تحقیق رایگان با موضوع هویت اجتماعی، شناخت اجتماعی، سازگاری اجتماعی، حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

نشان داده شد در سطوح بالاتر نگرش فرهنگ‌پذیری، حمایت اجتماعی کمتر دریافت می‌شود و همبستگی منفی بین نگرش فرهنگ‌پذیری و حمایت اجتماعی وجود دارد. حمایت اجتماعی از دوستان و صحبت به زبان انگلیسی از عوامل پیش بینی شده در نگرش فرهنگ‌پذیری است. این به جامعه میزبان کمک می‌کند تا با ایجاد فرصت‌های آموزشی بیشتر و بهتر به جذب مهاجران کمک کنند و از حساسیت‌ فرهنگی و کار با این جمعیت آگاه شوند.
ﺳﺎﻳﺘﻮ و ﻫﺎﻧﺘﻲ17(2007) در تحقیقی تحت عنوان «بازگشت یا ماندن: سردرگمی نسل دوم افغان‌ها در پاکستان» اﻳﻦ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ در مورد ﻋﺪه‌ای از اﻓﻐﺎنﻫﺎي ﻧﺴﻞ دوم ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺮدان و زﻧﺎﻧﻲ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪه اﻧﺪ، ﻛﻪ ﺑﻴﻦ 15 تا 30 ﺳﺎل ﺳﻦ داﺷﺘﻪ و ﺑﻴﺶ از ﻧﺼﻒ ﻋﻤﺮ ﺧﻮد را در اﻳﺮان ﻳﺎ ﭘﺎﻛﺴﺘﺎن ﮔﺬراﻧﺪه‌اﻧﺪ. همچنین شامل اﻓﻐﺎن ﻫﺎي ﻧﺴﻞ دومی ﻛﻪ ﺑﻪ اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن ﺑﺎزﮔﺸﺘﻪ و ﺣﺪاﻗﻞ 6 ﻣﺎه در وﻃﻦ ﺷﺎن اﻗﺎﻣﺖ داﺷﺘﻪاﻧﺪ ﻧﻴﺰ می‌شود. اﻳﻦ تحقیق از ﻧﻘﻞ ﻗﻮلﻫﺎي ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ71 ﭘﺎﺳﺨﮕﻮي اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪه ﺑﺎ ﺳﻮاﺑﻖ، ﺟﻨﺴﻴﺖ، ﺳﻄﺢ ﺗﺤﺼﻴﻼت، ﭘﺎﻳﮕﺎه اجتماعی – اﻗﺘﺼﺎدي و ﺳﻄﺢ ﻫﻤﮕﻮﻧﻲ ﻣﺘﻔﺎوت ﺑﺎ جامعه میزبان، ﺟﻤﻊآوري ﮔﺮدﻳﺪه‌است. روﻧﺪ اﺗﺨﺎذ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﺮاي ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺑﺮاي ﻧﺴﻞ دوم اﻓﻐﺎنﻫﺎ ﺑﺴﻴﺎر ﭘﻴﭽﻴﺪه اﺳﺖ و ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﺴﻴﺎري از جمله رﻓﺎه ﻣﺎدي ( اﻣﻜﺎﻧﺎت زﻧﺪﮔﻲ، ﺳﺮﭘﻨﺎه و ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎي ﻛﺎري) ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﻧﮕﺮاﻧﻲﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ – ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻋﺎﻃﻔﻲ و رواﺑﻂ دروﻧﻲ ﺑﺮآن ﺗأﺛﻴﺮﮔﺬار اﺳﺖ. ﺗﻤﺎمی این ﻋﻮاﻣﻞ در ﻃﻮل زﻣﺎن در واﻛﻨﺶ ﺑﻪ ﺧﻮاﻫش‌های دروﻧﻲ، ﺑﺮداﺷﺖها و ﺣﻮادث ﺧﺎرﺟﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮ می‌کنند.
کانگ18(2006) پژوهشی تحت عنوان «سنجش فرهنگ‌پذیری، قالب‌های اندازه‌گیری ، شایستگی زبانی و پیامدهای آن بر سازگاری» انجام داده است. جمعیت نمونه از 489 دانشجوی آسیایی آمریکایی (232 چینی، 92ویتنامی، 82 فیلیپینی، 37 کره‌ای، 26 ژاپنی، 20 هنگ گنگی) در رده سنی 28-17 سال بودند که 1/56 درصد آن‌ها در آمریکا متولد شده بودند. جمعیت نمونه به صورت گروه‌های کوچک به پرسشنامه طراحی شده پاسخ دادند. این تحقیق برای رسیدن به این سوال بود که آیا میان عدم استقلال، قومیت و جریان اصلی فرهنگ‌پذیری یک قالب ویژه وجود دارد؟ فرض این است که بین ویژگی‌های منحصر ساختار فردی و پیوستگی معکوس قوی با گرایش فرهنگ‌پذیری وجود دارد. این مقاله همچنین به بررسی اهمیت نسبی زبان در پیش‌بینی سازگاری روانی (به عنوان مثال اعتماد به نفس، استرس، روابط دوستانه، سازگاری در دانشگاه و درگیری با خانواده) در حوزه فرهنگ‌پذیری پرداخته است. نتایج به دست آمده از نمونه از تحقیقات قبلی حمایت می کند و نشان می‌دهد که توانایی‌های زبانی یک پیش‌بینی کننده قوی برای سازگاری در حوزه فرهنگ‌پذیری است. اما باید توجه داشت که ابزار رفتار فرهنگ‌پذیری به زبان محدود نمی‌شود. شیوه‌های فرهنگی، فعالیت‌های فرهنگی، انتخاب غذا، انتخاب فردی با گروه‌های قومی اغلب در فرهنگ‌پذیری نقش دارند.
در تحقیقی که ویرزبکی19(2004) در مورد سازگاری مهاجران در آمریکا انجام داد به این نتیجه رسید که، انجمن ها در جوامع مهاجران، حتی ضعیف ترین آنها، اغلب به عنوان حامی و منسجم کننده روابط آنها به شمار رفته اند. او دریافت در مقایسه با کسانی که در وطنشان متولد شده بودند، افرادی که در خارج از وطنشان به دنیا آمده بودند، ارتباط قومی بیشتری داشتند.
پادیلا و پرز20 (2003) پژوهشی انجام داده‌اند تا یک چشم‌انداز جدید در رابطه با فرهنگ‌پذیری، هویت اجتماعی، شناخت اجتماعی به‌دست آورند. از دید محققان این مقاله پس از سه دهه پژوهش ارزش مدل‌های روانی فرهنگ‌پذیری محدود است زیرا:
1- یک نگرش ایستا مربوط به اینکه نشانه‌های مهمی برای نگرانی‌های انگیزه احیای فرهنگ وجود ندارد.
2- اعتقاد به اینکه فرهنگ‌پذیری یک فرایند است که کم یا زیاد در تمام گروه های تازه وارد صرف نظر از نژاد و فرهنگ و موقعیت اجتماعی به وجود می‌آید.
3- روشی است که محدود می‌شود به اتکا بر اولویت استفاده از زبان خود گزارش شده، کارهای سرگرم کننده، الگوهای دوستی.
اما نویسندگان این مقاله باور دارند که هویت اجتماعی، شناخت اجتماعی و برچسب‌های اجتماعی یک چارچوب مفهومی است که می‌تواند روشی بهتر برای درک و مطالعۀ فرایند فرهنگ‌پذیری ارئه دهد. زیرا مهاجرت‌های بین‌المللی بر تعریف بسیاری از جنبه‌های زندگی فرد و بازسازی مجدد هویت فردی و اجتماعی تأثیر می‌گذارد. مهاجر به طور مداوم در حال بازسازی هویت‌های اجتماعی خود، که برخی متعلق به عضویت در فرهنگ میزبان و برخی مربوط به دلبستگی‌هایش به ارزش و میراث فرهنگی مبدا است می‌پردازد. مهاجران تازه وارد یک استراتژی فرهنگ‌پذیری آزاد را ترجیح می‌دهند و همچنین انتظارات فرهنگ میزبان از تازه واردان در فرهنگ‌پذیری و سازگاری آن‌ها تأثیر می‌گذارد (تفت،1997). مدل جدید فرهنگ‌پذیری روانی پادیلا ترکیبی است از شناخت روانی و اجتماعی که بر اساس تحقیقات قبلی در زمینه‌های شناخت اجتماعی، شایستگی فرهنگی، هویت اجتماعی و برچسب ( ننگ) اجتماعی به وجود آمده است. هر کدام از این دیدگاه‌ها مطابق با فرهنگ‌پذیری مهاجران است. آن‌ها معتقدند که فرهنگ‌پذیری برای افرادی که با انگ (برچسب) مانند ( تفاوت در رنگ پوست، زبان، قومیت و … ) فرایند فرهنگ‌پذیری سخت‌تر صورت می‌گیرد. البته این به نگرش مثبت یا منفی فرد تازه وارد از هویت اجتماعی خود دارد و اگر آن را بی‌ارزش بدانند سعی می‌کنند راهکارهایی را انجام دهند که فرایند فرهنگ‌پذیری صورت بگیرد. مثلا درگیری در کارهای اجتماعی تا بتواند تغییرات مطلوبی را در گروه ارثی خود به وجود آورد یا ازویژگی ارثی مورد ننگ‌منفی خود تفسیر تازه‌ای به وجود آورد تا بتواند آن‌ها را توجیه یا قابل قبول کند. در نهایت، نویسندگان مقاله براین باورندکه چهارچوب نظری حاضر در فرایند سازگاری و فرهنگ‌پذیری مهاجران بیشتر از آنچه تاکنون بوده دارای اهمیت است و منجر به بینش سازنده‌تری می‌شود.
مک کارتی21(2003) با مروری بر تحقیقات قبلی به بررسی سازگاری کودکان مهاجر می‌پردازد. عنوان می‌کند آنچه درخیل عظیم مهاجرت به آمریکا نادیده گرفته شده رفاه کودکان مهاجر بوده است. شناخت کمی در رابطه با سازگاری کودکان وجود دارد. در حالی که آن‌ها باید یک فرهنگ جدید، جامعه جدید، یا اغلب یک زبان جدید را یاد بگیرند. تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که استرس این کودکان بسیار زیاد است (استرس ترک سرزمین آشنا، شبکه گستردۀ خانواده و ورود به محل ، فرهنگ و زبان جدید یا تحمل شرایط سخت قبل و طول سفر). همچنین درگیری بین نسلی از زمانی که پدر و مادر متوجه فرهنگ‌پذیری سریع فرزندان خود و رد فرهنگ قومی از طرف آن‌ها، با خشم آغاز می‌شود و نوجوانان باید بین دو جهان مختلف تعادل برقرار کند و اگر نتواند اتصال معنی‌داری با همسالان خود، خانواده یا مدرسه به‌وجود آورد در معرض خودکشی، سوء استفاده از مواد، شکست و رها کردن مدرسه، مشکلات سلامتی و فعالیت‌های جنایی قرار گیرند. فشارهای اضافی فرایند فرهنگ‌پذیری این مشکلات را تشدید می‌کند. اما متأسفانه پژوهش‌ها به طور معمول بر روی مشکلات و رفتارهای ناسازگارانه کودکان مهاجر متمرکز شده‌است. این جهت‌گیری منفی این فکر را به وجود آورده‌است که کودکان برای عملکرد ضعیف سازگاری، سرزنش‌شوند. در صورتی که نقش گروه‌های قومی، شبکه‌های اجتماعی، روابط پدر و مادر در روند سازگاری با محیط جدید و حفظ ارزش‌های و اعتقادات سنتی بسیار مهم است. در اینجا این سؤال پیش می‌آید که چگونه می‌توان از دانش‌آموزان حمایت کرد تا سازگاری بهتری در بلند مدت داشته باشند؟
مدارس که درآن جریان اصلی هنجارها و ارزش‌های فرهنگی معرفی می‌شوند. اغلب می‌توانند زمینه‌ای برای سازگاری و فرایند فرهنگ‌پذیری به‌وجود آورند. در مدارس تلاش‌هایی برای بهبود یادگیری زبان انگلیسی و نتایج آموزشی برای کودکان مهاجر صورت می‌گیرد اما این فعالیت‌ها سطحی است. تحقیقات جدید پیشنهاد می‌کند لزوم جستجوی نیروهای فردی و گروهی و خارجی برای کار در خانواده، ارتباطات و مدرسه‌ای که بچه‌های مهاجر قرار است مکان زندگی آینده خود را تشکیل دهند. تلاش برای طرحی مؤثر تا بتواند از کودکان مهاجر حمایت کند و چالش‌های پیش روی کودکان مهاجر به صورت دقیق تجزیه و تحلیل شود و شیوه‌ها و سیاست‌های مربوط به مهاجران ارزیابی، اصلاح و به روز شود.
گاورمیس22و همکاران (2003) در تحقیقی به ابعاد سازگاری روانی دانش‌آموزان مهاجر در محیط مدارس یونان می‌پردازد. ابزار بكار برده شده در اين مطالعه مقياس كنار آمدن آتنس23 و پرسشنامه خود توصيفي24 مارش25 بوده است. نمونه پژوهش از 264 دانش‌آموز ابتدایی منطقه آتیکا که 43 نفر از دانش‌آموزان از ملیت‌های مختلف و 203 نفر متولد یونان، انتخاب شدند. جمعیت نمونه به سوالات پرسشنامه پاسخ دادند تا محققین بتواند مفهوم خود در بین دانش‌آموزان مهاجر و راهبردهای روبروشدن با محیط‌های فرهنگی در مدرسه جدید بررسی کنند. در این پژوهش تفاوت معنی داری بین دو گروه کنترل و آزمایش در ابعاد مختلف مفهوم خود یافت نشد. اما از داده هاي بدست آمده متغير جمعيت شناختي و پيشرفت تحصيلي نشان دهنده تفاوتهاي معنا داري بين گروهها بوده است. همچنين تفاوت معنا داري در متغير مستقل وجود داشته است. همچنین برای حمایت از دانش‌آموزان مهاجر برای مواجهه با محیط جدید مدارس باید از خدمات مشاوره بیشتری استفاده کنند و مشاوره به عنوان یک الگوی جایگزین در نظام آموزشی یونان طراحی شود.
الگا و الیگ26 (1999) مشکلات سازگاری اجتماعی و فرهنگی مهاجران آذربایجانی به سن‌پترزبورگ روسیه را مطالعه نمودند و دریافت که بیشترین مهاجران مرد و هدف نهایی مهاجرت نیز شغل بوده است. انسجام قومی آنها ضعیف و پایگاه و موقعیت خانوادگی در بین آنان، از اهمیت زیادی برخوردار بود. بزرگترین مشکلی که آذربایجانی ها داشتند، ظاهر قفقازی آنها بود که موجب بروز واکنش های منفی از طرف روسی ها (به ویژه از نظر دادن کار یا اجاره‌ی ساختمان) می‌شد. یافتن مدرسه برای بچه‌ها و تسلط بر روی زبان روسی، از دیگر مشکلات این مهاجران بوده است.
ژلیازکووا27 (1998)، سازگاری اجتماعی و فرهنگی مهاجران ترک بلغاری را در شهر صوفیای ترکیه مورد بررسی قرار داده و به این نتیجه رسید که سازگاری اجتماعی – فرهنگی آنها اساسا، به موقعیت تحصیلی و شغلی آنها و به تسلط آنها بر زبان رسمی ترکیه بستگی دارد. بیشتر بلغاری های دارای تحصیلات بالا و موقعیت شغلی خوب در ترکیه، ترجیح می دهند در شهر هایی سکونت کنند که از اجتماع های بهم فشردۀ پناهندگان به دور باشند.
علی اکبر مهدی28 (1997) در تحقیقی تحت عنوان «تعیین کننده‌های سازگاری نسل دوم ایرانی‌ها» به این نتیجه می‌رسد که عواملی همچون سن، جنس، نژاد، دین، طبقات اجتماعی، کیفیت منابع اجتماعی، نوع پذیرش، طول اقامت در جامعه میزبان، فعالیت والدینی و همبستگی بالایی بر روی سازگاری نسل دوم دارد.
فیفر29 (1997)، سازگاری مهاجران ویتنامی در تورنتو (کانادا) را بررسی کرده و متذکر می شود که، بیشتر مهاجران ویتنامی را مردان جوان تشکیل می‌دادندکه در مقایسه با سایر اقلیت‌ها، دارای سطح تحصیلات پایین‌تر بوده و اکثراً نمی توانستند انگلیسی یا فرانسوی صحبت کنند و اغلب در مشاغل غیر دولتی و غیر رسمی با دستمزدهای پایین مشغول به کار بوده‌اند. به ادعای فیفر عدم تفاهم فرهنگی و مشکل زبان، دو مسئلۀ اصلی دارای تأثیر منفی، بر سازگاری ویتنامی‌ها بوده، در حالی که انجمن‌های قومی و به خصوص مذهبی، نقش مهمی در سازگاری آنها ایفا می‌کرد.
رامبات30 (1991)، در بررسی تأثیر مهاجران قبلی کامبوج بر سازگاری مهاجران جدید کامبوجی به آمریکا به این نتیجه رسید که هرچند داشتن ارتباط با مهاجران قدیمی ممکن است سازگاری با محیط جدید را برای فرد در ابتدای کار آسان کند، اما در بلند مدت این ارتباط، کاهش سازگاری فرد جدید با فرهنگ جامعه میزبان را دارد. شاید به‌خاطر اینکه فشار یادگیری زبان فرهنگ محیط جدید کاهش می‌یابد.

2-3- نقد و ارزیابی تحقیقات پیشین

به طور کلی با توجه به پیشینه‌های تحقیق خارجی و

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع سازگاری اجتماعی، آموزش و پرورش، حمایت اجتماعی، هویت قومی Next Entries تحقیق رایگان با موضوع ایدئولوژی، جامعه مقصد، سازگاری اجتماعی، روان شناختی