تحقیق رایگان با موضوع هیأت منصفه، انتخاب طبیعی، آثار تاریخی، لایب نیتس

دانلود پایان نامه ارشد

یک مسیحی چگونه به نظر میرسد. حین بحث از برهان شر باید داستانهایی را بگویم که درباره سازگاری وجود خدا و شر است. و سپس این سؤال را مطرح میکنم: نسبت این داستانها با روایت مسیحی چیست؟ آیا احتمالاً همانندی بین یکی از آنها با آنچه مسیحیت درباره شر میگوید وجود دارد؟ آیا اختلافِ آنها لازمه بیانات مسیحیت درباب شر است -آیا آنها از تلقی مسیحی شر انتزاع شده اند؟ آیا برخی از آن مسائل مطرح شده بود با این حال دقیقاً لازمه تقریر مسیحی از شر نبودند؟ آیا هیچیک از آنها اصلاً با تلقی مسیحی سازگار است؟ (قصد ندارم با طرح چنین سؤالاتی بگویم که چنین چیزی در تلقی مسیحیِ شر وجود دارد؛ اگر هم چنین باشد بخشی از سؤال مورد نظر است). اساساً چون کارکرد این داستانها به عنوان مثال نقض14 اعتبار یک برهان است، دلیلی ندارد که اگر برخی یا همه آنها با آموزه ی مسیحی ناسازگارند شرمنده باشم. (جین بوریدن یکبار مثال نقضی دربارهی قائده خاصِّ استنتاج موجه ارئه داد که متضمن این نظریه بود که خدا هرگز چیزی خلق نمیکند. به سختی میشد این نکته را به او یادآوری کرد که این نظریه با اعتقادنامه نیقیه15 ناسازگار است) [3]. در عین حال پرسش از نسبت داستان من با داستان مسیحی{یعنی} با روایت مسیحی درباره تاریخ نجات پرسش جذابی است و قصد دارم آن را مورد بحث قرار دهم. دیدگاه فعلی من آنست که هنگام طرح آن پرسش به هیچ معنایی در فضای الاهیات طبیعی بحث نمیکنم.
اما این مطلب نسبتاً کم اهمیت است چون آنچه درباره مسیحیت و داستانها گفتهام فی نفسه خارج از موضوع است. اینک موضوع مهمتر اینست. در این سخنرانی میخواهم درباره نسبت بین مباحث فلسفیِ برهان شر (مثل چیزهایی که من با آنها درگیرم) و موضوعی که عنوان آن در آغاز این سخنرانیها قرار دارد، صحبت کنم: یعنی مسأله شر و به نظر من این بحث بیشتر به الاهیات به معنای اعتقادی16 و محدودِ آن تعلق دارد تا به الاهیات طبیعی. اکنون به این موضوع الاهیاتی برمیگردم.
کلمه “شر” وقتی در عبارتی چون “برهان شر” یا “مسأله شر” قرار میگیرد به معنای “امور بد”17 است. با این حساب مسأله شر چیست؛ مسأله امور بد چیست؟ توضیح این بسیار دشوار است. فیلسوفان –یعنی فیلسوفان تحلیلی به طور کلی– که داعیه نوشتن درباب مسأله شر را دارند، عموماً منظورشان آنست که درباره برهان شر مینویسند. (دو جنگ18{مجموعه مقالات} درباره برهان شر وجود دارد که فیلسوفان تحلیلی دین به عنوان کتب درسی به کار میبرند. عنوان آنها چنین است، مسأله شر و مسأله شر: متون منتخب [4] ). به نظر میرسد مسأله شر برای فیلسوفان بیشتر مسأله ارزیابیِ برهان شر است. یا شاید بتوان گفت فیلسوفان مسأله شر را به عنوان مسألهای فلسفی میدانند که در مقابل موحدان قرار دارد، مسألهای که در قالب این پرسش خلاصه میشود: چگونه میتوان در مواجهه با برهان شر بازهم به خدا اعتقاد داشت؟ یا چگونه به برهان شر پاسخ میدهید؟ حتی ممکن است فیلسوفی چنین چیزی را به عنوان تعریف مسأله شر ارائه دهد. اگر چنین است این تعریف نسبت به تلقی غالب مردم از این عبارت بسیار محدود است. شک دارم این تعریف “فلسفی” از “مسأله شر” این قدر محدود باشد صرفاً به این دلیل که تعریف است؛ چون یک تعریف به ذات خود، معنای محدودی به واژه میدهد، و به نظر من عبارت “مسأله شر” معنای محدودی ندارد. اگر چنین است با هر تعریفی از مسأله شر معنایش از بین خواهد رفت [5].
به نظر من دلیل آن اینست: در واقع طیف وسیعی ازمسائل متفاوت وجود دارد، مسائلی که هرچند ظاهراً به هم مربوطند اما درعین حال تفاوت عمده ای با یکدیگر ندارند و همه تحت عنوان کلی “مسأله شر” قرار گرفتهاند. عبارتی که مجموعاً برای اشاره به این مسائل همخانواده به کار میرود. (ما میتوانیم آنها را یک خانواده بنامیم چون ارتباطشان تصادفی نیست: چنانکه گفتم آنها ظاهراً با یکدیگر مرتبطند.) هر تلاشی برای ارائهی معنای دقیق به اصطلاح “مسأله شر”، هر تلاشی برای شناختن آن با هر مسأله الاهیاتی یا فلسفیِ فردِکاملاً معینی،19یا با هر مسأله فرد وکاملاً معین از هر نوعی محکوم به شکست است.
اما چیزی که من گفتهام برای فهماندن کامل{مفهوم} خیلی انتزاعی است. اجازه دهید بگویم که تصور من از عضویت این مسائل همخانواده چگونه است. این مجموعه ممکن است به دو زیرمجموعه تقسیم شود: عملی20 و نظری.21 هدف من از طرح مسائل عملیِ شر این نیست که بگویم هنگام مواجهه ما با شر در زندگیمان چگونه عمل میکنیم یا به هر حال مقصود من فقط بخش بسیار کمی از مسائلی است که این توصیف را ارائه میدهند. منظور من مسائلی است که هنگام مواجهه با شر در مقابل موحدان قرار میگیرد؛ و هدف اصلی از “مواجهه با شر” در نگاه اول “مواجهه با یک شر خاص”22 است [6]. منظور از “مسائلی که در مقابل موحدان قرار میگیرد” مسائلی است درباب اینکه باورهای موحدان درباره خدا، نگرش آنها نسبت به خدا و جهت اعمال آنها به سوی خدا هنگام برخورد با شر چگونه تحت تأثیر قرار میگیرد. احتمالاً مسائل عملی شر به مسائل شخصی23 و ارشادی24 هم تقسیم شوند. معمولاً یک مسأله شخصی زمانی پیش میآید که شخص یا کسی که با آن شخص در ارتباط است به بدبختی هولناکی مبتلا شود؛ یا مثال کوچکتر، وقتی کسی به طور ناگهانی به حادثهای هولناک درحوزهی اجتماعی پی میبرد که مستقیماً بر او تأثیر نمیگذارد اما در عین حال همدردی بشردوستانه شخص را برمیانگیزد. (دو نمونه خیلی مهم تاریخی این مورد واکنش به زلزله لیسبون و هولوکاست، حوادث معاصر و نزدیک به عصر ما هستند که غیرمستقیم تأثیر گذار بودهاند. مسائل ارشادی مسائلیاند که در مقابل آنهایی قرار میگیرند که بواسطه مقام روحانیشان یا ارتباط دیگری با شخص خود را مسئول خیر معنوی آن شخص میدانند، وقتی این شخص آنطور که توصیف شد در مقابل شر قرار میگیرد. مسائل شخصی شر چنین سؤالاتی را مطرح میکنند: در مواجهه با اتفاقی که افتاده است چه باوری نسبت به خدا خواهم داشت، آیا میتوانم باز هم به خدا عشق ورزم و اعتماد کنم، در رابطه با خدا چگونه عمل خواهم کرد؟ مسائل ارشادی شر این پرسش را مطرح میکند: من چه راهنمایی معنویی به شخصی ارائه دهم که به دلیل امری بد سؤالاتی عملی درباب رابطهاش با خدا برایش مطرح شده است؟
در این دستهبندیها تمایزات دیگری امکانپذیر است. مثلاً ممکن است کسی با توجه به مباحث فوق پیشنهاد کند مسائل شخصی را به مسائلی که برخاسته از بدبختی خود شخص است (این مورد جابز بود) و آنهایی که برخاسته از بدبختی دیگران است، تقسیم کند. (حتی برای نوعدوستترین شخص این دو نوع مسأله احتمالاً ویژگیهای کاملاً متفاوتی داشته باشند) با این حال اجازه دهید به مسائل نظری بپردازیم.
من مسائل نظری شر را به دفاعی25 و اعتقادی تقسیم میکنم. مسائل اعتقادی مسائلیاند که در مقابل الاهیدانان قرار گرفتهاند: {یعنی فرد} مسیحی –یهودی یا مسلمان– چه آموزشی درباره شر میدهد؟ مسیحیان – یهودیان یا مسلمانان– چه دیدگاههایی را درباره اصل و منشأ شر در جهان جایز میدانند؟ مسائل دفاعی مسائلی اند برخاسته از این حقیقت که تقریباً همه موحدان بر الاهیاتی کاملاً کاربردی26 و جامع27 که فراتر از اثبات وجود خالقی مقتدر و نیکوکار باشد اجماع28 دارند. تلاشهای موحدان برای توجیه شرور جهان احتمالاً همزمان با فشار نظریات الاهیاتی بزرگتری که آن را پذیرفتهاند، ایجاد شده باشد. که در رابطه با مسائل اعتقادی که به درستی “تئودیسه”29 نام دارند، مطرح میشوند. “تئودیسه” کلمهای است که توسط لایب نیتس30 وضع شد. آن از کنار هم قرارگرفتن واژههای یونانی “خدا” و “عدالت” بوجود میآید –و تلاشی است “برای توجیه راههای {ارتباط} خدا با انسان”. یعنی تئودیسه تلاشی است برای بیانِ حقیقت واقعی این موضوع –یا بخش بزرگ و مهم این حقیقت که چرا عدالت خدا وجود شر را جایز میداند، شری که لااقل ظاهراً به طور شایستهای توزیع نشده است. تئودیسه صرفاً تلاشی برای پرداختن به این اتهام نیست که راههای خدا ناعادلانه است: بلکه تلاش میکند روشهای عادلانه او را نشان دهد. با این حال لازم نیست پاسخ اعتقادی به شر به صورت تئودیسه ارائه شود. با تردید میگویم،{شاید سخنم درست نباشد} اما معتقدم هیچ کلیسا وفرقه مهم مسیحی تا کنون تئودیسه را تصدیق نکرده است.تا آنجا که میدانم هیچ کلیسا وفرقه مهم مسیحی اعضای خود را از تأمل درباره تئودیسه منع نکرده است –گرچه هر کلیسا وفرقه مهم مسیحی تأکید دارد که هر تئودیسهای باید شرایط خاصی را برآورده کند. (مثلاً نباید حاکمیت31 خداوند را انکار کند؛ نباید با قاطعیت درباره این موضوع بگوید که تمایلی ذاتی به شر وجود دارد .)
مسائل دفاعی از دو حالت ناشی میشوند: وقتی دشمنان توحید حقیقت شر را به عنوان اساس یک حمله عقلانی “بیرونی” بکار برند؛ وقتی موحدان، بیآنکه از سوی دشمنانشان تهدید شوند، خود را با این پرسش تحت فشار ببینند که آیا یک خالق مقتدر و عاشق حقیقتاً وجود شر را جایز میداند [7]. همین مسألهی دفاعی است که تا حد زیادی با برهان شر مرتبط است. در واقع مسأله دفاعی مسألهای است که میگوید چه پاسخی به برهان شر بدهیم. در هر صورت آن مسألهای است که در مقابل کسانی قرار میگیرد که به یک یا چند دلیل، خود را در قبال دفاع از توحید یا مسیحیت یا دین توحیدی دیگری مسئول میدانند. معتقدان معمولی مسیحیِ مجموعه آثار کالافامِ32 که میپرسند چگونه میتوان در مواجهه با همه شرور جهان باز هم به خدا ایمان داشت، شاید کاملاً به گفتن چنین چیزی راضی باشند، “خب، هر چیزی که درباره این امور بیان میشود سؤالی است که به متخصصان ربط دارد، من فقط باید فرض کنم که دلیل خوبی برای همه شرور جهان وجود دارد و بیشک همه ما روزی بدان پی خواهیم برد”. البته، گرچه این پاسخ در مجموعه آثار کالافام جایز است، اما نمیتوان آن را در کلاس درس سنت آندروز مطرح کرد.
ارائه تئودیسه از فیلسوف یا الاهیدانی که با مسائل دفاعی سر و کار دارد، انتظار نمیرود. اگر مدافعان توحید یا یک دین توحیدی فکر میکنند آنها میدانند حقیقت واقعی وجود شر چیست، پس احتمالاً در تلاشهایشان به این حقیقت مفروض متوسل میشوند تا آنچه را که آنها به عنوان نقطه ضعف برهان شر در نظر دارند، نشان دهند. اما لازم نیست مدافعان معتقد باشند که آنها یا هر انسانی، حقیقت واقعی را درباره خدا و شر میداند. هر چه باشد مدافع در مقام دفاع مثل وکیلی است که تلاش میکند “شکی معقول”33 راجع به گناه موکل در اذهان هیأت منصفه ایجاد کند. (مدافع میکوشد شکی معقول درباره اینکه آیا برهان شر درست است یا نه ایجاد کند). و وکلا میتوانند شکهای معقول ایجاد کنند بدین طریق که به هیأت منصفه داستانهایی ارائه میدهند که مستلزم بیگناهی موکلشان است و ادله وکیل شاکی را تبیین میکنند بیآنکه اظهار یا ادعا کنند که خودشان به حقیقت آن داستانها باور دارند [8].
مدافعانی که معمولاً با برهان شر سر و کار دارند چیزی به نام “دفاعیات”34 ارائه میدهند. دفاعیه لزوماً در محتوا با تئودیسه متفاوت نیست. در واقع، دفاعیه و تئودیسه ممکن است ظاهراً یکسان باشند. هر کدام به لحاظ صوری بیان کننده داستانی است که طبق آن هم خدا و هم شر وجود دارند. فرق بین دفاعیه و تئودیسه در محتوای آنها نیست بلکه در اهداف آنهاست. تئودیسه داستانی است که به عنوان حقیقت واقعیِ این امر{شر} بیان میشود؛ دفاعیه روایتی است که طبق نظر گوینده، نه تنها ممکن است درست باشد یا ممکن است درست نباشد، بلکه آنچه گوینده برآن اصرار میورزد اندک ویژگی مطلوبی دارد که لازمهی صدق {آن داستان} نیست -شاید (بسته به شرایط) مستلزم سازگاری منطقی یا امکان معرفتی نیست (یعنی حقیقت –برای –همه– قابل شناخت است).
دفاعیات بدین معنا در دادگاهها، آثار تاریخی و علم تا اندازهای مشترکند. اینجا مثالی علمی وجود دارد. کسی بیدلیل اظهار میکند بینایی انسان پیچیدهتر از آنست که حاصل فعل و انفعال35 یک تحولِ تصادفی36 و انتخاب طبیعی37 باشد. پرفسور هاوکینز38 مدافع نظریه تکامل تدریجی داروین، داستانی میگوید که براساس آن، چشم انسان یا اجداد ِاولیه بشر نتیجهی عمل ترکیبی این دو عامل

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع علوم طبیعی، مفهوم خدا، اعتقاد دینی، نظریه بنیادی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع انتخاب طبیعی، مشیت الهی