تحقیق رایگان با موضوع کنترل اجتماعی، رفتار انسان، آداب و رسوم

دانلود پایان نامه ارشد

خويش را از دست بدهد؛ نتواند به شكل مؤثر و مورد پذيرش، در اجتماع شركت كند؛ و بدين ترتيب دچار نوعى بلاتكليفى و پريشان حالى گردد. وضعيتى كه در تعبيرى ديگر، از آن با نام «بى سازمانى شخصيت» ياد شده است (كريمى، 1373، ص 249؛ روسك و وارن، 1350، ص 55؛ محسنى، 1368، ص447ـ450؛ رشه، 1367، ص189).
در اين زمينه بلوك با اشاره به آثار تغييرات سريع و عميق فرهنگى، معتقد است افراد در مواجهه با اين وضعيت، ممكن است پنج راه را به شرح زير، در پيش بگيرند:
1. به آداب و رسوم نوين، تن دهند و خود را با آن مطابق سازند;
2. براى خود، خط مشى اخلاقىِ خاصى ايجاد كنند و بكوشند كه جامعه آن را بپذيرد;
3. با پرداختن به روشهاى غيراجتماعى، به نظام موجود حمله برند;
4. از اجتماع دورى گزينند و مبتلا به امراض روحى گوناگون شوند، يا آنكه از هر گونه مسئوليتى بپرهيزند;
5. با توسل به خودكشى، از زندگى بگريزند(كنيك، 1353، ص73ـ74).
پيامدهاى جمعى تعدد جامعه پذيرى نيز در ابعاد متفاوتى مطرح شده است; از جمله آنكه گاه افراد صرفاً به دليل جامعه پذير شدن در خرده نظامهاى متفاوت ارزشى و هنجارى و خرده فرهنگهاى موجود در درون يك جامعه ـ طبقه، نژاد، مذهب، منطقه ـ كجرو شمرده مى‌شوند. چون قشرهاى متعارف جامعه، قضاوت ارزشى و اخلاقى خاص و مشخصاً منفى درباره از جمله الگوهاى شخصيت و رفتار در آن خرده نظام يا خرده فرهنگ دارند(رابرتسون، 1374، ص113ـ114؛ روسك و وارن، 1350، ص50).
گاه نيز كجروى را پيامد جامعه پذيرى در درون خرده فرهنگها يا محيطهايى مى‌دانند كه ارزشها و هنجارهاى حاكم بر آن، در تضاد با نظام ارزشى و هنجارى حاكم است و جامعه، آنها را جزئى از خود نمى‌داند(رشه، 1367، ص 189). از جمله نمونه هاى شايان ديگر، عملكرد محيطهاى مرجع رسانه اى در ترويج الگوهاى مخالف با فرهنگ عمومى جامعه و هنجارهاى مقبول اجتماعى است كه به كم رنگ كردن همنوايى با هنجارها و ارزشهاى بومى مى‌انجامد (رابرتسون،1374، ص133ـ134؛ هلاكويی، 1356 ، ص200ـ201).
2-8-كجروى
كجروى را با تعبيرهاى متفاوتى تعريف كرده اند كه در ذيل به نمونه هايى از آنها اشاره مى‌شود:
ـ رفتار منع شده يا مشمول اهرمهاى كنترل اجتماعى؛
ـ رفتار شكننده هنجار يا رفتارى كه قواعد، برداشتها يا توقعات هنجارى نظامهاى اجتماعى را نقض مى‌كند؛
ـ رفتار ناهمنوا با هنجارهاى اجتماعى(رابرتسون، 1374، ص168ـ169؛ صديق سروستانى، 1383، ص16)؛
ـ رفتار ناسازگار و غيرمنطبق با انتظارات جامعه يا يكى از گروه هاى مشخص درون آن، دورى جستن و فرار از هنجارها (با رعايت نكردن آنها)( كوئن، 1372، ص 215)؛
ـ منطبق نبودن با ارزشها، الگوها و هنجارهاى موجود جامعه، مخالفت با روش مرسوم در جامعه(قائم مقامى، 1355، ص 136).
در نهایت، كجروى را می توان بر اساس دو مفهوم «كنش» و «شكستن هنجار» متكى ساخت و آن را رفتار شكننده هنجار دانست. كوهن تعريف ياد شده را «متعارف ترين كاربرد معنايى» كجروى مى‌داند (همان، ص87ـ 88.).
2-8-1- كجروى، «كنش اجتماعى»
يكى از واقعيتهاى انكارناپذير در باب كجروى، آن است كه اين پديده را بايد گونه اى خاص از انواع اعمال و رفتار انسانها نسبت به يكديگر محسوب داشت. چنانکه لويى آلتوسر می گوید: حقيقت اين است كه خطاى آدميان، انحراف خلق و خوى آنان، نقض و تغيير قوانين، همگى نوعی از رفتار انسان است(آرون، 1377، ص76).
انديشمندانى كه «گزينش» و «تصميم گيرى» را متغيرى مستقل در تبيين رفتار مى‌دانند، مدعى اند كه ديدگاه كنش متقابل كه اين متغير را در تبيين كجروى دخيل مى‌داند، مناسب ترين رويكرد براى فهم اين پديده و درك جنبه هاى متفاوت آنند(گيدنز، 1378، ص146؛ رابرتسون، 1374، ص87ـ 88 و 140ـ141؛ رشه، 1367، ص 65 ـ69 و 184؛ شيخاوندى، 1373، ص 18ـ19).
با مرورى دوباره بر تعريفهايى كه ديدگاه هاى متفاوت موجود در باب ماهيت كجروى ارائه داده اند، مى‌توان تصويرى روشن را از وفاق انديشمندان بر تعريف كجروى، به عنوان يك «كنش اجتماعى»، در ذهن سامان داد؛ زيرا از يك سو با دقت در مفاد تعاريف موجود ـ و به ويژه تعريفهاى جديد و متأخر ـ مى‌توان ديد كه در بخش عمده اين تعريفها، معنا يافتن كجروى در بستر الگوهاى فرهنگى امرى مسلم فرض شده است. برای نمونه، تعبيرى كه «رفتار يك كنشگر صرفاً در ربط و نسبت با نظامهاى اجتماعى متفاوتى كه وى در آن درگير كنش است، «كجروانه» يا غير آن به نظر مى‌آيد». حتى در ميان نگرشهاى زيستى و روانى ـ كه مى‌تواند كمترين همسازى را با اين برداشت داشته باشد ـ مى‌توان ديد كه روايتهاى نوين آن، كجروى را نوعى آموخته فرهنگى ناقص و محصول نواقص طبيعى موجود در مسير يادگيرى و شرطى شدن افراد به حساب مى‌آورند؛ و وجود اين ويژگى را به اين معنا مى‌دانند كه افراد تأثير پذيرفته از اين نوع علل، استعداد بيشترى براى رسيدن به اين تلقى دارند كه توسل به رفتارهاى كجروانه، مى‌تواند راه مناسبى براى رسيدن به خواسته هاى خود در برابر ديگران و واكنش نشان دادن در برابر انتظارات آنان باشد(وايت و هينز، 1383، ص120ـ123 و 308ـ309).
2-8-2- كجروى، «شكستن هنجار»
يكى از عناصر سازنده مفهوم كجروى كه اين پديده را در ميان گونه هاى متفاوت و متنوع «كنش اجتماعى» متمايز مى‌سازد. چنانكه گذشت، كنش اجتماعى «با در نظر داشتن ديگرى»، با هدف «پاسخ به انتظارات او» و با تكيه بر «الگوهاى جمعى» سازمان مى‌يابد. نكته شايان توجه در اين تعريف، دو بعد متفاوتى است كه مفهوم «الگوهاى جمعى» مى‌تواند دربردارنده آن باشد و با تعابيرى مانند الگوهاى «در مرز مجاز» و الگوهاى «خارج از آن»، مورد توجه جامعه شناسان قرار گرفته است(رشه، 1367، ص 69). نتيجه مورد نظر، آن است كه «كنش اجتماعى» مى‌تواند براساس دو نوع الگوى جمعى كاملا متفاوت صورت بپذيرد؛ گاه براساس الگويى كه يك «جمع»، آن را «مجاز» (و به تعبير ديگر، «طبيعى» يا «بهنجار») مى‌داند؛ و گاه براساس الگويى كه باز يك «جمع»، آن را «غيرمجاز» (يا «غيرطبيعى» و «نابهنجار») شمرده است. اما در اين خصوص، بايد توجه داشت كه «جمع» مورد نظر در عبارت نخست، مى‌تواند همان «جمع» ذكر شده در عبارت دوم نباشد. اين در نهايت، بدان معناست كه مى‌توان مواردى را تصور كرد كه يك رفتار يا كنش واحد، در يك «جمع» خاص، مبتنى بر «الگوهاى مجاز» باشد؛ و در «جمع»ى ديگر، متكى بر «الگوهاى غيرمجاز» به نظر برسد.
يك رفتار، با اين استدلال «كجروى» قلمداد مى‌شود كه مى‌توان آن را نوعى مخالفت با هنجارهاى «يك جمع» به حساب آورد. بدين شكل مى‌توان ديد كه دومين عنصر سازنده اين مفهوم را صرفاً «متكى بودن يك رفتار بر الگوهاى جمعى غيرمجاز» تشكيل مى‌دهد؛ مفهومى كه با استفاده از تعابير كلى رايج، مى‌توان آن را «هنجارشكنى»، در معناى عام كلمه، ناميد(رابرتسون، 1374، ص 168ـ169؛ رشه، 1367، ص69؛ صديق اورعى، 1374، ص 25).
2-9- کنترل اجتماعی
كنترل را «توان اِعمال قدرت، هدايت يا باز داشتن اعمال ديگران» تعریف کردهاند. از این رو، كنترل اجتماعى، فرایندی اجتماعی است که با بهرهگیری از مجموعهاى از منابع مادى و نمادين و قواعد و اصول معین که ضمانت اجرا دارد، به دنبال تحقق همنوايى رفتارى اعضاى خويش و مقابله با کجروی است(سلیمی و داوری، 1391، ص452).
2-9-1- تأثیر نيازها بر کنترل اجتماعی
فرضية زيربنايىِ نظريه «نيازهاى اساسى» مازلو، آن است كه به دنبال بروز هر دسته از نيازها، رفتار شخص و همه كنشها و واكنشهاى او در راستای ارضاى آن قرار مىگيرد. براى مثال، حمله كارگزاران كنترل اجتماعى به «نياز امنيت» در شخصی كجرو كه نيازمند برآمدن آن است، اين معنا را مىيابد كه جامعه، برآمدن اين نياز را به تبعيت او از هنجارها مشروط کرده است. در اينجا مازلو، پيامد اين حمله را آن مىداند كه چنين فردى به تبعيت از هنجارها روى خواهد آورد (همان، ص471).
2-9-2- شيوه ها و ابزار اِعمال كنترل اجتماعى
کنترل اجتماعی به دو شکل زیر انجام می گیرد:
1. اجبار: كاربرد وسايلى نظير مجازاتهاى قانونى و تنبيه؛
2. اقناع: واداشتن درونى افراد به پذيرش هنجارهاى اجتماعى، با وسايل گوناگونى چون تبليغ، پاداش، اعتبار، اعطاى درجه، تمجيد و تشويق و قدردانى (ساروخانى، 1377، ص698؛ نجفى ابرندآبادى، 1378، ص14).
ابزارهاى مورد استفاده در کنترل اجتماعی نیز عبارتنداز:
1. ابزارهاى بدنى: از جمله «سلاح كمرى، شلاق، دستبند و  …» كه اثر آن بر جسم وارد مى‌شود و نيز تهديد به استفاده از آنها كه نوعاً اثرى همسان با كاربرد عملى شان دارد. كنترل مبتنى بر كاربرد اين ابزارها، نماد قدرت سركوبگر است؛
2. ابزارهاى مادى: از جمله كالاها يا خدمات كه قابليت مصرف دارند (و اشياى نمادينى مانند پول، كه فرصت تحصيل آنها را فراهم مى‌آورد) و سبب مى‌شوند كه برخوردار ساختن افراد از آنها، غالباً جنبه تشويق و محروم ساختن آنان، معناى تنبيه بيابد (مثلا، جريمه هاى مالى). استفاده از ابزارهاى مادى در كار كنترل، نمادى از قدرت سودگرا است؛
3. ابزارهاى نمادى: نمادهاى ارزشى و هنجارى بيانگر حيثيت و احترام و نمادهايى اجتماعى كه نشانه محبت و مقبوليت اند (يا ابزارهايى مانند تماس جسمى كه براى ابراز محبت يا اشيايى مادى كه براى نمادى كردن حيثيت به كار مى‌روند)( اتزيونى، 1373، ص140ـ141؛ صبورى، 1374، ص 196ـ197).
2-9-3- شيوههای اِعمال كنترل اجتماعى
کنترل اجتماعی به دو گونه انجام میشود:
1. اجبار: كاربرد وسايلى، مانند مجازاتهاى قانونى و تنبيه؛
2. اقناع: واداشتن درونى افراد به پذيرش هنجارهاى اجتماعى با وسايل گوناگونى، مانند تبليغ، پاداش، اعتبار، اعطاى درجه، تمجيد و تشويق و قدردانى (ساروخانى، 1377، ص698؛ سلیمی و داوری، 1391، ص 447).
2-9-4- انواع کنترل اجتماعی
در یک تقسیمبندی کلی و انتزاعی از انواع کنترل اجتماعی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
2-9-4-1- كنترل رسمى
كنترل اجتماعى رسمى، دربردارندة اقدامهایی است كه منابعِ اقتدار، آنها را در مسير مقابله با وقوع جرم و کجروی در جامعه عهدهدار مىشود. اين اقدامها به سبب متكى بودن بر ضمانتهاى اجرايى دولتى، از يك طرف، به طور عمده الزامآور و متكى بر قهر و اجبارند و از طرف ديگر، به گسترهاى خاص از هنجارهاى اجتماعى (هنجارهاى رسمى) محدود است كه با تكيه بر همان ضمانت اجراهاى حكومتى تعريف مىشود (صديق سروستانى، 1383، ص25؛ سلیمی و داوری، 1391، ص501).
2-9-4-2- كنترل غير رسمى
كنترل غير رسمى، گونهاى از كنترل اجتماعى است كه در گسترهاى به تناسب جامعه، توسط هر يك از اعضاء و در محيطهاى متفاوت خانواده، مدرسه، محل كار، اماكن مذهبى و غیره انجام میشود. اين گونه از کنترل، در نقطه مقابل كنترل رسمى و بر اساس اصول اخلاقى، ارزشها و هنجارهاى متعارف است. ضمانت اجراهاى اصلى کنترل غیر رسمی عبارت است از:
ـ متغيرهاي درونى، مانند ترس از پذيرفته نشدن رفتار در اجتماع، ترس از رو به رو شدن با مخالفت جامعه، نگرانى از طرد اطرافيان و غیره؛
ـ اهرمهاي بيرونى، مانند تمجيد و تشويق رفتارهاى راستروانه و در مقابل، تمسخر، سرزنش و حتى طرد كجرو توسط ديگران (همان، ص507).
2-9-4-3- كنترل بيرونى
كنترل بيرونى را مجموعه اى از مكانيسمهاى كنترل اجتماعى شكل مى‌دهند كه هدف آنها كاستن از فرصتهاى ارتكاب جرم و كجروى و درونمايه شان، ايجاد و اِعمال محدوديتهاى مادى و فيزيكى است(رفيع پور، 1378، ص39ـ40). اين فرایند، رفتار فرد را از طريق اجبار فيزيكىِ محدوديتهاى بيرونى و یا تحت تأثير آثار روانى ناشى از اين محدوديتها، کنترل می کند(سلیمی و داوری،1391، ص 514).
2-9-4-4- كنترل فیزیکی (تنبیه بدنی)
ويژگى عمدۀ كنترل فیزیکی، يا رنج و دردى است كه بر فرد تحميل مى‌شود، يا محدوديتى كه آزادى و امنيت جسمى او را به خطر مى‌اندازد. بنا بر این، به کار گیری اين نوع كنترل را مى‌توان در شکل هایی مانند «ايجاد آزارها و آلام جسمى»، «سلب آزادى» و حتى «سلب حيات» مشاهده كرد. فرد در مواجهه با اهرمهاى اين كنترل، نيازهاى اساسى «جسمى» و «ايمنى» خود را در خطر مى‌بيند و در اين جهت، از

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع جامعه پذیری Next Entries تحقیق رایگان با موضوع یکپارچه نگر