تحقیق رایگان با موضوع نخبه گرایی، زندگی روزمره، کنترل اجتماعی، اوقات فراغت

دانلود پایان نامه ارشد

است که از بالا صادر می شود و به توده ها می رسد .بنا به استدلال هلر در جوامع معاصر تاکید روی دریافت اطلاعات است ,عمل بر مبنای اطلاعات ؛توانایی و ظرفیت بحث انتقادی و قضاوت انتقادی درباره ی داستان ها و رویدادها جای خود را به پذیرش صاف و ساده ی اطلاعاتی داده است که از رسانه های جمعی و به عنوان امور مسلم دریافت می شود.
شاید بنیادی ترین مسئله برای جامعه شناسان و نظریه پردازان فرهنگ رسانه ها در مبحث “فرهنگ روزمره” مسئله ای ابهام بیش از اندازه ی این اصطلاح باشد .همان طور که فدرسون می گوید زندگی روزمره ظاهرا مقوله ای فرعی است که می توان همه ی خرده ریزه هایی را که با تفکر منظم جور در نمی آیند در آن ریخت .
دومین مسئله ای که بی درنگ برای نظریه پردازانی پیش می آیند که می کوشند زندگی روزمره را مفهوم پردازی کنند .ماهیت ظاهرا” عادی” آن است .یعنی پیوستگی های اجتناب ناپذیری که با امور مانوس بدیهی انگاشته و عقل سلیمی دارد.

آدورنو و هورکهایمر:
فرهنگ توده ای نماینگر شکل تازه ای از کنترل اجتماعی است که بر فناوری تکیه دارد و از تصور مارکس درباره ی ایدئولوژی حاکم به سان ابزار کنترل اجتماعی بسی فراتر می رود و می تواند اوقات فراغت را به صورت نوعی سرگرمی جمعی در آورد.
از نظر آدورنو و هورکهایمر؛طنز قضیه این جاست که فراغت و سرگرمی با وجود اهمیت و معنای ظاهری روزمره شان به عنوان فضاهای رهایی از کار و رهایی برای استراحت در عمل به شیوه ی موثری در خدمت فرایندهای سرمایه داری هستند چون از الگوهای متداول و تکراری زندگی شغلی و بیرون از محل کار نیز حفاظت می کنند.
در نظام سرمایه داری ؛سرگرمی دنباله ی کار است ؛سرگروه به منزله ی گریزی از فرایند ماشینی کار و تمدید قوا برای کنار آمدن دوباره با فرایند کار دنبال می شود .اما در همین حین ماشینی شدن چنان قدرتی بر فراغت و شادی انسان وارد می کند و چندان ژرف بر تولید سرگرمی ها تاثیر می گذارد که تجربه های آدمی به ناگزیر چیزی جز دنباله های فرایند کار نیست.به گفته ی آدورنو و هورکهایمر؛صنعت فیلم سازی هالیوود مثال خوبی باری بحث فوق است .ماهیت قالبی فیلم ه ای هالیوود تاکیدی است بر ماهیت تنظیم شده ی تجربه ی کار ؛قابل پیش بینی بودن فیلم ها صرف نظر از ژانر آن ها رمانس؛پلیسی؛ترسناک یا کمدی بازتاب پیش بینی متداول زندگی کاری است که در نتیجه آن فرد نمی تواند از این روال تکرار بگریزد.حتی هنگامی که تصور می رود در حال گذراندن اوقات فراغت و رفتن به سینما است.این عقلانی سازی تجربه ی سینمایی شامل حال کارتون های کودکان نیز می شود.
هر جا که کارتون ها به راستی کاری بیش از عادت دادن حواس تماشاگران به ضربآهنگ جدید انجام می دهند فقط این درس قدیمی را به مغز بینندگان خود فرو می کنند که شرط زندگی در این جامعه فرسایش دائمی و در هم شکستن همه ی مقاومت های فردی است.( بنت؛25-28)
آیا با رشد دنیای دیجیتال ادبیات نابود خواهد شد ؟
3-4-1- خواننده در تبعید
چند ماه پیش تلویزیون ام را رد کردم رفت .یک سونی غول پیکر و قدیمی بود .هدیه ی یکی از دوستانم که نامزدش از دست سوت گوش خراش لامپ تصویرش عاصی شده بود .روکش طرح چوبش یادآور دوره ای بود که تلویزیون ها ؛هر چند خفیف ،زور می زدند خودشان را مانند یک تکه از مبلمان قالب کنند ،دوره ای که طراحان تلویزیون ها هنوز می توانستند تلویزیون ها را در وضعیت خاموش تصور کنند .تلویزونم را در جاهای دور از دستی مثل کف کمد نگه می داشتم و فقط در صورتی می توانستم تصویر شفافی دریافت کنم که چهار زانو جلویش بنشینم و با آنتنش ور بروم.بعبد است که بشود تلویزیون دیدن را بیش از این با اعمال شاقه همراه کرد .با این حال همچنان حس می کردم که این تلویزیون باید برود پی کارش،چرا که تا وقتی در خانه بود کتاب نمی خواندم .
من سال 1954 در یک بحبوحه ی یک شکاف نسلی عمیق به دنیا آمدم . و مساله ای که برایم ترسناک تر است ،پنجاه پنجاه بودن ماجراست :زندگی بدون دسترسی الکترونیک به فرهنگ کشورم؛یا تلاش برای زنده ماندن در آن فرهنگ بدون کسب هویت با دابیات زندگی من برایم در بافت شخصیت های داستانی مثل راسکلنیکف و کوئنتین کامپسون قابل درک است ،نه در بافت مجری های تلویزیونی مثل دیوید لترمن و جری ساینفلد،با این حال چیزی که من از زندگی با کتاب ها سراغ دارم،به طرز افسارگسیخته ای غریبانه است.
امروزه به ازای هر کتاب خوانی که می میرد،یک تماشاگر متولد می شود و انگار ما در این سال های اضطراب آور دهه نود ،شاهد آخرین الاکلنگ کردن ها برای رسیدن به تعادل ایم .از نظر منتقدهای هوچی گر،حرکت از سمت فرهنگی مبتنی بر ادبیات مکتوب به فرهنگ مبتنی بر تصاویر مجازی مصیبت بار است ،حرکتی که نطفه اش با تلویزوین بسته شد و حالا دارد با کامپیوتر به بلوغ می رسد.
نیکولاس نگروپانتی در کتابش “دیجیتال بودن ” دفترچه ی راهنمایی تهیه کرده است برای کسانی که معتقد است تکنولوژی نمی تواند هیچ مشکلی ایجاد کند که تکنولوژی های بعدی نتواند حلش کنند. فناوری دیجیتال برای یک جامعه ی مریض احوال داروی خوبی است :تلویزیون میلیون ها کودک فراری از آموزش روی دست جامعه می گذارد و از آن طرف کامپیوتر به آن کودکان آموزش می دهد.برنامه ریزی های هرمی و طبقاتی ما را از هم جدا می کنند و از آن طرف شبکه های تجتماعی دوباره متحدمان می کنند.خوبی اش این است که دیجیتال بودن ،دارویی است که مزه ی تلخ هم نمی دهد.دیجیتال بودن یک لذت فرهنگی – از جنس فرهنگ عامه – است که دعوت مان کرده اند آن را بر خود روا بدانیم.جالب است سرمایه گذار بعضی از بهترین برنامه های تلویزیون ،شرکت کامپیوتری آی بی ام است :مثلا برنامه ای که در آن راهبه هایی که در یک صومعه ی ایتالیایی درباره ی اینترنت پچ پچ می کنند .این هم یک تبلیغ است و هم یک هنر پست مدرن پرزرق و برق،بی تردید هدف چنین هنری صرفا این است که سرازیر شدن پول های ما به جیب آی بی ام را گریزناپذیر کند.داگلاس راشکف در کتاب “ویروس رسانه” که شرحی بر ضد فرهنگ رسانه است می نویسد:” دیگر فضای خصوصی وجود ندارد.مفهوم فرهنگ فرهیخته،از بیخ و بن مفهومی مربوط به طبقه ی متوسط است ،مثلا یم نجیب زاده در اتاق مطالعه ی پر از کتابش با خلوتی برای تفکر.چنین تصویری خیلی نخبه گرایانه است” به همین ترتیب رابرت کوور در مقاله هایی که برای تایمز بوک ری یو نوشته ،قسم می خورد که در آینده متن های اینترنتی جای گزین “مسیر یک طرفه ی رمان معمول”خواهند شد و به این ترتیب خواننده ها را از “سلطه نویسنده ” رها خواهند کرد.
اخبار این آینده دیجیتالی روشن تر،پشت سر هم روی کاغذ به دست ما می رسند که خودش یک جور نتاقض است؛مثلا اینکه مجبور باشید با اسب تان بروید پیش فروشنده ای که اولین خودرویتان را به شما می فروشد.با این حال نگروپانتی وقتی از تصمیمش برای انتشار یککتاب کاغذی می گوید ،دلیل هیجان انگیزی برای انتخابش می آورد.” رسانه های تعاملی مثل اینترنت؛جایی برای تخیل باقی نمی گذارند ،برعکس؛واژه های مکتوب تصاویر و استعاره هایی بر می انگیزند که بیشتر معنایشان را از تخیل و تجربه ی خواننده کسب می کنند .وقتی رمان می خوانید ،بیشتر رنگ ها،صداها،و حرکت ها از درون خود شما می آید”با این حال حقیقت ساده و تلخی وجود دارد :کتاب رو به مرگ است چون مصرف کننده ها دیگر آن را نمی خواهند.
با وجود همه ی این ها ،کتاب به هیچ وجه نمرده است.اگر باور ندارید ازکورمک مک کارتی بپرسید .قضیه فقط این جاست که رمان به عنوان پایگاه اقتدار و مرجعیت فرهنگی ،در یک قدمی مرگ است .در کتاب “مرثیه ای برای گوتمبرگ” که مجموعه مقاله ای با عنوان فرعی “اجل خواندن در عصر دیجیتال” است،نویسنده ی کتاب،برکت،شگفتی و وحشتش را از این موضوع ابراز می کند که مجلس ختم شایسته ای برای این درگذشت برگذار نشده است.حتی منتقدهای حرفه ای کتاب ها هم که باید در خط مقدم دفاع از رمان باشند،آژیر خطر را به صدا در نیاورده اند ،حتی برکت هم که خودش منتقد کتاب است ،به سرباز وفاداری می ماند که هنگش رهایش کرده است.لحن مرثیه های برکت شجاعانه اما حزن انگیز است .
برکت دفاع اش را با یادآوری این آغاز می کند که چطور در سال هایی که در خانواده ای مهاجر بزرگ می شد ،خودش را با جی.دی.سلینجر.جک کرواک و هرمان هسه شناخت. نویسنده های این کتاب ها در زندگی او الگوهایی شده بودند برای رقابت و مقایسه،بعدتر،در سال های رکود اقتصادی ،برکت به کمک خواندن ،کار در کتاب فروشی و در نهایت با منتقد شدن ،از آن وضعیت جان سالم به در برد.برکت می گوید”درواقع کتاب نجاتم داد.”
کتاب به عنوان کاتالیزور خودشناسی و کتاب به عنوان پناه گاه :این دو نفر جفت هم اند.چرا که برکت معتقد است “ضمیر انسان به عنوان تامل انگیزترین بخش خود “نیازمند یک “فضا” است که شخص بتواند در آن به معنای چیزها فکر کند .در مقایسه با وضعیت کسی که سرگرم تماشای فیلم یا کلیک روی لینک ها ی وب سایت است.به گفتهی برکت،غرق شدن در رمان به مفهوم تفکر نزدیک تر است. نقطه ی درخشش برکت ،جایی است که ریزه کاری های موقعیت خودش را توصیف می کند.این توصیف اوست از اولین درگیری اش با یک رمان:” حس می کنم کسی به زور می کشدم .زنجیر در چرخ دنده ها جاگیر شده ،حسی از جفت و جور شدن ،و بعد حرکتی نرم رو به جلو”آن چه برکت در دوره ی زوال رمان به چشمش می آید،چیزی فراتر از تغییر در عادت های سرگرمی ماست .چیزی که او می بیند ،زیروزبر شدن سرشت انسانی است .بی تردید کابوس او یکی ازآن”مدیران شبکه های اطلاعاتی موفق و لایق است که برداشت شان از مفهوم انسان بسیار سطحی است،مدیرانی که هر را از بر تشخیص نمی دهند”او قبول دارد که تکنولوژی،دورنمای ذهنی ما را از جهان وطنی و آسان گیر کرده،دسترسی مان را به اطلاعات ساده تر شناخت ما را از خودمان گسترده تر کرده،اما آن طور که برکت به کرات تاکید می کند ،”هر چه نظام های دسترسی ما به اطلاعات پر جزئیات تر شوند ،چیزهای بیشتری را قربانی فهم میکنیم.”اوگی مارچ قربانی آرنولد شوارتزنگر،فردیت قربانی عضویت درگروه،عقل و شعور قربانی انفجار اطلاعات.
با در نظر گرفتن این که نویسنده های معاصری همچون تونی موریشون چندین وچند برابر جین آستین در زمان خودش مخاطب دارند،حتما چیزی جز تحلیل منطقی برکرت را به این اظهار نظر مبالغه آمیز وادار کرده است .به نظرم سر نخ این ماجرا در نیم نگاه هایی است که به زندگی شخصی اش می اندازد.برکرت به سیگاری بودن ،اضطراب های مرضی ،بی خوابی و د رخود فرو رفتگی اش گریز می زند.او اولین مخاطبان کتابش را دوستان پر شمارش عنوان میکند.دوستانی که با او در سیاهی فرهنگی دوران معاصر هم نظر نیستند ،دوستانی که بی اعتنا از کنار پیشرفتهای الکترونیک می گذرند.”گاهی شک می کنم که ایا من و دوستان متفکرم در یک دنیا زندگی می کنم ؟طبیعتا ترجیح می دهم این طور فکر کنم که مشکل از دوستانم است”.
نخبه گرایی پاشنه ای آشیل تمام دفاعیه های جدی از هنر است.نخبه گرایی ادبیات مدرن بدون شک نوعی غیر عادی از نخبه گرایی است،نخبه سالاری بیگانگی ،انجمن اخوت شک و سرگردانی.آن هایی که اهل کتاب نیستند،این اتهام را مطرح می کنند که کتاب خواندن نوعی فعالیت متفرعنانه ی درون گروهی است که کتاب خوان ها با آن علیه کتاب نخوان ها قضاوت و ارزش گذاری می کنند.برکرت آن قدر شجاع است که به بزرگ ترین ترس های این آدم ها صحه بگذارد:”البته که خواندن نوعی قضاوت است.خواندن،به برداشت ها و اولویت های معمول زندگی روزمره ی ما ،داغ ننگ می زند و آن ها را به چالش می کشد”.
اعتراف می کنم که من هم تحت تاثیر این استدلال ام،به همین خاطر است که تلویزیونم را رد کردم و دوباره خودم را وقف کتاب کردم.با این حال سعی می کنم که این موضوع را پیش خودم نگه دارم .من هم به اندازه ی برکرت عاشق رمان ام و من هم حس می کنم که رمان ها نجاتم داده اند.روی هم رفته هر کاری هم که کنیم،رمان نویس ها دوست دارند دیگران از آثارشان لذت ببرند،نه اینکه به آثارشان مثل داور نگاه کنند .آه و فغان بابت به محاق رفتن رمان ها زیر سایه ی تکنولوژی های اهریمنی و منتقد های خیانت کار.مثل کاری که

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان با موضوع جهانی شدن، امپریالیسم، ملی گرایی، زندگی روزمره Next Entries تحقیق رایگان با موضوع اوقات فراغت، قهوه خانه ها، سبک زندگی، فضاهای فرهنگی