تحقیق رایگان با موضوع کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی، بازاریابی، کسب و کار

دانلود پایان نامه ارشد

و همکارانش(2008) عناوین به کار برده شده در مقالات را در تشریح این مفهوم، شامل سرمایه گذاری سازمانی59، نوآورانه60، ایجاد استراتژیهای کارآفرینانه61 معرفی کردند.
2- سازمانهایی با اندازه و پیشینه متفاوت: کارآفرینی اگرچه فرایندی است که میتواند در همه سازمانها- با هر شکل و اندازهای- مفهومسازی شود(کرنی و همکاران، 2008)، اما بعضی محققین معتقدند که کارآفرینی سازمانی در سازمانهایی با اندازه و پیشینه متفاوت به شکل متفاوتی اجرا میشود؛ لذا در تعریف و مدلهای بکارگرفته شده باید کارآفرینی سازمانی را در بخشهای مختلف تفکیک کرد. با توجه به تفاوتهای مذکور، نویسندگان از کارآفرینی سازمانی تعاریف بیشماری ارائه کردهاند که در زیر به بعضی از آن ها اشاره گردیده است:
کریستین(2004): کارآفرینی سازمانی ابتکار شرکت های از پیش تاسیس شده برای به کار گرفتن کارآفرینی است
مایس (2003): کارآفرینی سازمانی واژه ای است برای تشریح رفتارهای کارآفرینانه درون سازمان های موجود.
زهرا (2009): کارآفرینی سازمانی به فعالیت هایی اطلاق می شود که در سرتاسر آن تاکید شرکت بر نوآوری و تحمل ریسک است
کرنی و همکاران (2008): کارآفرینی سازمانی شامل معرفی محصولات و فرایندهای جدید، طراحی ساختارهای جدید سازمانی و فتح بازارهای جدید است. در شرکتهای موجود، کارآفرینی محدود به این مسائل نیست بلکه کارآفرینی همچنین به اصلاح دوره ای ساختارها و استراتژی ها که ممکن است منجر به تعریف مجدد بعضی قلمرو ها شود، نیاز دارد.
هیچ یک از تعاریف فوق، تعریف مستقل، جامع و مورد پذیرش همگان نیست و اکثر این تعاریف بر نوآوری و توسعه محصول جدید تمرکز دارند. از آنجا که در این پژوهش، کارآفرینی سازمانی در قالب سازمانهای کوچک و متوسط بررسی شده، لذا در بخش بعد، این مفهوم در این حوزه مورد بررسی قرار گرفته است.

2-3-3-2- کارآفرینی سازمانی در سازمان های کوچک و متوسط

اگرچه بعضی از محققان معتقدند که وجود رابطه منفي بين ساختارهای سازمانهای بزرگ با كارآفريني سازماني حاكي از آن است كه ساختارهاي مكانيك موجود، قادر به پيشرفت در زمينهي كارآفريني سازماني نخواهند بود(وینکر و همکاران، 2008). اما با این حال، وجود مزایای فراوان کارآفرینی سازمانی در سازمانهای بزرگ و از پیش تاسیس شده، محققان را از جستجوی کارآفرینی سازمانی در شرکتهای کوچکتر غافل کرده است(زهرا و همکاران، 2009) به گونهای که تا مدتها، مفهوم کارآفرینی سازمانی به صورت انحصاری در فضای کسب و کارهای بزرگ مطالعه میشد و شرکتهای کوچک در این زمینه محروم بودند چرا که اطلاعات کمتری از ایجاد این مفهوم در این سازمانها موجود است(وینکر و همکاران، 2008). چنانچه کریستین(2004) آن را ابتکار شرکتهای از پیش تاسیس شده برای به کارگرفتن کارآفرینی میداند. ولی امروزه و به طور کلی، محققین معتقدند که رفتارها و دیدگاههای کارآفرینانه برای رشد و موفقیت شرکتها در هر اندازه ضروری است(بارینگر، بلودرن، 1999). بنابراین بکارگیری این مفهوم برای شرکتهای کوچک و متوسط درست به اندازه ضرورت بکارگیری آن در شرکتهای بزرگ است(کریستین، 2004). از طرفی همان طور که اشاره شد، محیط پیچیده امروزی، سازمانها را با ابهام و پیچیدگی زیادی مواجه کرده است و به نظر میرسد تنها راه نجات سازمانها، استفاده از شیوههاي خلاقانه و نوآورانه درجهت انعطافپذیرتر کردن شرایط، بهرهگیري از فرصتها به سود خود و رقابت با رقبا است. بنابراین، در دنیاي متغیر کنونی، تنها سازمانهایی موفقاند که بتوانند به تغییرات محیطی پاسخ داده و نیازهاي مشتریان را بهتر از رقبا برآورده سازند و این امر جز با وجود افراد کارآفرین در سازمانها صورت نمیگیرد(زارع مهرجردی، و همکاران، 1389). در واقع تغییرات سریع و مداوم تکنولوژیکی و محیطی یکی از مهمترین برانگیزانندههای فرصتهای کارآفرینی بشمار میروند. اگرچه تنها با بکارگیری این افراد، سازمانها کارآفرین محسوب نمیشوند، اما استخدام آنها و ایجاد جو کارآفرینانه مزایای را زیادی برای سازمانها به همراه دارد که خود باعث شده سازمانها به اتخاذ این گونه سیاستها ترغیب شوند(بارینگر، بلودرن، 1999).

2-3-3-3- مدلهای کارآفرینی سازمانی

محققان تاکنون ابزارهای مختلفی را برای سنجش تمایل شرکتها در راستای کارآفرینی سازمانی ارائه دادهاند که این ابزارها رفته رفته در حال پیشرفت و توسعه میباشند و امروزه به این نتیجه رسیدهاند که همیشه شرایط ثابتی، برای عملیاتی کردن یک سازمان کارآفرین، وجود ندارد(کلوین، سلوین، 1991).

مدل کوراتکو و همکارنش

کوراتکو در سال 1990 مدلی را ارائه داد. او بعد از تحلیل عاملی، 5 عامل حمایتِ مدیریت، سیستم پاداش و تشویق، منابع، ساختار سازمانی و ریسک پذیری را استخراج کرد و نهایتا 21 عامل را در 3 گروه(همانطور که در شکل 2-2 میتوان مشاهده کرد) بدست آورد(صمدآقایی، 1388).

شکل 2-5- مدل کارآفرینی سازمانی کوراتکو و همکارنش(صمدآقایی، 1388)

مدل کوین و سلوین

کوین و سلوین در سال 1991 بیان کردند که کارآفرینی سازمانی مبتنی بر 3 بُعد پیش فعال بودن، نوآوری و تمایل به ریسک پذیری است(کوین، سلوین، 1991).

شکل 2-6- مدل کارآفرینی سازمانی کوین و سلوین(کوین، سلوین، 1991)

مدل وینکر و همکاران

وینکر و همکارانش در سال 2008 با تلفیق مدلهایی که اشاره شد، مدلی را برای سنجش میزان کارآفرینی سازمانی ارائه دادند که شامل 4 بعد توسعه کسب و کار جدید، نوآوری، خود بهسازی و پیش فعالی میباشد(وینکر و همکاران، 2008) که در این مدل اینگونه تعریف میشوند.
توسعه کسب و کار جدید؛ به معرفی محصولات و خدمات جدید شرکت اطلاق میشود که از طریق ایجاد کسب و کارهای جدید درون سازمان ناشی میشود.
نوآوری؛ به توسعه در تکنولوژی در راستای خلق محصولات و خدمات جدید، اطلاق میشود.
خود بهسازی؛ به تغییر شکل سازمانی از طریق تجدید ایدههای کلیدی که بر اساس آن شرکت بنا شده است، اطلاق میشود.
پیش فعالی62؛ به اندازهای که سازمانها برای پیش قدم بودن بهجای دنبالهروی از رقبا، تلاش میکنند، اطلاق میشود(وینکر و همکاران، 2008).

شکل 2-7- مدل کارآفرینی سازمانی وینکر و همکاران(وینکر و همکاران، 2008)

مدل لامکین و دس

در سال 1996، لامکین و دس 4 عامل اختیارات، نوآوری و تحمل ریسک، پیش فعال بودن و رقابت سلطهجویانه63 را به عنوان معیارهای سنجش رفتارهای ناشی از کارآفرینی سازمانی بیان کردند(لامکین، دس، 1996).

2-4- ادبیات نوآوری

بازاریابی نوآوری گرا به بنگاه ها این امکان را می دهد تا بر ایده هایی که به بازارها، محصولات یا فرایندهای جدید منتهی می شوند تمرکز کنند. می توان سازمان ها را بر اساس میزانی که در فعالیتهای بازاریابی خود بر نوآوری تأکید می کنند از خالقان بازارهای جدید نوآور64 تا بازارسازان جزئی تدریجی65 دسته بندی کرد (حمیدی زاده و همکاران، 1393). نوآورانه بودن(نوآورانگی یا رویکرد نوآورانانه) یک سازمان، به میزان تمایل مدیریت و کارمندان سازمان برای مشارکت در آزمایش ها و فعالیت های خلاقانه ای اطلاق می شود که ممکن است منجر به ایجاد محصولات جدیدی شود. از آنجایی که نوآوری ابزار مهمی است که از طریق آن می توان فرصت های جدید پیش روی شرکت را دریافت نمود. آنها نوآوری را به عنوان عنصر مهمی از رویکرد کارآفرینانه تلقی می کنند. این رفتار از فعالیت ها و فناوری های جا افتاده متفاوت است در واقع نوآورانه بودن، همان فرآیند بکارگیری نوآوری است (لامپکین و دس، 1996). لامپکین و دس (1996)، نوآورانه بودن را به سه دسته تقسیم نموده اند:
نوآورانه بودن تکنولوژیکی؛که تشکیل شده است از تلاش تحقیقاتی و مهندسی به هدف ایجاد محصولات و فرآیندهای جدید؛
نوآورانه بودن محصولی؛ شامل تحقیقات بازار، طراحی محصول و نوآوری در تبلیغات می گرد؛.
نوآورانه بودن اداری؛ که اشاره به خلاقیت در سیستم های مدیریتی، روش های کنترل و ساختار سازمانی دارد.
اقدامات بازاریابی مبتنی بر نوآوری به شرکت اجازه می دهد تا بر ایده های جدید که منجر به بازارهای جدید، محصولات و یا فرایندهای جدید می شود تمرکز کند. درجه ای که یک سازمان موفق بر نوآوری در اقدامات بازاریابیش تاکید می کند از خالق بازار جدید بسیار نوآور تا سازنده تدریجی بر اساس روابط مشتری موجود و دانش بازار ساخته می شود. شرکت های کوچک و متوسط ممکن است انتخاب کنند که تمرکز کنند بر ابزارهای بازاریابی نوآورانه در حالی که شرکت ممکن است فاقد منابعی برای شکستن استانداردهای صنعت باشد (بچرر و همکاران، 2008). کارآفرینانی که بازاریابی کارآفرینانه را به کار می برند تمایل دارند نوآوری گرا باشند (توسط ایده ها و شهود) به جای مشتری گرا بودن (ارزیابی نیازهای بازار) و تمایل به استفاده از شبکه سازی غیر رسمی به جای تحقیقات رسمی و سیستم های هوشمند دارند (موریش، 2011). نوآوری گرایی اشاره دارد به تمایل یک شرکت برای مشارکت در فرایندهای خلاقانه، ازمایش ایده های جدید که منجر به تاسیس روش های جدید تولید و یا معرفی محصولات یا خدمات جدی به بازار موجود یا بازار جدید می شود. جنبه نوآوری گرایی جهت گیری کارآفرینانه ترویج خواهد داد تغییر و رفتارهای خلاقانه را که مبادله فعالانه ایده ها، افزایش جریان اطلاعات و تازگی در توسعه محصول جدید را ترغیب خواهد کرد (که، 2007). به طور کلی نوآوري هاي سازماني عبارتست از ارائه منبع فوري مزيت رقابتي از سوي سازمان که تاثير قابل توجهي بر عملکرد کسب و کار با توجه به بهره‌وري، زمان محلي، کيفيت و انعطاف پذيري دارد(موریش، 2011). نوآوری ها از چهار جهت تشریح می شوند(لامپکین و دس، 1996):
T تکنولوژی
A کاربرد جدید در شکل محصول، خدمت یا فرایند
M بخشهای بازار یا گروه های مصرف کننده
O سازماندهی
این چهار جنبه سطح و میزان نوآوری را تعریف می کنند. در این میدان می توان با مراجعه به ترکیب تکنولوژی، کاربرد، بازار و سازماندهی سازمانها، موقعیت آنها را مشخص کرد. تغییر از یک موقعیت و رسیدن به موقعیت دیگر در این میدان پیش نیاز نوآوری و نتیجه فعالیت های نوآورانه سازمان است. با ملاحظه مسیر نوآوری های متوالی طی زمان، مسیر حرکت نوآوری به دست می آید. با مشاهده مسیر گذشته نوآوری می توان برای آینده برنامه ریزی کرد. فرایند تغییر مسیر، یک فرایند نوآوری تعریف می شود. میدان نوآوری نه تنها در تعریف مورد نیاز برای مطالعه نوآوری به ما کمک می کند، بلکه برای تمرکز و تعریف محدوده فعالیت ها و استراتژی نوآوری نیز استفاده می شود. به طور کلی چهار بعد نوآوری مستقل از یکدیگرند، اما باید از این حقیقت آگاه بود که خط مشی بین تکنولوژی ها و کاربردها، کاربردها و بازار، بازار و سازماندهی و سازماندهی و تکنولوژی وجود ندارد. بعلاوه، چهار جهت آن به یکدیگر وابسته اند، یعنی یک تکنولوژی خاص کاربردهای محدودی دارد. همچنین نقاط در این چهار بعد به صورت یکنواخت توزیع شده اند. نوآوری ممکن است نتیجه ظهور یک تکنولوژی جدید، محصول، فرایند یا خدمت جدید، توسعه بازارهای جدید و/ یا یک سبک سازمانی جدید می باشد. در بیشتر حالات، ترکیبی از چند فاکتور است که تا حدودی به طور مشابه و متوالی آشکار می شوند. به خاطر وجود اثرات متقابل بین فاکتورها، سیستم به طور مداوم، مانند یک مسیر حلزونی شکل، تغییر می کند. در موقع تحلیل نوآوری، شناسایی علت اصلی نوآوری یا مشخص کردن تنها علت نوآوری بسیار سخت است. یعنی اینکه برای فهمیدن توسعه کسب و کار جدید، نمی توانیم منابع مختلف، رقبا یا سهامداران را به صورت جداگانه مطالعه کرد، بلکه بایدموقعیت کلی را مطالعه کرد (موریش، 2011). به طور کلی می توان انواع نوآوری را در قالب های زیر تعریف کرد(بچرر و همکاران، 2008):
نوآوری بنیادین و نوآوری تدریجی: نوآوری های بنیادین (انقلابی) موفق، معمولاً از یک اختراع ناشی می شوند. این دسته از نوآوری ها، صنایع جدیدی را به وجود آورده و یا صنایع جدید را تغییر می دهند. این نوآوری نسبتاً نادر بوده و معمولاً در خارج از مرزهای شرکت آغاز می شوند. هنگامی که این گونه

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع یادگیری سازمانی، نهادینه سازی، یکپارچه سازی، فرهنگ سازمانی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع شرکت های کوچک، شرکت های کوچک و متوسط، کسب و کار، شرکتهای کوچک