تحقیق رایگان درباره استان مازندران، سلسله مراتب، حوزه نفوذ

دانلود پایان نامه ارشد

ارتباطي، شهرهاي ساري، قائمشهر، بهشهر و نکا بيشترين گره ارتباطي را دارا مي باشند.
– از نظر پايانه فقط شهرهاي آمل و تنکابن داراي اين خدمت مي باشند.
جدول شماره(4-25)، نحوه برخورداري شهرهاي استان از خدمات مختلف و شاخص هر يک از خدمات با توجه به جمعيت شهري و استان را نشان مي دهد. همانطور که جدول مذکور نشان مي دهد که شهرهاي پرجمعيت استان شامل ساري، بابل، آمل و قائم شهر، بهشهر، نکا، چالوس، تنکابن و نوشهر بيشترين تعداد خدمات کلان را به خوداختصاص داده اند و در پهنه استان نقش بالاتري را نسبت به پيرامون خود ايفا مي نمايند. اگر چه از نظر شاخص نسبت ها برخي شهرهاي کوچک از شاخص بالاتري برخوردار مي باشند اما اين شاخص نمي تواند به معناي نقش برتر اين شهرها در پهنه استان باشد و فقط بيانگر نسبت اين خدمات با توجه به آستانه جمعيتي شهرهاي مذکور مي باشد که به مراتب بالاتر از وزن جمعيتي آن ها است و در کل اکثر شهرهاي کوچک استان از جايگاه مناسبي برخوردار نمي باشند.

جدول شماره 4-25- وضعيت برخورداري شهرهاي استان از خدمات کلان و جايگاه شهرها با توجه به شاخص نسبت ها

4-5- جمع بندي ونتيجه گيري
در اين فصل، ضمن معرفي ويژگي هاي جغرافيايي و ساختار طبيعي به چند بعد و ساختار اصلي استان اشاره شد. از جمله:
نقش عوامل طبيعي در استقرار و توزيع شهرهاي استان: بررسي هاي صورت گرفته از ويژگي هاي اقليمي وژئومورفولوژيکي استان مازندران در بزرگ مقياس حاکي از نقش بلامنازع رشته کوههاي البرز با روند، شرقي-غربي و وجود درياي مازندران به عنوان منبع عظيم رطوبت محلي در سيماي اکولوژيک و توزيع و پراکنش جمعيت هاي انساني ساکن در اين خطه دارد. به عبارتي، دقيق ترين و مناسب ترين گونه بندي از شيوه پراکنش ونحوه استقرار هر يک از عوامل طبيعي يا انسان ساخت مبتني بر ويژگي هاي طبيعي است. لذا مي توان گفت که عوامل طبيعي(قابليت اراضي و جنس خاک، منابع آبي، ويژگي هاي توپوگرافي گبه عنوان مهمترين عوامل) نقش بارزي در نحوه پراکنش جمعيت و استقرار شهرها در استان داشته است. به عنوان مثال مساعدت محيط جلگه اي از قبيل تشکيل لايه خاک، وجود رسوبات آبرفتي با آبخوان هاي مناسب که تغذيه کاملي از رودخانه هاي بالادست خود مي شوند و سطح هموار جلگه با شيب کمتر از 2 درصد، محيط زيست مناسبي براي استقرار و سکونت فراهم ساخته است، به گونه اي که متراکم ترين سکونتگاههاي شهري و بيشترين جمعيت استان در سطح جلگه استقرار يافته اند.
تحليل ساختار جمعيت: استان مازندران در آخرين سرشماري نفوس و مسکن(1390) جمعيتي حدود 3037403 نفر را در خود جاي داده بود که اين جمعيت حدود 1/4 درصد از جمعيت کل کشور را در بر مي‌گيرد. تراکم نسبي جمعيت در استان در سال 1390، معادل 4/129 نفر در هر کيلومتر مربع بوده است. رشد جمعيت استان طي دهه 65-1355 همزمان با وقوع انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي عراق عليه ايران و سياست هاي عدم کنترل جمعيت، رشد نسبتاً بالا و نزديک به 4 درصد بوده، در دهه 75-1365 به‌سوي رشد متعادل پيش رفته و به حدود 34/1 درصد کاهش يافته و اين کاهش طي دهه90 -1375 همچنان ادامه داشته و به حدود 1/1 درصد تقليل يافته است. كاهش رشد جمعيت طي دهه هاي اخير در استان و كشور در راستاي سياست كنترل و كاهش باروري زنان جامعه مي‌باشد.
سطح بندي شهرهاي استان برحسب کارکردهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و جمعيتي نشان مي دهد که اگر چه استان مازندران با توجه به شاخص هاي توسعه انساني جزو مناطق متوسط به بالا از نظر دسترسي به امکانات مي باشد. اما به نظر مي رسد برخلاف اين توسعه يافتگي کلان، از نابرابري هاي درون منطقه اي رنج مي برد. بطوريکه سطح بندي شهرها بر اساس شاخص هاي انتخاب شده در استان مازندران نشان از نابرابري و تفاوت آشکار بين اين شهرهاست. بطوريکه چهار شهر ساري، آمل، بابل و قائم شهر بالاترين سطح خدمات را به خود اختصاص داده اند و در پهنه استان نقش بالاتري را نسبت به شهرهاي پيرامون خود ايفا مي نمايند. از لحاظ توزيع و استقرار فعاليت هاي عمده اقتصادي نيز به نظر مي آيد نوع قابل محسوسي از تخصص گرايي محلي نيز بين اين چهار شهر در حال شکل گيري است. به طوري که شهر ساري با تمرکز مراکز اداري به علت مرکزيت در استان، بابل با تمرکز مراکز درماني و دانشگاهي و آمل با احداث شهرک هاي صنعتي به عنوان رقيبي براي شهر صنعتي قائم شهر(با شهرک هاي صنعتي و عمدتاً صنايع نساجي که در حال حاضر در شرايط مناسبي به سر نمي برد) ظاهر شده اند. در اين ميان اکثر شهرهاي کوچک استان که بخش متنابعي از شهرهاي استان را تشکيل داده اند در اين سطح بندي در سطوح پايين قرار گرفته و به لحاظ خدماتي کاملاً وابسته به شهرهاي بالادست خود مي باشند. اين شرايط نيازمند برنامه ريزي اصولي در جهت تغييرات اجتماعي-اقتصادي و توجه بيشتر دولت به اين شهرهاست.
از طرف ديگر اگر چه از نظر شاخص نسبت ها برخي شهرهاي کوچک از شاخص بالاتري برخوردار مي باشند اما اين شاخص نمي تواند به معناي نقش برتر اين شهرها در پهنه استان باشد و فقط بيانگر نسبت اين خدمات با توجه به آستانه جمعيتي شهرهاي مذکور مي باشد که به مراتب بالاتر از وزن جمعيتي آن ها است. اکثر اين شهرها جزء شهرهاي وابسته مي باشند که جهت رفع نياز خود به شهرهاي سطوح بالاتر مراجعه مي نمايند.
تعادل فضايي استقرار جمعيت و تعداد شهرها در شبکه شهري استان مازندران در فاصله پنجساله بين سالهاي 1385 تا 1390 روند توزيع فضايي تعداد شهرها و استقرار جمعيت براساس طبقات جمعيتي استان مازندران روندي تمرکز زدا و روبه تعادل بود. اما ميزان حرکتي که اين دو شاخص به سمت تعادل داشتند متفاوت بود. در اين دوره پنجساله شاخص آنتروپي توزيع فضايي استقرار جمعيت نسبت به توزيع فضايي تعداد شهرها، حرکت بيشتري به سمت تعادل داشته است.
نظام سلسله مراتب شبکه شهري استان به لحاظ اندازه گروههاي جمعيتي، حاکي از آن است که شهر ساري با جمعيت 296417 به عنوان مرکز استان مازندران، رتبه اول را به لحاظ دارا بودن بيشترين جمعيت شهري استان از آن خود کرده و امروزه گرايش به قطبي شدن دارد. شهرهاي بابل، آمل و قائم شهر با دارا بودن جمعيتي بين 100 تا 250 هزار نفر در سطح بعدي قرار دارند. اين سه شهر با استقرار در حاشيه رودخانه هاي مهم منطقه از حوزه نفوذ بسار زيادي نيز برخوردارند. در سطح بعدي سه شهر بهشهر، نکا و بابلسر به عنوان مراکز شهرستانهاي خود با بيشترين جمعيت قرار دارند که داراي جمعيتي بين 50 تا 100 هزار مي باشند. در سطوح بعدي نيز 8 شهر استان جمعيتي بين 25 تا 50 هزار، 9 شهر جمعيتي بين 10 تا 25 هزارنفر و 27 شهر جمعيتي کمتر از 10 هزاز نفر را دارا مي باشند. اين شهرها بنا به دلايلي چون افزايش جمعيت روستاها؛ جاذبه ها و توانهاي محيطي چون گردشگري مانند نشتارود و ريت لاريجان؛ ادغام چند روستا با يکديگر مانند گلوگاه و زرگر محله به شهر تبديل شده اند و تابع شهر بالا دست خود هستند.
نتايج حاصل از اين فصل نشان داد که الگوي استقرار جمعيت و کانون هاي زيستي استان از نظام بهره گيري متناسب با ظرفيت و استعدادهاي موجود پيروي نکرده است و از طرفي ديگر گسيختگي سازمان فضايي و نبود سلسله مراتب مبتني بر رابطه ي تعاملي ميان سکونتگاه ها که محصول آن شکل گيري يک نظام شهري ناکارآمد و از هم گسيخته بوده، باعث تضعيف سطوح پاييني سلسله مراتب شهري و کاهش سهم جمعيتي شهرهاي کوچک علارغم افزايش تعداد اين شهرها شده است.
بررسي نحوه ي توزيع فضايي جمعيت شهري استان مازندران حاکي از تمرکز معنادار در قسمت هاي مرکزي استان است. نتايج سرشماري سال1390 نشان مي دهد، 62درصد از جمعيت شهري استان تنها در 4 شهر ساري، آمل، بابل و قائم شهر ساکن مي باشند. اين شهرها با شيب تندي فاصله ي خود را از شهرهاي کوچکتر در طي دهه هاي اخير حفظ کرده اند. تعداد اندک شهرهاي ميانه(50 تا 100هزار نفري) در سيستم شهري استان زمينه رشد بيشتر شهرهاي چهارگانه را فراهم کرده است. ازطرفي ديگر شهرهاي ساري، قائم شهر، بابل و آمل که در فاصله ي تقريباً يک ساعت به هم مي باشند، در کنار شهرهاي کوچکتر و روستاهاي حوزه نفوذ خود جمعيتي بالغ بر دو ميليون نفر يعني بيش از هفتاد درصد جمعيت استان را در خود جاي داده اند. اين در حالي است که در ايام تابستاني جمعيت شناور استان از مرز پنج ميليون فراتر مي رود که عموماً مازندران مرکزي پذيراي اين جمعيت است. لذا از يک طرف به نظر مي رسد شهرهاي استان مازندران داراي توزيع فضايي متعادلي از نظر جغرافيايي نبوده، و ازطرف ديگر نگاهي اجمالي بر نحوه ي پراکنش شهرهاي استان معرف تمرکز فزاينده شهرهاي بزرگ در قسمت هاي مرکزي و شکل گيري پديده منطقه شهري در اين بخش از استان خواهيم بود. علاوه بر آن شهرهاي کوچک استان که به لحاظ تعداد بيش از 87 درصد از شهرهاي استان را شامل مي شوند تنها 38 درصد از جمعيت شهري استان را در خود نگه داشته اند و حتي برخي از اين شهرها در طي سرشماري هاي گذشته با رشد منفي جمعيت نيز مواجه بوده اند.

مقدمه
اصولاً تجزيه و تحليل يافته هاي تحقيق گامي اساسي در جهت توصيف اطلاعات و آزمون فرضيه‌هايي است که پژوهشگر براي پاسخگويي به سوالات و در جهت آزمون فرضيات تحقيق طرح کرده است. در واقع اين فصل حاصل داده‌هاي استخراج شده از پرسشنامه‌ها مي باشد که پس از کد گذاري و استخراج به نرم افزار spss منتقل شده تا مورد تجزيه و تحليل قرار گيرند.
تجزيه و تحليل و سنجش ابزار مهم جهت شناخت وضعيت پايداري مي باشند. در اين راستا معرف‌ها و شاخص‌ها ابزاري هستند که ما را جهت شناخت پايداري ياري مي کنند. معرف‌ها و شاخص‌هاي اين پژوهش در هر چهار بعد زيست محيطي، اقتصادي، اجتماعي و کالبدي تهيه شده اند. در اين پژوهش علاوه بر داده هاي ثانويه و اطلاعات اخذ شده از سازمان هاي مختلف دو نمونه پرسشنامه شهروندان(براي سنجش پايداري) و مسئولين(شناسايي نقاط ضعف، قوت، فرصت ها و تهديدها) تهيه شده است که با استفاده از روش نمونه گيري تعداد 7 شهر و 420 نفر سرپرست خانوار و 35 نفر از مسئولان شهري از شهرهاي مورد مطالعه(جمعاً 220نفر) انتخاب گرديده است. در ادامه با استفاده از شاخص هاي کمي و کيفي انتخابي به بررسي شهرهاي کوچک استان مازندران از لحاظ ابعاد پايداري پرداخته شده است.
5-1- يافته هاي توصيفي
در اين تحقيق تعداد 7 پرسشنامه شهر و تعداد 420 پرسشنامه خانوار در سطح شهرهاي نمونه توزيع شده و اطلاعات آنها به شرح زير مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
الف) جنسيت: جدول و شکل شماره 5-1 توزيع فراواني پاسخگويان را بر حسب جنسيت نشان مي دهد. حدود 76.8 درصد پاسخگويان مورد مطالعه مرد و23.2 درصد آنان نيز زن مي باشند.
جنسيت
فراواني
درصد
مرد
318
76.8
زن
96
23.2
جمع کل
414
100
جدول5-1: توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب جنسيت
شکل5-1: ويژگيهاي جامعه نمونه بر حسب جنسيت
ب) وضعيت تأهل: 83.5 درصد پاسخگويان مورد مطالعه متأهل و 11.8 درصد نيز مجرد بوده اند.(جدول شماره 5-2 و شکل شماره5-2)
جدول6-2: توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب وضعيت تأهل
وضعيت تأهل
فراواني
درصد
مجرد
49
11.8
متأهل
345
83.3
بي جواب
20
4.9
جمع کل
414
100

شکل5-2: وضعيت تأهل پاسخگويان

پ) سن: يافته هاي جدول و شکل شماره5-3 نشان مي دهد که 15.9 درصد پاسخگويان مورد مطالعه کمتر از 30 سال، 67.8 درصد 30 تا 50 سال و 13.1 درصد نيز بالاي 50 سال سن داشته اند.

جدول5-3: توزيع فراواني پاسخگويان بر حسب جنسيت
سن
فراواني
درصد
کمتر از 30 سال
66
15.9
30 تا 50 سال
281
67.8
50 تا 65 سال
381
9.2
بالاي 50 سال
161
3.9
بي جواب
13
3.2
جمع کل
414
100

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره استان مازندران، دانشگاهها Next Entries تحقیق رایگان درباره استان مازندران