تحقیق رایگان با موضوع وحدت رویه، رابطه نامشروع، اثبات دعوی، دادگاه کیفری

دانلود پایان نامه ارشد

که قاضی باید مستند علم خود را ذکر کند و این یعنی اینکه ، علم قاضی قطع و یقین خارج از پرونده معتبر نخواهد بود و حتی در ماده 1335 ق.م آمده که توسل به قسم وقتی ممکن است که دعوای مدنی نزد حاکم به موجب اقرار یا شهادت یا علم قاضی بر مبنای اسناد و یا امارات ثابت نشده باشد . این ماده ، علم قاضی را با استناد به امارات معتبر دانسته است که این همان قطع و یقین بر اساس ادله اثبات دعوی می باشد نه علم خارج از دلایل اثبات دعوی .
گفتار چهارم : وجود دلایل بین و انتفاء ادعای اکراه
به نظر می رسد شعب و هیئت عمومی دیوانعالی کشور در تأیید آرای زنای مستوجب رجم و قتل(اعدام) با سختگیری و دقت بیشتری اقدام می نمایند.
1- شرح پرونده
بانو منصوره از همسرش سید جواد (45 ساله) به اتهام ایراد ضرب و ترک انفاق و بردن شناسنامه و کوپن ، طلا و پول شکایت نموده و اضافه نموده که شوهرش با خانم ناهید (25 ساله) رابطه نامشروع داشته است . پدرِ خانم ناهید نیز با اعلام شکایت از آقای سید جواد اظهار داشته :«دخترم را اغفال نموده و به مقصد نامعلومی برده و قبلاً هم سابقه محکومیت به هفتاد ضربه شلاق به خاطر همین موضوع] رابطه نامشروع[ داشته است » . آقای سید جواد در برگ بازجویی مورخ 79/12/10 مرجع انتظامی ، اظهار داشته :« خانم ناهید را با رضایت برده ام و او را عقد شرعی نموده و نزدیکی کرده ام …» . خانم ناهید ضمن اظهارات ضد و نقیض در مجموع اظهار داشته است که :« قصد ازدواج داشتیم و صیغه نامه ساختگی است و قبل از وقوع عقد ]عقد صوری[ از من ازاله بکارت نموده است و در چندین مرحله نزدیکی نموده ایم . آقای سید جواد در مرجع انتظامی منکر عمل غیر شرعی شده و اظهار داشته با وجود صیغه نامه ای که توسط روحانی تنظیم گردیده ، مرتکب نزدیکی شده و در مورد همسرش (بانو منصوره) اظهار داشته که باکره نبوده و در تمکین هم نبوده است و حالت روانی داشته و چون خواهر شهید بوده و به خاطر ثواب با او ازدواج کردم و نفقه او را هم داده ام » .( اداره وحدت رویه دیوانعالی کشور، 1385 ، جلد 9 ، 18) اما در مرحله بعدی تحقیق ، در مرجع قضایی اظهار داشته که :« چون پدر ناهید راضی نبوده با هم زنا کردیم و صیغه نامه را هم خودمان ساختیم و خانم ناهید … توسط من ازاله بکارت شده است ». در جلسه رسیدگی خانم ناهید اظهار داشته که :« آقای سید جواد مرا با تهدید به انجام عمل مجبور نموده است و قبل از اقامه صیغه عقد با من نزدیکی کرده است » . ( عنوان اجبار به این شکل بوده که زانیه مدعی شده که :« سید جواد او را تهدید کرده به اینکه از رأی صادره علیه پدرت رونوشت گرفته و منتشر می کنم و آبروریزی می کنم»). ( اداره وحدت رویه دیوانعالی کشور، 1385 ، جلد 9 ،20)
شعبه 43 دادگاه عمومی مشهد طی رأی شماره 123/5/7 – مورخ 28/3/79 که به طور مشروح نیز صادر شده است ، آقای سید جواد و خانم ناهید را به اتهام ارتکاب زنا به حد جلد محکوم نموده و با تجدید نظر خواهی وکیل متهم و همچنین متهمه و پدرش ، ضمن اینکه متهمه اظهار داشته « آقای سید جواد به زور و عنف با وی زنا کرده است » ، پرونده به شعبه 28 دیوان ارجاع شده که طی دادنامه شماره 28/394 مورخه 79/8/7 به شرح ذیل رأی صادر نموده است :
« …. در مورد تجدید نظر خواهی وکیل متهم سید جواد … به لحاظ اینکه شخص متهم لایحه تجدید نظر خواهی خود را مسترد نموده ، قرار رد تجدید نظر خواهی صادر می گردد … و در مورد تجدید تظر خواهی خانم ناهید … در مورد محکومیتش به حد جلد نظر به اینکه نامبرده مدعی عنف و اکراه شده است و دلیل قطعی برخلاف آن نیست ، مستنداً به ماده 67 ق.م.ا رأی در این مورد نقض و رسیدگی به یکی دیگر از شعبه های هم عرض … محول می گردد … و در مورد اینکه مدعی شده که اتهام سید جواد زنای مع الاحصان بوده است ، با توجه مواد 3 و 4 و 9 ق.اد.ک بانوی مذکور ، در این قسمت نمی تواند عنوان شاکی خصوصی داشته باشد و تقاضای وی مردود اعلام می شود ….» .
پرونده به شعبه 36 دادگاه عمومی مشهد ارسال شده و حکم در حق سید جواد اجرا شده است . در جلسه رسیدگی شعبه مذکور ، متهمه مدعی شده که :« سید جواد مرا به خانه خود برد و اظهار داشت که همسرش در خانه است ولی وقتی فهمیدم او در خانه نیست جیغ کشیدم و سید جواد مرا با چاقو تهدید کرد و با من عمل جنسی انجام داد و بعد مرا نزدِ یک روحانی صیغه نمود. » . شعبه 36 نیز طی دادنامه شماره 36/3652 مورخ 79/10/1 ضمن رد دفاعیات متهمه او را به یکصد ضربه شلاق به عنوان حد زنا ، محکوم نموده است .
شعبه 28 دیوانعالی کشور با تجدیدنظر خواهی متهمه به موضوع رسیدگی نموده و طی دادنامه شماره 28/749 مورخ 80/12/26 ضمن اصراری تشخیص دادن موضوع ، چنین رأی صادر نموده است :
« نظر به اینکه حسب صفحات … بعد از رسیدگی اولیه ، قبلاً ناهید به اتهام ارتباط نامشروع با سید جواد محکومیت یافته و سپس سید جواد نامبرده را تهدید می کرده که اگر تسلیم خواسته او نشود فتوکپی ] رونوشت[ از حکم محکومیت پدر او تهیه کرده و به اشخاص نشان خواهد داد که باعث آبروریزی او شود و از محل کارش اخراج گردد و نمی توان گفت با رضایت قبلی تمکین نموده است ، به ویژه اینکه می گفته است « از پدرت هم به عنوان کلاشی شکایت می کنم» و در لایحه تجدیدنظرخواهی از رأی اول هم همین مراتب را اعلام و ادعای عنف نموده و در مرحله رسیدگی ثانوی هم مدعی گردیده که سید جواد به زور و تهدید با وی زنا کرده است و بعد از آن می خواسته خودکشی کند که به او وعده ازدواج داده است ] سید جواد [ و در هنگام زنا در خانه اش هم او را با کارد تهدید به قتل کرده است … دلیل قطعی برخلاف این موارد وجود ندارد و موجبی برای محکومیت او به حد جلد نمی باشد … لذا رأی شعبه 36 دادگاه عمومی مشهد صحیح به نظر نمی رسد ….» . (اداره وحدت رویه دیوانعالی کشور، 1385 ، جلد 9 ،22)
پرونده در هیئت عمومی اصراری (اداره وحدت رویه دیوانعالی کشور، 1385 ، جلد 9، 29) طرح می گردد که منتهی به رأی اصراری شماره 1 مورخ 82/2/9 می شود ( پرونده شماره 11/81 ) :« نظر به اینکه جرم انتسابی زنای غیر محصنه بوده و زانیه ضمن نفی عنف و اکراه ، به استناد علم قاضی (که حصول آن نیز با توجه به مفاد رأی صادره متعارف است ) به تجویز مواد 63 ، 64 ، 88 و 105 ق.م.ا به یکصد تازیانه به عنوان حد جرم … صحیح است ….» .( اداره وحدت رویه دیوانعالی کشور، 1385 ، جلد 9 ،30 )
2- تاثیر علم قاضی در رأی صادره
باید توجه داشت که خانم منصوره در اظهارات خود می گوید :« حدود شش ماه قبل متوجه شدم که جواد با دختری به نام ناهید دوست شده و قصد ازداج دارد و می خواهد او را عقد کند و خود ناهید را در منزلمان دیدم ، به طوری که یک روز من رفتم منزل مادرم ، زود برگشتم دیدم شوهرم لخت است و دختر هم ] ناهید[ با لباس زیر است … » از طرف دیگر خانم ناهید به وسیله یکی از کارکنان مهد کودک به متهم پیغام داده است که بیاید و او را ببرد که اگر نیاید ، او فرار خواهد کرد .
آنچه بیشتر مدنظر بوده است که آیا عمل زنا به عنف بوده یا با طیب خاطر بانو ناهید انجام شده است ؟حصول علم به اینکه عمل به عنف انجام شده است با قرینه خاصی همراه نیست اما قرائن موجود در پرونده از جمله سن و سال متهمه ( محکوم علیها) که 23 ساله بوده ] در زمان وقوع جرم[ و کارمند و شهر نشین بودن ایشان ، در سفر بودن طرفین به مدت بیش از یک هفته در شهرهای لاهیجان و تبریز ، اظهارات اولیه متهمه در اولین تحقیقات مبنی براینکه قصد ازداج داشته ام و همچنین اقامه صیغه عقد متعاقب آن ، همگی مبانی متعارف و مستندات قابل توجهی هستند که با لحاظ اقاریر چنیدن و چند باره متهمه ، موجب حصول علم به ارتکاب زنا شده اند .
گفتار پنجم : حصول علم بر امکان استمتاع جنسی .
وفاداری به نظام ادله سنتی (اقرار و شهادت) در بحث زنا ، به خوبی از آرای صادره از شعب دیوانعالی کشور استنباط می گردد ؛ احراز ویژگی های اخلاقی متهم نیز نتوانسته تعهد دیوانعالی کشور به ادله سنتی را نقض کند .

1- شرح پرونده
آقای علیرضا متولد 1340 متهم است به قتل عمدی مرحومه میترا و سرقت طلاجات وی و زنای محصنه با مرحومه . در مورخه 28/11/82 همسر مرحومه اعلام می دارد:«کسی با من تماس گرفت و از من خواست به آدرس خاصی بروم به همراه دخترم و اظهار داشته که همسر شما به خانه خواهر من آمده و در اینجا مسموم شده و او را به بیمارستان برده ایم و در حال حاضر هم صرفاً قصد دیدن دخترش را دارد» . با تحقیقات بعدی در مورخ 28/11/82 ساعت 22:30 جنازه خانمی را در میدان حر … کشف می کنند . جسد کاملاً برهنه بوده و صرفاً لباس زیر همراه داشته است . پارچه ارسالی از لباس زیر مقتوله ، آغشته به منی بوده ولی آزمایش نوع گروه خونی مقدور نبوده و واژن و مقعد او هم حاوی منی بوده است . با بررسی پرینت تلفن مقتوله ، شماره شخصی به نام شهرزاد کشف و ایشان مورد بازجویی قرار می گیرند . ایشان اظهار می دارد :«با شخصی به نام رضا صیغه لفظی خوانده و خانم میترا (مقتوله) هم با رضا ارتباط جنسی داشته و شوهرش هم می دانست» . در نهایت با همکاری خانم شهرزاد ، متهم دستگیر می شود و ضمن انکار قتل ، وجود رابطه در حد تلفنی را میان خود و مقتوله قبول می نماید . اما در حلسه بازپرسی مورخ 8/5/83 اظهار می دارد :«یک بار از جلو رابطه جنسی داشته ام » در جلسه دیگر بازپرسی مورخ 3/8/83 ، متهم قتل مرحومه را همراه با داشتن رابطه نامشروع با ایشان قبول می کند (عزیزمحمدی وهمکاران، 1390 ، 77) .
در جلسه غیر علنی به اتهام متهم مبنی بر زنای محصن رسیدگی شده و اتهام را قبول نموده است و اظهار داشته که :«در سه یا چهار جلسه آخر با هم زنا کردیم و … علاقه زیاد باعث شد که با هم زنا کنیم و مقتوله در مسئله شهوت بسیار وحشی بود ». در مورد شرایط احصان از متهم سوال شده و اظهار نموده :«با زنم هیچ اختلافی نداشتیم و از نظر زناشویی هم مشکلی نداشتیم و رابطه با همسرم هم داشته ام و زمانی که همسرم می رفت و نبود با مقتوله قرار می گذاشتم » متهم در جلسات بعدی به کرات به عمل زنا اعتراف نموده است (عزیزمحمدی وهمکاران، 1390 ، 84).
در نهایت شعبه 71 دادگاه کیفری استان با توجه به اقاریر و اعترافات متهم در مورد زنای محصن چنین اصدار رأی نموده است :
« …. ادعای متهم به اینکه مرحومه را صیغه لفظی کرده ام پذیرفته نیست ، با لحاظ اینکه اطلاع داشته مرحومه شوهر دار بوده و در طول تحقیقات نیز ، این مسئله را مطرح نکرده است و از طرف دیگر با توجه به معاینه معقد مرحومه و وجود اسید فسفاتاز در آن و با توجه به اظهارات خانم شهرزاد مبنی بر اینکه « متهم علاقه وافری به انجام عمل از قبل داشته » … در نهایت با اعتراف صریح متهم در ارتکاب زنا با مقتوله … برای دادگاه علم حاصل است که متهم در همه مراحل که با مقتوله بوده و با هم به شمال نیز سفر کرده اند ، مرتکب عمل زنای محصن گردیده و با توجه به علاقه و اشتیاق وی ، عمل جنسی منحصر در دو مورد نبوده است . در نتیجه زنای محصن در حق او ثابت است »(عزیزمحمدی وهمکاران، 1390 ، 87 و 88).
متهم ،از رأی صادره تجدیدنظر خواهی نموده و پرونده به شعبه 33 دیوانعالی کشور ارجاع می گردد . شعبه مذکور طی دادنامه شماره 595/33 مورخ 28/4/84 این چنین رأی صادر نموده است:
«….رای صادره در مورد قصاص نفس ابرام می گردد و لکن در مورد حایز شرایط احصان بودن نامبرده و ارتکاب زنا با مرحومه بویژه در مرحله آخر که منجر به قتل خانم شده ؛ از جمله از جهت دسترسی و بلامانع بودن در عمل زناشویی با همسرش ،ناقص است و ایجاب می کرده دقیقا بررسی شود ، نتیجتا اعتراض در این مورد وارد است … رأی دادگاه در محکومیت متهم به رجم نقض و رسیدگی مجدد به شعبه ارجاع می گردد » (عزیزمحمدی وهمکاران، 1390 ، 89 – 90).
پرونده به شعبه 71 دادگاه کیفری استان ارسال و این شعبه به لحاظ دستور شعبه 33 دیوانعالی کشور، از همسر متهم استعلام نموده و ایشان در جلسه دادرسی و برای اولین بار اظهار داشته :«از 5 ماهگی حاملگی

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع هیئت منصفه، امام خمینی (ره)، امام خمینی، رابطه نامشروع Next Entries تحقیق رایگان با موضوع وحدت رویه، دادگاه کیفری، رابطه نامشروع، استان تهران