زياد جمعيت بر روي اين پهنه است. پهنه فوق قسمت هاي مياني و بالادست جلگه مازندران را پوشش مي دهد که شامل رسوبات ميان دشتي و بالا دشتي و مخروط افکنه رودخانه هاي بزرگ و دشت سرهاست. بافت مناسب خاک، همواري نسبي زمين، دسترسي به سفره مناسب آب زيرزميني و حفظ فاصله از سواحل ماسه اي دريا و اراضي پايين دست جلگه که عمدتاً خاک ها داراي بافت سنگين و زهدار هستند، از جمله پتانسيل هاي طبيعي در اين پهنه است که موجب جذب جمعيت شده است. مقايسه تعداد جمعيت و سکونتگاه و تراکم نسبي جمعيت بين طبقه ارتفاعي مزبور با طبقه ماقبل آن(27- تا صفر متر) و طبقه مافوق آن (100 تا 200 متر) افت يکباره و ناگهاني جمعيت در طبقه بالاتر و فراواني شهرهاي کوچک در طبقه پايين تر را نشان مي دهد.
طبقه ارتفاعي 27- تا صفر74 متر با مساحتي معادل 257191 هکتار در حدود 8/10 درصد از کل مساحت استان را در بر گرفته است که با مساحت طبقه صفر تا 100 متر(6/12 درصد از کل مساحت استان) تفاوت چنداني ندارد. با اين حال تراکم نسبي جمعيت در سطح آن حدود 77/3 نفر در هر هکتار است. به اين ترتيب نواحي ساحلي و جلگه هاي پست که حاوي رسوبات پايين دشتي هستند نسبتاً تراکم کمتري دارند و اين مسأله نشان مي دهد که اقتصاد کشاورزي در جلگه مازندران بر اقتصاد دريا- تفوق بيشتري دارد و منابع آب و خاک مناسب که درپهنه صفر تا 100 متر پراکنش دارند از اهميت بيشتري برخوردار بوده و باعث جذب جمعيت بيشتر شده اند. در طيف ارتفاع 27- متر تا صفر متر تعداد نقاط شهري به 22 نقطه با 613722 نفر جمعيت مي رسد. گرچه تعداد نقاط شهري بيشتر از طيف ارتفاعي بالاتر از خود است، ليکن اين شهرها عمدتاً کوچک و کم جمعيت هستند. بطور کلي در اين طيف ارتفاع که نواحي ساحلي و جلگه‌اي پست با رسوبات پايين دشتي را شامل مي شود جمعيتي در حدود 1002527 نفر زيست مي کنند که 6/32 درصد از کل جمعيت استان است. چنانچه سطح جلگه خزر را با تراز ارتفاعي 100 متر لحاظ کنيم که به تقريب انطباق زيادي با اراضي جلگه اي داشته و در نقطه عطف جلگه با کوهپايه و کوهستان است، مي توان گفت حدود 8/86 درصد از کل جمعيت استان که جمعيتي در حدود 2638011 نفر را شامل مي شود در سطح جلگه زيست مي کنند. اين در حالي است که اراضي جلگه اي که از لبه دريا تا تراز 100 متر را شامل مي شود در مجموع مساحتي در حدود 6/4779 کيلومتر مربع دارد که حدود 20 درصد از کل مساحت استان است. در اين ناحيه 38 نقطه شهري استقرار يافته که در حدود 72 درصد از نقاط شهري استان را شامل مي شود.
از ارتفاع 100 متر به بالا جمعيت به يکباره افت سريع نموده بطوريکه تنها سه نقطه شهري با جمعيتي معادل 22533 نفر در طيف ارتفاع 100 تا 200 متر زندگي مي کنند. پهنه فوق با مساحتي در حدود 43/691 کيلومتر مربع 9/2 درصد از کل مساحت استان را شامل شده که تراکم نسبي جمعيت آن حدود 171 نفر در هر کيلومتر مربع است. گرچه تفرق و پراکنش جمعيت در اين طيف ارتفاع، کاهش قابل ملاحظه اي نسبت به پهنه ماقبل خود دارد، ليکن به دليل اتصال و پيوستگي پهنه ها در سطح زمين و اينکه هنوز در اين ارتفاعات شيب زمين کم تا متوسط ارزيابي مي شود، لذا تراکم نسبي جمعيت در سطح استان بسيار نزديک است و کماکان جزء پهنه هاي پرجمعيت و يا با جمعيت متوسط محسوب مي شود. نکته مهم اينکه اکثر آبادي هاي واقع در اين محدوده جمعيت هاي متراکم و انبوهي دارند و بسياري از روستاها در آستانه تبديل به روستاشهر يا شهرهاي کوچک هستند. به لحاظ ويژگي‌هاي توپوگرافيک اين محدوده شامل دشت سرها، رأس مخروط افکنه ها، تپه ماهورهاي مشرف بر دشت و يا کوهپايه هاي کم شيب مشرف بر جلگه را شامل مي شود.
طبقه ارتفاعي 200 تا 400 متر با مساحتي در حدود 1243 کيلومتر مربع در حدود 2/5 درصد از کل مساحت استان را شامل شده است. در اين پهنه ارتفاعي تنها يک نقطه شهري(شهر شيرگاه) با 8129 نفر جمعيت وجود دارد. تراکم نسبي جمعيت در اين پهنه حدود 43 نفر در هر کيلومتر مربع است. اين وضعيت پراکنش و تفرق کامل جمعيت همراه با افزايش ارتفاع را نشان مي دهد.
ششمين کمربند ارتفاعي استان پهنه 400 تا 600 متر را شامل مي شود که مساحت اين پهنه حدود 5/1248 کيلومتر مربع است و 2/5 درصد از کل مساحت استان را شامل شده و با مساحت طبقه پيشين خود تفاوت چنداني ندارد، اما از حجم و تعداد جمعيت کاسته شده و تراکم نسبي جمعيت به 33 نفر در هر کيلومتر مربع مي رسد. در اين پهنه تعداد دو شهر زيراب و پل سفيد با جمعيتي حدود 23378 نفر قرار دارد. اين پهنه عمدتاً کوهپايه هاي مرتفع و يا دره هاي وسيع رودخانه اي مانند دره رودخانه تالار را شامل مي شود و شهرها عموماً کوچک و کم جمعيت مي باشند. مي توان گفت رابطه خطي کاملاً معناداري بين تعداد نقاط سکونتگاهي و جمعيت موجود در آنها و کاهش جمعيت وجود دارد بطوريکه با منفک کردن جمعيت جلگه و از تراز ارتفاع 100 متر تا 1200 متر به ازاي هر 100 متر افزايش ارتفاع جمعيت به نصف طبقه پاييني خود کاهش مي يابد. کمربند ارتفاعي 600 تا 1200 متر گسترده ترين و پر وسعت ترين پهنه در هفت طبقه اول نقشه توپوگرافي استان است. اين پهنه مساحتي در حدود 5/360 کيلومتر مربع دارد که 2/15 درصد و نزديک به يک ششم از کل مساحت استان را شامل شده است. عليرغم وسعت زياد، تراکم نسبي جمعيت بر روي اين پهنه اندک بوده و حدود 17 نفر در هر کيلومتر مربع است. بر روي اين پهنه سه نقطه شهري استقرار دارند که در مجموع جمعيتي معادل 18399 نفر دارند. واحد توپوگرافي فوق از ديدگاه ژئومورفولوژيک شامل تعدادي از دشت‌هاي ميانکوهي، چون دشت فريم صحرا و يا دره هاي رودخانه اي و کوهستان هاي جنگلي است.
در نهايت در نقاط ارتفاعي بالاي 1200متر با مساحتي معادل 1224181 هکتار که حدود 4/51 درصد از کل مساحت استان را در بر گرفته است، تنها شش شهر با جمعيتي معادل 8680 نفر قرار دارد. تراکم نسبي جمعيت در اين پهنه حدود 25 نفر در هر کيلومتر مربع است. اين وضعيت نيز کاهش و پراکنش کامل جمعيت همراه با افزايش ارتفاع را در اين پهنه نشان مي دهد.
4-2- ساختار اجتماعي استان
4-2-1- تحليل ساختار جمعيت
استان مازندران در سال 1390 جمعيتي حدود 3037403 نفر را در خود جاي داده بود که اين جمعيت حدود 1/4 درصد از جمعيت کل کشور را در بر مي‌گيرد. شهرستان‌هاي فريدونکنار،مياندرود، عباس‌آباد و گلوگاه با 9/1 ،8/1، 5/1 و 3/1 درصد داراي کمترين سهم از جمعيت استان در اين سال بوده‌اند جدول(4-14). شهرستان هاي ساري، سوادکوه و بابلسر در سرشماري صورت گرفته در سال 1390 داراي نرخ رشد جمعيتي منفي بوده اند.
تراکم نسبي جمعيت در استان در سال 1390، معادل 4/129 نفر در هر کيلومتر مربع بوده است. شهرستان قائم‌شهر با 669 نفر در هر کيلومترمربع، بالاترين و شهرستان سوادکوه با 31 نفر در هر کيلومترمربع، پايين‌ترين تراکم جمعيت را به ‌خود اختصاص داده‌اند.
رشد جمعيت استان طي دهه 65-1355 که رشد نسبتاً بالا و نزديک به 4 درصد بوده، در دهه 75-1365 به ‌سوي رشد متعادل پيش رفته و به حدود 34/1 درصد کاهش يافته و اين کاهش طي دهه 85-1375 همچنان ادامه داشته و به حدود 17/1 درصد تقليل يافته است. نرخ رشد جمعيت در سال 1390 نسبت به سرشماري سال 1375 نيز 1/1 درصد بوده است. كاهش رشد جمعيت طي دو دهه اخير در استان و كشور در راستاي سياست كنترل و كاهش باروري زنان جامعه مي‌باشدجدول(4-2).

جدو4-2: جمعيت استان مازندران به تفکيک نقاط شهري و روستايي(به نفر و درصد)

طي سال‌هاي 90-1375 نرخ رشد متوسط جمعيت شهري 26/2 درصد درمقابل 07/0- درصد كاهش نرخ رشد جمعيت روستايي بوده است. نرخ رشد مثبت نسبتاً بالاي جمعيت شهري در مقابل نرخ رشد منفي جمعيت روستايي موجب شده ضريب شهرنشيني که در سال 1375 حدود 6/48 درصد بوده در سال 1390 به حدود 7/54 درصد افزايش يابد. رشد بالاي جمعيت شهري طي اين سال ها به‌دليل مهاجرت جمعيت روستايي به شهر، الحاق و تبديل برخي از نقاط روستايي به شهر و نيز وجود جاذبه‌هاي شهري و تنوع شغلي در مناطق شهري بوده که عقب‌ماندگي برخي نقاط روستايي و حاشيه‌اي شهرها را نيز درپي داشته است. جدول(4-3)

جدول(4-3): تعداد و نرخ رشد جمعيت استان مازندران به تفکيک نقاط شهري و روستايي در سال هاي 1375تا1390
محدوده
جمعيت
نرخ رشد سالانه

1375
1385
1390
85-1375
90-1385
90-1375
نقاط شهري
1194233
1568949
1682152
77/2
4/1
26/2
نقاط روستايي
1407775
1324138
1391791
61/0-
01/1
07/0-
کل
2602008
2893087
3073943
07/1
22/1
11/1
منبع: سرشماري نفوس و مسکن سالهاي1375 تا1390.
براساس سرشماري سال 1390، اين استان با دارا بودن سهم 1/4 درصدي از جمعيت کشور جزء استان‌هاي نسبتاً پرجمعيت کشور محسوب مي‌شود. 6/19 درصد جمعيت استان در گروه سني صفر تا 14 سال، 7/73 درصد جمعيت استان در گروه سني 15 تا 64 سال و 7/6 درصد جمعيت استان در گروه سني بيش از 65 سال قرار دارند.
ضريب شهرنشيني در سال 1390 حدود 7/54 درصد بوده که در مقايسه با سال 1375 (6/48 درصد) افزايش داشته است جدول(4-4). تبديل برخي نقاط روستايي به نقاط شهري و نيز پيوستن نقاط روستايي حاشيه شهرها به مناطق شهري از جمله مهم‌ترين اين امر مي‌باشد. همچنين محدوديت امکانات شغلي در فعاليت‌هاي غيرکشاورزي، تقسيم اراضي کشاورزي به مساحت‌هاي کوچکتر و تورم نيروي کار در اين بخش موجب شده فعاليت کشاورزي به‌تدريج از صرفه اقتصادي لازم برخوردار نباشد. از طرف ديگر جاذبه‌هاي شهري و سطوح بالاي درآمدي در مقايسه با سطوح درآمدي پايين در روستاها و همچنين تمايل به تحصيل قشر جوان روستايي در دانشگاه‌ها و عدم ‌بازگشت تحصيلکرده‌ها به روستا به ‌اميد کسب درآمد بيشتر در شهرها، موجبات افزايش مهاجرت روستاييان به شهرها را فراهم ساخته است.
جدول(4-4): شاخص‌هاي جمعيتي استان مازندران
سال
ضريب شهرنشيني (درصد)
ضريب روستا نشيني
تراکم نسبي جمعيت(نفر در کيلومتر مربع)
1375
6/48
4/51
5/109
1385
3/54
7/45
7/121
1390
7/54
3/45
4/129
منبع: همان.

4-3- تحليل نظام شهري استان و جايگاه شهرهاي کوچک استان
4-3-1- تحليل پراكندگي جمعيت شهري استان بر حسب اندازه گروه هاي جمعيتي
جهت شناخت اندازه گروههاي جمعيتي، در يک تقسيم بندي شهرهاي استان را مي توان به 7 گروه جمعيتي ذيل تقسيم نمود:
گروه اول : سكونتگاههاي شهري با جمعيت كمتر از 5 هزار نفر
گروه دوم : سكونتگاههاي شهري با جمعيت بين 5 هزار نفر تا 10 هزار نفر
گروه سوم : سكونتگاههاي شهري با جمعيت بين 10 هزار نفر تا 25 هزار نفر
گروه چهارم : سكونتگاههاي شهري با جمعيت بين 25 هزار نفر تا 50 هزار نفر
گروه پنجم : سكونتگاههاي شهري با جمعيت بين 50 هزار نفر تا 100 هزار نفر
گروه ششم: سكونتگاههاي شهري با جمعيت بين 100 هزار نفر تا 250 هزار نفر
گروه : سكونتگاههاي شهري با جمعيت بيشتر از 250,000 نفر
1) شهرهاي گروه اول (كمتر از 10 هزار نفر)
بر اساس آخرين سرشماري انجام شده 13 شهر استان مازندران در اين گروه جمعيتي قرار داشته که كمتر از 5,000 نفر جمعيت دارند. کله بست پرجمعيت ترين شهر اين گروه با جمعيتي معادل 4097 نفر و كم جمعيت ترين آن گزنگ با جمعيتي معادل 200 نفر مي باشد. جدول(4-5)
همانگونه که نقشه شماره(4-4) نشان مي دهد، از لحاظ موقعيت جغرافيايي، شهرهاي مذكور بيشتر در جبهه مياني استان و از شمال تا جنوب پراكنده شده اند. شهر كوهي خيل از شهرستان جويبار، شمالي ترين شهر

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره استان مازندران، توسعه شهر، کمبود منابع آب Next Entries تحقیق رایگان درباره استان مازندران، سلسله مراتب، توسعه شهر، روستا- شهر