تحقیق رایگان درباره استان مازندران، سازمان ملل، سلسله‌مراتب، صاحب نظران

دانلود پایان نامه ارشد

مختلف به عنوان رويکرد جديد توسعه مطرح مي‌شود (Baker,2006: 6). به عبارتي با گسترش انتقادها به روندهاي جاري توسعه، به ويژه پس از جنگ جهاني دوم، همراه با انتشار گزارشهايي همانند “محدوديت هاي رشد” توسط کلوپ رم، توجه جامعه جهاني بيش از پيش به توسعه پايدار معطوف گرديد. بي شک براي ورود انديشه توسعه پايدار به جريان اصلي بحث هاي سياست جهاني، گزارشهاي کميته جهاني محيط زيست و توسعه در سال 1987 و همچنين کميسيون جهاني محيط زيست و توسعه سازمان ملل(مجمع زمين) در سال 1992 در ريوي برزيل که منجر به تدوين دستور کار 21 گرديد، تأثير زيادي داشتند(همان:90-81).
يکي از موضوع هاي مهم در توسعه پايدار که طي سالهاي اخير، جايگاه ويژه اي به خود اختصاص داده، توسعه پايدار شهري است که برخي آن را الگوواره نوين و مسلطي در برنامه ريزي شهري معاصر مي دانند(رازدشت، ع. و همکاران، 1391). اهميت و جايگاه شهرها در توسعه پايدار به حدي است که برخي از صاحب نظران توسعه پايدار شهري را شاه کليد پايداري جهاني مي دانند. به نظر پيتر هال (1993) توسعه پايدار شهري، شکلي از توسعه امروزي است که توان توسعهي مداوم شهرها و جوامع شهري نسل‌هاي آينده را تضمين مي‌کند. هدف توسعهي پايدار شهري بايد ايجاد شهري سالم و مردمي با منابع غني باشد. يعني نه تنها از لحاظ فرم شهري و ميزان دسترسي قابل قبول انرژي، بلکه از نظر نقش و کارکرد، شهر را به عنوان مکاني براي زندگي مد نظر داشته باشد. توسعهي پايدار شهري، الگوي پايدار سکونتگاه‌ها، الگوي مؤثر حمل‌ونقل در زمينه‌ي مصرف سوخت و نيز شهر را در سلسله‌مراتب ناحيه‌ي شهري بررسي مي‌کند، زيرا ايجاد شهر را فقط براي لذت شهرنشينان مي‌داند. به دنبال رواج پارادايم توسعه پايدار شهري، اين الگو در زمينه هاي مختلف مسائل شهري کاربست پيدا نمود و در قالب ترکيباتي چون پايداري زيست محيطي، پايداري اقتصادي، پايداري اجتماعي، پايداري کالبدي و … نمود پيدا کرد. در اين راستا مفهوم پايداري در چارچوب مبحث پايداري شهرهاي کوچک، نيز به دنبال تعادل و پوپايي اين سکونتگاه‌هاي کوچک در ارتباط با ساختارهاي طبيعي- اكولوژيكي، اجتماعي- فرهنگي، اقتصادي و كالبدي- فضايي است، به طوري كه متضمن پايداري سكونتگاه در روندهاي مكاني- زماني مي گردد(ر. ش به Bossel, 1999: 24, Taleshia & et.al.,2012) پس مي‌توان آن را فرآيندي از تغيير و تحولات، با هدف بهبود و ارتقاي كمي و كيفي سطح زندگي جامعه‌ي ساکن در آن دانست؛ فرآيندي كه به ايجاد تعادل و توازن زيستي ميان فضاي شهري و حوزهي نفوذ آن مي‌انجامد. علاوه بر اين، پايداري اين شهرها به ظرفيت بازتوليد آن‌ها در طول زمان در ابعاد مختلف طبيعي، اجتماعي و اقتصادي بستگي دارد و به ميزان زيادي بر پايه‌ي انعطاف‌پذيري، مشاركت، انسجام اجتماعي و تنوع اقتصادي است.
از طرفي ديگر توسعهي پايدار شهري امروزه به عنوان مفهومي بسط يافته و نهادينه شده، چارچوب کلي تحليل وضعيت شهرها را در اختيار قرار مي دهد. بررسي مطالعات مختلف نشان مي‌دهد که اين رويکرد توانمندي‌هاي بسيار زيادي در زمينهي شناخت وضعيت و مسائل پيش روي شهرها دارد. سکونتگاه‌هاي شهري به عنوان نظام‌هاي جغرافيايي، متأثر از عوامل و نيروهاي فضاساز در يك فرآيند زماني- مكاني به وجود آمده و همواره تحت تأثير فرآيندهاي دروني و بيروني (اجتماعي- فرهنگي، اقتصادي، محيطي- كولوژيكي) در حال تغيير و تحول بوده‌اند. در اين ميان، اگر پذيرفته ايم که شهرهاي کوچک هم به عنوان حلقه حياتي و تفکيک ناپذيري از نظام سکونتگاهي در سطوح ملي، منطقه اي و محلي و متشكل از اجزاء مرتبط به هم هستند که توسعه پايدار آنها، منجر به توسعه پايدار محلي و منطقه اي خواهد شد، لازم است بپذيريم که صرف تبديل نقاط روستايي به شهر کوچک، فرايندي توسعه اي نيست، بلکه توسعه پايدار شهرهاي کوچک، فرايندي مهم ورويکردي اساسي است که ضرورت و چارچوب اصلي مطالعه حاضر را شکل داده است. اين گروه از شهرها، متأثر از موقعيت و جايگاه مكاني- فضايي خود در هر استان و نحوه ي تعاملات يا ارتباطات (دروني و بيروني) خود در گذر زمان، همواره دستخوش تحولاتي شده اند.
هرچند روند شکل‌گيري و نحوهي تكوين ساختاري -عملكردي اين‌گونه از شهرها، در گذشته به صورت تدريجي بوده است، در دهه‌هاي اخير سازمان‌يابي فضايي و عملكرد نظام سکونتگاهي اين شهرها از يك طرف متأثر از تحولات اقتصادي، اجتماعي در نظام جهاني بوده و از طرف ديگر متأثر از سياست‌ها و برنامه‌هاي دولت و سازمان‌هاي مختلف كه براي توسع? آن‌ها اتخاذ و اجرا گرديده، دست‌خوش تغيير و تحولات زيادي شده است. اما وجود مسائل و مشکلات موجود در اين شهرها نشان از عدم تحقق مشخصه هاي پايداري در درون آنها دارد. عدم توجه به نقش و اهميت شهرهاي كوچك و عدم شناخت صحيح جايگاه و پايگاه اين شهرها باعث شده است كه امروزه سرمايه گذاري هاي مربوط به آنها بسيار كم صورت پذيرد كه اين خود مشكلات عديده ايي بويژه ناپايداري اين سکونتگاهها را به دنبال داشته است(حاجي عليزاده، 1380: 7). از سوي ديگر بررسي هاي سازمان ملل نشان مي دهد که ساکنان شهرهاي کوچک، بخصوص در کشورهاي در حال توسعه در اکثريت مناطق در دسترسي به خدمات اساسي به طور گسترده اي در شرايط ناعادلانه و نابرابري قرار دارند. مطالعه آکادمي علوم ملي آمريکا در بيش از 9 کشور نمونه، آشکار ساخت که ساکنان شهرهاي کوچکتر نسبت به ساکنان شهرهاي متوسط و بزرگ در تهيه و تدارک آب لوله کشي، دفع ضايعات و مواد زائد، برق و مدرسه از وضعيت نامناسبي برخوردار بوده اند. شواهدي وجود دارد که نشان مي دهد نرخ فقر نيز در شهرهاي کوچکتر بالا است. زمانيکه نقش شهرهاي کوچک و متوسط را در اسکان رشد جمعيت آينده مورد توجه قرار دهيم، روشن است که نيازهاي ساکنان اين شهرها و بهبود کيفيت محيط زيست آنها به سرعت بايد مورد توجه قرار گيرد(cohen,2005: 11).
بنابر برآوردهاي سازمان ملل، در آينده قابل پيش بيني بيشترين نرخ رشد شهرنشيني در شهرهاي کوچک اندام روي خواهد داد(همان منبع). از اين رو، شناخت و تدوين استراتژي هايي براي توسعه پايدار اين شهرها اجتناب ناپذير خواهد بود. ضمن اينکه توسعه پايدار شهرهاي کوچک، بسترساز و سنگ بناي تحقق توسعه پايدار در شهرهاي مياني و بزرگ خواهد بود؛ چرا که پايداري توسعه در شهرهاي کوچک مي تواند مسائل عدم توازن در نظام اسکان شهري را تعديل نمايد. لذا اهميت و ضرورت پايداري شهرهاي کوچک را مي توان اينگونه بيان کرد که: پايداري توسعه در ساختار دروني شهرهاي کوچک تضمين کننده پايداري توسعه در سطوح پايين نظام سکونتگاهي(روستاها و روستا-شهرها) و سطوح بالاي اين نظام(شهرهاي مياني و بزرگ) است.
از طرفي ديگر مطالعه و بررسي محققان در کشورهاي مختلف جهان نشان مي دهد که شهرهاي کوچک يکي از موفق ترين نمونه هاي سکونتگاهي در زمينه تحقق توسعه پايدار مي باشند. بسياري از شهرهاي کوچک در سطح جهاني، طي سال هاي اخير رشد يافته اند و تقريباً از نظر زيست محيطي مناسب به نظر مي رسند، چرا که محيط زيست نيمه روستايي و کوچک مقياس با اقتصاد و شرايط اجتماعي رو به رشد و همراه با خدمات کافي زمينه را براي تحقق درجه بالايي از خود اتکايي و خود گرداني ايجاد مي کنند(فني،1382 :48). توسعه شهرهاي کوچک روش مناسبي براي توسعه فضايي و ايجاد رشد اقتصادي و تعادل اجتماعي است و مي تواند به عنوان شقي در مقابل رشد شهرهاي بزرگ عمل نمايد(ضرابي، 1378: 10). ولي به نظر مي رسد چنين رشد و توسعه اي در صورتي شکل خواهد گرفت که خود اين شهرها از درون خود دچار مشکلات شهرهاي بزرگ در مقياس خرد نباشند و فضاي مناسب را براي نسل کنوني و آينده فراهم سازند. ليکن در سطح ملي آنچه بيش از هر مسئله ديگر در ارتباط با اين شهرها بايد مد نظر قرار گيرد توجه به عدالت و برابري بر اساس شاخص ها و ابعاد محيطي، اجتماعي-اقتصادي و کالبدي از نظرگاه توسعه پايدار شهري مي باشد. بنابراين با توجه به افزايش شهرهاي کوچک و گسترش آن ها، منطقي است که يک برنامه ريزي توسعه همه جانبه و متناسب با آن شهر براي آن ها پيش بيني شود. برنامه اي که به همه ابعاد زيست محيطي، کالبدي، اقتصادي، اجتماعي شهر توجه داشته باشد. شهرهاي کوچک امروزي پايه گذار شهرهاي بزرگ آينده خواهند بود که با پذيرش کارکردهاي جديد و توسعه کارکردهاي فعلي و گسترش فيزيکي در صورت عدم برنامه ريزي مناسب، به شهرهاي بزرگ تر با مشکلات و محدوديت هاي گوناگون تبديل مي شوند. از اين رو برنامه ريزي توسعه پايدار براي شهرهاي کوچک به عنوان يک رويکرد جديد در حيطه مطالعات شهري وارد شده است، ولي بحث مهمي که مطرح مي شود اين است که توسعه پايدار اين سکونت گاهها با کدام فاکتورها محقق مي شود؟(نادري، 1387: 3). آنچه گفته شد لزوم توجه به شهرهاي کوچک را در فرايند دستيابي به توسعه پايدار در اين شهرها بيان مي کنند.
اين رساله بر شناخت و تبيين روند تحولات توسعه در ساختار دروني شهرهاي کوچک که بطور مستقيم بر توسعه و فضاي محلي آنها نيز تاثيرگذارست، متمرکز شده است و از نتايج اوليه آن، نبود پايداري و وجود چالش هاي عمده اجتماعي، اقتصادي، کالبدي و محيطي در دستيابي به توسعه پايدار شهري در اين شهرهاست؛ از اين رو، مطالعه شناختي-تبييني حاضر، با مروري نقادانه بر همه ديدگاهها و نظريه هاي مرتبط با ارزيابي پايداري شهرهاي کوچک، به بسط مفهومي-کارکردي اهميت و جايگاه اين گروه از شهرها در پايداري اجتماعي، اقتصادي، کالبدي و اکولوژيکي ساختار دروني و بيروني آنها در سطوح منطقه و محلي کمک خواهد کرد.
به اين ترتيب، يکي از مسائل مهم و بنيادي در تعميق و بسط حوزه علمي و سياست گذاري توسعه محلي-منطقه اي موضوع پايداري توسعه در مناطق محتلف کشور و از جمله استان مورد مطالعه، تحليل و تبيين سطح پايداري ساختار دروني سکونتگاههاي کوچک شهري که بيشترين تعداد و گستردگي پهنه اي را در سطح استان مازندران دارند و ارزيابي عوامل موثر بر آنها بوده است؛ موضوعي که تا به حال کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
استان مازندران با وسعت حدود، 4/23756 كيلومتر مربع معادل5/1 درصدمساحت كشور را به خود اختصاص داده است. اين استان در سال 1390 داراي 19 شهرستان، 53 مركز شهري، 46 بخش، 112 دهستان و 3138 آبادي داراي سكنه بوده است. تراکم نسبي در استان 4/129 نفر در هر کيلومتر بوده است. بر اساس نتايج آخرين سرشماري(1390) 7/54 در صد جمعيت استان در شهرها و 3/45 درصد جمعيت در روستاها ساکن بوده اند. از لحاظ توزيع فضايي شهرها از 53 نقطه شهري در سطح استان، 46 شهر جمعيتي کمتر از 50 هزار نفر دارند(جدول1-1). به عبارتي ديگر 86.7 درصد از شهرهاي استان مازندران در گروه شهرهاي کمتر از 50 هزار نفر قرار دارند که از اين نظر با شرايط ملي(87.1 درصد کشور) همخواني قابل توجهي دارند(جدول1-2).

جدول1-1 طبقه بندي تعداد شهرهاي استان در طبقات مختلف جمعيتي طي سالهاي 1390-1365
سال
کمتر از 10000 نفر
10 تا 25هزار
25 تا 50 هزار
50 تا 100هزار
100هزار و بيشتر
1365
17
8
5
1
4
1375
29
8
7
1
4
1385
28
8
9
2
4
1390
27
9
9
3
4
منبع: مرکز آمار ايران، سرشماري سالهاي 1390-1365

جدول1-2: چگونگي توزيع شهرهاي کوچک کل کشور و استان مازندران در سال1390(به درصد)
شرح
مکان
شهرهاي کمتر از 50 هزار نفر

درصد تعداد شهرها
درصد ميزان جمعيت
کل کشور
87.1
21.2
استان مازندران
86.7
38

اما آنچه که در ارتباط با اين شهرها در سطح استان قابل توجه است، درصد جمعيت شهري ساکن در اين شهرهاست. آمارها حاکي اين است که شهرهاي کوچک استان با وجود اينکه سهم بالايي از شمار شهرهاي استان را به خود اختصاص داده اند، اما فقط 38 درصد جمعيت شهري آن را در خود نگه داشته اند و62 درصد از جمعيت شهري تنها در شش شهر قرار دارند. اين شرايط نشان مي دهد که توزيع جمعيت در گروه هاي شهري در طول دهه هاي گذشته در

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درباره استان مازندران، سلسله مراتب، توسعه منطقه، حوزه نفوذ Next Entries تحقیق رایگان درباره توسعه شهر، استان مازندران، سازمان ملل، سلسله مراتب